تلفات مشکوک آبزیان در رودخانه تلار/ردپای «آلودگی و پساب» در مرگ ماهیان
- اخبار استانها
- اخبار مازندران
- 23 مرداد 1405 - 09:26
به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، رودخانه تلار این روزها حال خوشی ندارد؛ رودخانهای که سالها بخشی از طبیعت مازندران را شکل داده و در مسیر خود از مناطق مختلف عبور میکند، حالا با پدیدهای نگرانکننده روبهرو شده است؛ تلف شدن تعدادی از آبزیان در بخشهایی از مسیر رودخانه و آبی که پس از بارندگیهای اخیر در برخی مقاطع گلآلود شده است.
هنوز هیچکس نمیتواند با قطعیت بگوید چه عاملی باعث مرگ آبزیان شده است. مسئولان محیط زیست قائمشهر نیز تأکید دارند بررسیهای کارشناسی ادامه دارد و برای اعلام علت قطعی باید نتایج نمونهبرداری و آزمایشها مشخص شود، اما همین اتفاق، فارغ از اینکه علت نهایی چه باشد، یک سؤال جدی را پیش روی مسئولان و افکار عمومی قرار داده است.
تلار دقیقاً از چه چیزی آسیب دیده است؟
آیا کاهش اکسیژن محلول در آب، حاصل افزایش روانآبهای سطحی و ورود حجم زیادی از مواد معلق پس از بارندگی بوده است؟ آیا ترکیبات ناشی از فعالیتهای کشاورزی وارد رودخانه شدهاند؟ آیا فاضلابهای خانگی یا صنعتی نقشی داشتهاند؟ یا باید رد احتمالی آلودگی را در بخشهای دیگری از مسیر، از فعالیتهای صنعتی تا محدودههای مرتبط با زغالسنگ البرز مرکزی جستوجو کرد؟ هنوز پاسخ روشنی وجود ندارد؛ اما همین فهرست بلندبالای احتمالات نشان میدهد که مسئله تلار را نمیتوان ساده و تکعلتی دید.
تلار؛ رودخانهای که زیر ذرهبین رفته است
رئیس اداره حفاظت محیط زیست قائمشهر از آغاز بررسیهای کارشناسی درباره تلف شدن تعدادی از آبزیان در بخشهایی از رودخانه تلار خبر داده است.
سیده مریم حسینی با اشاره به بارندگیهای اخیر اظهار کرد که افزایش روانآبهای سطحی موجب گلآلود شدن آب رودخانه در برخی مقاطع شده و تغییراتی نیز در شاخصهای کیفی آب مشاهده شده است.
یکی از مهمترین تغییرات ثبتشده، کاهش میزان اکسیژن محلول در آب عنوان شده است؛ شاخصی که میتواند برای حیات آبزیان اهمیت تعیینکننده داشته باشد.با این حال، محیط زیست قائمشهر هنوز این موضوع را علت قطعی تلفات نمیداند.این نکته اهمیت زیادی دارد؛ چراکه در حوادث زیستمحیطی، فاصله میان «احتمال» و «علت قطعی» بسیار مهم است.
ممکن است یک تغییر در کیفیت آب، نتیجه ورود آلایندهای مشخص باشد؛ اما ممکن است همان تغییر، حاصل مجموعهای از عوامل طبیعی و انسانی باشد که همزمان بر اکوسیستم فشار وارد کردهاند.از همین رو اکنون نمونهبرداری و پایش آب در حال انجام است.
وقتی اکسیژن آب کم میشود
رودخانه فقط یک جریان آب نیست؛ یک اکوسیستم زنده است.ماهیها، آبزیان، گیاهان آبزی و مجموعهای از موجودات ریز و درشت، همگی به تعادل مشخصی در کیفیت آب وابستهاند.یکی از مهمترین مؤلفهها، اکسیژن محلول است.وقتی میزان اکسیژن محلول کاهش پیدا میکند، آبزیان بهویژه گونههایی که نیاز بیشتری به اکسیژن دارند، میتوانند تحت فشار قرار گیرند.اما پرسش اصلی اینجاست که چرا اکسیژن آب تلار کاهش یافته است؟ این همان نقطهای است که بررسیهای کارشناسی باید از آن عبور کند.
