مؤثرترین راه برای دعوت به اسلام معرفی شخصیت پیامبر(ص) است
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 22 مرداد 1405 - 14:51
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، متن زیر یادداشتی است که محمد فنائی اشکوری, استاد فلسفه و عرفان تطبیقی به مناسبت بیست و هشتم صفر، سالروز رحلت جانسوز پیامبر گرامی اسلام درباره پیامبر شناسی به زبان ساده نوشته است:
در روزگاری که دشمنی با دین و اسلامهراسی به اوج خود رسیده و تبلیغات گسترده ای در داخل و خارج علیه اسلام صورت میگیرد، مؤثرترین راه برای دفاع از این آیین الهی و دعوت به سوی آن، معرفی درست و همه جانبهٔ شخصیت پیامبر اکرم است. ابعاد گوناگون شخصیت ایشان چنان جذاب و الهامبخش است که اگر مردم از نزدیک با آن آشنا شوند، بیگمان به سوی او جذب شده و ایمان خواهند آورد.
برای شناخت این شخصیت بزرگوار، منابع متعددی در دسترس است:
نخست، قرآن کریم که آیات بسیاری را به تبیین شخصیت، اخلاق، منش و روش سیاسی پیامبر اختصاص داده است.
دوم، روایات؛ شامل احادیث، دعاها و زیارتنامه هایی که از اهل بیت معصوم علیهمالسلام به ما رسیده است.
سوم، کتابهای تاریخی و سیره نگاری که گزارشهایی از زندگانی آن حضرت ارائه میدهند.
معرفی برخی از منابع برای مطالعه دربارۀ شخصیت پیامبر اعظم(ص)
به زبان فارسی
فروغ ابدیت، اثر آیتالله جعفر سبحانی
تاریخ پیامبر اسلام، اثر محمدابراهیم آیتی
سیره نبوی، اثر آیتالله مرتضی مطهری
زندگانی پیامبر اعظم(ص)، اثر سید جعفر شهیدی
به زبان عربی
سیرة ابن هشام (تهذیب سیرة ابن إسحاق)
تاریخ الرسل والملوک (تاریخ الطبری)
کتاب المغازی للواقدی
الطبقات الکبرى لابن سعد
الصحیح من سیرة النبی الأعظم لسید جعفر مرتضى العاملی
به زبان انگلیسی
Muhammad at Mecca and Muhammad at Medina by W. Montgomery Watt
Muhammad: A Biography of the Prophet by Karen Armstrong
Muhammad: His Life Based on the Earliest Sources by Martin Lings
The Succession to Muhammad by Wilferd Madelung
Muhammad and the Believers: At the Origins of Islam by Fred M. Donner
Entries in Encyclopaedia Britannica and Encyclopaedia of Islam
نگاهی به تاریخ زندگی پیامبر اعظم(ص)
ای پیامبر رحمت و عدالت، تولدت در عامالفیل در مکه، در خاندان بنیهاشم، طلیعهای بود برای دگرگونی تاریخ. کودکیات را با فقدان پدر و مادر آغاز کردی و عمویت ابوطالب، آن مؤمن بزرگوار، پشتیبان تو شد. جوانیات با امانتداری و راستگویی، تو را به لقب «امین» آراست و در بیست و پنج سالگی با خدیجهٔ وفادار پیوند بستی که یاور همیشگی ات بود. در چهل سالگی، در غار حرا، نور وحی بر دلت تابید و پیام توحید، عدالت و حمایت از مستضعفان را با خود آوردی.
با آغاز دعوت، سران قریش به مخالفت برخاستند و تو و همراهانت را در شعب ابوطالب زیر فشار قرار دادند. در سال اندوه، ابوطالب و خدیجه را از دست دادی، اما معراج، تسلی و نشانهای بر عظمت راهت بود. هجرت به مدینه، آغاز تقویم نو و بنای جامعهای بود بر پایه برادری و پیمان مدینه که همبستگی مسلمانان و یهودیان را رقم زد. در بدر پیروز شدی، در احد یاران مجاهدت درس گرفتند و در خندق اتحاد دشمنان را درهم شکستی. حدیبیه، راه گفتگو و تفاهم را گشود و نامههایت به پادشاهان، پیام جهانی اسلام را اعلام کرد.
