پای پیامبر(ص) به «سلمان فارسی» باز میشود؛ شریفینیا هم در پشت صحنه!
- اخبار فرهنگی
- اخبار رادیو و تلویزیون
- 21 مرداد 1405 - 09:24
خبرگزاری تسنیم- مجتبی برزگر: در روزهایی که تلویزیون به مناسبت رحلت پیامبر اکرم(ص) و فرارسیدن 28 صفر، بار دیگر سراغ آثار مذهبی و تاریخی میرود، نام «سلمان فارسی» بیش از گذشته در کانون توجه قرار گرفته است؛ مجموعهای که سالهاست یکی از بزرگترین پروژههای نمایشی تلویزیون محسوب میشود و حالا علاوه بر وضعیت تولید و زمان احتمالی پخش، حاشیههای مربوط به بازیگران آن نیز دوباره داغ شده است.
داود میرباقری در «سلمان فارسی» سراغ شخصیتی رفته که بخش مهمی از زندگیاش در تاریخ اسلام با جستوجوی حقیقت و رسیدن به پیامبر اکرم(ص) گره خورده است؛ روایتی که اگرچه در قالب زندگی سلمان روایت میشود، اما در نقطهای حساس، مخاطب را به یکی از مهمترین مقاطع تاریخ اسلام میرساند: مواجهه سلمان با پیامبر آخرالزمان(ص).
سه نشانه برای شناخت پیامبر آخرالزمان
یکی از جذابترین بخشهای روایت سلمان، همین جستوجوی او برای یافتن حقیقت است. سلمان پیش از رسیدن به مدینه، از راهبان و عالمان مسیحی درباره نشانههای پیامبر آخرالزمان شنیده است؛ نشانههایی که قرار است در نهایت به شناخت پیامبر اسلام(ص) منجر شود.
در روایت تاریخی، سلمان زمانی که به مدینه میرسد، نمیخواهد صرفاً بر اساس شنیدهها ایمان بیاورد. او باید مطمئن شود شخصی که پیش روی اوست، همان پیامبری است که سالها دربارهاش شنیده است. ماجرای خرما یکی از همین آزمونهاست؛ سلمان ابتدا خرما را به عنوان صدقه میآورد و میبیند پیامبر(ص) از آن نمیخورد و به یارانش میدهد. روز بعد، خرما را با عنوان هدیه میآورد و پیامبر(ص) از آن تناول میکند.
اما سلمان هنوز یک نشانه دیگر میخواهد؛ نشانی که بر بدن پیامبر(ص) قرار دارد. زمانی که این نشانه را میبیند، حقیقت برای او آشکار میشود و شهادتین میگوید.
این بخش از زندگی سلمان، از آن جهت اهمیت دارد که شخصیت او را نه به عنوان فردی منفعل، بلکه به عنوان انسانی حقیقتجو نشان میدهد؛ کسی که حتی در مواجهه با پیامبر(ص) نیز میخواهد حقیقت را با نشانههایی که پیشتر درباره آنها شنیده، بیازماید. همین وجه از شخصیت سلمان میتواند یکی از نقاط قوت دراماتیک سریال میرباقری باشد.
در واقع، «سلمان فارسی» فقط قصه یک شخصیت تاریخی نیست؛ قصه انسانی است که از جستوجوی حقیقت به پیامبر(ص) میرسد و از همین مسیر، بخشی از تاریخ اسلام برای مخاطب روایت میشود.
