بازتاب «پیمان دفاعی مکه» در رسانههای ترکیه؛ 4 انگیزه توافق
- اخبار بین الملل
- اخبار ترکیه و اوراسیا
- 17 مرداد 1405 - 08:59
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، امضای یک توافق دفاعی جدید بین ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی، مهمترین و داغترین خبر روزنامههای امروز چاپ آنکارا است.
رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه که همراه با هاکان فیدان وزیر امور خارجه، یاشار گولر وزیر دفاع و ابراهیم کالن رئیس سرویس اطلاعاتی میت، برای امضای این توافق به مکه عربستان سفر کرده بود، اظهار امیدواری کرد که امضای چنین توافقی، ضامن امنیت و رفاه باشد.
به قول تحلیلگر آسوشیتدپرس، ترکیب ظرفیتهای 3 کشور را باید به این شکل تحلیل کرد: پول و انرژی عربستان به علاوه تجربه نظامی و سلاح هستهای پاکستان در کنار فناوری و صنعت دفاعی ترکیه. با این حال، آسوشیتدپرس معتقد است که امضای این توافق لزوماً به معنای ایجاد یک بلوک نظامی کلاسیک نیست.
شورای امور جهانی شیکاگو این اقدام را به شکل جابجایی صفحات ژئوپلیتیکی میبیند. به این معنی که عربستان، ترکیه، پاکستان و دیگران در حال ایجاد همگراییهای جدیدند، اما هنوز نباید آنها را «ائتلافهای کاملاً رسمی» تلقی کرد.
روزنامههای نزدیک به حزب عدالت و توسعه، با دیدگاهی ایجابی و تبلیغاتی به پیمان دفاعی مکه نگریسته و اقدام اردوغان برای تشکیل یک ائتلاف اسلامی جدید را تحسین کردهاند. ولی برخی از جراید و تحلیلگران دیگر، درباره پیامدهای پیمان دفاعی جدید، هشدار دادند.
روزنامه آیدنلک در تیتر و عکس صفحه نخست، درباره پیامدهای این ائتلاف هشدار داده و چنین تیتری زده است: «ائتلافی که بدون ایران و بدون فلسطین باشد، امنیت به دنبال نخواهد آورد».
این روزنامه از قول ژنرال بازنشسته نیروی هوایی ترکیه پروفسور دکتر فخری اَرَن اَل نوشته است: «حضور در این پیمان، یک خطای آشکار برای ترکیه است. چرا که هدف اصلی آن، محاصره ایران است و من شخصاً، چنین پروژهای را به عنوان یکی از اهداف ثانویه ائتلاف ناتو تلقی میکنم».
همچنین روزنامه بیرگون درباره پیامدهای پیمان دفاعی مکه هشدار داده و چنین تیتری زده است: «بازی خطرناک یا تحریکِ ترامپ». این روزنامه در شرح تیتر خود نوشته است: «با این اقدام غلط و به خاطر حمایت از اهداف آمریکا و ناتو، عملاً ترکیه را در حلقه آتش گرفتار میکنید».
روزنامه قرار چاپ آنکارا، سوال جالبی درباره توافق مزبور طرح کرده و پرسیده است: «آیا این به معنی شکلگیری سنتوی دوم است؟» پیمان سنتو یا سازمان پیمان مرکزی که قبلاً با نام پیمان بغداد (1955-1959) شناخته میشد، یک سازمان امنیتی و دفاعی مشترک سابق بود که بین ترکیه، ایران، عراق، پاکستان و انگلیس برای جلوگیری از نفوذ اتحاد جماهیر شوروی در خاورمیانه تأسیس شد.
روند تشکیل پیمان بغداد که به عنوان امتداد ناتو علیه اتحاد جماهیر شوروی در خاورمیانه تأسیس شد، با سفر جان فاستر دالس، وزیر امور خارجه آمریکا، به کشورهای خاورمیانه در ماه مه 1953 آغاز شد.
توافقنامه دوستی و همکاری که در 2 آوریل 1954 بین ترکیه و پاکستان امضا شد، گامی مهم در جهت تأسیس آن بود. در اکتبر 1954 میلادی نوری سعید پاشا، نخست وزیر عراق، در بازدید از آنکارا اعلام کرد که ترکیه و عراق تصمیم به تشکیل یک سازمان دفاعی در خاورمیانه گرفتهاند.
علاوه بر ایران، پاکستان و انگلیس، آمریکا نیز به عنوان ناظر به آن پیوست. در همان زمان، کشورهای عربی مصر و سوریه به این پیمان واکنش منفی نشان دادند. سرنگونی ملک فیصل و نوری سعید پاشا در عراق، ساختار این سازمان را تضعیف کرد.
نام این پیمان در 21 اوت 1959 به سنتو تغییر یافت. این پیمان با هویت جدید خود، از آن تاریخ به بعد بر همکاریهای اقتصادی، فرهنگی و فنی متمرکز شد. سنتو که عملاً ناکارآمد شده بود، در 12 مارس 1979 پایان یافت. حالا روزنامه قرار پرسیده: آیا قرار است این پیمان نیز به عنوان یک همکاری فرمالیته 4 ساله تعریف شود یا نه؟
هدف اصلی چیست؟
رسانههای رسمی ترکیه اعلام کردهاند که مقامات این کشور، نمیتوانند درباره خطرات امنیتی و بیثباتی منطقه، بیاعتنا و بدون واکنش بمانند.
