دوره نفت ارزان با بازگشایی تنگههرمز برنمی گردد
- اخبار اقتصادی
- اخبار نفت و انرژی
- 17 مرداد 1405 - 16:10
به گزارش خبرگزاری تسنیم و به نقل از رویترز؛ قیمت جهانی نفت خام در پی افزایش انتظارات نسبت به دستیابی به توافقی میان آمریکا و ایران که میتواند به بازگشایی تنگه هرمز منجر شود، به محدوده 80 دلار در هر بشکه عقبنشینی کرده است؛ واکنشی که یادآور رفتار بازار پیش از آتشبس تا حد زیادی ناکام اواسط ژوئن است. با این حال، بازار جهانی انرژی اکنون در شرایطی بهمراتب شکنندهتر قرار دارد و همین موضوع خوشبینی معاملهگران را بیش از پیش زیر سؤال میبرد.
تنگههرمز در دستان ایران
قیمت نفت برنت از اوج حدود 100 دلار در هر بشکه در 23 ژوئیه به حدود 80 دلار کاهش یافته، آن هم پس از آنکه مقامات آمریکایی، ایرانی و کشورهای حوزه خلیج فارس اعلام کردند به یک توافق جدید نزدیک شدهاند که میتواند دستکم بخشی از تردد در تنگه هرمز را احیا کند. این گذرگاه حیاتی پیش از آغاز جنگ، حدود یکپنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان را جابهجا میکرد. انتظار میرود این توافق حول محور تفاهمی میان ایران و عمان برای ایجاد مسیرهای امن کشتیرانی در این تنگه، که دو کشور را از هم جدا میکند، شکل بگیرد.
خوشبینی بازار نسبت به توافق 17 ژوئن در نهایت تا حد زیادی بیپایه از آب درآمد و در پی ازسرگیری درگیریها فروکش کرد. اکنون نیز این امیدها حتی بیش از گذشته محل تردید است. طی دو ماه گذشته، موقعیت ایران تقویت شده، ظرفیت پالایشی جهان کاهش یافته، سطح ذخایر افت کرده و شمار گلوگاههای بالقوه آسیبپذیر افزایش یافته است اگرچه آمریکا و ایران ممکن است به توافقی مشابه دست یابند، اما برای بازارها، این شرطبندی اکنون بهمراتب پرریسکتر است.
ایران در موقعیت برتر
کنترل تنگه هرمز به محور اصلی درگیریای تبدیل شده که از 28 فوریه آغاز شد و به نظر میرسد تهران طی دو ماه گذشته دست برتر را پیدا کرده است. در حالی که آتشبس 17 ژوئن وضعیت آینده این گذرگاه را عمداً مبهم گذاشته بود، توافق جدید احتمالاً به ایران دستکم سطحی از نفوذ بر تردد دریایی اعطا خواهد کرد.
ایالات متحده و متحدان منطقهای آن همواره هرگونه کنترل ایران را رد کردهاند، اما پس از بیش از پنج ماه اختلال شدید در صادرات انرژی بهگونهای که صادرات نفت از طریق هرمز در ژوئیه به حدود یکپنجم سطح پیش از جنگ کاهش یافت، برخی تولیدکنندگان خلیج فارس ممکن است به مصالحهای تن دهند که بخشی از درآمدهای از دسترفته نفت و گاز آنها را احیا کند.
این کشورها احتمالاً از هماکنون فشار بر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، را افزایش دادهاند؛ فردی که تنها چند ماه مانده به انتخابات میاندورهای با انتقادات جدی داخلی درباره نحوه مدیریت این بحران مواجه است.
دیگر خبری از عرضه گسترده نیست
چشمانداز عرضه نیز بهطور چشمگیری تغییر کرده است. در آستانه آتشبس 17 ژوئن، معاملهگران انتظار داشتند با آزاد شدن حدود 150 میلیون بشکه نفت انباشتهشده در صدها نفتکش پشت تنگه، موجی از عرضه وارد بازار شود.
این موج تا حدی تحقق یافت و بر اساس دادههای مؤسسه کپلر، حدود 70 میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی در ماه پس از توافق ژوئن از خلیجفارس خارج شد؛ عاملی که به کاهش نگرانیها درباره کمبود عرضه، بهویژه در آسیا بهعنوان منطقهای که بیشترین آسیب را از بحران انرژی دیده بود، کمک کرد؛ اما اکنون شرایط متفاوت است و تنها حدود 80 میلیون بشکه نفت در داخل خلیج فارس باقی مانده و بنابراین هرگونه «سیل عرضه» پس از بازگشایی، بهمراتب محدودتر خواهد بود.
این تغییر در ساختار بازار آتی نفت برنت نیز مشهود است. در پی توافق ژوئن، قراردادهای تحویل نزدیک وارد وضعیت «کونتانگو» شدند؛ به این معنا که قیمت ماه نزدیکتر اندکی کمتر از ماه بعدی بود، نشانهای از انتظار مازاد عرضه در کوتاهمدت، اما اکنون بازار پیام متفاوتی مخابره میکند چرا که قراردادهای تحویل اکتبر برنت با فاصله حدود 1.5 دلار نسبت به قرارداد نوامبر معامله میشوند؛ وضعیتی که نشاندهنده تنگنای عرضه در کوتاهمدت است.
