یادداشت| چرا سیستان و بلوچستان به خبرنگار کنشگر نیاز دارد؟
- اخبار استانها
- اخبار سیستان و بلوچستان
- 18 مرداد 1405 - 12:57
خبرگزاری تسنیم ـ مجتبی جهانتیغ، کارشناس ارشد جامعهشناسی و فعال اجتماعی و رسانهای| روز خبرنگار به جامعه رسانه ای و خبرنگاران استان سیستان و بلوچستان تبریک میگویم. به بهانه این روز چند نکته از بایستهها و کارکردهای و رسالت خبرنگار متناسب با نیاز های استان سیستان و بلوچستان مرور میکنم.
برای این امر با مرور چند ویژگی های خاص استان به برخی از رسالت ها و کارکردهای خبرنگار در استان پی میبریم:
الف) پراکندگی جمعیت و وسعت جغرافیایی :سیستان و بلوچستان وسیعترین و پراکندهترین استان کشور است. به دلیل این پراکندگی جمعیت و نیز روستایی بودن غالب جمعیت استان ، بسیاری از روستاها و شهرستان ها در سکوت رسانه ای به سر میبرند. لذا خبرنگار باید نقش «صدای مردم دور از مرکز» را بازی میکند. او از دورافتادهترین نقاط و محرومیتهای تاریخی را به متن تصمیمگیریهای کلان در مرکز استان و پایتخت میکشاند و مرزنشینی را از حاشیه به متن سیاستگذاری میآورد.
ب) کمسوادی و بیسوادی: متاسفانه در بخشی از جامعه استان بویژه جامعه زنان ، سالمندان ، روستاییان و حاشیه شهرها ، بی سوادی و کم سوادی شایع است . لذا بدلیل کمسوادی توانایی پیگیری مطالبات خود یا درک پیچیدگیهای بوروکراتیک را ندارد، خبرنگار به عنوان مترجم و انتقال موثر مسایل و نیازهای مردم برای مسئولان عمل میکند.
ج) بافت روستایی و سنتی:در جوامع محلی با بافت سنتی و طایفهای، نهادهای رسمی دولتی گاهی در برقراری ارتباط موثر با بدنه جامعه دچار ضعف میشوند. خبرنگار بومی که به زبان، فرهنگ و کدهای رفتاری منطقه مسلط است، میتواند به عنوان «میانجی معتمد» عمل کند. او اعتماد جامعه محلی را جلب کرده و همزمان، مطالبات و پتانسیلهای این بافت سنتی را برای مداخلات موثر سازمانی و اداری معرفی و فعال میکند.
د) جوانی جمعیت استان :سیستان و بلوچستان جوانترین استان کشور است. این ویژگی هم یک فرصت بینظیر(پنجره جمعیتی) و هم در صورت عدم مدیریت، یک چالش است. خبرنگار کنشگر با ایجاد فرصت گفتوگو، میتواند انرژی، انگیزه و مطالبهگری نسل جوان را از مسیرهای تخریبی یا ناامیدی، به سمت مشارکت هدایت کند و با معرفی الگوهای موفق علمی فرهنگی محلی و کارآفرینان جوان، امید اجتماعی تولید میکند.
همچنین برخی نگاه های عرفی در بین مسولان و هم خبرنگاران مانع عملکرد طراز و تحولی خبرنگاران میشود.
یکی از آسیبهای جدی در فضای مدیریتی و اداری، نگاه سنتی و بالا به پایین به مقوله خبر و رسانه است. در این دیدگاهِ تقلیلگرایانه، خبرنگار تنها به عنوان امتداد روابطعمومی ادارات، واسطه انتقال یکطرفه پیام مدیران و ثبتکننده کارنامههای اداری دیده میشود. اما واقعیتها و چالش ها و پیچیدگیهای ساختاری جامعه امروز ایران، بهویژه در استان پر مسأله و جوانی مانند سیستان و بلوچستان، فراتر از این فهم سنتی است. در این جغرافیا، رسانه دیگر یک روابط عمومی و یک طرفه نیست، بلکه یک «نهاد پیشران توسعه» و خبرنگار یک «کنشگر اجتماعی» است که میتواند تغییر آفرین و هم طراح مسأله و هم در حل مسائل را شتاب بخشد.
علاوه بر این در بدنه سازمانی و اجرایی نیز موانع و چالش هایی خود دارد که ضرورت حضور خبرنگاران آگاه و مسأله شناس را برجسته میکند.
