همزمانی سوگ خواهر و روایت جنگ؛ خبرنگاری که از غزه گزارش میدهد
- اخبار فرهنگی
- اخبار رادیو و تلویزیون
- 17 مرداد 1405 - 11:33
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در جهانی که هر روز حجم عظیمی از اخبار، تصاویر و روایتها در رسانهها منتشر میشود، خبرنگارانی هستند که وظیفه آنها تنها ثبت رویدادها نیست، بلکه ثبت حقیقت در سختترین شرایط ممکن است؛ حقیقتی که گاه بهای روایت آن، جان خبرنگار یا عزیزانش است. روز خبرنگار، فرصتی است برای قدردانی از کسانی که در خط مقدم بحرانها ایستادهاند؛ افرادی که دوربین و قلم را به ابزار دفاع از حقیقت تبدیل کردهاند.
در میان خبرنگاران فعال در یکی از پیچیدهترین بحرانهای انسانی جهان، نام احمد النجار، خبرنگار فلسطینی شبکه پرستیوی، بیش از هر چیز با روایتهای میدانی از نوار غزه گره خورده است. خبرنگاری که مسیر زندگیاش از کلاس درس به میدان جنگ کشیده شد و امروز، در حالی از ویرانیها، محاصره و رنج مردم فلسطین گزارش تهیه میکند که خود نیز بخشی از همان واقعیت تلخ است.
احمد النجار در گفتوگو با خبرنگار تسنیم از زندگی شخصی، تجربه خبرنگاری در غزه، مسئولیت رسانهها در پوشش جنگ، تجربه همکاری با پرستیوی و تلخترین لحظات زندگی حرفهای و شخصی خود سخن گفته است. او در ابتدای این گفتوگو، خود را خبرنگاری فلسطینی معرفی میکند که تمام عمرش را در شهر خانیونس، در جنوب نوار غزه، سپری کرده است. النجار میگوید از دوران کودکی به هنر و زبانها، بهویژه زبانهای انگلیسی و فرانسوی علاقه داشته و اکنون نیز به زبان فارسی علاقهمند است. همین علاقه، او را به تحصیل در رشته ادبیات انگلیسی سوق داد و پس از پایان تحصیلات، به عنوان مدرس در دانشگاه مشغول به کار شد.
اما آغاز جنگ غزه در سال 2023، همه برنامههایش را تغییر داد. او میگوید پس از ماهها زندگی در میان بمباران، آوارگی و صحنههایی که تصور آنها نیز دشوار است، تصمیم گرفت مسیر زندگی خود را تغییر دهد و به جای کلاس درس، در میدان خبرنگاری حضور پیدا کند.
به گفته او، هدفش از ورود به عرصه خبرنگاری، استفاده از تواناییهای زبانی برای رساندن صدای مردم غزه به افکار عمومی جهان بود؛ مردمی که به باور او، صدایشان کمتر از آنچه باید شنیده میشود.
النجار درباره انگیزه خود برای ادامه فعالیت در چنین شرایطی میگوید تعهد او به خبرنگاری، از دل همان فجایعی شکل گرفته که هر روز شاهد آنهاست. او میگوید حتی هنگام پاسخ دادن به این پرسشها نیز صدای هواپیماهای جنگی رژیم صهیونیستی را بالای سر خود میشنود؛ هواپیماهایی که هر روز، خانوادههای فلسطینی را داغدار میکنند.
او با تأثر از یکی از صحنههایی که به چشم دیده، روایت میکند که یکی از زنان شهیدشده در حمله صهیونیستها باردار بود و شدت انفجار، جنین او را از بدنش بیرون پرتاب کرده بود؛ صحنهای که به گفته او، نهتنها نیروهای امدادی، بلکه خبرنگاران حاضر در محل را نیز بسیار متاثر کرد.
این خبرنگار فلسطینی میگوید چنین واقعیتهایی نشان میدهد حتی در دورهای که از آن به عنوان «آتشبس» یاد میشود، هیچ امنیتی برای مردم غزه وجود ندارد. به اعتقاد او، وقتی حتی کودکی که هنوز متولد نشده قربانی چنین خشونتی میشود، دیگر نمیتوان از امنیت هیچ انسانی سخن گفت.
اما به گفته النجار، تهدید خبرنگاران تنها به حملات نظامی محدود نمیشود. او معتقد است خبرنگاران فلسطینی با «جنگی رسانهای» نیز مواجه هستند؛ جنگی که در آن، زرادخانه عظیم رسانهای غرب تلاش میکنند روایت جنایتها را تغییر دهند، آنها را عادی جلوه دهند و یا برایشان توجیه بتراشند.
