تبارشناسی الهیاتی مقاومت

خبرگزاری تسنیم ـ قدرت الله غلمانی*؛ در تحلیل‌های تکوینی تاریخ اسلام، «بعثت» تنها به معنای ابلاغ وحی و رسالت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیست؛ بلکه در لایه‌ای عمیق‌تر، به معنای «برخاستن» و بیداری فطرت خفته‌ی بشریت در برابر ظلم و جهل است. اگر بعثت را نقطه آغاز بیداری جمعی برای بازپس‌گیری کرامت انسانی بدانیم، «اربعین» تجلی مرحله‌ی دوم این بیداری است؛ یعنی مرحله‌ی «تثبیت و تداوم حرکت» پس از وقوع فاجعه‌ی کربلا. در واقع، اربعین، بازگشت آگاهانه به همان شعوری است که در بعثت شکل گرفت و در عاشورا به اوج مقاومت رسید.

با استناد به تفاسیر عمیق (همچون رویکردی که در المیزان در تحلیل آیات مربوط به بعثت و تغییر نظم اجتماعی دیده می‌شود)، بعثت یک رخداد صرفاً مذهبی نیست، بلکه یک «انقلاب هستی‌شناختی» است. بعثت یعنی گذار از «جاهلیت» (که معنای آن در لغت، ندانستن حق و سرگشتگی است) به سمت «ایمان» (که معنای آن، استواری بر حقیقت است).

از منظر سیاسی-الهیاتی، بعثت یعنی ورود عامل الهی به عرصه‌ی تاریخ برای تغییر ساختارهای ظالمانه. این همان «بعثت شعور» است که در آن، انسان از بندگی خودرأی‌های سیاسی و اقتصادی، به سوی بندگی حق رها می‌شود. این رهایی، زیربنای مقاومت است؛ چرا که کسی که به حقیقت پی برده باشد، دیگر در برابر باطل تسلیم نمی شود.

اگر بعثت را «بیداری» بدانیم، اربعین را می‌توان «اراده‌ی جمعی بیدار شده» نامید. اربعین، تکرار همان شعور مقاومت است که در بعثت نهادینه شد. در مسیر اربعین، ما شاهد نوعی «بعثت اجتماعی» هستیم. حرکت میلیون‌ها انسان در مسیر کربلا، تنها یک پیاده‌روی مذهبی نیست، بلکه بازنمایی عملی همان «تکلیف‌شناسی» است که در بعثت معنا پیدا کرد.

در تحلیل امام خامنه‌ای، مقاومت یک امر ذاتی در دین است. اربعین، در واقع پیوند میان «ایمان» و «عمل» است. اگر در بعثت، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) با رسالت خود، ظرفیت‌های مقاومت را در جامعه ایجاد کرد، در اربعین، این ظرفیت‌ها در ابعاد وسیع و فراملی به نمایش گذاشته می‌شود. اربعین، یعنی تبدیل شدن «ایده‌ی مقاومت» به «فرهنگ مقاومت».

آن شور و شعوری که در دوران‌های مختلف در خیابان‌های ایران برای ایستادگی در برابر ظلم جاری بوده،به خصوص بعد از شهادت امام خامنه‌ای در واقع همان «جریان بعثت‌گونه» است. این یعنی مردم، با تکیه بر همان منطق الهیاتی بیداری، هر بار از خواب تسلیم خارج شده‌اند. امروزه، این جریان داخلی، خود را در قالب پدیده جهانی اربعین بازتعریف کرده است.

اربعین، پلی است میان «مقاومت ملی» و «بیداری جهانی». این حرکت، از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته و در حال تبدیل شدن به یک الگوی جهانی برای ایستادگی در برابر استکبار است. آنچه امروز در مسیر کربلا می‌بینیم، در واقع «بعثت» حرکت آگاهانه توده‌های مردم برای بازگشت به ارزش‌های انسانی و الهی است.

چالش بزرگ پیش‌رو، «مصادره کردن»  این معنا توسط جریان‌های منحرف است. دشمنان همواره تلاش می‌کنند اربعین را از معنای مقاومت و بعثت تهی کرده و آن را به یک مناسک صرفاً عاطفی و بی‌طرف تبدیل کنند. اما ماهیت این حرکت، مهارناپذیر است.

امتداد جهانی اربعین، یعنی تبدیل شدن این شعور به یک «نظم جهانی جدید». این امر زمانی محقق می‌شود که اربعین از یک مناسبت سالانه، به یک «منطق زیست» تبدیل شود؛ منطقی که در آن، هر انسانی در هر نقطه از جهان، با الهام از این پیوند بعثت و اربعین، در برابر ظلم برمی‌خیزد. این همان وعده‌ی تحقق «حاکمیت حق» است که از دل مقاومت برخاسته است.

نتیجه اینکه اربعین، تکرار شعور بعثت در ظرف زمان و مکان جدید است. بعثت، بیداری روح بود و اربعین، حرکت این روح بیدار در مسیر رسیدن به مقصد (حق). این پیوند، جریانی است که نه با قدرت سیاسی، بلکه با قدرت «ایمان فعال» هدایت می‌شود و روزگاری نزدیک، جهان را از خواب جاهلیت در خواهد آورد.

*پژوهشگر عرصه‌ی مقاومت

انتهای پیام/