حرم حضرت معصومه(س) در سوگ برادر؛ روایت یک شب دلدادگی+ فیلم و عکس
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 22 مرداد 1405 - 10:58
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم ، شب شهادت امام رضا(ع)، حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) حالوهوای دیگری دارد؛ گویی اینجا، بیش از هر شب، داغ برادری بر دل خواهر نشسته است. از ساعاتی پیش از آغاز مراسم، صحنها و شبستانهای حرم مملو از زائرانی است که خود را به حرم بانوی کرامت رساندهاند تا در شب شهادت امام هشتم(ع)، به خواهر بزرگوارش تسلیت بگویند.
نور چراغهای صحن، پرچمهای سیاه و کتیبههای عزا، در کنار صدای روضه و نوحه، فضای حرم را به صحنهای از سوگ و دلدادگی تبدیل کرده است. زائران آرامآرام از ورودیها عبور میکنند، برخی برای زیارت مستقیم به سمت ضریح میروند و گروهی نیز گوشهای از صحن را برای نشستن و شنیدن مراسم انتخاب کردهاند.
در میان جمعیت، خانوادههایی دیده میشوند که کودکانشان را نیز با خود به حرم آوردهاند. پیر و جوان، زن و مرد، هر کدام به شیوهای در این سوگواری شریک شدهاند. عدهای قرآن و مفاتیح در دست دارند و برخی زیر لب ذکر میگویند؛ اما وجه مشترک همه، حضور در حرم حضرت معصومه(س) در شبی است که نام امام رضا(ع) بیش از همیشه در فضای حرم شنیده میشود.
اینجا، شب شهادت برادر است
یکی از زائران که همراه خانواده خود از تهران به قم آمده است، درباره حضورش در حرم میگوید: برای ما شب شهادت امام رضا(ع) فقط یک مراسم عزاداری نیست. احساس میکنیم باید در این شب خودمان را به حرم حضرت معصومه(س) برسانیم و به ایشان تسلیت بگوییم. آمدن به قم برای ما یک حال و هوای خاص دارد.
او ادامه میدهد: وقتی وارد صحن شدم و پرچمهای سیاه را دیدم و صدای روضه را شنیدم، حال عجیبی پیدا کردم. آدم اینجا بیشتر احساس میکند که حضرت معصومه(س) در سوگ برادرشان هستند و ما هم آمدهایم در این غم شریک باشیم.
این زائر میگوید حضور در چنین شبهایی برای خانوادهاش به یک رسم تبدیل شده است: هر وقت بتوانیم در مناسبتهای مهم به قم میآییم. مخصوصاً شب شهادت امام رضا(ع)، دوست داریم اینجا باشیم. زیارت حضرت معصومه(س) و عرض تسلیت به ایشان برایمان ارزش زیادی دارد.
زائر دیگری که در گوشهای از صحن نشسته و مراسم عزاداری را دنبال میکند، درباره دلیل حضورش میگوید: ما از خود قم هستیم و طبیعتاً در چنین شبی نمیتوانیم در خانه بمانیم. حرم حضرت معصومه(س) پناه مردم قم است و وقتی شب شهادت امام رضا(ع) میرسد، انگار همه شهر به اینجا میآیند.
او با اشاره به حضور گسترده مردم در صحنهای حرم اضافه میکند: چیزی که برای من جالب است این است که مردم با هر سن و سالی آمدهاند. بعضیها فقط برای چند دقیقه زیارت میکنند و میروند، بعضیها تا آخر مراسم مینشینند. هر کسی به اندازه خودش میخواهد در این عزاداری سهم داشته باشد.
این زائر تأکید میکند: من همیشه به حضرت معصومه(س) احساس نزدیکی داشتهام. در چنین شبی که شهادت برادرشان است، آمدن به حرم و گفتن یک تسلیت ساده هم برای آدم معنا دارد. شاید نتوانیم کاری بیشتر از این انجام دهیم، اما همین حضور را وظیفه خودمان میدانیم.
از گوشهوکنار صحن تا کنار ضریح
زائری دیگر که به اتفاق همسر و فرزندانش از کاشان به حرم آمده است، میگوید: از ظهر تصمیم داشتیم شب به قم بیاییم. گفتیم اگر قرار است عزاداری کنیم، چه جایی بهتر از حرم حضرت معصومه(س). برای همین بچهها را برداشتیم و آمدیم.