بارندگی شدید میتواند حجم زیادی از روانآبها را وارد رودخانه کند. این روانآبها ممکن است حامل رسوبات، مواد آلی و ترکیبات مختلف باشند و در نتیجه بر کیفیت آب اثر بگذارند.از طرف دیگر، اگر مواد آلایندهای وارد آب شده باشند، فرآیند تجزیه آنها نیز میتواند بر میزان اکسیژن محلول اثر بگذارد.بنابراین کاهش اکسیژن، بیشتر از آنکه پایان تحقیقات باشد، میتواند آغاز یک زنجیره پرسشهای جدیتر باشد.
ردپای کشاورزی در آب تلار؟
یکی از احتمالاتی که محیط زیست قائمشهر در حال بررسی آن است، ورود ترکیبات ناشی از فعالیتهای کشاورزی به روانآبها و سپس رودخانه است.مازندران سرزمین کشاورزی است و شالیزارها بخش مهمی از سیمای اقتصادی و اجتماعی استان را تشکیل میدهند.در فصلهای مختلف، انواع کود و سموم برای افزایش بهرهوری محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار میگیرد.
اما مسئله زمانی ایجاد میشود که بخشی از این ترکیبات، بهویژه در زمان بارندگی، همراه روانآبها حرکت کنند و وارد منابع آبی شوند.البته تأکید دوباره ضروری است که ورود کود و سموم به تلار در این حادثه هنوز اثبات نشده و صرفاً یکی از احتمالات مورد بررسی محیط زیست است.
اما اگر آزمایشها وجود چنین ترکیباتی را تأیید کنند، آن زمان باید یک سؤال جدیتر مطرح شود، آیا الگوی فعلی مصرف و مدیریت مواد شیمیایی در حوضه آبریز رودخانه با ظرفیت زیستمحیطی آن تناسب دارد؟
فاضلاب؛ متهم همیشگی رودخانهها
در کنار کشاورزی، یک احتمال دیگر نیز مطرح است؛ فاضلابهای خانگی و صنعتی.رودخانهها در بسیاری از مناطق کشور سالهاست با مشکل ورود پسابهای مختلف مواجهاند.وقتی فاضلاب بدون تصفیه کافی وارد رودخانه شود، میتواند ترکیبات آلی، مواد مغذی و آلایندههای مختلفی را به آب منتقل کند و تعادل اکولوژیک رودخانه را تحت تأثیر قرار دهد.مرگ آبزیان میتواند یک نشانه باشد؛ نشانهای که میگوید باید مسیر رودخانه را از سرچشمه تا نقطه حادثه بررسی کرد.نه فقط جایی که ماهیها تلف شدهاند.زیرا منشأ آلودگی لزوماً در همان نقطهای نیست که آثار آن مشاهده میشود.آب حرکت میکند، آلایندهها جابهجا میشوند و یک رودخانه میتواند پیامد آلودگی را کیلومترها دورتر نشان دهد.
زغالسنگ البرز مرکزی؛ یک احتمال دیگر در پرونده تلار
محیط زیست قائمشهر همچنین رانش زمین در محدوده فعالیتهای زغالسنگ البرز مرکزی را از دیگر مواردی دانسته که باید بررسی شود.این موضوع نیز نیازمند بررسی علمی و مستند است.هر فعالیت معدنی میتواند در صورت نبود مدیریت مناسب، پیامدهایی برای خاک و منابع آب اطراف داشته باشد؛ اما در پرونده تلار نمیتوان بدون نتایج آزمایشگاهی و کارشناسی، فعالیت خاصی را به عنوان منشأ تلفات آبزیان معرفی کرد.
همین موضوع ضرورت یک بررسی جامع را بیشتر میکند.اگر قرار است منشأ حادثه مشخص شود، باید تمام مسیرهای احتمالی آلودگی بررسی شوند؛ از فعالیتهای کشاورزی و شهری گرفته تا صنایع و فعالیتهای معدنی.
تلار قربانی توسعه بدون ملاحظه محیط زیست نشود
ماجرای اخیر تلار یک هشدار است؛ نه لزوماً به این معنا که حتماً یک آلودگی صنعتی یا کشاورزی رخ داده، بلکه به این معنا که سلامت رودخانه باید دائماً پایش شود.رودخانهای که در مجاورت فعالیتهای متعدد انسانی قرار دارد، نمیتواند بدون پایش مستمر رها شود.اگر کشاورزی در اطراف آن جریان دارد، باید روانآبها کنترل شوند.
