رسانه عبری: نتیجه حماقت‌های ترامپ سقوط و فروپاشی اقتصادی آمریکاست

به گزارش گروه عبری خبرگزاری تسنیم، پایگاه عبری زبان نیوز اسرائیل در مقاله‌ای اعتراف کرد: امروز شاهد بازتاب‌های منفی حماقت‌های دولت(تروریست) آمریکا همچون تحریم‌ها هستیم که بازخورد آن امروز به خود این کشور بازگشته است. به نحوی که می‌توان گفت با این ابزار آمریکا در حال مجازات خویش، چون باعث شد به جهان بیاموزد چگونه بدون آمریکا زندگی کند.

در ادامه این مقاله طولانی آمده است: مجلس سنای ایالات متحده با اکثریتی چشمگیر (86 رأی موافق در برابر 11 رأی مخالف) لایحه‌ای را تصویب کرد که به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور (دولت تروریست ایالات متحده)، اجازه می‌دهد بر کشورهایی که همچنان انرژی روسیه را خریداری می‌کنند، تعرفه‌هایی تا سقف 100 درصد اعمال کند.

در نظر، این سلاحی اقتصادی تقریباً بی‌بدیل به شمار می‌رود: هر کشوری که همچنان با خرید نفت و گاز روسیه، پول به خزانه ولادیمیر پوتین سرازیر کند، ممکن است در تجارت خود با ایالات متحده بهایی سنگین بپردازد.

اما پشت این تهدید نگران‌کننده، پرسشی بسیار بزرگ‌تر و کمتر مطلوب برای واشنگتن نهفته است: اگر همین سلاح اقتصادی آمریکایی به‌واسطه کاربرد مکرر خود فرسوده شود، چه می‌شود؟

به اعتراف این رسانه عبری زبان: این دیگر پرسشی نظری نیست. ایران دهه‌ها زیر بار تحریم‌ها زیسته و بهای اقتصادی و اجتماعی سنگینی پرداخته، اما نظام تسلیم نشده و همچنان به فروش نفت ادامه می‌دهد. روسیه نیز از زمان حمله به اوکراین با موجی بی‌سابقه از تحریم‌های غربی روبرو بوده، اما اقتصادش فرونپاشیده و پوتین جنگ را متوقف نکرده است.

چین نیز هر دو کشور را زیر نظر دارد، درس می‌گیرد، طلا انباشته می‌کند، نظام‌های پرداخت و تسویه مستقل توسعه می‌دهد و می‌کوشد برای روزی آماده شود که بحران تایوان واشنگتن را به تلاش برای استفاده از همین سلاح علیه خودش سوق دهد.

در بخش دیگری از مقاله آمده است: با این حال دونالد ترامپ نیز به این جمع پیوسته و تعرفه‌ها را از ابزاری تجاری و موقت به ابزاری محوری در سیاست خارجی‌اش تبدیل کرده است. کشوری که به خواسته‌های واشنگتن تن ندهد، با تعرفه تهدید می‌شود؛ شریک تجاری‌ای که شرایط موردنظر آمریکا را نپذیرد، با تعرفه روبرو می‌شود؛ و اکنون حتی کشوری که نفت را از کشور «نامناسب» بخرد، ممکن است با تعرفه مجازات شود.

اما اقتصاد جهانی منتظر تغییر نظر کاخ سفید نمی‌ماند، بلکه خود را وفق می‌دهد، مسیرش را تغییر می‌دهد و به‌دنبال جایگزین می‌شود.

کانادا از تازه‌ترین نمونه‌های این مشکل است. جنگ تجاری قرار بود قدرت نفوذ آمریکا را در برابر همسایه‌ای که اقتصادش پیوندی تنگاتنگ با ایالات متحده دارد، به نمایش بگذارد. درست است که تعرفه‌ها به برخی صنایع کانادا زیان زده و همچنان می‌زنند و بی‌ثباتی ایجاد کرده‌اند، اما تصویر تسلیمی که قرار بود در عمل نمایان شود، چندان روشن نیست. آخرین آمار اشتغال به‌طرز شگفت‌آوری قوی بود: اقتصاد کانادا در جولای حدود 75 هزار شغل جدید ایجاد کرد، در حالی که پیش‌بینی‌ها رقمی بسیار کمتر را نشان می‌دادند، و نرخ بیکاری به 6.4 درصد، پایین‌ترین سطح در دو سال گذشته، کاهش یافت.

