سیاست حکمت: الگوی اداره جامعه در عهد ملاعبدالله یزدی و حکیمان ایران
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 17 مرداد 1405 - 13:07
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، در تفکر شیعی، مفهوم حکمرانی همواره با عدالت، امامت و هدایت جامعه به سوی کمال مادی و معنوی گره خورده است. پس از غیبت کبرا، شیعه دوازدهامامی با چالش اداره امور عمومی و برپایی عدالت در غیاب امام معصوم روبهرو بود. محرومیت طولانیمدت شیعیان از قدرت سیاسی، تجربه اندکی در حکمرانی کلان به آنان بخشید، اما با تأسیس سلسله صفویه در آغاز قرن دهم هجری (شانزدهم میلادی)، تشیع به ایدئولوژی رسمی یک دولت قدرتمند تبدیل شد و این امر، سرآغاز تجربهای نوین در حکمرانی شیعه بود.
دولت صفوی که مشروعیت خود را از تلفیق باورهای صوفیانه قزلباشان و احیای فر شاهنشاهی ایرانی وام گرفته بود، برای تثبیت و نهادینهسازی خود نیازمند ساختاری منسجم، عقلانی و فقهی بود. در این میان عالمان و حکیمان شیعه به عنوان متولیان اندیشه و دیوانسالاری، نقشی کلیدی ایفا کردند تا شور اولیه نظامی را به عقلانیتی مدنی بدل سازند.
ملاعبدالله یزدی: الگوی حکمرانی حکیمانه در نجف اشرف
حکیم و منطقدان برجسته، ملاعبدالله بهابادی یزدی (متوفای 981 ق)، نمونهای درخشان از پیوند نظر و عمل در این دوران است. وی که از برجستهترین اندیشمندان عصر خود در منطق، کلام و فقه بود، با پذیرش مسئولیت اداره و تولیت شهر نجف در مرز پرتنش امپراتوریهای صفوی و عثمانی، الگویی از حکمرانی حکیمانه، اخلاقمحور و مصلحتاندیش را به نمایش گذاشت.
این نوشتار، با بررسی ساختار حکمرانی و مالی دوره صفوی، کارآمدی این دولت در حل مسائل مردم و جایگاه ملاعبدالله یزدی و دیگر حکیمان ایرانی در تکامل تاریخی الگوی حکمرانی شیعه را ارزیابی میکند.
بخش اول: نحوه سرپرستی و حکمرانی ملاعبدالله یزدی در نجف اشرف
ملاعبدالله یزدی، علاوه بر استادی در منطق و فلسفه، در دورهای حساس از تاریخ تشیع، مسئولیتهای سنگینی در عتبات عالیات بر عهده داشت. مدیریت او در نجف، مبتنی بر درک عمیق از شرایط ژئوپلیتیکی منطقه و جایگاه معنوی نجف بود.
1. منصب تولیت و سرپرستی عتبات
در دوران شاه طهماسب اول صفوی، به دلیل تقوا، دانش و نفوذ کلامی ملاعبدالله، اداره نجف اشرف و کلیدداری حرم امام علی(ع) به وی واگذار شد. او عملاً به عنوان حاکم شرع و مدیر ارشد شهر عمل میکرد و وظایف او شامل موارد زیر بود:
مدیریت موقوفات: بازسازی زیرساختها، تأمین آب نجف و اداره مدارس علمیه از طریق درآمدهای موقوفات.
تأمین امنیت و داوری: حل اختلافات قبیلهای و شهری در منطقهای مرزی و پرتنش با امپراتوری عثمانی.
2. الگوی حکمرانی ملاعبدالله: حکمرانی اخلاقی و فرامذهبی
شیوه مدیریت ملاعبدالله بر پایه عدالت فقهی و مدارای حکیمانه استوار بود:
پناهگاه مردم در مرز دو امپراتوری: او با رویکردی عقلانی و اخلاقی، ثبات را در نجف برقرار کرد تا شیعیان و اهل سنت در صلح نسبی زندگی کنند.
