خونهای ماندگار|حجت کلینی؛ جوانی که 17 روز مانده به 19 سالگی شهید شد
- اخبار استانها
- اخبار کردستان
- 23 مرداد 1405 - 08:38
به گزارش خبرگزاری تسنیم از کردستان، شهدا تنها نامهایی ثبت شده در قاب تصاویر و سنگهای مزار نیستند؛ هر شهید روایتی از یک زندگی است، از کودکیهایی که با عشق خانواده شکل گرفت، از آرزوهایی که در دل جوانه زد و از راهی که به آسمان ختم شد. پشت هر نام ماندگار، خانوادهای ایستاده که سالها خاطرات یک عزیز را با خود حمل کرده و هر بار با مرور آن، هم دلتنگ میشود و هم به داشتن چنین فرزندی افتخار میکند.
پرونده رسانهای «خونهای ماندگار» با هدف ثبت ناگفتههای زندگی شهدای گرانقدر جنگ تحمیلی رمضان 1404، این بار مسیر خود را به آذرشهر در استان آذربایجان شرقی رساند؛ جایی که مادر شهید حجت کلینی ممقانی در گفتوگویی صمیمی با خبرنگار تسنیم، از پسری گفت که هنوز فرصت نکرده بود بسیاری از آرزوهایش را زندگی کند، اما نامش برای همیشه در دفتر ایثار و شهادت ماندگار شد.
در دهمین روایت این پرونده، پای صحبتهای سعیده فرجی مادر شهید نشستیم؛ مادری که هنوز تصویر پسرش را با همان لبخند همیشگی به یاد دارد؛ جوانی خوشاخلاق، پرتلاش و مهربان که به گفته خانواده، خندههایش بخش جدانشدنی شخصیت او بود.
حجت؛ پسری که زودتر از همسنوسالهایش مرد زندگی شد
شهید حجت کلینی ممقانی متولد 27 اسفندماه 1385 از آذرشهر استان آذربایجان شرقی بود؛ جوانی که از همان سالهای نوجوانی مفهوم تلاش و مسئولیت را آموخت.
مادرش از روزهایی میگوید که حجت هنوز دانشآموز بود، اما تابستانها کنار پدرش کار میکرد؛ پدری که در کار فروش میوه بود و پسرش را با دنیای تلاش و زحمت آشنا کرد.
«از کلاس ششم دبستان تابستانها میرفت کنار پدرش کار میکرد. دوست داشت روی پای خودش بایستد و برای آیندهاش چیزی بسازد.»
حجت از آن نوجوانهایی نبود که منتظر بماند دیگران برایش تصمیم بگیرند. هدف داشت و برای رسیدن به خواستههایش تلاش میکرد. خانواده میگویند او حتی در سن کم، نگاه متفاوتی به زندگی داشت و دوست داشت مستقل باشد.
لبخندی که در خاطرهها ماند
مادر شهید، اولین ویژگی پسرش را خوشرویی او میداند؛ همان ویژگی که باعث شده بود هر کس او را میشناسد، از لبخندهایش یاد کند.
«حجت خیلی پسر خندهرویی بود. خجالتی بود، اما غیرت خاصی داشت. با خانواده، دوستان و فامیل رفتار خیلی خوبی داشت.»
تصاویر و کلیپهایی که از حجت در فضای مجازی منتشر شده، تصویری از جوانی پرنشاط و امیدوار را نشان میدهد؛ جوانی که شاید عمرش کوتاه بود، اما خاطراتش برای خانواده و دوستانش ماندگار شده است.
آرزویی ساده؛ کار، تلاش و ساختن آینده
حجت آرزوهای بزرگی در سر داشت، اما برای رسیدن به آنها مسیر تلاش را انتخاب کرده بود. یکی از مهمترین خواستههایش خرید وسیلهای برای کار و کسب درآمد بود.
مادرش میگوید: «اول میگفت میخواهم ماشین سواری بخرم، بعد گفت نه، نیسان میخرم که بتوانم کار کنم. میخواست بعد از ظهرها هم کار کند و بیکار نماند.»
او حتی در دوران سربازی هم به فکر آینده بود و برنامه داشت که بعد از پایان خدمت، زندگیاش را با تلاش بیشتر ادامه دهد.
آخرین تماس؛ دلتنگی پسری که میخواست برگردد
حجت یکم دیماه برای خدمت اعزام شد و پس از مدتی به یگان خود معرفی شد. اما تنها چند روز از آغاز خدمتش نگذشته بود که سرنوشت، مسیر دیگری برای او رقم زد.
مادر شهید از آخرین تماس پسرش میگوید؛ تماسی که در آن صدای دلتنگی حجت را شنید.
«زنگ زد و گفت دلم برای خانه و شما تنگ شده. با پدرش حرف زد و گفت بابا میآیم، با هم میرویم ماشین میخریم. پدرش هم گفت بیا، با هم میرویم.»
هیچکس تصور نمیکرد این آخرین گفتوگوی آنها باشد؛ آخرین وعدهای که به جای خرید ماشین، تبدیل به خاطرهای همیشگی در قلب خانواده شد.
عشق به موتور؛ خاطرهای که حتی در خواب هم ادامه داشت
یکی از علاقههای خاص حجت، موتور بود. مادرش میگوید پسرش علاقه زیادی به موتور داشت و حتی پس از شهادتش، خواب دید که حجت با همان موتور محبوبش آمده است.
برای مادر، این خواب تنها یک تصویر نبود؛ یادآور علاقهای بود که پسرش به آن وسیله و خاطرات دوران جوانیاش داشت.
شهادتی که تولد 19 سالگی را ناتمام گذاشت
شهید حجت کلینی ممقانی دهم اسفندماه سال گذشته در جریان حمله نانجوانمردانه آمریکایی-صهیونی در پادگان دیواندره به شهادت رسید؛ در حالی که تنها 17 روز تا تولد 19 سالگیاش باقی مانده بود.
جوانی که هنوز در آغاز مسیر زندگی قرار داشت، با آرزوهایی کوچک اما زیبا، با امید ساختن آیندهای بهتر، راهی شد که پایانش شهادت بود.
مادر شهید هنوز از پسری سخن میگوید که میخواست کار کند، مستقل شود، کنار خانواده باشد و زندگی را بسازد؛ اما تقدیر برای او مسیری دیگر رقم زد.
حجت کلینی ممقانی رفت، اما لبخند، تلاش و خاطراتش در میان خانواده و مردم ماندگار شد؛ روایتی از جوانی که شاید فرصت زیادی برای زندگی نداشت، اما نامش در شمار خونهای ماندگار این سرزمین ثبت شد.
در پایان این روایت، تصاویر و لحظاتی کمتر دیدهشده از شهید جوان، حجت کلینی ممقانی، که بهصورت اختصاصی در اختیار خبرنگار تسنیم قرار گرفته است، تقدیم مخاطبان میشود؛ تصاویری از روزهای زندگی، لبخندها و خاطرات جوانی که اگرچه عمر دنیاییاش کوتاه بود، اما نام و یادش برای همیشه در حافظه خانواده و جامعه ماندگار خواهد ماند.
خون های ماندگار|شهید مصطفی ملاولی؛ کودکی که به عشق «چمران» نام گرفت
انتهای پیام/481/