او میگوید علاوه بر بمباران، خبرنگاران فلسطینی به صورت مستمر هدف سانسور در فضای مجازی قرار میگیرند، اعتبار حرفهای آنها زیر سؤال برده میشود و تنها به دلیل انتشار تصاویر و واقعیتهای میدانی، با حملات سازمانیافته رسانهای مواجه هستند.
النجار یادآور میشود که دهها نفر از دوستان و همکاران خبرنگارش نیز در این جنگ جان خود را از دست دادهاند؛ اتفاقی که به اعتقاد او، تنها یک پیام دارد؛ کاهش تعداد کسانی که میتوانند حقیقت را روایت کنند.
او در پاسخ به این پرسش که چگونه با وجود چنین فشارهایی همچنان به کار خود ادامه میدهد، جملهای میگوید که شاید بتوان آن را خلاصه نگاه او به حرفه خبرنگاری دانست: «اگر آنها از بمباران مردم من و تلاش برای کنترل روایت ما خسته نمیشوند، من چه حقی دارم که سکوت کنم؟ هیچ انتخابی جز ادامه دادن ندارم و باید صدای مردمم باشم»
النجار معتقد است بزرگترین تهدید امروز علیه روزنامهنگاری مستقل، تنها خطر کشته شدن در میدان جنگ نیست. به باور او، خطر بزرگتر، حذف تدریجی خبرنگاران مستقل از حافظه رسانهای جهان است.
او با اشاره به کشته شدن بیش از 260 خبرنگار و فعال رسانهای در غزه، میگوید استقلال رسانهای امروز با مرگبارترین تهدید خود روبهرو شده است؛ تهدیدی که تنها به هدف قرار دادن فیزیکی خبرنگاران محدود نیست، بلکه به نهادهای بینالمللی رسانهای نیز رسیده است.
این خبرنگار پرستیوی با انتقاد از عملکرد برخی سازمانهای بینالمللی از جمله کمیته حفاظت از روزنامهنگاران (CPJ)، میگوید زمانی که نام خبرنگاران فلسطینی تحت فشارهای سیاسی از فهرست قربانیان حذف یا اطلاعات مربوط به آنها تغییر داده میشود، این پیام به خبرنگاران منتقل میشود که حتی پس از زنده ماندن نیز از حمایت بینالمللی برخوردار نخواهند بود.
به اعتقاد او، خبرنگارانی که از بمباران جان سالم به در میبرند، بدون حمایت حقوقی و رسانهای، در برابر خطرها تنها میمانند؛ در حالی که تنها جرمشان، ثبت واقعیتهای یک جنگ است.
اما شاید تأثیرگذارترین بخش این گفتوگو، روایت شخصی احمد النجار از شبی باشد که میان وظیفه حرفهای و بزرگترین اندوه زندگیاش گرفتار شد.
او میگوید شامگاه هجدهم مارس 2025، اسرائیل حملات گستردهای را علیه سراسر نوار غزه آغاز کرد؛ حملاتی که آتشبس را در هم شکست و طی آن بیش از 900 فلسطینی کشته و زخمی شدند.
در همان شب، خواهرش «لبنی» نیز بر اثر اصابت ترکش ناشی از حمله به نزدیکی چادر محل سکونتش، به شدت مجروح شد؛ در حالی که فرزندانش درست در کنار او خوابیده بودند.
النجار میگوید در آن لحظه، ترس و خشمی را تجربه کرد که هرگز پیش از آن احساس نکرده بود. با این حال، درست زمانی که خواهرش برای جراحی به اتاق عمل منتقل شده بود، از تحریریه پرستیوی با او تماس گرفتند تا پوشش زنده تحولات غزه را آغاز کند.
او میگوید ساعتها میان بخش مراقبتهای ویژه و محل استقرار دوربین رفتوآمد میکرد؛ از یک سو نگران وضعیت خواهرش بود و از سوی دیگر، درد و رنج صدها خانواده فلسطینی دیگر را برای مخاطبان روایت میکرد.
به گفته او، بیمارستان به دلیل محاصره و کمبود شدید امکانات، حتی با کمبود خون برای مجروحان مواجه بود. او بیرون از بخش مراقبتهای ویژه دعا میکرد خواهرش زنده بماند، اما شدت جراحات اجازه نداد.
النجار با اندوه فراوان روایت میکند که هنگام هماهنگی با تحریریه پرستیوی برای ادامه برنامههای خبری شب، پرستار پیکر بیجان خواهرش را از بخش مراقبتهای ویژه بیرون آورد؛ لحظهای که به گفته او، برای همیشه نگاهش به خبرنگاری را تغییر داد.
