پرتقالفروش کیست؟ وقتی همه از آزادی خبرنگار میگویند اما...
- اخبار استانها
- اخبار جزایر خلیج فارس
- 20 مرداد 1405 - 09:34
به گزارش خبرگزاری تسنیم دفتر جزایر خلیج فارس، 17 مرداد و آغاز هفته خبرنگار که میرسد، خبرنگارها برای چند روزی بیشتر از همیشه دیده میشوند؛ مراسمها برگزار میشود، لوحهای تقدیر روی میز خبرنگاران قرار میگیرد، از تلاشهای اصحاب رسانه گفته میشود و مسئولان از اهمیت رسانه، مطالبهگری و نقد سازنده سخن میگویند.
در این روزها، برنامههای مختلفی به مناسبت روز خبرنگار برگزار شده و هر دستگاه و مجموعهای نیز به فراخور حوزه فعالیت خود از خبرنگاران فعال تقدیر کرده است.در اغلب این مراسمها هم یک جمله، تقریباً پای ثابت سخنان مسئولان است: «خبرنگار باید آزاد باشد، باید نقد کند، باید مطالبهگر باشد و باید صدای مردم را به مسئولان برساند.»
جمله بسیار زیبایی است؛ منطقی، درست و البته دقیقاً همان چیزی که از یک مدیر انتظار میرود.اما یک سؤال ساده وجود دارد؛ سؤالی که ظاهراً کسی هنوز برایش پاسخ مناسبی پیدا نکرده است؛پس آن کسی که وقتی نقدی برخلاف میلش منتشر میشود، ناگهان اخم میکند، گارد میگیرد، تلفنها به صدا درمیآید و گاهی کار به شکایت و گلایه و تهدید و... میرسد، چه کسی است؟واقعاً «پرتقالفروش» این قصه کجاست؟.
ماجرا وقتی جالبتر میشود که همان مدیری که در مراسم روز خبرنگار با صدای بلند از ضرورت نقد و مطالبهگری رسانه سخن میگوید، چند روز بعد با انتشار یک گزارش انتقادی درباره عملکرد مجموعه تحت مدیریتش، همان خبرنگار مطالبهگر را «منتقد» نمیبیند؛ بلکه گاهی او را «دردسرساز» تلقی میکند!
عجیب نیست؟از خبرنگار میخواهیم صدای مردم باشد، اما ظاهراً گاهی انتظار داریم این صدا فقط زمانی شنیده شود که حرفش خوشایند ماست!از خبرنگار میخواهیم مطالبهگر باشد، اما وقتی مطالبهای جدی مطرح میکند، اولین واکنش برخی مدیران این است که بپرسند: «چرا این را نوشتید؟»؛از خبرنگار میخواهیم نقد منصفانه داشته باشد، اما آیا خودمان هم ظرفیت شنیدن نقد منصفانه را داریم؟این تناقض را باید جدی گرفت.
فرقی هم نمیکند دستگاه اجرایی باشد، قضایی، انتظامی، خدماتی یا هر مجموعه دیگری. تقریباً همه مدیران در سخنرانیهایشان بر اهمیت رسانه و نقش خبرنگار تأکید دارند؛ اما در عمل، گاهی کوچکترین نقد درباره عملکرد یک دستگاه کافی است تا برخی روابط از حالت حرفهای خارج شود.
مثلاً کافی است درباره عملکرد یک دستگاه خدماتی، شهری یا حتی شهرداری، چند گزارش انتقادی منتشر شود؛ ناگهان فضای ماجرا تغییر میکند. انگار تا زمانی که خبرنگار از افتتاح پروژه، اقدامات مثبت، جلسات و دستاوردها مینویسد، «خبرنگار خوب» است؛ اما به محض اینکه سؤال میپرسد، مطالبه میکند و درباره یک مشکل یا ضعف مینویسد، باید توضیح بدهد که چرا چنین کرده است!
این در حالی است که خبرنگار قرار نیست روابط عمومی هیچ دستگاهی باشد.روابط عمومی وظیفه خودش را دارد و خبرنگار هم رسالت خودش را.خبرنگار نه دشمن مدیر است، نه وکیل مدافع او و نه کارمند روابط عمومی دستگاهی که درباره آن گزارش تهیه میکند.
خبرنگار باید بتواند در کنار انعکاس اقدامات مثبت یک مجموعه، درباره ضعفها و مشکلات آن نیز سؤال کند. اتفاقاً ارزش کار رسانه در همین نقطه مشخص میشود؛ جایی که خبرنگار حاضر است برای یک مطالبه عمومی سؤال بپرسد، پیگیری کند و حتی اگر لازم بود، نقد کند.