رابطه با دربار در خدمت مردم: نفوذ خود نزد شاه طهماسب را صرفاً برای کاهش مالیات زائران، بازسازی حرم، رونق علمی حوزه و بهبود معیشت مجاوران به کار گرفت.
پیوند علم و عمل: نظام منطقی و عقلانی خود را در حل مسائل روزمره مردم، از جمله قضاوتها، تقسیم موقوفات و داوریهای اجتماعی به کار بست.
3. بستر ژئوپلیتیک: نجف، کانون اصطکاک دو امپراتوری
در قرن دهم هجری (شانزدهم میلادی)، عراق و عتبات عالیات صحنه درگیریهای مرزی میان امپراتوری عثمانی (سنی) و پادشاهی صفوی (شیعه) بود. نجف اشرف در این میان، ویژگیهای منحصربهفردی داشت:
مرکزیت نمادین و معنوی: حرم امام علی(ع) قلب تپنده تشیع بود و هر دو امپراتوری بر آن نفوذ داشتند.
ترکیب جمعیتی حساس: ساکنان نجف و قبایل اطراف، ترکیبی از اعراب شیعه و سنی و علمای مهاجر بودند.
آسیبپذیری اقتصادی و امنیتی: جنگهای پیاپی، مسیرهای زوار و راههای بازرگانی را ناامن میکرد.
4. تدبیر ملاعبدالله: خنثیسازی فضای دوقطبی مذهبی
انتصاب ملاعبدالله یزدی به عنوان تولیت و حاکم شرع منطقه، تصمیمی سنجیده بود. شیوه مدیریت او در این بستر مرزی بدین گونه بود:
فراتر رفتن از قطبیسازیهای مذهبی: او به جای اجرای سیاستهای تندروانه، نجف را به عنوان منطقهای امن و بیطرف فکری و انسانی اداره کرد. عقلانیت ابزاری و منطقی را در تعاملات اجتماعی به کار بست و حفظ جان، مال و آبروی عامه مردم را بر تفاوتهای فقهی ترجیح داد.
داوری منصفانه میان قبایل: با تسلط بر فقه مقارن و شناخت قواعد حقوقی، احکام او مورد پذیرش رؤسای قبایل سنیمذهب منطقه نیز قرار میگرفت و مانع از جنگهای محلی میشد.
5. مکانیسمهای عملیاتی پناهگاهسازی
ملاعبدالله یزدی با روشهای زیر ثبات و صلح نسبی را محقق کرد:
استفاده از دیپلماسی موقوفات: درآمدهای موقوفات به صورت هوشمندانه توزیع میشد و خدمات عمومی (نان، آب، درمان، اسکان) نه تنها به شیعیان، بلکه به همه زائران، مجاوران و فقرا، فارغ از مذهب، ارائه میگردید. این امر پیوندهای اجتماعی را تقویت کرد.
تأمین امنیت آب (پروژههای عمرانی مشترک): با هدایت بودجههای عمرانی صفوی به حفر کانالها و چاهها، بحران آب حل شد و زمینههای کشاورزی مشترک برای قبایل مختلف فراهم آمد که به کاهش نزاعها و غارتگری کمک کرد.
حفظ استقلال نسبی حوزه نجف: او اجازه نداد ساختار علمی و اداری نجف به ابزاری تبلیغاتی تبدیل شود. این استقلال باعث شد که نهادهای علمی نجف کمتر مورد تعرض قرار گیرند، زیرا حاکمیت او جنبهای عادلانه، فرامذهبی و بومی داشت.
پناهگاه بودن نجف در عهد ملاعبدالله یزدی، به معنای خلق یک حاکمیت محلی هوشمند بود که در آن حکمت فکری و عدالت اجتماعی، دیواری دفاعی به دور شهر کشید. او با کاهش تنشهای مذهبی و تمرکز بر حل مسائل روزمره مردم، نجف را به جزیره ثباتی در میان طوفان جنگهای صفوی و عثمانی تبدیل کرد.
