معادله جدید صنعا برای ریاض؛ افزایش هزینه جنگ مقابل برتری هوایی عربستان
- اخبار بین الملل
- اخبار تولیدات دفاتر خارجی
- 20 مرداد 1405 - 18:37
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، روز یکشنبه یحیی سریع، سخنگوی ارتش یمن، در پیامی کوتاه که در کانال تلگرامی خود منتشر کرد، اعلام کرد نیروهای یمنی در پاسخ به نقض حریم هوایی این کشور در استانهای صعده و حجه، تاسیسات پالایشگاهی شرکت آرامکو در جیزان عربستان را هدف قرار دادهاند. مقامات سعودی اعلام کردند این حمله تلفاتی به دنبال نداشته و آتشسوزی ایجاد شده نیز در مدت کوتاهی مهار شده است. رسانههای بینالمللی نیز گزارش دادند که حمله به تاسیسات آرامکو در جیزان موجب وقوع آتشسوزی شد، اما خسارت انسانی گزارش نشد.
با این حال، اهمیت این عملیات را نباید در سطح خسارت مستقیم آن ارزیابی کرد. در واقع، مسئله اصلی در چنین حملاتی میزان تخریب یک هدف مشخص نیست، بلکه پیامی است که از طریق آن به طرف مقابل منتقل میشود. صنعا تلاش دارد یک قاعده جدید را در مناسبات نظامی با عربستان تثبیت کند؛ قاعدهای که بر اساس آن، استفاده از قدرت هوایی علیه یمن دیگر اقدامی کم هزینه برای ریاض نخواهد بود و هرگونه فشار نظامی میتواند با پاسخی در عمق جغرافیایی عربستان همراه شود.
این رویکرد نشان میدهد که انصارالله در حال حرکت از یک الگوی واکنشی به سمت یک سیاست هدفمند برای تغییر محاسبات طرف مقابل است. در سالهای گذشته، بخش مهمی از توان نظامی عربستان بر استفاده از قدرت هوایی برای اعمال فشار بر مناطق تحت کنترل صنعا متمرکز بود. اما تجربه طولانی جنگ نشان داد که این برتری هوایی، اگرچه توانست خسارتهای زیادی به زیرساختهای یمن وارد کند، اما به تنهایی نتوانست نتیجه سیاسی و نظامی مورد نظر ریاض را ایجاد کند. در مقابل، صنعا نیز تلاش کرده است با استفاده از ظرفیتهای موشکی و پهپادی، هزینه ادامه این وضعیت را برای عربستان افزایش دهد.
جنگ هشت ساله میان عربستان و یمن چند واقعیت مهم را برای هر دو طرف آشکار کرد. نخست اینکه ارتش عربستان و نیروهای وابسته به ریاض، علیرغم برخورداری از تجهیزات گسترده و حمایتهای خارجی، امکان تغییر اساسی معادلات میدان از مسیر عملیات زمینی را ندارند. تلاشهای مختلف برای پیشروی در مناطق تحت کنترل صنعا یا ایجاد تغییر در جبهههای اصلی، در نهایت نتوانست به یک پیروزی تعیین کننده منجر شود.
در طرف مقابل، نیروهای مسلح در صنعا نیز با یک محدودیت جدی مواجه بودند. برتری هوایی عربستان باعث شد امکان انجام عملیات گسترده در مناطق باز و بیابانی شرق و جنوب یمن برای آنها دشوار باشد. به همین دلیل، جنگ به تدریج به سمت الگویی حرکت کرد که در آن هر طرف تلاش میکرد ضعفهای خود را با استفاده از ابزارهای دیگر جبران کند. عربستان با تکیه بر قدرت هوایی و حمایتهای خارجی تلاش کرد فشار را حفظ کند و صنعا نیز با توسعه توان موشکی و پهپادی به دنبال آن بود که عمق استراتژیک طرف مقابل را تحت تاثیر قرار دهد.
