سنت انتقال قدرت در آسیای مرکزی؛ الگوهای بومی در 35 سال پس از شوروی
- اخبار بین الملل
- اخبار ترکیه و اوراسیا
- 17 مرداد 1405 - 12:25
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در ژانویه 2027، قرقیزستان انتخابات ریاستجمهوری جدیدی را برگزار خواهد کرد؛ رویدادی که برای این جمهوری آسیای مرکزی به هیچ وجه یک امر عادی و تشریفاتی محسوب نمیشود. طی سه دهه گذشته، بحرانهای سیاسی که اغلب پیرامون انتخاباتهای مورد مناقشه شکل میگرفتند، بارها به برکناری و سقوط رؤسای جمهور انجامیدهاند.
قرقیزستان اگرچه مدتها یک استثنا در منطقه بهشمار میرفت، اما این کشور نیز به تدریج در حال حرکت به سمت مدل سیاسی مهارشدهای است که سالهاست به الگوی رایج در سراسر آسیای مرکزی تبدیل شده است.
امسال 35 سال از زمانی میگذرد که جمهوریهای سابق شوروی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، حیات سیاسی مستقل خود را آغاز کردند. با این حال، بسیاری از سازوکارهای حاکم بر انتقال قدرت عالی که در دوران شوروی شکل گرفتند، همچنان معادلات سیاسی را در این کشورهای مستقل تعریف میکنند. در آسیای مرکزی، 35 سال استقلال موجب خلق الگوی متمایزی از جانشینی سیاسی شده است.
میراث شوروی و سناریوی «رئیس کمیسیون تشییع جنازه»
سالهای پایانی اتحاد جماهیر شوروی به عصر موسوم به «مسابقه کالسکه توپ» معروف شد؛ زمانی که دبیران کل سالمند کرملین یکی پس از دیگری درمیگذشتند و یک قانون نانوشته پدیدار شد: مسئولی که ریاست کمیسیون تشییع جنازه رسمی رهبر متوفی را بر عهده داشت، اغلب جانشین او میشد. الگویی به طور قابل توجه مشابه، بعدها در آسیای مرکزی پدیدار شد؛ ابتدا در ترکمنستان و سپس در ازبکستان.
صفرمراد نیازوف، نخستین رئیسجمهور ترکمنستان، در دسامبر 2006 درگذشت. ریاست کمیسیون تشییع جنازه دولتی بر عهده قربانقلی بردیمحمداف، معاون نخستوزیر و وزیر بهداشت وقت بود که همزمان سرپرست ریاستجمهوری شد. طبق قانون اساسی، اوهزگلدی آتاویف، رئیس پارلمان باید سرپرستی ریاستجمهوری را بر عهده میگرفت، اما در عوض مصونیتش سلب و بازداشت شد تا راه برای سرپرستی بردیمحمداف هموار شود.
بردیمحمداف پس از تثبیت قدرت، سیستمی متمرکز بر محور رهبری خود ساخت. در فوریه 2022، او بهطور غیرمنتظرهای اعلام کرد که استعفا میدهد تا «فرصت حکمرانی به نسل جوان» داده شود؛ اشارهای روشن به پسرش سردار بردیمحمداف که کلید اکثر پستهای کلیدی کشور را در دست داشت. بدین ترتیب، سردار بردیمحمداف رئیسجمهور شد و پدرش با تکیه بر ریاست مجلس «خلق مصلحتی»، عنوان «رهبر ملی مردم ترکمن» را حفظ کرد.
ازبکستان و تاجیکستان؛ از کنترل ساختاری تا جانشینی خانوادگی
ازبکستان نیز الگوی مشابهی را در شرایطی متفاوت تجربه کرد. اسلام کریموف یک سیستم ریاستجمهوری شدیداً متمرکز ساخت که هیچ فضایی برای رقابت سیاسی باقی نمیگذاشت. وقتی کریموف در سپتامبر 2016 درگذشت، شوکت میرضیایف، نخستوزیر وقت، به عنوان رئیس کمیسیون تشییع جنازه منصوب شد. طبق قانون اساسی، نعمتالله یولداشف، رئیس سنا باید سرپرست میشد، اما کنار کشید و پارلمان میرضیایف را به قدرت رساند.
