روایت پژوهش|کاربرد هوش مصنوعی در تحلیل داده‌های فقهی

به گزارش خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، پایان نامه سطح‌سه رشته فقه و اصول با موضوع تبیین نقش هوش مصنوعی در موضوع‌شناسی فقهی در فرایند استنباط (موردپژوهی امکان‌سنجی و چالش‌ها) به همت حجت‌الاسلام مجتبی حسن‌زاده در مرکز مدیریت حوزه علمیه خراسان دفاع شد.

در چکیده این تحقیق که با راهنمایی حجت‌الاسلام‌والمسلمین علی شفیعی و مشاوره مهندس رضا ابراهیمی صورت گرفته، آمده است: «با گسترش روزافزون موضوعات فقهی در دوران معاصر اعم از مسائل قدیم، مستحدثه و میان‌رشته‌ای، فقیه با حجم عظیمی از داده‌ها، منابع و مسائل نوپدید مواجه است که بررسی و پالایش آن‌ها با روش‌های سنتی اجتهاد به‌تنهایی دشوار و زمان‌بر می‌باشد ازاین‌رو بهره‌گیری از ابزارها و روش‌های نوین همچون هوش مصنوعی ضرورتی انکارناپذیر به نظر می‌رسد. اگر درگذشته فقیه می‌توانست با اتکا به دانش عمومی و عرفی خود، موضوعات را تشخیص دهد، امروز با پدیده‌هایی مواجه است که شناخت دقیق ماهیت آن‌ها نیازمند تخصص‌های فرارشته‌ای و تحلیل حجم عظیمی از داده‌ها است».

پژوهش مذکور ضمن پرداختن به کلیات تحقیق، در قالب سه بخش مبانی نظری هوش مصنوعی و موضوع‌شناسی فقهی (چیستی و کارکردهای بنیادین هوش مصنوعی و مبانی موضوع‌شناسی در فقه اسلامی)، امکان‌سنجی بهره‌گیری از هوش مصنوعی در موضوع‌شناسی فقهی (ظرفیت‌های موجود در بهره‌گیری از هوش مصنوعی و کاربردپذیری هوش مصنوعی در مواجهه با موضوعات نوپدید) و چالش‌ها و محدودیت‌های بهره‌گیری از هوش مصنوعی در فقه( چالش‌های فنی، معرفتی، اخلاقی و فقهی در به‌کارگیری هوش مصنوعی) ظرفیت‌ها، محدودیت‌ها و کاربست‌های هوش مصنوعی در فرایند استنباط را تحلیل کرده و نشان می‌دهد که فناوری‌های هوشمند - به‌ویژه در مرحله موضوع‌شناسی و گردآوری و پردازش داده‌های مرتبط، می‌توانند نقش مؤثری در یاری‌رساندن به فقیه ایفا کنند.

یافته‌ها/ خطر ناکارآمدی فقه در پاسخگویی به نیازهای انسان معاصر

یافته‌های تحقیق نیز حاکی از آن است که هوش مصنوعی، علی‌رغم چالش‌های معرفتی و روش‌شناختی، قادر است دقت و جامعیت تحلیل‌های موضوع‌شناختی را افزایش داده، سرعت دستیابی به جمع‌بندی‌های اولیه را بهبود بخشد و مسیر اجتهاد را پشتیبانی کند؛ بی‌آنکه جایگزین فقیه یا فرایند استنباط شود. این پژوهش، با درک شکاف میان «ظرفیت‌های اجتهاد فردی سنتی» و «مقتضیات جهان مدرن»، نشان می‌دهد که فقیه با تمام توان و غنای علمی خود، در مواجهه با سیل خروشان موضوعات و مسائل مستحدثه و انفجار اطلاعات، به‌تنهایی قادر به رصد و تحلیل دقیق تمام موضوعات نیست و تداوم روش‌های سنتی در موضوع‌شناسی، خطر ناکارآمدی فقه در پاسخگویی به نیازهای انسان معاصر یا ارائه پاسخ‌های غیردقیق را در پی دارد. ازاین‌رو، گذار به سمت روش‌های نوین، از جمله «اجتهاد گروهی»، «تخصصی‌سازی فقه» و به طور خاص «بهره‌گیری از فناوری‌های هوشمند» را نه یک انتخاب تجملی، بلکه یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر برای حفظ پویایی و کارآمدی شریعت معرفی می‌کند.