بخش دوم: حکمرانی حکیمان در ایران
مفهوم حکمرانی حکیمان در ایران ریشه در نظریه شاه-فیلسوف افلاطون و بازتعریف اسلامی آن توسط فارابی (مدینه فاضله) دارد. در سنت فکری ایران، حاکم باید واجد فضایل عقلانی و اخلاقی باشد تا جامعه را به سعادت برساند. این ایده در تاریخ ایران به دو شکل متجلی شد:
1. فیلسوفان و حکیمان در نقش وزیر و مشاور (نظریهپردازان عملی)
هرچند فیلسوفان به ندرت خود حاکم مطلق بودهاند، اما به عنوان وزیران اعظم و دیوانسالاران کلیدی، نقش مغز متفکر حکومتها را ایفا کردهاند:
خواجه نصیرالدین طوسی (دوره ایلخانی): با عقلانیت فلسفی و اخلاقی خود، وحشیگری مغولان را مهار کرد، رصدخانه مراغه را ساخت و از نابودی میراث فرهنگی جلوگیری نمود.
خواجه نظامالملک طوسی (دوره سلجوقی): با نگارش سیاستنامه و تأسیس نظامیهها، الگویی از حکمرانی مبتنی بر عقل مصلحتاندیش و نهادهای آموزشی ایجاد کرد.
غیاثالدین دشتکی: نخستین حکیمی بود که در زمان شاه طهماسب به صدارت رسید.
شیخ بهایی و میرداماد (دوره صفوی): به عنوان مشاوران شاه عباس اول، در طراحی شهری اصفهان، نظام وقف، قوانین حقوقی و محاسبات مهندسی (مانند تقسیم آب زایندهرود) نقش داشتند.
شاه طهماسب اول صفوی، با وجود سن کم، با درک اهمیت اندیشه و حکمت، از هوش و سیاستمداری بالایی برخوردار بود و به درستی تشخیص داد که حکمرانی بدون نظریهپردازان و صاحبنظران در حکمت نظری و عملی به موفقیت نخواهد رسید.
2. ویژگیهای حکمرانی به سبک حکیمان در ایران
هرگاه حکیمان در ساختار قدرت نفوذ داشتند، حکمرانی ویژگیهای زیر را یافت:
عقلانیت و تدبیر در برابر خشونت: تلاش برای تعدیل رفتارهای مستبدانه و احساسی شاهان و استوار کردن تصمیمگیریها بر پایه عقل جمعی.
توسعه علمی و فرهنگی: اولویت دادن به تأسیس مدارس، رصدخانهها، بیمارستانها و کتابخانهها، زیرا بقای جامعه در ارتقای دانش عمومی دیده میشد.
عدالت به مثابه اعتدال و کارآمدی: تلاش برای جایگزینی شایستهسالاری فکری به جای روابط قبیلهای در دیوانسالاری.
توسعه دانش و عقلانیت توسط حکیمان، ابزار اجرایی دولت برای رسیدگی به مسائل جامعه بود.
نتیجهگیری
ملاعبدالله یزدی در نجف، الگویی از حکمرانی موضعی، اخلاقمحور و گرهگشا ارائه داد که هدفش حفظ ثبات، امنیت مردم و رونق علمی در فضایی بحرانی بود. در تاریخ ایران، هرگاه حکمت و عقلانیت فلسفی (از طریق اندیشمندانی چون خواجه نصیر، امیر غیاثالدین دشتکی، شیخ بهایی و ملاعبدالله) با ساختار سیاسی همراه شد، شاهد شکوفایی علمی، معماری، نظم اداری و کاهش خشونتهای حکومتی بودیم. با این حال، ساختار استبدادی و شخصمحور قدرت در ایران، مانع از نهادینهشدن و پایدار ماندن این حکمرانی حکیمانه به صورت یک سیستم مشارکتی شد.
یادداشت از: حسن عبدیپور، استاد تاریخ و تمدن
انتهای پیام/