خیبر و لرستان؛ از سکوهای ورزش تا سرمایه اجتماعی

به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرم‌آباد، پس از ماه‌ها انتظار، فوتبال ایران بار دیگر به روزهای پرهیجان خود نزدیک می‌شود و خیبر خرم‌آباد نیز در آستانه ورود به فصل تازه‌ای از رقابت‌های لیگ برتر قرار گرفته است؛ فصلی که برای این تیم فقط یک رقابت ورزشی دیگر نیست، بلکه فرصتی برای تثبیت جایگاه خیبر در فوتبال ایران و مهم‌تر از آن، تقویت جایگاه آن به‌عنوان یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های اجتماعی لرستان است. شاید در نگاه نخست، چنین تعبیری درباره یک تیم فوتبال کمی بزرگ به نظر برسد، اما اگر فوتبال را صرفاً مجموعه‌ای از مسابقات، نتایج و قراردادها نبینیم، خیلی زود متوجه می‌شویم که خیبر برای مردم لرستان چیزی فراتر از یک باشگاه ورزشی است؛ خیبر بخشی از خاطره جمعی، احساس تعلق و هویت مشترک بخشی از جامعه‌ای است که سال‌ها نام این تیم را با خود حمل کرده است.

در واقع، اهمیت خیبر را باید در همین نقطه جست‌وجو کرد. یک تیم فوتبال زمانی که بتواند میان هواداران خود احساس تعلق ایجاد کند، مردم را حول یک نماد مشترک گرد هم آورد و نام یک شهر یا استان را در عرصه ملی نمایندگی کند، دیگر صرفاً یک بنگاه ورزشی نیست؛ به یک نهاد اجتماعی تبدیل می‌شود. از این منظر، حضور خیبر در بالاترین سطح فوتبال کشور، تنها به معنای حضور 11 بازیکن در زمین مسابقه نیست؛ هر بار که نام خیبر در رسانه‌های ملی مطرح می‌شود، نام خرم‌آباد و لرستان نیز در معرض دید افکار عمومی کشور قرار می‌گیرد. هر مسابقه، علاوه بر یک رقابت ورزشی، فرصتی برای بازنمایی هویت، ظرفیت‌ها و حتی تصویر عمومی لرستان است.

همین مسئله ضرورت تغییر نگاه به خیبر را آشکار می‌کند. اگر خیبر را تنها یک تیم ببینیم، حمایت از آن نیز به نتیجه مسابقه، جدول لیگ و مسائل فنی محدود خواهد شد؛ اما اگر آن را یک سرمایه اجتماعی بدانیم، حفظ و تقویت آن به یک مسئله عمومی تبدیل می‌شود که مجموعه‌ای از بازیگران باید در قبال آن مسئولیت بپذیرند. باشگاه، هواداران، رسانه‌ها، مسئولان، بخش خصوصی و حتی فعالان فرهنگی و اجتماعی استان، هرکدام بخشی از این زنجیره را تشکیل می‌دهند و موفقیت خیبر زمانی پایدار خواهد بود که این اجزا در کنار یکدیگر قرار بگیرند.

در این میان، رسانه شاید یکی از مهم‌ترین حلقه‌های این زنجیره باشد؛ زیرا در فوتبال حرفه‌ای امروز، موفقیت فقط در زمین مسابقه ساخته نمی‌شود. بخش مهمی از موفقیت یک باشگاه در عرصه‌ای شکل می‌گیرد که مخاطب آن را می‌بیند، درباره آن صحبت می‌کند و به آن معنا می‌دهد. رسانه می‌تواند یک باشگاه را به یک برند محبوب تبدیل کند، رابطه هواداران با تیم را تقویت کند، روایت درست و امیدبخش از مسیر باشگاه بسازد و در روزهای دشوار، مانع از تبدیل یک شکست ورزشی به یک بحران اجتماعی شود. به همین دلیل است که در فوتبال حرفه‌ای، ارتباطات و رسانه دیگر یک فعالیت حاشیه‌ای در کنار فوتبال نیست؛ بخشی از خودِ فوتبال حرفه‌ای است.