اگر سکونتگاههای انسانی در مسیر آن قرار گرفتهاند، وضعیت فاضلاب باید مشخص باشد.اگر شهرک صنعتی وجود دارد، عملکرد تصفیهخانهها و نحوه تخلیه پساب باید بررسی شود.اگر فعالیت معدنی در حوزه آبریز وجود دارد، آثار احتمالی آن بر منابع آب باید بهصورت علمی ارزیابی شود.اینها نه اقدامات لوکس، بلکه بخشی از مدیریت یک رودخانه زنده هستند.یک رودخانه سالم، فقط برای ماهیها نیست؛ گاهی وقتی خبر تلف شدن ماهیها منتشر میشود، ممکن است تصور شود موضوع صرفاً به حیات آبزیان مربوط است.اما واقعیت این است که آبزیان میتوانند یکی از نخستین نشانههای برهم خوردن تعادل یک اکوسیستم آبی باشند.
اگر کیفیت آب تغییر کند، اثر آن میتواند از آبزیان فراتر برود.رودخانه با کشاورزی، منابع آب، خاک، پوشش گیاهی و در نهایت زندگی انسانها ارتباط دارد.بنابراین مسئله تلار فقط «چند ماهی تلفشده» نیست.مسئله این است که چه اتفاقی در اکوسیستم رودخانه رخ داده که بخشی از آبزیان نتوانستهاند در آن دوام بیاورند؟
و مهمتر از آن آیا این اتفاق یک حادثه مقطعی است یا نشانه مشکلی بزرگتر؟ پاسخ این سؤال باید از آزمایشگاه و دادههای پایش بیرون بیاید، نه از حدس و گمان.
مطالبه مردم؛ منشأ آلودگی را شفاف اعلام کنید
در همین حال، جمعی از مردم و فعالان محیط زیست خواستار مشخص شدن منشأ احتمالی آلودگی و برخورد قانونی با عوامل ایجادکننده آلودگی شدهاند.
این مطالبه قابل توجه است.مردم حق دارند بدانند وقتی آبزیان یک رودخانه تلف میشوند، علت چیست.اما شفافیت نباید به معنای اعلام سریع یک مقصر بدون سند باشد.شفافیت واقعی یعنی مسئولان نتایج آزمایشها را اعلام کنند؛ شاخصهای کیفی آب را منتشر کنند؛ مشخص کنند چه موادی در آب شناسایی شده؛ محدوده آلوده کجاست و چه اقداماتی برای جلوگیری از تکرار حادثه انجام شده است.
اگر عامل انسانی شناسایی شد، طبیعتاً باید مطابق قانون با آن برخورد شود.اگر علت طبیعی یا ناشی از بارندگی و تغییرات هیدرولوژیک بود، آن هم باید شفاف برای مردم توضیح داده شود.آنچه نباید اتفاق بیفتد، فراموششدن ماجرا پس از فروکش کردن موج خبری آن است.
تلار را بعد از مرگ ماهیها به یاد نیاوریم
یکی از ضعفهای جدی در مدیریت محیط زیست، واکنشهای مقطعی به بحرانهاست.ماهیها که تلف میشوند، نمونهبرداری آغاز میشود.آتش که در جنگل شعلهور میشود، جلسه تشکیل میشود.تالاب که خشک میشود، هشدار صادر میشود.اما حفاظت واقعی یعنی پیش از وقوع حادثه، شاخصهای خطر شناسایی شود.تلار نیز نیازمند همین نگاه است.پایش مستمر کیفیت آب باید به یک روند دائمی تبدیل شود، نه اقدامی که فقط پس از مشاهده تلفات آبزیان آغاز شود.