فتح مکه، پیروزی رحمت بود؛ انتقام نگرفتی، بتها را شکستی و کعبه را پاک ساختی. در حجةالوداع، برابری انسانها را فریاد زدی و در غدیر خم، علی را به جانشینی برگزیدی تا راهت ادامه یابد. سرانجام در مدینه، در کنار یارانت، جان به جانآفرین تسلیم کردی و پیکرت در همان شهر آرام گرفت، اما پیامت تا ابد در دلها جاوادان ماند.
به حسن خلق و وفا کس به یار ما نرسد
اخلاق پیامبر اسلام، اسوه کامل انسانیت و الگوی تمامنما برای همیشه تاریخ است. قرآن کریم درباره ایشان میفرماید: «تو دارای اخلاقی بزرگ و والا هستی» و این ستایش الهی، گواه آن است که تمام سیرت و رفتار پیامبر، تجسم عینی قرآن بود. از برجستهترین ویژگیهای اخلاقی پیامبر، راستگویی و صداقت بود بطوری که پیش از بعثت نیز مردم مکه او را «امین» مینامیدند.
امانتداری پیامبر نیز وابسته به دوستی یا دشمنی افراد نبود. اموال مردم را با دقت حفظ میکرد و حتی دشمنان، امانتهای خود را نزد او میگذاشتند. هنگامی که قریش تصمیم به قتل ایشان گرفتند و پیامبر شبانه به مدینه هجرت کرد، در خانه او امانتهای بسیاری از مردم مکه وجود داشت؛ از علی (ع) خواست تا چند روز بماند و همه امانتها را به صاحبانشان بازگرداند.
مهربانی و دلسوزی پیامبر نسبت به فقیران، یتیمان و کودکان، زبانزد خاص و عام بود. در سفری. روزی پیامبر در حال نماز بود و نوهاش بر پشت او سوار شد. ایشان سجده را طولانی کرد تا کودک به اختیار خود پایین بیاید و احساس ناراحتی نکند. او حتی با حیوانات نیز بسیار مهربان بود. رفتار ایشان با حیوانات نیز سرشار از رحمت بود. شتری را دید که از شدت گرما و تشنگی بیقرار است؛ بیدرنگ برایش آب آورد و خودش با دست خویش آن را سیراب کرد.
فروتنی پیامبر نیز در سیره ایشان کاملاً مشهود بود. با مردم عادی مینشست، کارهای شخصی خود را انجام میداد و از تشریفات دوری میکرد. هنگام ورود به مسجد، کنار اولین فردی که مییافت مینشست به طوری که یک غریبه نمیتوانست او را از میان یارانش تشخیص دهد. مردی فقیر و ژولیده وارد مسجد شد و با تردید کنار پیامبر نشست. حضرت با روی خوش با او سخن گفت و چنان رفتار کرد که احساس حقارت نکند.
روزی مردی ثروتمند اما متکبر وارد مسجد شد و با بیاعتنایی از کنار همان فقیر گذشت و نزد پیامبر نشست. حضرت به او فرمود: «چرا از برادرت روی گرداندی؟» مرد پاسخ داد که او ژولیده و بینواست. پیامبر با لحنی آرام اما محکم فرمود: «او در نزد خدا از تو گرانبهاتر است، اگر با تواضع به دیدارش میرفتی، بهتر از این بود که با تکبر از او بگذری.» آن روز مرد ثروتمند درس بزرگی آموخت و بعدها بسیار در کار خیر با فقیران همنشین میشد.
بردباری و گذشت پیامبر در برابر آزارها، نمونهای بینظیر از جوانمردی است. در مکه بارها به او توهین کردند و حتی هنگام عبور، خاکستر و زباله بر سرش ریختند. پیرزنی یهودی هر روز بر سر راه حضرت زباله و خار میریخت تا اذیتش کند و حضرت هر روز بیآنکه واکنشی نشان دهد، از آن مسیر عبور میکرد. یک روز که پیرزن نیامد، پیامبر از او پرسوجو کرد و چون دانست بیمار است، به عیادتش شتافت. پیرزن از دیدن ایشان چنان به شگفت آمد که به گریه افتاد و گفت: «ای محمد، من سالها به تو جفا کردم، ولی تو نه تنها کینه به دل نداری، بلکه به بالین بیمارم میآیی؟» حضرت لبخندی زد و فرمود: «کینه را کجا بریزم که خانه دل کوچک است و پر از نور محبت.» آن پیرزن همان روز شهادتین گفت و از دوستداران آن حضرت گردید.