او فضای حرم را اینگونه توصیف میکند: از همان لحظهای که وارد شدیم، صدای روضه و نوحه را میشنیدیم. مردم آرام حرکت میکردند و هر کسی دنبال جایی برای نشستن بود. این شلوغی با شلوغی روزهای عادی فرق دارد؛ مردم آمدهاند که عزاداری کنند و تسلیت بگویند.
وی میافزاید: برای بچهها هم حضور در این فضا مهم است. باید از همین سن با اهلبیت(ع) و مناسبتهای مذهبی آشنا شوند. وقتی میبینند پدر و مادرشان برای شهادت امام رضا(ع) به حرم میآیند، این خاطره در ذهنشان میماند.
زائر دیگری که پس از زیارت از کنار ضریح خارج شده، میگوید: وقتی جلوی ضریح ایستادم، اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که حضرت معصومه(س) در چنین شبی چه حالی دارند. آدم نمیتواند نسبت خواهر و برادری این دو بزرگوار را مثل یک رابطه معمولی تصور کند؛ این داغ برای ما هم قابل لمس است.
او ادامه میدهد: من فقط آمدم چند دقیقه زیارت کنم و تسلیت بگویم. خیلی وقتها آدم حرف زیادی ندارد. همان که بگویی خانم جان، شهادت برادرتان را تسلیت میگویم، برای خودت هم آرامش میآورد.
این زائر درباره حضور مردم نیز میگوید: وقتی جمعیت را میبینم، احساس میکنم مردم هنوز با این مناسبتها زندگی میکنند. شاید شکل زندگیها تغییر کرده باشد، اما محبت امام رضا(ع) و حضرت معصومه(س) هنوز در دل مردم هست و خودش را در همین حضورها نشان میدهد.
روایتی از یک شب دلدادگی
زائر دیگر که بانویی میانسال است که به تنهایی برای زیارت آمده است. او میگوید: من هر سال اگر شرایط اجازه بدهد، در شب شهادت امام رضا(ع) به حرم حضرت معصومه(س) میآیم. احساس میکنم باید این شب را در کنار حضرت بگذرانم و به ایشان تسلیت بگویم.
او با اشاره به فضای معنوی حرم ادامه میدهد: وقتی روضه خوانده میشود و نام امام رضا(ع) میآید، خیلیها اشک میریزند. حتی کسانی که همدیگر را نمیشناسند، در این غم با هم شریک میشوند. اینجا آدم احساس تنهایی نمیکند.
این بانوی زائر در پایان میگوید: امیدوارم همه کسانی که امشب به حرم آمدهاند، حاجتشان را بگیرند. ما برای خودمان و خانوادهمان دعا میکنیم، اما مهمتر از همه این است که بتوانیم محبت اهلبیت(ع) را در زندگیمان حفظ کنیم.
شب هرچه جلوتر میرود، رفتوآمد زائران در صحنهای حرم همچنان ادامه دارد. گروهی پس از پایان مراسم راهی خانه میشوند و گروهی دیگر تازه وارد صحن شدهاند. صدای نوحه از شبستانها شنیده میشود و پرچمهای سیاه در فضای حرم، نشانهای از عزای امام هشتم(ع) است.
در این میان، جملهای که از زبان بسیاری از زائران شنیده میشود، ساده اما پرمعناست: «آمدهایم به حضرت معصومه(س) تسلیت بگوییم.» همین جمله شاید کوتاهترین روایت از حالوهوای امشب حرم باشد؛ شبی که مردم قم و زائران دیگر شهرها، در جوار بانوی کرامت گرد هم آمدهاند تا در سوگ برادرش، امام رضا(ع)، عزاداری کنند.
حرم حضرت معصومه(س) در این شب تنها محل برگزاری یک مراسم عزاداری نیست؛ صحنهای از پیوند عاطفی مردم با خاندان اهلبیت(ع) است. زائرانی که از شهرهای دور و نزدیک آمدهاند، هر کدام با نیتی متفاوت، اما با یک مقصد مشترک، خود را به اینجا رساندهاند؛ زیارت بانوی کرامت و عرض تسلیت در شب شهادت برادر بزرگوارش.
و حالا در سکوت میان دو نوحه، دوباره جمعیتی مقابل ضریح ایستادهاند؛ برخی دست بر سینه دارند، برخی اشک میریزند و برخی آرام زیر لب چیزی میگویند. شاید هر کدام حرفی برای گفتن داشته باشند، اما معنای حضورشان یکی است: آمدهاند تا در حرم خواهر، برای برادر عزاداری کنند.
انتهای پیام/