در ماههای اخیر، تمرکز معاملات نفتی بهطور فزایندهای بر قراردادهای سررسید نزدیک معطوف شده، زیرا معاملهگران در ارزیابی روند تحولات درگیری با عدم قطعیت روبهرو هستند. در چنین شرایطی، هرگونه انتظار برای بازتعادل سریع بازار، به اندازه ژوئن بلندپروازانه به نظر میرسد؛ کشاو لوحیا، مدیرعامل شرکت هیلو انالیتیکس میگوید: «کاهش اخیر پرمیوم ریسک همچنان نشان میدهد که بازار فیزیکی نفت برنت با محدودیت عرضه مواجه است.
از سوی دیگر، سطح ذخایر نیز در موقعیتی شکنندهتر قرار گرفته است. اختلال طولانیمدت در تنگه هرمز موجب شده مصرفکنندگان در اوج تقاضای تابستانی نیمکره شمالی به برداشت از ذخایر خود روی آورند؛ در نتیجه حاشیههای ایمنی بازار که پیشتر نیز محدود بود، بیش از پیش کاهش یافته است.
افزایش شدید قیمت گازوئیل
این وضعیت بهویژه در بازار گازوئیل مشهود است. طی دو ماه گذشته، تراز جهانی گازوئیل بهشدت تضعیف شده است. اختلالات خاورمیانه همچنان صادرات را محدود کرده و در همین حال، روسیه بهعنوان یکی از بزرگترین عرضهکنندگان گازوئیل جهان، در ماه ژوئیه با ممنوعیت صادرات پس از آسیب گسترده به تأسیسات پالایشی خود در پی حملات پهپادی اوکراین بازارها را غافلگیر کرد.
در نتیجه این تحولات، حاشیه سود پالایش گازوئیل در 31 ژوئیه به رکورد تاریخی 75 دلار در هر بشکه رسید. اگرچه این رقم اکنون به حدود 63 دلار کاهش یافته، اما همچنان بیش از 50 درصد بالاتر از سطوح اواسط ژوئن است.
این فشار فزاینده در بازار گازوئیل نشاندهنده چالش بزرگتری برای معاملهگران نفت است: حتی در صورت بهبود نسبی صادرات نفت خام از خلیج فارس، سیستمهای پالایشی همچنان تحت فشار شدید باقی خواهند ماند. بازگشایی هرمز ممکن است عرضه نفت خام را افزایش دهد، اما بهسرعت کمبود سوختهایی را که موتور محرک حملونقل، تولید و کشاورزی جهانی هستند، برطرف نخواهد کرد.
دریای سرخ؛ گلوگاه جدید
در کنار این تحولات، ظهور یک گلوگاه انرژی جدید نیز نگرانیها را تشدید کرده است. در حالی که در ژوئن تمرکز بازار صرفاً بر تنگه هرمز بود، اکنون دامنه درگیری به دریای سرخ گسترش یافته؛ جایی که حوثیهای مورد حمایت ایران ماه گذشته از اعمال محاصره بر صادرات عربستان خبر دادند.
دریای سرخ پس از آغاز جنگ به مسیر جایگزین حیاتی برای صادرات، بهویژه برای عربستان سعودی، تبدیل شده بود؛ بهگونهای که این کشور توانست حتی با بسته شدن تقریباً کامل هرمز، بیش از 4 میلیون بشکه در روز، معادل حدود 60 درصد از جریان پیش از جنگ خود، صادرات داشته باشداما محاصره یمنیها، همراه با حملات اخیر به زیرساختهای عربستان، این صادرات را بهشدت مختل کرده است.
مشخص نیست که آیا یمنیها در چارچوب توافقی گستردهتر با ایران، حاضر به رفع این محاصره خواهند شد یا خیر، حتی در صورت رفع آن، احتمال بازگشت مجدد این تهدید همچنان بر منطقه سایه خواهد انداخت، امری که دست مذاکرهکنندگان آمریکایی را محدود کرده و چشمانداز تولیدکنندگان خاورمیانه را پیچیدهتر میکند.
کشورهای خلیج فارس و بخش عمدهای از جهان خواهان دستیابی به راهحلی پایدار برای بحران خاورمیانه هستند و هر توافقی که ریسکهای فوری بازار انرژی را کاهش دهد، مورد استقبال قرار خواهد گرفت.
با این حال، هرگونه توافق موقت، ریشههای اصلی جنگ را حلوفصل نخواهد کرد و در عین حال، میتواند به تقویت بیشتر موقعیت تهران بهعنوان بازیگری غیرقابل پیشبینی و منجر شود، شاید این بار شرایط «متفاوت» باشد، اما نه لزوماً به شکلی که معاملهگران در بازارهای مختلف انتظار دارند.
انتهای پیام/