رفتار خانوادگی پیامبر نیز سرشار از مهربانی و احترام بود. در کارهای خانه مشارکت داشت، لباس خود را وصله میزد، کفش خود را تعمیر میکرد و به خانواده کمک مینمود.
خوشرفتاری پیامبر با همه مردم، از دیگر ویژگیهای برجسته ایشان بود. انس بن مالک روایت میکند که پیامبر هرگز کسی را با دست یا زبان نیازرد و اگر کسی از او خواهشی میکرد، هرگز به او «نه» نمیگفت، مگر آنکه خلاف شرع بود و در آن صورت نیز با عبارتی ملایم پاسخ میداد.
روزی غلامی از قبیلهای ثروتمند نزد حضرت آمد و از دست ارباب خود شکایت کرد. پیامبر نه تنها به داد او رسید، بلکه خودش نامهای به ارباب نوشت و او را به آزادی آن غلام ترغیب کرد. وقتی ارباب از شرمساری آزادش کرد، غلام با اشک نزد پیامبر بازگشت و گفت: «مرا آزاد کردند، ولی من هرگز نمیخواهم از محضر تو دور باشم» و تا پایان عمر در خدمت ایشان ماند.
سادهزیستی پیامبر نیز نشانه ضعف نبود، بلکه انتخابی آگاهانه برای حفظ عدالت و همدلی با مردم بود. گاهی ماهها در خانهاش آتش روشن نمیشد و غذایشان خرما و آب بود، ولی هرگز گلایه نکرد و دیگران را به صبر و قناعت فرا میخواند.
سیره پیامبر اکرم(ص) در تمام ابعاد زندگی، از روابط فردی و خانوادگی گرفته تا تعامل با جامعه و حتی رفتار با حیوانات، تجلی کامل رحمت، عدالت و کرامت انسانی بود و ایشان با اخلاق عظیم خود، الگویی کامل برای همه بشریت در همه اعصار به شمار میروند.
اخلاق اجتماعی و سیره حکومتی پیامبر اعظم(ص)
عدالت محور حکومت نبوی بود. در اجرای قانون میان نزدیکان و دیگران تفاوتی وجود نداشت و در قضاوت، حتی اگر فرزندش هم مرتکب خطا میشد، کیفر او را برابر با دیگران میدانست. حقوق اقلیتهای دینی نیز محترم شمرده میشد. عدالت فقط قضایی نبود، بلکه اقتصادی و اجتماعی نیز بود. او با فقیر و غنی یکسان رفتار میکرد و به شخصیت انسانها احترام میگذاشت.
مشورت و مشارکت عمومی
در مسائل اجتماعی و سیاسی با اصحاب مشورت میکرد، حتی هنگامی که نظر شخصی دیگری داشت. این کار هم موجب رشد فکری جامعه میشد و هم مشارکت عمومی را تقویت میکرد. رهبری او استبدادی نبود و میان مردم حضور داشت و از مشکلات آنان آگاه میشد. مسئولیتها را بر اساس شایستگی تقسیم میکرد و پس از تصمیمگیری، در اجرای آن قاطع بود.
برخورد با مخالفان و عفو عمومی
تا زمانی که دشمن دست به توطئه و تجاوز نمیزد، اصل بر مدارا بود. پیمانها را محترم میشمرد و عفو و گذشت را بر انتقام ترجیح میداد. نمونه برجسته آن فتح مکه است. سالها مردم مکه او و یارانش را آزار دادند، شکنجه کردند و از شهر بیرون راندند. هنگامی که پیامبر با قدرت وارد مکه شد، بسیاری انتظار انتقام داشتند. اما ایشان فرمود: امروز بر شما سرزنشی نیست؛ بروید که همه شما آزادید.
