پیچیدگی رای کردها در انتخابات آتی ترکیه

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، همزمان با ارائه لایحه تعیین تکلیف پ.ک.ک به پارلمان ترکیه، آخرین فاز از خلع سلاح کامل این گروه منحله، در حال طراحی است.

کارشناسان سیاسی و امنیتی ترکیه پیشبینی کرده‌اند که خلع سلاح کامل در سال 2026 میلادی به پایان برسد. اما برخی از کارشناسان معتقدند که این عملیات، علاوه بر ابعاد امنیتی و فنی، جوانب سیاسی و اجتماعی نیز دارد و مسیر آرای کردها می‌تواند بر سرنوشت انتخابات آتی ترکیه اثر مستقیم بگذارد.

به همین خاطر، حزب عدالت و توسعه به رهبری اردوغان، به دنبال سناریویی است که آرای بخش قابل توجهی از کردها در انتخابات آتی، نصیب حزب نو (به رهبری اورگور اوزل) و دمپارتی (نهاد اقماری پ.ک.ک) نشود. بنابراین پیشبینی رویکرد سیاسی رای دهندگان کُرد در انتخابات بعدی آسان نیست.

درباره اهمیت رای کردها در فضای انتخاباتی ترکیه، کافیست این نکته را یادآوری کنیم که بزرگترین شکست‌های انتخاباتی حزب اردوغان در دو دوره از انتخابات محلی و از دست رفتن شهرداری‌های استانبول، آنکارا و آدانا، به خاطر متغیر مستقلی به نام رای دهندگان کُرد و حمایت آنها از مخالفین اردوغان بوده است. 


دکتر حسن کوسه از تحلیلگران ترکیه درباره این موضوع، در یک یادداشت تحلیلی مفصل، به این موضوع اشاره کرده که برخلاف تصور بسیاری از احزاب سیاسی ترکیه، پیشبینی ترجیح و رویکرد سیاسی رای دهندگان کُرد در انتخابات آتی، دانشی از جنس ریاضی و مدیریت فضای انتخاباتی نیست و ماهیتی جامعه شناسانه دارد.

بخش‌هایی از این یادداشت مفصل را با هم مرور می‌کنیم.

پیچیدگی رای کردها در انتخابات آتی ترکیه

سیاست در ترکیه هنوز با رویکردی قدیمی و ساده‌انگارانه تفسیر می‌شود: گزارش نهایی چند نظرسنجی کنار هم قرار می‌گیرند، نام نامزدها فهرست می‌شود و سپس آرای رأی‌دهندگان کُرد طوری توزیع می‌شود که انگار اعدادی هستند که باید در یک جعبه خالی نوشته شوند. گفته می‌شود که پایگاه اردوغان اینجاست، رأی حزب جمهوری‌ خلق آنجاست و رأی‌دهندگان دمپارتی در دور دوم به جناح مخالف خواهند پیوست. دقیقاً همین جاست که تحلیل به پایان می‌رسد و تبلیغات آغاز می‌شود. زیرا رأی‌دهندگان کُرد ملک خصوصی کسی نیستند و برخلاف تصور رایج، دمپارتی یک دستگاه انتخاباتی نیست که وظیفه تکمیل آرای از دست رفته حزب دیگری را داشته باشد.

واقعیت این است که قدرت اجتماعی، صرفاً مجموع آرای فردی نیست. قدرت از تمرکز معنا، اعتماد، انتظار، نهادها و رفتارهای تکراری در یک جهت ناشی می‌شود. حاکمیت، وضعیت تثبیت‌شده این جهت است. رأیی که در روز انتخابات داده می‌شود، آخرین اقدام یک هماهنگی نامرئی است که طی ماه‌ها و سال‌ها انباشته شده است. بنابراین، سوال واقعی این نیست که «هر حزب چند رأی دارد؟»، بلکه سوال این است: «چه کسی می‌تواند انرژی اجتماعی پراکنده را به یک جهت مشترک هدایت کند؟» 

امروزه، قوی‌ترین کانون و مرکز ثبات‌بخش سیاست ترکیه هنوز رجب طیب اردوغان است. این صرفاً به دلیل وفاداری رأی‌دهندگان نیست. پیرامون اردوغان، سازمان حزبی، تجربه دولتی، هویت محافظه‌کارانه، روایت امنیتی، تشکیلات رسانه‌ای، شبکه‌های رفاه اجتماعی و الگوهای رفتاری در طول بیست سال وجود دارد.