در چنین شرایطی، هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی عربستان برای انصارالله صرفا یک اقدام نظامی نیست، بلکه بخشی از یک محاسبه راهبردی است. منطق این اقدام آن است که اگر امکان جلوگیری کامل از حملات هوایی عربستان وجود ندارد، باید شرایطی ایجاد شود که ادامه این حملات برای طرف مقابل هزینههای جدی به همراه داشته باشد. به بیان دیگر، صنعا تلاش میکند میان توانایی نظامی عربستان و آزادی عمل این کشور فاصله ایجاد کند؛ یعنی ریاض همچنان ممکن است از ظرفیتهای هوایی خود برخوردار باشد، اما استفاده از این ظرفیت دیگر بدون نگرانی از پیامدهای احتمالی نخواهد بود.
حملات گذشته انصارالله به تاسیسات آرامکو نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. در سالهای گذشته، این گروه بارها اعلام کرده که در پاسخ به حملات ائتلاف سعودی، اهدافی در داخل عربستان را مورد حمله قرار داده است. برخی از این حملات، از جمله حمله به تاسیسات نفتی آرامکو، توجه زیادی را در سطح بین المللی به خود جلب کرد و نشان داد که زیرساختهای انرژی عربستان نیز در برابر ابزارهای نامتقارن آسیبپذیر هستند.
عملیات اخیر جیزان نیز در همین مسیر قرار دارد. انتخاب یک هدف مرتبط با حوزه انرژی، فارغ از میزان خسارت وارد شده، حامل یک پیام روشن است؛ اینکه جنگ برای صنعا محدود به جغرافیای یمن باقی نمی ماند و هرگونه تشدید فشار نظامی میتواند پیامدهایی برای مراکز حساس عربستان داشته باشد. این موضوع به ویژه در شرایطی اهمیت پیدا می کند که نیروهای سعودی و مزدوران ریاض خود را برای دور جدیدی از درگیریها آماده میکنند.
تلاش صنعا در این مرحله، بیش از آنکه معطوف به کسب یک پیروزی فوری در میدان باشد، مربوط به شکل دادن به فضای تصمیمگیری طرف مقابل است. در جنگهای نامتقارن، طرف ضعیفتر معمولا تلاش نمیکند در حوزهای که طرف مقابل برتری مطلق دارد وارد رقابت شود، بلکه با انتقال درگیری به حوزههایی که طرف مقابل آسیبپذیر است، تلاش میکند توازن جدیدی ایجاد کند. انصارالله نیز در سالهای اخیر همین مسیر را دنبال کرده است؛ یعنی تبدیل توان موشکی و پهپادی به ابزاری برای تاثیرگذاری بر محاسبات امنیتی عربستان.
از این منظر، حمله به جیزان را باید تلاشی برای تثبیت یک معادله جدید دانست. معادلهای که در آن نقض حریم هوایی یمن یا افزایش فشار نظامی علیه صنعا، بدون پاسخ باقی نمیماند و عربستان ناچار است هنگام تصمیمگیری درباره اقدامات آینده، هزینههای احتمالی آن را نیز در نظر بگیرد.
البته روشن است که ایجاد چنین شرایطی نیازمند استمرار و توانایی حفظ این روند در میدان است. یک عملیات محدود به تنهایی نمیتواند قواعد یک جنگ طولانی را تغییر دهد، اما میتواند بخشی از یک روند بزرگتر باشد؛ روندی که هدف آن کاهش اثرگذاری برتری نظامی عربستان از طریق افزایش آسیبپذیری نقاط حساس این کشور است.
به همین دلیل، اهمیت اقدام اخیر صنعا بیشتر در سطح راهبردی قابل مشاهده است تا سطح تاکتیکی. اگر عربستان در سالهای گذشته تلاش میکرد با استفاده از برتری هوایی، هزینه جنگ را به داخل یمن منتقل کند، انصارالله تلاش دارد این وضعیت را تغییر دهد و نشان دهد که ادامه درگیری میتواند برای طرف مقابل نیز هزینه داشته باشد.
در نهایت، عملیات جیزان را باید بخشی از تلاش گستردهتر صنعا برای بازتعریف قواعد درگیری با عربستان دانست. هدف اصلی این اقدام نه صرفا پاسخ به یک حمله مشخص، بلکه ایجاد محدودیت برای استفاده از ابزارهای نظامی ریاض و شکل دادن به یک موازنه جدید در میدان است؛ موازنهای که در آن قدرت هوایی عربستان دیگر به معنای مصونیت کامل در برابر پیامدهای جنگ نخواهد بود.
نویسنده: احمد حاجی صادقیان، کارشناس مسائل یمن
انتهای پیام/