چند نکته درباره توافق مکه/اذعان ریاض به کلاهی که آمریکا بر سر آن گذاشت

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، در چارچوب تحلیل‌های متعددی که در مورد پشت پرده توافق دفاعی بین عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، وجود دارد، روزنامه الاخبار در گزارشی به ابعاد و دلایل این توافق پرداخته و نوشت: توافق مکه، تغییر در محاسبات امنیتی ریاض را نشان می‌دهد که با فرسایش تصویر بازدارندگی آمریکا و جستجوی تضمین‌های بیشتر همزمان شده است.

سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که آیا این توافق راه را برای "خلیج فارس پس از آمریکا" هموار می‌کند یا صرفاً سیاست آمریکا را از طریق نیروهای نیابتی منطقه‌ای بازتولید می‌کند؟

اذعان عربستان به کلاه بزرگی که آمریکا بر سر آن گذاشت

مهم‌ترین جنبه توافق دفاعی عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان این نیست که آیا به یک اتحاد نظامی بالفعل تبدیل خواهد شد یا خیر، و یا اینکه آیا ارتش‌های سه کشور روزی در یک جبهه خواهند جنگید یا خیر. بلکه، این است که عربستان سعودی، که دهه‌ها امنیت خود را بر اساس رابطه‌اش با ایالات متحده بنا کرده است، عملاً شروع به پذیرش این موضوع می‌کند که چتر امنیتی آمریکا به تنهایی دیگر کافی نیست و قرار دادن تمام تخم‌مرغ‌های امنیتی خود در سبد آمریکا دیگر یک سیاست پایدار نخواهد بود.

اولین برداشت از این توافق، آن است که عربستان سعودی نه علیه آمریکا شده و نه سلاح‌ها یا همکاری نظامی آمریکا را رها کرده است. اما حرکت به سمت چنین توافقی به معنای درک طرف‌های منطقه‌ای به ویژه کشورهای خلیج فارس از این موضوع است که آمریکا نمی‌تواند محافظ آنها باشد.

بنابراین در اینجا مهم نیست که کشورهای خلیج فارس از جمله عربستان همچنان به روابط خود با آمریکا ادامه می‌دهند، بلکه نکته مهم اینجاست که نفوذ آمریکا در کشورهای خلیج فارس صرفاً به خاطر پایگاه‌های خود در این کشورها نبود، بلکه بر اساس متقاعد کردن کشورهای منطقه مبنی بر اینکه هیچ امنیتی بدون ایالات متحده امکان‌پذیر نیست، نیز بود.

بنابراین وقتی خود متحدان آمریکا از جمله عربستان که از متحدان اصلی آن به شمار می‌رود، شروع به جستجوی چتر حمایتی جایگزین می‌کنند این یعنی پروژه ایالات متحده و اساس نفوذ آن در کشورهای خلیج فارس بعد از جنگ اخیر منطقه‌ای تا حد زیادی تضعیف شده‌ است.

البته این بدان معنا نیست که ارتش آمریکا به معنای سنتی شکست خورده است. بلکه، این تجربه به وجهه بازدارندگی آمریکا آسیب رساند، زیرا کشورهای متحد واشنگتن در منطقه که احساس می‌کردند آمریکا ضامن نهایی آنهاست، در این جنگ متوجه شدند که باید محاسباتشان را تغییر دهند و به دنبال تضمین‌های واقعی‌تر باشند.

دلارهای سعودی بعد از آمریکا به ترکیه و پاکستان منتقل می‌شود

در مورد توافقی که به توافق مکه معروف شده، پاکستان در تلاش است تا اهرم نظامی و هسته‌ای را در اختیار عربستان سعودی قرار دهد، ترکیه صنایع دفاعی و تخصص نظامی ارائه می‌دهد، در حالی که عربستان سعودی به هر دو طرف پول، بازار و سرمایه‌گذاری می‌دهد. به عبارت دیگر، این یک تبادل منافع است، نه یک گردهمایی برادری اسلامی، که با این وجود ارزیابی واقع‌بینانه‌تری است.

اما در این میان سوالی که بسیاری از آن غافل خواهند شد، همچنان باقی است: اگر پاکستان وارد یک رویارویی تمام عیار با هند شود، چه؟ آیا ترکیه و عربستان سعودی خود را در حال جنگ با آن می‌دانند؟ آیا کشمیر ناگهان به بخشی از امنیت ملی عربستان سعودی تبدیل خواهد شد؟ یا اینکه ضرب‌المثل "حمله به یکی، حمله به همه است" در اولین آزمایش واقعی نیاز به توضیح و روشن‌سازی زیادی دارد؟

افشای فریبکاری مدعیان حمایت از فلسطین

مسئله بعدی که شرم آورترین نکته در مورد این توافق است، به افشای دروغ‌های کشورهای امضا کننده توافق مذکور در مورد مسئله فلسطین مربوط می‌شود؛ جایی که این سه کشور ، وقتی صحبت از امنیت مستقیم خودشان می‌شود، توانستند از لفاظی به مفهوم بازدارندگی جمعی روی آورند. اما در مورد غزه هیچگونه اقدام عملی انجام ندادند و در حالی که ادعا می‌کردند حامی فلسطینی‌ها هستند، صرفاً به بیانیه‌های محکومیت اکتفا کردند.

بنابراین، از نظر این کشورهای عربی و اسلامیِ مدعی حمایت از فلسطین، زمانی که امنیت خودشان در خطر باشد، بازدارندگی عملی به یک موضوع فوری تبدیل می‌شود اما زمانی که فلسطینی‌ها هدف قرار بگیرند، بازدارندگی صرفاً یک مسئله اخلاقی است.

در اینجا منظور ما درخواست برای اعزام ارتش از کشورهای مذکور به غزه نیست، اما فلسطینی‌ها حق دارند بپرسند که چرا یک تعهد دفاعی برای محافظت از این سه کشور ایجاد شد، اما یک سیستم فشار واقعی ایجاد نشد تا جنگ نسل‌کشی اسرائیل علیه غزه را از نظر سیاسی، اقتصادی و نظامی برای این رژیم پرهزینه کند.

درواقع از ابتدا هم، فلسطین بیشتر بخشی از گفتمان عربی و اسلامی بوده است تا بخشی از مفهوم خود امنیت.

بنابراین، اهمیت این توافق در دانستن این نیست که آیا ترکیه با هند خواهد جنگید یا اینکه آیا پاکستان برای دفاع از عربستان سعودی نیرو اعزام خواهد کرد. بلکه در این واقعیت نهفته است که ریاض متوجه شده که مسیر امنیت آن منحصراً از طریق واشنگتن نمی‌گذرد.

​​این به تنهایی یک ضرر قابل توجه برای آمریکا است، زیرا امپراتوری‌ها زمانی شروع به زوال می‌کنند که متحدانشان ایمان خود را به ضرورت وجود آنها از دست بدهند.

انتهای پیام/