چنین جاذبه سیاسی دیرینه‌ای یک شبه از بین نخواهد رفت. اما از بین نرفتن آن به معنای تقویت آن نیست. با افزایش خستگی اقتصادی، امیدهای آینده محدود می‌شود و دولت تنها می‌تواند از طریق قطبی شدن بیشتر خود را حفظ کند، هزینه هماهنگی افزایش می‌یابد.

اردوغان و کردها

رابطه اردوغان با رأی‌دهندگان کُرد، متناقض است. از یک سو، پیوند تاریخی ایجاد شده با رأی‌دهندگان محافظه‌کار کُرد، ظرفیت دولت و قدرت اجرایی وجود دارد که می‌تواند واقعاً یک فرآیند سیاسی جدید را آغاز کند.

از سوی دیگر، پایان روند صلح، انتصاب سرپرست دولتی به جای شهرداران کُرد منتخب مردم، محدود شدن فضای سیاسی و انباشت سنگین بی‌اعتمادی ناشی از لفاظی‌های امنیت‌محور وجود دارد.

اردوغان می‌تواند گشایش جدیدی را آغاز کند؛ اما لفاظی به تنهایی برای در نظر گرفتن این یک تغییر واقعی کافی نیست. احترام به اراده محلی، ضمانت‌های قانونی و رفتار نهادی منسجم ضروری است. رأی‌دهندگان کُرد دیگر صرفاً اظهارات رسمی نمی‌خواهند، آنها عمل منسجم می‌خواهند.


بزرگترین اشتباه اپوزیسیون این است که واکنش رأی‌دهندگان کُرد به اردوغان را با چک سفید امضا اشتباه می‌گیرد. ولی انتظارات رأی‌دهندگان کُرد را نمی‌توان به مسئله هویت محدود کرد.

شهروندی برابر، به رسمیت شناختن زبان و همچنین امنیت قانونی، اراده مقامات منتخب، عدالت اقتصادی، بیکاری جوانان، نابرابری منطقه‌ای، صلح و نمایندگی محترمانه، همگی عوامل حیاتی هستند.

علاوه بر این، رأی‌دهندگان کُرد همگن نیستند. به عنوان مثال، کسانی که به شدت احساس تعلق به دمپارتی دارند، کردهایی هستند که فرق زیادی با کردهای نزدیک به حزب عدالت و توسعه دارند، کسانی که به طور استراتژیک در مناطق شهری رأی می‌دهند، متفاوتند با کردهایی که آنان را در دسته رأی‌دهندگان جوان و مردد تعریف می‌کنیم. پس تعریف همه کردها به عنوان بلوکی که با یک فرمان واحد تغییر جهت می‌دهد، حاکی از نوعی کوری سیاسی است.

بنابراین، دمپارتی یک بانک رأی نیست، بلکه یک مرکز ثقل مستقل است. این حزب حافظه رأی‌دهندگان، شبکه سازمانی، تجربه حکومت محلی و ادعای نمایندگی دموکراتیک خود را دارد.

مطالعات دانشگاهی به وضوح نقش حیاتی آرای کردها را در هماهنگی اپوزیسیون و رفتار رأی‌گیری استراتژیک در ترکیه نشان می‌دهد. با این حال، رأی‌گیری استراتژیک تسلیم شدن نیست. دمپارتی مجبور نیست موجودیت سیاسی خود را برای پیروزی نامزد دیگری به حالت تعلیق درآورد. 

بگذارید مثال متفاوتی بیاورم: منصور یواش نامی است که می‌تواند وسیع‌ترین اتحاد را در میان رأی‌دهندگان عمومی ایجاد کند. رأی‌دهندگان حزب جمهوری‌ خلق، ملی‌گرایان، راست میانه و محافظه‌کاران بیگانه از دولت می‌توانند بدون کنار گذاشتن هویت خود، دور او متحد شوند. این به معنای هزینه کم هماهنگی است. با این حال، همین سهولت برای رأی‌دهندگان کُرد به طور خودکار حاصل نمی‌شود. پیشینه ملی‌گرایانه یواش و موضع محتاطانه، حتی اغلب خاموش او در مورد مسئله کردها، باعث می‌شود که رای دهنده کُرد نتواند به او اعتماد کند.

از سوی دیگر، اکرم امام‌اوغلو، بازیگر اپوزیسیون با بالاترین ظرفیت طنین‌اندازی و بسیج است. او می‌تواند رابطه شهری قوی‌تری با رأی‌دهندگان کُرد برقرار کند. گفتمان تغییر، دیده شدن و انرژی مبارزاتی او می‌تواند به سرعت نارضایتی‌های پراکنده را به یک جنبش متحد تبدیل کند. با این حال، مشکل امام‌اوغلو درست از همین جا شروع می‌شود: او مخالفان خود را به اندازه هوادارانش بسیج می‌کند. بلوک حاکم به راحتی در برابر او سرسخت‌تر می‌شود و محافل ملی‌گرا سریع‌تر متحد می‌شوند. برای رأی‌دهندگان کُرد، زبان فراگیر به تنهایی کافی نیست؛ ثبات لازم است، زبانی که در مواقع بحرانی عقب‌نشینی نکند و اصول دموکراتیک را فدای منافع انتخاباتی نکند.