او میگوید خواهرش سه فرزند را از خود به یادگار گذاشت و این فقدان، زخمی بر روحش گذاشت که هرگز التیام نخواهد یافت. با این حال، هر بار که کودک گرسنهای، مجروحی زیر آوار یا خانوادهای داغدار را میبیند، احساس میکند در حال روایت داستان خانواده خود است و همین احساس، مسئولیتش را سنگینتر میکند.
خبرنگار پرستیوی در بخش دیگری از این گفتوگو، درباره مسئولیت رسانهها در پوشش جنگها تأکید میکند که خبرنگاری پیش از هر چیز، در انتخاب واژهها معنا پیدا میکند. او میگوید بسیاری از خبرنگاران از صداقت، بیطرفی و حرفهایگری سخن میگویند، اما ارزش واقعی این اصول زمانی مشخص میشود که بمبها بر سر مردم فرود میآید.
به باور او، خبرنگار باید صدای انسانهای آسیبدیده باشد و واقعیت را همانگونه که هست روایت کند؛ بیمارستان را بیمارستان بنامد و مدرسه را مدرسه. او معتقد است هنگامی که رسانهها با تغییر واژگان، حمله به مراکز غیرنظامی یا خانوادهها را به عنوان حمله به «اهداف مشروع» توصیف میکنند، دیگر از رسالت خبرنگاری فاصله گرفتهاند.
النجار همچنین با اشاره به حمله آمریکا به جنوب ایران که به شهید شدن 168 کودک در مدرسه میناب انجامید، افزود فرقی نمیکند که قربانیان این جنایتها در فلسطین باشند یا ایران؛ در چنین فجایعی مسئولیت خبرنگار، روایت دقیق حقیقت و دفاع از کرامت قربانیان است، نه تغییر واقعیت با بازیهای رسانهای؛ چیزی که آن را در رسانههای غربی به ندرت میبینیم.
او درباره تجربه همکاری با پرستیوی نیز میگوید سالها پوشش رسانههای مختلف جهان، بهویژه درباره غزه را دنبال کرده و همواره احساس کرده است که رسانههای جریان اصلی، کمتر واقعیتها را آنگونه که هستند بیان میکنند.
به گفته النجار، همکاری با پرستیوی برای او تنها آغاز فعالیت حرفهای در یک رسانه بینالمللی نبود، بلکه فرصتی بود تا در یکی از دشوارترین بحرانهای معاصر، تجربهای کمنظیر به دست آورد.
او میگوید پوشش جنگ در چنین شرایطی، فرایندی شبیه «آموختن در دل آتش» بود؛ تجربهای که طی آن، در مدت کوتاهی با دشوارترین آزمونهای حرفه خبرنگاری روبهرو شد.
این خبرنگار فلسطینی تأکید میکند که دستیابی به این سطح از تجربه و حرفهایگری، بدون همراهی تیم پرستیوی امکانپذیر نبود و با وجود فاصله جغرافیایی و محاصره غزه، همکارانش همواره در کنار او بودند و به او کمک کردند تا مسئولیت سنگین روایت حقیقت را بر دوش بکشد.
او میگوید در این مسیر، بیش از هر زمان دیگری مفهوم شعار پرستیوی، یعنی «صدای بیصدایان»، را با تمام وجود درک کرده است.
احمد النجار در پایان این گفتوگو، خطاب به جوانانی که آرزوی خبرنگار شدن دارند، میگوید خبرنگاری تنها حضور مقابل دوربین یا نوشتن گزارش نیست، بلکه مسئولیتی بزرگ برای روایت زندگی انسانهاست؛ مسئولیتی که گاهی با اندوه، اضطراب و خطر همراه میشود.
او با این حال تأکید میکند که در میان تمام تلخیهایی که طی دو سال گذشته تجربه کرده، لحظاتی نیز وجود داشته که توانسته از امید، همبستگی انسانی، تاریخ، فرهنگ و آغازهای تازه گزارش تهیه کند؛ لحظاتی که به او یادآوری کردهاند جهان تنها از جنگ و اندوه تشکیل نشده است.
پیام پایانی او به نسل جوان، پیامی ساده اما عمیق است؛ اگر آمادهاند اضطراب دائمی، خطر و سختیهای این حرفه را با شغلی معنادار، تأثیرگذار و سرشار از هیجان معاوضه کنند، نباید در انتخاب مسیر خبرنگاری تردید کنند.
روایت احمد النجار، خبرنگار پرستیوی در غزه، نشان میدهد در میانه آوار، محاصره و جنگ روایتها، هنوز خبرنگارانی هستند که دوربین را آخرین سنگر دفاع از حقیقت میدانند و باور دارند تا زمانی که حقیقت گفته نشود، رسالت خبرنگاری به پایان نرسیده است.
انتهای پیام/