گویند در همان هنگام، یکی از سخت ترین دشمنانش به نام ابوسفیان، که سالها در صف آزارگران بود، با ترس و لرز در مقابل ایشان ایستاد و پیامبر نه تنها او را بخشید، بلکه با جملهای ملایم او را از هراس بیرون آورد و فرمود: وای بر تو ابوسفیان، آیا وقت آن نرسیده که بدانی خدایی جز الله نیست؟ وقتی ابوسفیان از ترس سربلند کرد، با لبخندی او را مشمول عفو همگانی قرار داد. این گذشت به حدی بود که حتی هند، همسر ابوسفیان که در احد پیکر حمزه را مثله کرده بود، مورد عفو او قرار گرفت.
اخلاق در جنگ و صلح
جنگ در اسلام هدف نیست، بلکه وسیله دفاع از حق و رفع مانع هدایت است. پیامبر در جنگ، اصول اخلاقی مانند منع کشتن غیرنظامیان، زنان، کودکان و تخریب مزارع و منابع طبیعی و آب ها را رعایت میکرد. وقتی پیامبر سپاهی را به میدان نبرد اعزام میکرد، به فرماندهان سفارش میفرمود که با زنان، کودکان، پیران و راهبان عبادتگاهها کاری نداشته باشید و درختان را نسوزانید و آب را زهرآلود نکنید. این توصیهها که در میان جنگهای آن روزگار کم مانند بود، نشان از رحمت فراگیر او داشت که حتی در سخت ترین شرایط مرزهای انسانی را فرو نمیگذاشت.
اصلاح تدریجی جامعه
بسیاری از احکام و اصلاحات اجتماعی به صورت تدریجی اجرا شد. هدف، تربیت پایدار انسانها بود نه تحمیل دفعی قوانین. مبارزه با شرک، تبعیض، ربا و فساد اخلاقی مرحله به مرحله انجام گرفت. دعوت پیامبر بر پایه حکمت، موعظه نیکو و گفتگوی منطقی بود و از تحقیر مخالفان پرهیز میکرد. ابتدا به بیدار کردن فطرت انسانها میپرداخت و در تبلیغ، تدریج و رعایت ظرفیت افراد را در نظر میگرفت.
اخوت اسلامی و برابری
یکی از اقدامات مهم پیامبر، ایجاد برادری میان مهاجر و انصار بود. این کار تعصبات قبیلهای را تضعیف و همبستگی ایمانی را تقویت کرد. او برتری نژادی، قبیله ای و طبقاتی را نفی کرد و ملاک ارزش را تقوا، ایمان و عمل صالح دانست. میان عرب و غیرعرب تفاوت ذاتی قائل نشد. وحدت اسلامی یکی از درسهای بزرگ سیره نبوی است.
اهمیت علم و تربیت
آموزش از مهمترین برنامه های پیامبر بود. مسجد فقط محل عبادت نبود، بلکه مرکز تعلیم و تربیت و اداره جامعه به شمار میرفت. پیامبر(ص) استعدادهای افراد را کشف و پرورش میداد. آموزش از مهمترین برنامههای او بود و مسجد را به مرکز تعلیم و تربیت و اداره جامعه تبدیل کرد.
جمع میان عبادت و مسئولیت اجتماعی
در سیره نبوی، عبادت از خدمت به جامعه جدا نیست. نماز، روزه و دعا باید به اصلاح اخلاق، عدالت خواهی و خدمت به مردم منتهی شود. انزواطلبی و رهبانیت با روح اسلام سازگار نیست. پیامبر عیبپوش بود و از افشای خطاهای پنهان مردم پرهیز میکرد. در سلام کردن، احوالپرسی و محبت به دیگران پیشقدم میشد.
هجرت و تمدن سازی
هجرت صرفاً جابهجایی مکانی نبود، بلکه انتقال از مرحله دعوت محدود به تشکیل جامعه اسلامی بود. پیامبر در مدینه تمدنسازی کرد: ایجاد اخوت اسلامی، تنظیم روابط اقتصادی، تدوین پیمان مدینه و تشکیل حکومت قانون محور. او با این اقدامات، جامعه ای مبتنی بر ایمان، عدالت، علم و آگاهی، مسئولیت پذیری اجتماعی، تعاون و همبستگی، و آزادی همراه با تعهد اخلاقی پایه گذاری کرد.
انتهای پیام/