این همان جایی است که مفهوم «پیوست رسانه‌ای» اهمیت پیدا می‌کند. خیبر برای فصل جدید فقط به برنامه فنی نیاز ندارد؛ به یک برنامه ارتباطی منسجم نیز نیاز دارد. هر تصمیم مهم باشگاه باید از ابتدا یک ملاحظه رسانه‌ای داشته باشد؛ از نحوه معرفی بازیکنان و کادر فنی گرفته تا ارتباط با هواداران، مواجهه با حاشیه‌ها، مدیریت اخبار، فعالیت در شبکه‌های اجتماعی، ارتباط با رسانه‌های محلی و ملی و حتی نحوه مواجهه با یک شکست یا بحران احتمالی. باشگاهی که برای روایت خود برنامه نداشته باشد، ناگزیر روایت دیگران را درباره خود خواهد پذیرفت و این مسئله می‌تواند در بلندمدت بر اعتماد هواداران و اعتبار برند باشگاه اثر بگذارد.

البته سخن گفتن از حمایت رسانه‌ای به معنای تبدیل رسانه به روابط‌عمومی باشگاه نیست. اتفاقاً رسانه‌ای که برای خیبر اهمیت قائل است باید بیش از دیگران مطالبه‌گر باشد؛ اما میان «نقد حرفه‌ای» و «تخریب سرمایه اجتماعی» فاصله‌ای جدی وجود دارد. نقد زمانی ارزشمند است که به اصلاح کمک کند، ضعف‌ها را آشکار سازد و مدیران را نسبت به مسئولیت‌های خود پاسخ‌گو نگه دارد. در مقابل، تبدیل هر اختلاف مدیریتی، هر حاشیه یا هر شکست ورزشی به یک بحران رسانه‌ای، نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه می‌تواند سرمایه اجتماعی باشگاه را فرسوده کند. رسانه‌های لرستان باید بتوانند میان این دو مرز تفکیک قائل شوند؛ مطالبه‌گر باشند، اما مسئولانه؛ منتقد باشند، اما آینده‌نگر.

این نگاه البته مسئولیت باشگاه را نیز بیشتر می‌کند. نمی‌توان از رسانه‌ها انتظار حمایت داشت، اما برای ارتباط با رسانه و افکار عمومی برنامه‌ای نداشت. خیبر برای تبدیل شدن به یک باشگاه پایدار، نیازمند نظام ارتباطی حرفه‌ای است؛ نظامی که هوادار را فقط در روز مسابقه نبیند، رسانه را فقط هنگام انتشار خبر مثبت به یاد نیاورد و ارتباطات را به واکنش‌های لحظه‌ای در برابر حوادث محدود نکند.

 

اعتماد هوادار، همانند هر سرمایه اجتماعی دیگری، به‌تدریج ساخته می‌شود و با چند تصمیم نادرست می‌تواند آسیب ببیند. شفافیت، پاسخ‌گویی، احترام به هواداران و پیشکسوتان، توجه به هویت بومی و داشتن یک روایت روشن از آینده باشگاه، بخشی از همین فرآیند اعتمادسازی است.

از سوی دیگر، مسئولان لرستان نیز باید بدانند که حمایت از خیبر الزاماً به معنای دخالت در امور تخصصی باشگاه یا پرداخت هزینه‌های مقطعی نیست. حمایت واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که به ایجاد زیرساخت، تسهیل فعالیت بخش خصوصی، کمک به حل مسائل ورزشگاه و امکانات، کاهش موانع اداری و فراهم کردن شرایطی برای حرکت باشگاه به سمت یک مدل اقتصادی پایدار منجر شود. خیبر نباید هر فصل برای بقا به دنبال یک ناجی تازه باشد؛ هدف باید این باشد که باشگاه به نقطه‌ای برسد که بتواند روی پای خود بایستد و از ظرفیت اقتصادی و اجتماعی هواداران، اسپانسرها و بخش خصوصی استان استفاده کند.