بنابراین گزارش، یافته‌های تحقیق، بار دیگر بر این اصل اصولی صحه می‌گذارد که «موضوع‌شناسی»، نه یک مقدمه حاشیه‌ای بلکه رکنی مهم و جدایی‌ناپذیر از فرایند استنباط است. بر اساس قاعده «تبعیّت حکم از موضوع»، هرگونه خطا، اجمال یا نارسایی در شناخت موضوع، مستقیماً به خطا در حکم شرعی منجر می‌شود. در حقیقت، موضوع به‌مثابه علت و حکم به‌مثابه معلول است؛ با زوال یا تغییر ماهیت موضوع، حکم نیز تغییر می‌یابد. در عصر حاضر که موضوعات مدام در حال «استحاله» و «تطور» هستند، ابزاری که بتواند این تغییرات را لحظه‌به‌لحظه رصد کند، اهمیتی حیاتی می‌یابد. هوش مصنوعی در این پژوهش به‌عنوان ابزاری معرفی شده است که می‌تواند این خلأ را با دقت و سرعتی فراتر از توان انسانی پر کند.

تبیین مبانی مطلوبیت استفاده از هوش مصنوعی در موضوع‌شناسی

یکی از دستاوردهای کلیدی این پایان‌نامه، تبیین مبانی مطلوبیت استفاده از هوش مصنوعی در موضوع‌شناسی، با محوریت استدلال‌ بر پایه «سیره عقلا» و قیاس اولویت با «رجوع به خبره» است. این پژوهش همچنین ابعاد متنوعی از کاربرد هوش مصنوعی را در دو ساحت «درون فقهی» (تحلیل متن و استدلال) و «برون فقهی» (شناخت واقعیت‌های خارجی) شناسایی کرده است.

چالش‌ها و نتایج

فقدان داده‌های ساخت‌یافته، پیچیدگی زبان تخصصی، گسست منطق آماری و منطق اجتهادی، خطر تقلیل‌گرایی، سوگیری الگوریتمی، مسئولیت و ضمان، تهدید استقلال فقیه و مقاومت نهادی از چالش‌های سترگی است که این پایان‌نامه با نگاهی واقع‌بینانه، در مسیر تحقق این چشم‌انداز شناسایی کرده و نتیجه می‌گیرد که استفاده هدایت‌شده از هوش مصنوعی می‌تواند به‌عنوان ابزاری کمکی، توان فقیه را در فهم دقیق موضوعات تقویت کرده و گامی در جهت ارتقای کارآمدی نظام اجتهادی در عصر جدید باشد.

بر اساس این گزارش، نگارنده معتقد است موضوعات نوپدید و فناوری‌های عصر جدید، نه تهدیدی برای ساحت قدسی فقه، بلکه فرصتی بی‌بدیل برای اثبات مانایی و پویایی مکتب اسلام هستند. هوش مصنوعی اگر به‌درستی مهار و مدیریت شود، می‌تواند غبار زمان را از چهره میراث فقهی بزداید و آن را برای پاسخگویی به پیچیده‌ترین مسائل انسان معاصر کارآمد سازد.

پیشنهادهای پژوهشی و اجرایی

پژوهش مذکور در پایان جهت توسعه این حوزه مطالعاتی و عملیاتی، پیشنهادات اجرایی همچون تأسیس پایگاه‌داده جامع فقهی، تربیت محققین میان‌رشته‌ای و تدوین پروتکل‌های فقهی هوش مصنوعی را به نهادهای حوزوی ارائه کرده و  طراحی مدل‌های زبانی اختصاصی فقه، امکان‌سنجی طراحی «ماشین استدلال‌گر» و بررسی فقهی ضمان در هوش مصنوعی را برای پژوهش‌های آتی در این زمینه، ضروری می‌داند.

خبرنگار: زهرا شریعتی

انتهای پیام/