چند سؤال که باید پاسخ داده شود
حالا که بررسیهای کارشناسی آغاز شده، چند سؤال اساسی پیش روی مسئولان محیط زیست، دستگاههای اجرایی و مدیریت شهری قرار دارد:
اول؛ میزان اکسیژن محلول آب در چه محدودهای کاهش یافته و این کاهش نسبت به شرایط عادی چقدر بوده است؟
دوم؛ آیا در نمونههای آب، ترکیبات مرتبط با کود و سموم کشاورزی مشاهده شده است؟
سوم؛ آیا فاضلاب خانگی یا صنعتی وارد رودخانه شده است؟
چهارم؛ آیا در محدوده فعالیتهای معدنی، تغییراتی رخ داده که بتواند بر کیفیت آب اثر بگذارد؟
پنجم؛ آیا تلفات آبزیان محدود به یک گونه یا چند گونه خاص بوده است؟
ششم؛ آیا تلفشدن آبزیان تنها در یک نقطه مشاهده شده یا در چند مقطع رودخانه تکرار شده است؟
هفتم؛ آیا پایشهای قبلی رودخانه نشانهای از تغییر تدریجی کیفیت آب را نشان دادهاند؟
و مهمتر از همه آیا پس از مشخص شدن علت، برنامهای برای جلوگیری از تکرار حادثه وجود خواهد داشت؟
تلار نیازمند نسخه پیشگیرانه است
حتی اگر نتایج نهایی نشان دهد که بارندگی و افزایش روانآبها عامل اصلی تغییرات کیفی آب بودهاند، باز هم موضوع تمام نمیشود.زیرا تغییرات اقلیمی و بارشهای شدید میتوانند در آینده نیز رخ دهند.بنابراین باید مشخص شود که آیا زیرساختهای لازم برای مدیریت روانآبها، کنترل رسوبات و پایش کیفیت آب در حوضه تلار کافی است یا خیر.اگر هم مشخص شود منشأ حادثه یک عامل انسانی بوده است، آن زمان موضوع از یک حادثه زیستمحیطی به مسئله نظارت و مسئولیتپذیری تبدیل خواهد شد.در هر دو حالت، نتیجه باید یکسان باشد: حفاظت بیشتر از رودخانه.
مرگ آبزیان؛ زنگ خطر برای یک اکوسیستم
تلار امروز در انتظار نتیجه آزمایشهاست.آب گلآلود شده، اکسیژن محلول تغییر کرده و تعدادی از آبزیان تلف شدهاند.هنوز علت قطعی مشخص نیست و باید تا اعلام نتایج کارشناسی صبر کرد.اما یک چیز روشن است؛ هر اتفاقی که برای یک رودخانه رخ میدهد، ارزش بررسی دارد.رودخانهها حافظه طبیعتاند.آنچه وارد آب میشود، ممکن است در مسیر رودخانه حرکت کند و اثر خود را بر موجودات زنده نشان دهد.از همین رو، تلار نباید تنها زمانی مورد توجه قرار گیرد که آبزیان آن تلف میشوند.
باید پیش از آنکه یک حادثه کوچک به بحران بزرگ تبدیل شود، وضعیت آب، پسابها، روانآبهای کشاورزی، فعالیتهای صنعتی و معدنی و تمام عوامل مؤثر بر کیفیت رودخانه بهصورت مستمر رصد شود.اکنون چشم مردم و فعالان محیط زیست به نتایج بررسیهای کارشناسی دوخته شده است.اگر آلودگی وجود داشته، باید منشأ آن معرفی شود.اگر عامل انسانی دخیل بوده، باید برخورد قانونی صورت گیرد.اگر علت طبیعی بوده، باید راهکار کاهش آثار آن ارائه شود.و اگر مجموعهای از عوامل در این حادثه نقش داشتهاند، باید همه آنها شناسایی شوند.تلار نباید بعد از مرگ آبزیان به یک خبر یکروزه تبدیل شود.
این رودخانه بخشی از سرمایه طبیعی مازندران است و حفاظت از آن فقط وظیفه محیط زیست نیست؛ مسئولیتی است که کشاورز، صنعتگر، مدیر شهری، دستگاه اجرایی و شهروند، هرکدام به اندازه خود در آن سهم دارند.
حالا سؤال اصلی این نیست که «چند ماهی تلف شدهاند؟»
سؤال مهمتر این است چه اتفاقی برای تلار افتاده که آبزیان آن قربانی شدهاند و آیا پیش از آنکه نوبت به سلامت کل اکوسیستم برسد، کسی قرار است زنگ خطر را جدی بگیرد؟
انتهای پیام/