درس این ماجرا این نیست که کانادا از گزند تعرفه‌ها در امان است، بلکه این است که اقتصادهای بزرگ دست روی دست نمی‌گذارند تا مصرف‌کننده آمریکایی سرنوشتشان را رقم بزند.

این بازتاب راهبردی سیاست تعرفه‌ای است. ترامپ ممکن است در کوتاه‌مدت به شریکی تجاری آسیب بزند، اما در همین حال، انگیزه‌ای قوی به او می‌دهد تا در بلندمدت روی کاهش وابستگی‌اش به آمریکا سرمایه‌گذاری کند. مشتری تازه در هند، اروپا یا خلیج فارس با تصمیم رئیس‌جمهور آمریکا برای تغییر سیاست، ناپدید نمی‌شود.

در بخش دیگری از این مقاله این رسانه صهیونیستی اعتراف می‌کند که ایران به نمادی برای تمام کشورها در راستای مقابله با زورگویی‌های دولت تروریست آمریکا تبدیل شده است، در این رابطه آمده است:

ایران درسی بسیار گویا درباره حدود اجبار اقتصادی ارائه می‌دهد. کمتر کشوری چنین فشار طولانی و پایدار غربی را تجربه کرده است. تحریم‌ها به ارز ایران، سرمایه‌گذاری‌ها، فناوری، سطح زندگی و توان توسعه اقتصادی آسیب جدی زده‌اند. نمی‌توان گفت این تحریم‌ها بی‌اثر بوده‌اند. اما پرسش راهبردی این نیست که آیا درد ایجاد کرده‌اند، بلکه این است که آیا به هدف خود رسیده‌اند؟

نظام ایران سقوط نکرده، ایران از تقابل با آمریکا دست نکشیده و نفت ایرانی همچنان به بازارها می‌رسد.

ایران در تاب‌آوری زیر تحریم‌ها و در برابر آن به کشوری کارآزموده تبدیل شده است. این یکی از تناقض‌های بزرگ تحریم‌های طولانی‌مدت است: هرچه کشوری مدت بیشتری زیر تحریم بماند، بیشتر روی ساختار نظامی سرمایه‌گذاری می‌کند که آسیب‌پذیری‌اش را در برابر تحریم‌های بعدی کاهش دهد. آنچه قرار بود خفه‌اش کند، به‌تدریج به انگیزه‌ای برای ساخت مصونیت در برابر آن تبدیل می‌شود.

روسیه بزرگ‌ترین آزمایش را به جهان ارائه داده است. پس از حمله به اوکراین در فوریه 2022، غرب دارایی‌های روسیه را مسدود کرد، خدمات بانکی را قطع و صادرات فناوری را محدود کرد، محدودیت‌هایی بر نفت اعمال و شرکت‌های غربی را وادار به خروج از این کشور کرد. ارزیابی‌های نخستین در غرب از ضربه‌ای سخن می‌گفتند که به‌سرعت توان مسکو برای تأمین مالی جنگ را تضعیف خواهد کرد.

آسیب واردشده به روسیه واقعی بود و هست. روسیه دسترسی به برخی فناوری‌ها را از دست داد، ناچار شد کالاها را از مسیرهایی پرهزینه و پیچیده خریداری کند، وابستگی‌اش به چین افزایش یافت و اکنون با تورم، کمبود نیروی کار و مشکلات اقتصادی عمیق ناشی از هزینه‌های جنگ روبروست. اما فروپاشی سریع رخ نداد. نفت روسیه در هند و چین خریداران تازه یافت، مسیرهای تجاری از کشورهای ثالث عبور کردند، ناوگان غیررسمی گسترش یافت و بخش بزرگ‌تری از تجارت با ارزهایی غیر از دلار انجام شد.

