اثر بحران اقتصادی ترکیه بر وضعیت طبقه متوسط
- اخبار بین الملل
- اخبار ترکیه و اوراسیا
- 19 مرداد 1405 - 12:03
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، تداوم بحران اقتصادی ترکیه و انتقادات مداوم مخالفین اردوغان دال بر ناکارآمدی سیاستهای اقتصادی دولت برای گذار از تورم بیسابقه، شرایط را برای طبقه متوسط دشوارتر کرده است.
آمارها نشان میدهد که در دهه دوم زمامداری حزب عدالت و توسعه و آغاز تدریجی یک بحران تورمی طولانی، خانوارهای طبقه متوسط ترکیه، با آسیبهایی روبرو شدهاند که در مقاطع پیشین، سابقه نداشته است.
بکر آغردر از تحلیلگران مشهور ترکیه و موسس انستیتوی «وَری» به معنیِ «داده»، درباره وضعیت کنونی اقتصاد کشور هشدار داده و معتقد است که مساله «ذوب شدن طبقه متوسط در جامعه ترکیه» چیزی فراتر از کاهش درآمدها است.
او میگوید: «فرسایش طبقه متوسط، فقط به معنای کاهش قدرت خرید نیست؛ بلکه امید، اعتماد، آیندهنگری و احساس امنیت اجتماعی را نیز میفرساید. ترکیه بدتر از هر زمانی، با پدیده افزایش بدهی خانوارها و وابستگی بیشتر مردم به خرید روزانه کارت اعتباری روبروست. در چنین شرایطی، طبقه متوسط ممکن است ابتدا از نظر روانی سقوط کند، سپس از نظر اقتصادی».
گزارش 2025 مرکز مطالعات سیاست دانشگاه سابانجی درباره «رفاه روانی-اجتماعی ترکیه» نیز تصویری ارائه میدهد که با تحلیل آغردر همسو است.
این گزارش میگوید: ترکیه با وجود قرار گرفتن در گروه کشورهای دارای درآمد متوسط رو به بالا، از نظر برخی شاخصهای پیشرفت اجتماعی عملکرد ضعیفتری دارد و رشد اقتصادی نتوانسته به همان اندازه بهبود اجتماعی و سیاسی ایجاد کند.
در همین حال اوغور گورسس از دیگر تحلیلگران ترکیه، درباره این وضعیت هشدار میدهد که حالا در ترکیه، حتی بخش مهمی از خانوارهای طبقه متوسط نیز امیدی به خرید خودرو و خانه ندارند و این در حالی است که اینها از ملزومات اقتصادی بدیهی برای کسانی است که آنها را در طبقه بندیهای اقتصادی، دارای درامد سطح متوسط میدانیم.
به باور او، فشار هزینه زندگی، یک مساله ساختاری است و اثر روانی و عینی گرانی مداوم، باعث میشود که سطح استاندارد زندگی شهروندان، مداوماً در حال سقوط باشد. به باور او، معضل و مسئله اصلی طبقه متوسط ترکیه، از «کم شدن درآمد» به «از دست رفتن امکان بازتولید سبک زندگی» تبدیل شده است.
یک رشد طولانی، یک سقوط ناگهانی
پروفسور دکتر تورگوت بایرام اوغلو استاد تمام اقتصاد در دانشگاه بایبورت ترکیه، درباره اهمیت تداوم رشد در طبقه متوسط، به مجموعهای از معیارهای مختلف اشاره کرده و میگوید: «برای جامعه، داشتن یک طبقه متوسط قوی به معنای برخورداری از ساختار اجتماعی سالمتر از نظر جنبههای اجتماعی، حقوقی، هنری و روانشناختی است. تراژدی طبقه متوسط در واقع، تراژدی همه اقشار جامعه است. به قول مونتسکیو از متفکران مهم عصر روشنگری اروپا، عقل سلیم و خوشبختی افراد تا حد زیادی به میانهروی تواناییها و ثروت آنها بستگی دارد. افلاطون نیز هر دو حالت، فقر شدید و ثروت بالا را برای دولتها مضر میداند و بر نقطهای از میانه روی و حد وسط تاکید دارد که همانا جایگاه اقتصادی طبقه متوسط جامعه است. جوامعی که طبقات متوسط بزرگ و قوی دارند، از وضعیت و زندگی اجتماعی پایدارتری نسبت به جوامعی که فاقد چنین طبقاتی هستند، برخوردار بودهاند».