از سلمان تا پیامبر؛ جای خالی یک روایت تلویزیونی
همزمانی دوباره نام «سلمان فارسی» با مناسبت 28 صفر، یک پرسش قدیمی را نیز زنده میکند: چرا تلویزیون ایران با وجود تجربه ساخت سریالهایی مانند «امام علی(ع)»، «مختارنامه»، «یوسف پیامبر»، «مریم مقدس» و «ولایت عشق»، هنوز یک مجموعه تلویزیونی بزرگ و مستقل درباره زندگی پیامبر اکرم(ص) نساخته است؟
این پرسش تازهای نیست. سالهاست درباره ظرفیتهای تصویری زندگی پیامبر(ص)، سیره ایشان و جامعهای که پیامبر در آن ظهور کرد، صحبت میشود؛ اما در عمل، تلویزیون هنوز اثر داستانی بلند و مستقلی که بتواند زندگی پیامبر(ص) را از زاویهای دقیق، پژوهششده و در عین حال جذاب برای مخاطب عمومی روایت کند، در کارنامه خود ندارد.
البته سینمای ایران با «محمد رسولالله(ص)» مجید مجیدی تلاش مهمی در این زمینه انجام داد، اما تلویزیون به دلیل گستره مخاطب، ظرفیت متفاوتی دارد. سریال میتواند فرصت بیشتری برای پرداخت شخصیتها، فضای اجتماعی، تحولات تاریخی و جزئیات زندگی پیامبر(ص) در اختیار سازندگان قرار دهد.
در شرایطی که آثار تاریخی و مذهبی موفق بارها در تلویزیون بازپخش شده و همچنان مخاطب خود را دارند، غیبت یک روایت سریالی جامع از زندگی پیامبر(ص) بیشتر به چشم میآید. پرسش اینجاست که آیا مسئله فقط بودجه و دشواری تولید است یا اینکه هنوز طرحی پیدا نشده که بتواند میان حساسیتهای مذهبی، پژوهش تاریخی و جذابیت دراماتیک تعادل برقرار کند؟
چرا «مختارنامه» ماند و «تنهاترین سردار» نه؟
نگاهی به تجربه تلویزیون در این حوزه نشان میدهد که صرف انتخاب یک شخصیت مذهبی برای ساخت سریال، تضمینکننده ماندگاری اثر نیست.
«تنهاترین سردار» و «ولایت عشق» هر دو سراغ شخصیتهای مهم تاریخ تشیع رفتند؛ امام حسن مجتبی(ع) و امام رضا(ع). با این حال، میزان ماندگاری و استقبال از آنها با آثاری مانند «امام علی(ع)» و «مختارنامه» متفاوت بود.
این تفاوت، بحث مهمی را درباره «انتخاب مقطع تاریخی» و «شیوه دراماتیزه کردن» زندگی اولیای دین مطرح میکند. یک اثر مذهبی زمانی میتواند در حافظه مخاطب بماند که علاوه بر برخورداری از پشتوانه پژوهشی، بتواند شخصیت و موقعیت تاریخی را به یک تجربه دراماتیک تبدیل کند.
در «تنهاترین سردار»، یکی از انتقادهای مطرح این بود که زندگی امام حسن(ع) بیش از اندازه در قاب تنهایی، جنگ، صلح و اندوه دیده شد و ظرفیتهای دیگری از شخصیت امام، از جمله جایگاه ایشان به عنوان «کریم اهل بیت(ع)»، کمتر به یک موتور دراماتیک تبدیل شد.
همین تجربهها نشان میدهد که برای ساخت سریالی درباره پیامبر(ص) نیز صرفاً داشتن منابع تاریخی کافی نیست. باید از دل این منابع، قصهای پیدا کرد که مخاطب امروز را درگیر کند؛ بدون آنکه برای جذابیت، به تحریف تاریخ یا شخصیتهای دینی متوسل شد.
«سلمان فارسی»؛ از بیزانس تا ایران و حجاز
در چنین شرایطی، «سلمان فارسی» یکی از مهمترین پروژههای جاری تلویزیون است. طبق آخرین توضیحات محسن برمهانی و نقویان درباره وضعیت تولید، بخش بیزانس این مجموعه به پایان رسیده و بخش ایران نیز قرار است تا آذرماه به پایان برسد.