مهم‌تر از همه، پوتین به‌دلیل تحریم‌ها جنگ را متوقف نکرد.

به اعتقاد نویسنده این مقاله در چنین شرایطی است که نقش گروه بریکس پررنگ می‌شود. این چارچوب که با برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی آغاز شد، در سال‌های اخیر گسترش یافته و به کانون جذب کشورهایی تبدیل شده که خواستار نظامی اقتصادی‌ هستند که در آن واشنگتن انحصار امور را در دست نداشته باشد.

به اعتراف این رسانه عبری زبان با وجود آنکه دلار همچنان ارز محوری نظام جهانی است و بازارهای سرمایه آمریکا عمیق‌ترین و نقدشونده‌ترین بازارهای جهان‌ هستند، اما سهم آن از ذخایر ارزی اعلام‌شده بانک‌های مرکزی در ربع قرن گذشته از حدود 70 درصد در اواخر دهه 90 میلادی به کمتر از 60 درصد کاهش یافته است. این انقلابی ناگهانی نیست، بلکه فرسایشی تدریجی است، و دقیقاً به همین دلیل که کند است، نادیده‌گرفتنش آسان می‌شود.

در بخش دیگری از مقاله هم تاکید شده است: ایران دورزدن را آموخته، روسیه گریز را آموخته و چین می‌کوشد از پیش آماده شود. بریکس چارچوبی کلی فراهم می‌کند، CIPS زیرساختی افزوده می‌بخشد، طلا ضمانتی ارائه می‌دهد، ارزهای محلی مسیری جایگزین پیش می‌نهند و بنادر و زنجیره‌های تأمین تازه، استقلالی مادی به همراه می‌آورند.

کانادا ساده‌ترین درس را ارائه می‌دهد: هرگاه بزرگ‌ترین شریکت بارها تو را به بستن درها تهدید کند، به‌دنبال راهی دیگر می‌گردی.

ترامپ اعمال تعرفه را دوست دارد، زیرا حسی آنی از قدرت به او می‌دهد. اعداد 50 یا 100 درصد در تیترها جذاب به نظر می‌رسند و امکان می‌دهند هر نزاعی را بازی‌ای نشان دهند که آمریکا در آن دست بالا را دارد. اما اقتصاد جهانی صرفاً یک توییت نیست. ساختن زنجیره‌های تأمین سال‌ها زمان می‌برد، روابط تجاری تازه منافعی تازه می‌آفرینند و همین‌که جهان میلیاردها دلار در جست‌وجوی جایگزین سرمایه‌گذاری کند، بازگشت به عقب بسیار دشوار می‌شود.

خطر واقعی‌که ایالات متحده را تهدید می‌کند، ناپدیدشدن دلار در فردایی نزدیک، یا اعلام ارز جهانی تازه از سوی بریکس، یا جایگزینی ناگهانی وال‌استریت با چین نیست. روند به‌مراتب آرام‌تر پیش می‌رود: معامله‌ای دیگر که نیازی به دلار ندارد، نفتکشی دیگر که به بیمه غربی وابسته نیست، بانکی دیگر که قادر است پول را از مسیری جایگزین منتقل کند، دولتی دیگر که طلای بیشتر و دارایی‌های کمتر در معرض مسدودشدن دارد، تولیدکننده‌ای دیگر که تأمین‌کننده‌ای دیگر می‌یابد و صادرکننده‌ای دیگر که مشتری‌ای تازه کشف می‌کند.

در پایان این مطلب آمده است: ایران تسلیم نشد. روسیه تسلیم نشد. چین در حال آماده‌شدن است تا مجبور به تسلیم نشود. و جهان از آمریکایی‌ها درسی آموخته که آنان قصد آموختنش را نداشتند: اگر وابستگی به ایالات متحده در هر لحظه بتواند به سلاحی علیه تو بدل شود، بهتر است از همین حالا بیاموزی چگونه بدون آن سر کنی؟

انتهای پیام/