ولی تحلیلگران مطالعات امنیتی و دفاعی معتقدند که سه کشور مزبور برای امضای این توافق، چهار انگیزه همزمان دارند: اول این که به جای حمایت از موقعیت برحق ایران، میخواهند چنین پیامی بدهند که در کنار ایران نیستند. نکته دوم این است که از افزایش قدرت نظامی رژیم اسرائیل نگران هستند. انگیزه سوم این است که در کنار بیاعتمادی به حمایت دفاعی آمریکا، امیدوارند که خودشان بتوانند نوعی شراکت دفاعی منطقهای ایجاد کنند. در نتیجه به دنبال «تنوعبخشی به بیمه امنیتی» هستند.
نکته چهارم، مربوط به بلندپروازی و جاه طلبی آنها برای ایجاد نوعی همراهی شبیه نظم منطقهای است. به این معنی که نمیخواهند صرفاً منتظر واکنشهای آمریکا، روسیه و چین باشند و به دنبال آن هستند که خودشان بخشی از معماری امنیتی باشند.
مقامات ترکیه اعلام کردهاند که این گام، جایگزینی برای عضویت ترکیه در ناتو نیست و تأکید کردند که شرکت در این توافقنامه به معنای کشانده شدن سربازان ترکیه به بحرانهای منطقهای نیست.
ترکیه همچنین خاطرنشان کرد که این توافقنامه علیه شخص ثالثی نیست و تأکید کرد که اسرائیل هدف قرار نمیگیرد. مهمترین بند این توافقنامه که هدف آن تقویت بازدارندگی جمعی است، به این صورت در نظر گرفته میشود: «هرگونه حمله مسلحانه علیه هر یک از سه کشور، حملهای علیه همه آنها تلقی خواهد شد».
بازتاب بینالمللی
چتم هاوس انگلیس اعلام کرده که از مدتها قبل، نشانههایی از تمایل ترکیه برای ایجاد یک توافق دفاعی جدید مشاهده شده است.
چتم هاوس، این اقدام ترکیه را نه به معنی فاصله گرفتن از ناتو، بلکه به عنوان افزایش تعداد گزینهها، تعریف کرده است.
خبرگزاری رویترز، این توافق را نشانه حرکت به سوی چارچوب امنیتی منطقهای مستقلتر از آمریکا میداند. در عین حال به این اشاره کرده که درباره تعهدات عملی و نظامی دقیق این پیمان دفاعی، ابهام جدی باقی وجود دارد.
در تحلیلی مشابه، فاینشنال تامیز نیز بیاعتمادی به حمایت آمریکا را مهم دانست. فاینشنال تایمز بر کاهش اعتماد به تضمین امنیتی آمریکا و تلاش کشورهای منطقه برای ایجاد امنیت بومی تأکید میکند. همچنین ظرفیت ترکیه در نیروی دریایی و صنایع دفاعی را مکمل توان مالی عربستان و ظرفیت نظامی پاکستان دانست.
ولی گاردین، معتقد است که این ائتلاف را باید از منظر تحرکات حوثیها نگریست و بیم آن وجود دارد که ترکیه و پاکستان، به قلب درگیریهای عربستان سعودی کشیده شوند.
شورای آتلانتیک، توافق را یک نقطه عطف در تغییر نظم امنیتی خاورمیانه قلمداد میکند. الجزیره نیز با آن که احتمال داده که قطر، سوریه و مصر نیز به این توافق بپیوندند، در این مساله تردید دارد که یک نظم منطقهای جدید حاصل آید و معتقد است که این حرکت را باید به عنوان یک ائتلاف دفاعی محدود و واکنشی قلمداد کرد.
پیداست هندیها نیز به امضای توافق دفاعی بین آنکارا، ریاض و اسلام آباد حساسند. چرا که تایم هندی، این اقدام را به عنوان تشکیل یک ائتلاف نظامی اسلامی قلمداد کرده و در عین حال، بر این باور است که نمیتوان چنین توافقی را به منزله یک ناتوی اسلامی قلمداد کرد.
مصر چه خواهد کرد؟
شواهد نشان میدهد که مصر از این فرایند بیرون نبوده و از ابتدا داخل آن بوده است. در 19 مارس 2026 میلادی وزرای خارجه مصر، عربستان، ترکیه و پاکستان در ریاض ملاقات کردند.
چند روز بعد و در 29 مارس پاکستان میزبان نشست همین چهار کشور درباره جنگ ایران بود و در 21 ژوئن نیز مصر میزبان چهارمین نشست همین چهارگانه در قاهره بود. به همین خاطر یکی از سوالات مهم تحلیلگران ترکیه، این است که چرا مصر هنوز توافق دفاعی مکه را امضا نکرده است؟
آنان در پاسخ به این سوال میگویند: از آنجایی که مصر هنوز هم رابطه پیچیدهای با رژیم صهیونیستی دارد و در عین حال در لیبی، سودان، دریای سرخ و شاخ آفریقا منافع مستقیم دارد، در پیوستن به پیمان مکه تردید کرده و البته به این عامل مهم اهمیت داده که از منظر نوع سیاست خارجی و منافع ملی، خود را در شرایطی میبیند که نباید وارد جنگ مستقیم با ایران شود.
بنابراین مصر احتمالاً ابتدا میخواهد صبوری پیشه کند و ماهیت واقعی تعهدات سهجانبه را ببیند. ضمن آن که مصر چند برگ برنده بسیار مهم دارد که عبارتند از کانال سوئز، ارتش بزرگ، موقعیت دریایی، جمعیت و عمق استراتژیک عربی.
بنابراین ترکیب سرمایه عربستان، صنعت دفاعی ترکیه، توان هستهای پاکستان و کنترل مصر بر کانال سوئز، یک ساختار ژئوپلیتیکی بسیار متفاوت ایجاد میکند. به همین دلیل، اگر مصر وارد شود، در آن صورت میتوان از یک معماری امنیتی چهارضلعی جدید صحبت کرد.
انتهای پیام/