اگر جامعه را از نظر اقتصادی به سه طبقه پایین، متوسط و بالا تقسیم کنیم، اقتصاد توسعه انتظار دارد که طبقات پایین و بالا بسیار محدود باشند، در حالی که طبقه متوسط باید بسیار گسترده باشد.
با وجود این وضعیت ایدهآل، توزیع گسترده طبقات پایین و بالا، برخلاف طبقه متوسط، مشکلات اجتماعی متعددی را به همراه خواهد داشت. طبقه متوسط، طبق طبقهبندی درآمدی، همان گروهی از جامعه است که از افرادی با درآمد متوسط تشکیل شده که بخشی را پسانداز میکنند، اما بخش بزرگی را خرج میکنند و از نظر درآمد، در عملکرد سیستم اقتصادی نسبت به طبقات پایین و بالا تأثیرگذارتر هستند.
انتظار میرود طبقه متوسط بزرگترین بخش جامعه باشد که شامل افرادی با مشاغل منظم است که عموماً درآمد خود را از طریق تحصیل، کار در مشاغل یقه سفید، کارمندی دولت، صاحبان مشاغل متوسط و افراد خوداشتغال به دست میآورند.
مهمترین ویژگی طبقه متوسط این است که بخشی از جامعه را تشکیل میدهد که هزینههای فرهنگی را در حوزههایی مانند هنر، ورزش و آموزش انجام میدهد.
طبقه متوسط ستون فقرات است. اگر این ستون فقرات ضعیف شود یا از بین برود، جامعه آسیب میبیند و فرو میریزد. به طور خلاصه، طبقه متوسط ستون فقرات جامعه، حامل تولید و مصرف است. فرسایش این طبقه به معنای فروپاشی کل ساختار اجتماعی است.
بایرام اوغلو درباره مفهوم «تراژدی طبقه متوسط» میگوید: «با افزایش درآمد ملی، طبقه متوسط در حال کوچک شدن است، به ویژه در کشورهای اروپایی، از جمله ترکیه. این بلافاصله مسائلی مانند تورم، نابرابری درآمدی و کاهش قدرت خرید را به ذهن متبادر میکند. دولت رفاه هم در سطح جهانی و هم در ترکیه از محبوبیت افتاده است و طبقات متوسط نیز به موازات آن قدرت خود را از دست دادهاند و همچنان این روند ادامه دارد. در حالی که بهرهوری در سطح جهانی افزایش یافته، ادغام اقتصادی سرعت گرفته و درآمد کل جهان در حال افزایش است، طبقه متوسط، حامل اصلی این ارزشها، همچنان در حال کاهش است».
این چهره دانشگاهی ترکیه به تاریخچه رشد طبقه متوسط در ترکیه اشاره کرده و میگوید: ««به ویژه پس از دهه 1980 میلادی، ترکیه موفقیت بزرگی در رشد طبقه متوسط نشان داد و از سال 1980 تا 2013 شتاب خوبی را حفظ کرد.
در این دوره، پیشرفتهایی در تعداد فارغ التحصیلان دانشگاه، دسترسی به مراقبتهای بهداشتی، ارزشهای زیستمحیطی و افزایش خرید خانه و خودرو مشاهده شد.