رویداد جدید و رای کردها

ظهور حزب نو به رهبری اوزگور اوزل، مهم‌ترین متغیر جدید در دنیای رای کردها است. این حزب یک حزب راست‌گرا نیست، یک مرکز سیاسی جدید است که از حزب جمهوری‌ خلق (CHP) جدا شده، نماینده یک ائتلاف چپ‌گرا است و هدف آن جذب آرای رأی‌دهندگان راست‌گرا نیز هست.

رابطه حزب نو با رأی‌دهندگان کُرد بسیار مهم خواهد بود. اوزگور اوزل می‌تواند خط مشی روشن‌تری در مورد مسائل قانون، عدالت اجتماعی، دموکراسی محلی و گفتگو ایجاد کند.

این فرصتی برای تولید یک برنامه دموکراتیک واقعی با دمپارتی است. با این حال، اگر او به دلیل ترس از دست دادن آرای جناح راست، در مورد مسئله کردها سکوت کند، اعتماد هر دو طرف را از دست خواهد داد.

رأی‌دهندگان چپ‌گرا شاهد فقدان اصول خواهند بود و رأی‌دهندگان راست‌گرا تقلید را به اصل ترجیح نخواهند داد. حزب جدید اگر رأی‌دهندگان کُرد را نه به عنوان مکملی برای ریاضیات انتخاباتی، بلکه به عنوان شریک بنیانگذار در ائتلاف جدید ترکیه در نظر بگیرد، جاذبه ایجاد خواهد کرد. 


حزب نو می‌تواند با رویکردی جسورانه‌تر، رأی‌دهندگان کرد شهری و پایگاه چپ دموکراتیک را جذب کند. علاوه بر این، این رقابت فقط در مورد تقسیم آرا نیست، بلکه مبارزه‌ای بر سر این است که چه کسی مرکز مشروع چپ دموکراتیک در ترکیه خواهد بود.

درباره حزب خوب یا ایی پارتی به رهبری مساوات درویش اوغلو نیز باید به اختصار گفت: قادر به ایجاد یک مشارکت دموکراتیک با رأی‌دهندگان کُرد نیست و همزمان نمی‌تواند آینده‌ای معتبر و متمایز از بلوک حاکم ارائه دهد و در حال از دست دادن جاذبه سیاسی خود بین این دو حوزه است.

اگر در انتخابات آتی، هم دولت و هم مخالفان از رأی‌دهندگان کُرد استفاده ابزاری کنند، بخشی از رأی‌دهندگان از صندوق‌های رأی خارج خواهند شد.

در یک رقابت نزدیک، انتخابات نه توسط کسانی که بیشتر حرف می‌زنند، بلکه توسط رأی‌دهندگان کردی که به پای صندوق‌های رأی نمی‌روند، تعیین خواهد شد. آستانه جدید انتخابات ترکیه همین جاست.

اردوغان قوی‌ترین مرکز تثبیت‌کننده است، اما هزینه حفظ این مرکز رو به افزایش است. حزب نو اوزگور اوزل می‌تواند یک ائتلاف چپ جدید تشکیل دهد، اما برای این کار، باید رأی‌دهندگان کُرد را به عنوان یک بازیگر بنیانگذار برابر بپذیرد.

سرنوشت انتخابات نه با «کجا» رفتن آرای کردها، بلکه با آینده مشترکی که رأی‌دهندگان کُرد به آن اعتقاد دارند، تعیین خواهد شد. اگر شرافت، قانون، نمایندگی، صلح و عدالت اقتصادی در یک جهت متحد شوند، یک جاذبه جدید پدیدار خواهد شد.

هر کسی که این فضا را ایجاد کند، برنده خواهد شد. کسانی که رأی‌دهندگان کُرد را به عنوان یک عدد، دمپارتی را به عنوان یک دستگاه و مطالبات دموکراتیک آنها را به عنوان مهره‌های چانه‌زنی که پس از انتخابات فراموش می‌شوند، می‌بینند، نه تنها انتخابات، بلکه امکان همزیستی ترکیه را نیز از دست خواهند داد.
انتهای پیام/