میرضیایف در دوران ریاستجمهوری خود اقتصاد ازبکستان را بازتر کرد، اما تمرکز قدرت در نهاد ریاستجمهوری همچنان حفظ شده است. انتصاب دخترش، سعیده میرضیایفا، به عنوان رئیس دفتر ریاستجمهوری در ژوئن 2025، گمانهزنیها را درباره سناریوهای جانشینی آینده در تاشکند تقویت کرده است.
تاجیکستان اما از مسیر دیگری به مدل سیاسی فعلی خود رسید. امامعلی رحمان در جریان جنگ داخلی به عنوان رهبر کشور مطرح شد و از سال 1994 تاکنون در راس قدرت باقی مانده است. سالهاست که تحلیلگران و گروههای اپوزیسیون، رستم امامعلی، پسر ارشد رحمان (رئیس مجلس ملی و شهردار دوشنبه) را محتملترین جانشین میدانند. طبق اصل 71 قانون اساسی تاجیکستان، در صورت فوت یا استعفای رئیسجمهور، وظایف او تا زمان انتخاب رئیسجمهور جدید به رئیس مجلس ملی منتقل میشود.
استثنای قزاقستان و چرخش محافظهکارانه در قرقیزستان
قزاقستان مدتها یک استثنا در نحوه انتقال قدرت به نظر میرسید. در مارس 2019، نورسلطان نظربایف بهطور غیرمنتظره استعفا داد و طبق قانون اساسی اختیارات به قاسم جومارت توکایف، رئیس وقت سنا منتقل شد. ناآرامیهای ژانویه 2022 نقطه عطفی در توسعه سیاسی قزاقستان بود. توکایف پس از مهار بحران، مواضع خود را تقویت کرد و اصلاحات ناشی از آن در نهایت به قانون اساسی جدید در مارس 2026 منجر شد که از اول ژوئیه همان سال لازمالاجرا شد و نهاد معاونت ریاستجمهوری را ایجاد کرد. در ژوئیه 2026 نیز دادگاه قانون اساسی حکم داد که توکایف میتواند در چارچوب نظم جدید قانون اساسی برای دوره دیگری نامزد شود.
اما قرقیزستان جایگاه ویژهای در این معادله دارد. سدیر جباروف در پی تحولات سیاسی پس از انتخابات پارلمانی مورد مناقشه اکتبر 2020 به قدرت رسید. اعتراضات مردمی منجر به آزادی او از زندان و جهش وی به سمت ریاستجمهوری شد. کامچیبک تاشیاف نیز به عنوان یکی از چهرههای اصلی پشت آن رویدادها، به قدرتمندترین فرد در کنار جباروف تبدیل گردید.
جباروف ششمین رئیسجمهور تاریخ استقلال قرقیزستان است. سالها ناظران غربی قرقیزستان را «جزیره دموکراسی» آسیای مرکزی مینامیدند، اما بحرانهای پیاپی سیاسی مسیر کشور را تغییر داد. رهبری فعلی بیشکک اختیارات ریاستجمهوری را به شدت تقویت کرده و قاطعانه در پی جلوگیری از تکرار انقلابات سالهای 2005، 2010 و 2020 است. انتخابات ژانویه 2027 نشان خواهد داد این استراتژی مهار تا چه حد در جامعه قرقیزستان تثبیت شده است.
کنترل و پیشبینیپذیری؛ هدف مشترک نظامهای منطقه
سی و پنج سال پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آسیای مرکزی رویکرد بومی خود را نسبت به جانشینی سیاسی توسعه داده است. این الگوی رفتاری کاملاً یکسان نیست؛ در برخی کشورها تداوم قدرت حول خانوادههای سیاسی میچرخد، در برخی دیگر جانشینان از پیش آمادهشده قدرت را از طریق نهادهای تثبیتشده به ارث میبرند و قزاقستان نیز ترکیبی از رویههای قانونی و اصلاحات هدایتشده را پیش برده است.
سیستمهای منطقه در ظاهر متفاوتند، اما در یک هدف راهبردی مشترکند: «تضمین اینکه انتقال قدرت تا حد امکان تحت کنترل، بدون شوک و قابل پیشبینی باقی بماند.»
شاید بزرگترین طنز ژئوپلیتیک منطقه این باشد که قرقیزستان – تنها کشور آسیای مرکزی که قدرت در آن بارها از طریق اعتراضات خیابانی و خیزشهای مردمی دست به دست شده – اکنون در حال نزدیک شدن به همان مدل حکمرانی متمرکزی است که سالهاست همسایگانش بر اساس آن اداره میشوند.
انتهای پیام/