با این حال، پس از سال 2013، به ویژه به دلایل اقتصادی، شاهد تغییر به ضرر طبقه متوسط بودیم. در این دوره، کاهش رشد اقتصادی، همراه با تورم و فشارهای نرخ ارز، منجر به کاهش دستمزدهای واقعی، کاهش نرخ پسانداز و افزایش مهاجرت در میان طبقه تحصیلکرده شد. به طور خلاصه، طبقه متوسط در ترکیه پس از سال 2013 شروع به فرسایش کرد. افزایش هزینههای زندگی، به ویژه در شهرهای بزرگ، در این نتیجه نقش داشته است».
فاتح اُز آتای از تحلیلگران اندیشکده اقتصادی TEPAV در تحلیلهای خود درباره بودجه، درآمد و توزیع درآمد، مسئله را از زاویه ساختاری بررسی کرده و نشان میدهد که حتی در شرایطی که برخی شاخصهای مالی دولت در حال اصلاحاند، مسئله توزیع درآمد و آثار اجتماعی برنامه تثبیت اقتصادی همچنان یک پرسش اساسی است و ثبات اقتصاد کلان در ترکیه، الزاماً به معنی احیای طبقه متوسط نیست.
چرا؟ چون دولت و حزب حاکم، سیاست کلان اقتصادی را بر اساس آرایش حزبی – اجتماعی و ظرفیت رای دهی گروههای جامعه تعیین میکند و میخواهد به طور مداوم بر این موضوع تاکید کند که خود را حزب فقرا میداند.
در چنین شرایطی، حزب حاکم برای کسب رای خانوارهای فقیر، میتواند از مُسکنهای مالی موقت و امتیازات اعطایی محدود استفاده کند. اما حتی اگر در میان مدت تورم پایین بیاید، خانواری که طی چند سال خانه، پسانداز و قدرت خریدش را از دست داده، به راحتی به موقعیت سابق برنمی گردد.
بر اساس گزارش مفصل بانک جهانی، ترکیه در دوران اصلاحات سیاسی – اقتصادی برای ورود به اتحادیه اروپا، اقداماتی انجام داد که منجر به رشد قابل توجه طبقه متوسط شد. اما در مقاطع بعدی، مسیری را در پیش گرفت که عملاً به ضرر طبقه متوسط تمام شد.
به باور کارشناسان اقتصادی و سیاسی، تداوم وضعیت فعلی میتواند در انتخابات آتی، بر رفتار رای دهندگان تاثیر بگذارد. اگر چه طبقه متوسط ترکیه الزاماً یک بلوک انتخاباتی واحد نیست. اما فرسایش آن میتواند یک رفتار سیاسی مشترک همچون کاهش تحمل نسبت به بیثباتی و ناکارآمدی را به نمایش بگذارد.
به باور کارشناسان، طبقه متوسط معمولاً چیزهایی برای از دست دادن دارد که اصلی ترینِ آنها شامل مسکن، پسانداز، شغل، امکان تامین آموزش فرزند، امکان سفر و تفریح، بیمه و سلامت، موقعیت اجتماعی و چشمانداز آینده است.
وقتی اینها به خطر میافتند، ممکن است رأیدهنده با رای اعتراضی، زمینه پیروزی اپوزیسیون را فراهم کند یا حتی ممکن است به سمت بیاعتمادی و عدم مشارکت برود.
البته بر اساس تجارب سیاسی انتخابات سال 2023 میلادی، حتی فشار اقتصادی نیز نتوانست باعث شکست اردوغان شود. چرا که او توانست مسئله را از اقتصاد به سوی مفاهیم هویت، امنیت، ملیگرایی و رهبری منتقل کند و باز هم رای بگیرد.
اما این تاکتیک، در انتخابات محلی سال 2024 میلادی جواب نداد و اغلب نامزدهای مورد حمایت حزب اردوغان شکست خوردند. حال باید دید در انتخابات آتی، چه نتیجهای خواهد داشت.
انتهای پیام/