بخش از بدنه کارشناسی و مدیریتی دچار «سوگیریهای بخشی و سازمانی و تکونوکراتیک»، محافظهکاریهای اداری یا نگاه صرفاً فنی و تکبعدی به پدیدهها هستند. آنها مسائل را از پشت عینک دستگاه اداری خود میبینند و تجربه زیسته ای از کف جامعه و نیز الویت دهی و نگاه جامعی به مسایل جامعه محلی ندارند .
در این میان، نیاز به یک «مترجم درد» وجود دارد؛ کسی که نه دچار لکنت عام مردم باشد و نه اسیر سوگیریهای تکنوکراتیک و بوروکراتیک مسئولین و از روابط قدرت و ثروت نیز آزاده باشد.
خبرنگار تحلیلی و عدالت خواه؛ تلاقی «گفتمان انقلابی» و «مهارت و دانش تحلیلی»:
با مرور نکات زیر به خبرنگار طراز گفتمان انقلاب اسلامی و تامین کننده نیاز استان سیستان و بلوچستان می رسیم.
خبرنگارِ کنشگر برای عبور از نقش یک گزارشگرِ صرف و تبدیل شدن به بازیگرِ حل مسئله، به دو بال اساسی مجهز است:
الف) ارزشهای گفتمان انقلاب اسلامی
پذیرش عمیق و اصیل ارزشهای انقلاب اسلامی نظیر عدالتخواهی، حریت، آزادی و ظلمستیزی، به خبرنگار شجاعت اخلاقی و استقلال رای و آزادگی میدهد. این گفتمان به او یادآور میشود که رسالت اصلیاش، ایستادن در کنار ضعفا، نظارت بر مسولان و شکستن حلقههای قدرت و ناکارآمدی های اداری است. این تعهد اخلاقی، مانع از هضم شدن او در روند ها مدیریتی و روابط قدرت میشود و از فساد و آلوده شدن آن به تطمیع و سکوت جلوگیری میکند.
ب) مهارتهای تحلیلی و جامعهشناختی
ارزشمداری بدون مجهز شدن به دانش تحلیل، به شعارزدگی منجر میشود. خبرنگار کنشگر با تجهیز خود به ابزارهای تحلیل جامعهشناختی و سیاستگذاری، قادر است:
لایهبرداری از مسائل: او صرفاً به گزارش معلولها (مانند ترک تحصیل یا کمآبی و...) بسنده نمیکند، بلکه علتهای مدیریتی ، بوروکراتیک و ساختاری پشت آنها را تحلیل میکند و مسایل را عمق می بخشد و گلوگاه ها و ریشه ها را برجسته میکند .
ارائه نگاه کلنگر : او با تجربه زیسته بین مردم و تجربه ملموس و پیوند میان دانش و مطالعه و تحلیل های روشمند و ارزیابی و رشد مستمر روندهای مدیریتی و اجرایی تصویری جامع به تصمیمسازان ارائه میدهد.
هنگامی که خبرنگار تحلیلی، مسئلهای بومی را با عینک عدالتخواهی و روششناسی علمی مطرح میکند، نقش یک کاتالیزور (شتابدهنده) را در چرخه سیاستگذاری و حل مسایل ایفا میکند:
او مسائل واقعی مردم را که در اولویت دستگاههای دولتی نیستند، به اولویت مهم و برجسته و فوری استان تبدیل میکند.
با روشن کردن زوایای تاریک طرحهای نیمهتمام و تصمیمات نادرست، هزینه ناکارآمدی و فساد اداری را بالا میبرد.
او از طریق پاسخگو کردن مسولان و پایش عملکرد آنها و گزارش روند مسایل ، امید را در دل مردم استان زنده نگه میدارد و سرمایه اجتماعی را ارتقاء می دهد و شکاف میان ملت و دولت را ترمیم کرده و مشارکت و همکاری مردم را نیز تسهیل میکند.
سخن آخر
در شرایطی که کشور و استان سیستان و بلوچستان با کلانچالشهای پیچیدهای دستوپنجه نرم میکنند، نیازمند عبور از «خبرنگار توصیفی و خبری » به سمت «خبرنگار کنشگر و تحلیلی » هستیم. خبرنگار مجهز به تحلیل و متعهد به آرمانهای عدالتخواهی انقلاب اسلامی، صرفاً یک ناظر بیرونی و سکوی انسانی انتشار خبر نیست؛ او بخشی از راهحل، دیدهبان پیشرفت و عدالت و پیشران تحول و تغییرات مثبت اجتماعی اقتصادی فرهنگی در این خطه است. ارتقاء نگاه مسئولین به این نهاد و پاسخگویی و تعامل مترقی با خبرنگاران در حوزههای تحلیل و حل مسایل ، کلیدیترین گام در مسیر تحقق این تحول است.
انتهای پیام/