اگر قرار باشد خبرنگار فقط اخبار مطلوب مدیران را منتشر کند، دیگر چه نیازی به خبرنگار است؟یک کانال اطلاعرسانی هم میتواند خبر جلسات و افتتاحها را منتشر کند!خبرنگاری اما چیزی فراتر از این است.خبرنگار چشم جامعه است؛ گوش جامعه است و در بسیاری از مواقع، صدای کسانی است که دسترسی مستقیم به مدیر و مسئول ندارند.
بنابراین وقتی یک خبرنگار درباره مشکل مردم در یک محله، وضعیت یک پروژه، کیفیت یک خدمت، عملکرد یک دستگاه یا تصمیمی که آثار اجتماعی دارد سؤال میکند، نباید نخستین واکنش، گارد گرفتن در برابر رسانه باشد.
البته این به معنای مصونیت خبرنگار از خطا نیست.خبرنگار هم ممکن است اشتباه کند. ممکن است اطلاعات ناقص باشد. ممکن است گزارشی نیازمند اصلاح یا توضیح باشد. اتفاقاً رسانه حرفهای باید پاسخ مسئولان را هم منتشر کند و حق دفاع را برای طرف مقابل محترم بشمارد.اما پاسخ به نقد، نباید با حذف نقد اشتباه گرفته شود.
اگر گزارشی ایراد دارد، پاسخ داده شود.اگر اطلاعاتی نادرست است، مستندات ارائه شود.اگر خبرنگار اشتباه کرده، تذکر حرفهای داده شود.اما اینکه هر نقدی را به حساب تخریب بگذاریم و هر پرسش جدی را حمل بر غرضورزی کنیم، با آن تصویری که خودمان از «رسانه مطالبهگر» ارائه میکنیم، همخوانی ندارد.
مسئولان باید یک واقعیت ساده را بپذیرند:خبرنگاری که فقط از شما تعریف میکند، لزوماً خبرنگار موفقی نیست؛ همانطور که خبرنگاری که همیشه نقد میکند نیز الزاماً خبرنگار حرفهای نیست.معیار، صداقت، انصاف، دقت و پایبندی به واقعیت است.اگر نقد منصفانه است، باید تحمل شود؛ حتی اگر خوشایند نباشد.
اصلاً شاید یکی از مهمترین نشانههای بلوغ مدیریتی همین باشد که یک مدیر بتواند گزارشی را بخواند که دوستش ندارد، اما به جای ناراحتی از خبرنگار، از خودش بپرسد:«آیا این نقد درست است؟»اگر درست است، مشکل را حل کند.اگر نادرست است، پاسخ بدهد.اما اصل نقد را نباید حذف کرد.
روز خبرنگار فقط روز تقدیر از خبرنگار نیست؛ شاید بد نباشد روزی باشد برای یادآوری یک مسئولیت دوطرفه.خبرنگار باید بداند که نقدش باید منصفانه، مستند و مسئولانه باشد و مدیر هم باید بداند که پذیرش نقد، بخشی از مسئولیت مدیریتی اوست.نمیشود در مراسم روز خبرنگار از «آزادی رسانه» گفت و چند روز بعد از شنیدن یک نقد، همان آزادی را فراموش کرد.
نمیشود از خبرنگار خواست «صدای مردم» باشد و همزمان انتظار داشت این صدا فقط آن چیزی را بگوید که مدیر دوست دارد بشنود.و نمیشود خبرنگار را در مراسمها «چشم و گوش جامعه» خطاب کرد، اما در عمل از او انتظار داشت «چشم و گوش روابط عمومی» باشد.
شاید وقت آن رسیده باشد که همه ما، مسئول و خبرنگار، تعریف دقیقتری از این رابطه داشته باشیم.رسانه نه قرار است مقابل مدیر بایستد و نه قرار است پشت سر او حرکت کند.رسانه باید کنار مردم بایستد.گاهی کنار مدیر است و از یک اقدام درست او میگوید؛ گاهی روبهروی مدیر میایستد و درباره یک تصمیم اشتباه سؤال میکند.هر دو، خبرنگاری است.
پس اگر قرار است همچنان در مراسمهای روز خبرنگار بگوییم «خبرنگار باید آزاد باشد»، «خبرنگار باید مطالبهگر باشد» و «نقد رسانه باعث اصلاح امور میشود»، بیاییم بعد از مراسم هم به این جملات وفادار بمانیم.
چون خبرنگار برای شنیدن این جملات در مراسمها نیازی به لوح تقدیر ندارد؛آنچه خبرنگار نیاز دارد، این است که وقتی فردا یک نقد جدی منتشر کرد، همان مسئولی که امروز از مطالبهگری او تقدیر کرده است، فردا هم ظرفیت شنیدن آن نقد را داشته باشد. وگرنه سؤال همچنان سر جایش باقی است:همه میگویند خبرنگار باید آزاد باشد؛ همه میگویند خبرنگار باید نقد کند؛ همه میگویند خبرنگار صدای مردم است...پس بالاخره،پرتقالفروش این وسط کیست؟ کاش پیدا شود....
انتهای پیام/7558