در این میان، بخش خصوصی نیز باید خیبر را صرفاً محلی برای درج نام و نشان تجاری خود نبیند. یک باشگاه پرطرفدار می‌تواند به سکویی برای معرفی برندهای لرستانی در سطح ملی تبدیل شود و این رابطه اگر حرفه‌ای طراحی شود، منافع آن برای هر دو طرف خواهد بود. هرچه خیبر از نظر ورزشی، رسانه‌ای و اجتماعی قدرتمندتر شود، ارزش اقتصادی این برند نیز افزایش پیدا می‌کند و این همان نقطه‌ای است که می‌تواند حمایت مالی را از یک کمک مقطعی به یک سرمایه‌گذاری بلندمدت تبدیل کند.

از همه مهم‌تر، باید ظرفیت اجتماعی خیبر را به حوزه‌های دیگری نیز گسترش داد. باشگاه می‌تواند در کنار فوتبال، در حوزه ورزش همگانی، سلامت، توجه به نوجوانان و جوانان، مسئولیت اجتماعی، معرفی ظرفیت‌های فرهنگی و گردشگری لرستان و حتی ایجاد امید و نشاط اجتماعی نقش‌آفرینی کند. چنین رویکردی است که یک باشگاه را از یک تیم مسابقه‌ای به یک نهاد اثرگذار اجتماعی تبدیل می‌کند و باعث می‌شود ارتباط مردم با آن فقط به 90 دقیقه فوتبال محدود نباشد.

بنابراین آغاز فصل جدید لیگ برتر را باید فرصتی برای بازتعریف این رابطه دانست. خیبر برای موفقیت در زمین به بازیکن، مربی، برنامه فنی و مدیریت حرفه‌ای نیاز دارد، اما برای ماندگاری در فوتبال ایران به چیزی فراتر از اینها نیازمند است؛ به یک اکوسیستم حمایتی که در آن باشگاه حرفه‌ای عمل کند، رسانه مسئولانه و مطالبه‌گر باشد، مسئولان زمینه فعالیت پایدار را فراهم کنند، بخش خصوصی ظرفیت اقتصادی باشگاه را جدی بگیرد و هواداران نیز سرمایه اجتماعی خود را با حمایت مسئولانه و مطالبه‌گری حفظ کنند.

خیبر ممکن است یک مسابقه را ببرد و مسابقه‌ای دیگر را واگذار کند؛ ممکن است یک فصل درخشان داشته باشد یا فصل دشواری را پشت سر بگذارد. اما چیزی که نباید در این فراز و فرودها از دست برود، اصلِ سرمایه اجتماعی خیبر است. زیرا آنچه امروز در اختیار فوتبال لرستان قرار دارد، حاصل سال‌ها تعلق، خاطره، هواداری و پیوند عاطفی مردم با این نام است و چنین سرمایه‌ای به‌آسانی ساخته نمی‌شود که بتوان آن را به‌آسانی از دست داد.

امروز بیش از هر زمان دیگری به یک «روایت مشترک» درباره خیبر نیاز داریم؛ روایتی که در آن، موفقیت تیم فقط به معنای پیروزی در زمین نباشد، بلکه موفقیت یک پروژه اجتماعی، فرهنگی و رسانه‌ای برای لرستان تلقی شود. خیبر باید حفظ شود، تقویت شود و حرفه‌ای‌تر شود؛ نه فقط برای اینکه یک تیم فوتبال در لیگ برتر داشته باشیم، بلکه برای اینکه یکی از معدود نمادهایی را که توانسته بخش بزرگی از مردم لرستان را حول یک هویت مشترک گرد هم آورد، از دست ندهیم.

خیبر فقط یک تیم فوتبال نیست؛ خیبر بخشی از سرمایه اجتماعی لرستان است. حفظ این سرمایه، یک مسئولیت مشترک است و فصل جدید باید آغاز این هم‌افزایی باشد.

انتهای پیام/