پخش سریال هنوز قطعی نشده است. احتمال حضور آن در کنداکتور روزهای جمعه مطرح شده، اما برنامهریزی تلویزیون به دلیل تغییراتی که در پی جنگ رخ داده، دستخوش جابهجایی شده است. حتی پیشتر قرار بود سریال در نیمه دوم سال روی آنتن برود، اما حالا باید منتظر تصمیم نهایی درباره کنداکتور ماند.
در سوی دیگر، «موسی» نیز همچنان در حال فیلمبرداری است و برنامهریزی شده تا به پخش اواخر سال برسد و در صورت فراهم شدن شرایط، اوایل سال آینده روی آنتن برود. به این ترتیب، برای نخستین بار ممکن است دو پروژه بزرگ تاریخی و مذهبی در فاصلهای نزدیک از یکدیگر آماده نمایش شوند.
شریفینیا در «سلمان فارسی» هست یا نه؟
اما در کنار وضعیت تولید، بازار گمانهزنی درباره بازیگران «سلمان فارسی» نیز دوباره داغ شده است. نام محمدرضا شریفینیا در روزهای اخیر به واسطه حضور در پشت صحنه پروژه میرباقری مطرح شده؛ با این حال، حضور یک بازیگر در پشت صحنه به معنای حضور قطعی او مقابل دوربین نیست.
این نکته درباره «سلمان فارسی» اهمیت بیشتری دارد؛ چرا که در سالهای گذشته نام بازیگران مختلفی برای این پروژه مطرح شده و برخی حضورها نیز پیش از قطعی شدن، به خبر تبدیل شدهاند. از مهران غفوریان و هادی حجازیفر گرفته تا نامهای دیگری که هر کدام در مقطعی در فضای رسانهای مطرح شدند.
درباره شریفینیا نیز سابقه همکاری او با میرباقری در پروژههای مختلف، از جمله «امام علی(ع)»، باعث شده گمانهزنی درباره حضورش طبیعی باشد؛ اما تا زمانی که نام او از سوی سازندگان به عنوان بازیگر قطعی اعلام نشود، نمیتوان حضورش را در «سلمان فارسی» قطعی دانست.
همین وضعیت درباره مهران مدیری نیز پیشتر تجربه شده بود؛ حضور یا دیدار یک بازیگر با میرباقری در پشت صحنه، الزاماً به معنای توافق برای بازی در پروژه نیست.
بنابراین فعلاً میتوان گفت بازار بازیگران «سلمان فارسی» داغ است، اما فهرست قطعی بازیگران همچنان باید از سوی سازندگان اعلام شود.
نقطهای که «سلمان فارسی» میتواند به پیامبر(ص) برسد
اهمیت «سلمان فارسی» اما فراتر از زمان پخش و اسامی بازیگران است. این سریال در مقطعی از روایت خود به پیامبر اکرم(ص) میرسد؛ شخصیتی که در روایت زندگی سلمان، مقصد نهایی سالها جستوجوی حقیقت اوست.
همین نقطه میتواند یکی از حساسترین و در عین حال جذابترین بخشهای سریال باشد. مخاطب قرار نیست صرفاً داستان یک مسلمان شدن را ببیند؛ او شاهد مسیری است که یک انسان حقیقتجو طی میکند تا پیامبر(ص) را بشناسد.
از همین منظر، «سلمان فارسی» میتواند دوباره بحثی را پیش بکشد که تلویزیون سالهاست با آن روبهروست: آیا میتوان با تکیه بر شخصیتهای پیرامون پیامبر(ص)، مخاطب را به خودِ روایت پیامبر نزدیک کرد، یا سرانجام باید یک بار برای ساخت یک سریال بزرگ درباره زندگی رسول خدا(ص) تصمیم گرفت؟
در 28 صفر، شاید «سلمان فارسی» بیش از هر زمان دیگری یادآور همین جای خالی باشد؛ جای خالی روایتی تلویزیونی که زندگی پیامبر رحمت(ص) را نه در چند قسمت مناسبتی، بلکه در یک اثر بزرگ، ماندگار و درخور این شخصیت روایت کند.
انتهای پیام/