تغییر معادله قدرت در آسیای مرکزی؛ افول نفوذ روسیه و فرصت‌جویی رقبا

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، با گذشت بیش از چهار سال از آغاز جنگ در اوکراین، تبعات و ترکش‌های این بحران همچنان بر مناسبات سیاسی و اقتصادی در جغرافیای پساشوروی سایه افکنده است.

«مختار نظیروف»، تحلیل‌گر برجسته مسائل سیاسی در ازبکستان، در گفتگو با رسانه‌ها به بررسی تغییر نقش منطقه‌ای مسکو، تلاش کشورهای آسیای مرکزی برای یافتن شرکای بین‌المللی جدید و حوزه‌هایی که روسیه همچنان در آن‌ها غیرقابل جایگزین است، پرداخته است.

نظیروف با اشاره به اینکه جنگ ماهیت رفتار بین‌المللی روسیه را دستخوش تغییر کرد، می‌گوید: «روسیه پس از آغاز جنگ بسته‌تر و نظامی‌تر شد و منطق سیاسی آن به شدت صبغه نظامی به خود گرفت. کشورهای آسیای مرکزی ناگهان خود را در مواجهه با روسیه‌ای دیدند که دیگر همان کشور پیش از جنگ نبود.»

به گفته این کارشناس برجسته، تا پیش از سال 2022، روابط روسیه با کشورهای این منطقه بر پایه‌های مستحکم سیاسی، اقتصادی و امنیتی استوار بود. اما انزوای بین‌المللی و فشارهای ناشی از جنگ، این مناسبات تاریخی را پیچیده ساخت. جنگ همه بخش‌ها را تحت تأثیر قرار داد؛ از سیاست و اقتصاد گرفته تا طرز فکر عمومی، ایدئولوژی و سمت‌وسوی کلی حکومت مسکو. با تغییر روسیه در طول جنگ، گفتگوی آن با کشورهای آسیای مرکزی نیز روزبه‌روز دشوارتر شد و کشورهای منطقه توجیه اخلاقی لازم را برای جستجوی گزینه‌های جایگزین پیدا کردند.

زیرساخت‌های شوروی؛ پیوند ناگسستنی اما شکننده

با وجود این تحولات سیاسی، روسیه همچنان عمیقاً در شریان‌های اقتصادی منطقه ریشه دارد. زیرساخت‌ها، شبکه‌های لجستیکی، مسیرهای صادراتی و مهاجرت نیروی کار همچنان کشورهای آسیای مرکزی را به بازار روسیه پیوند می‌دهند. قزاقستان بیشتر نفت خود را از طریق بندر نووراسییسک روسیه صادر می‌کند و مبادلات تجاری ازبکستان و سایر همسایگان نیز وابستگی شدیدی به کریدورهای شمالی دارد. علاوه بر این، میلیون‌ها تبعه آسیای مرکزی در روسیه مشغول به کار هستند.

نظیروف در این باره می‌افزاید: «پایه‌های اقتصادی هنوز پابرجاست. بخش عمده‌ای از آسیای مرکزی همچنان بخشی از ساختار اقتصادی برجامانده از دوران اتحاد جماهیر شوروی است. زیرساخت‌ها مشترک هستند و مسیرهای اصلی صادراتی از خاک روسیه می‌گذرند. اما پایداری این نفوذ اکنون زیر ذره‌بین قرار گرفته است؛ چرا که سایر قدرت‌ها در حال گسترش حضور خود در منطقه هستند. نزدیکی سیاسی به تنهایی کافی نیست؛ هر شرکتی در نهایت به اقتصاد ختم می‌شود. اگر روسیه می‌خواهد نفوذ خود را حفظ کند، باید پایه‌های اقتصادی قوی داشته باشد، در غیر این صورت رقبای جدید این خلاء را پر خواهند کرد.»

کریدور میانی و پر کردن خلاء توسط چین و اروپا

با توجه به اینکه تحریم‌های غرب و نیازهای جنگی، توان اقتصادی روسیه را محدود کرده است، چین و اتحادیه اروپا تعاملات اقتصادی خود را با کشورهای منطقه گسترش داده‌اند. هم‌زمان، علاقه به «کریدور میانی» یا همان مسیر حمل‌ونقل بین‌المللی ترانس‌خزر به عنوان بدیلی برای مسیرهای عبوری از روسیه افزایش یافته است.

به گفته این تحلیل‌گر ازبک، ادبیات پیرامون کریدور میانی در طول جنگ بسیار قوی‌تر شد. این پروژه از قبل وجود داشت، اما بحران اوکراین پیشران و شتاب‌دهنده آن شد. ابتکارات اروپایی مانند «دروازه جهانی» و ابزارهای مالی جدید، کانال‌های تازه‌ای را برای تجارت، سرمایه‌گذاری و حمل‌ونقل در اختیار دولت‌های آسیای مرکزی قرار داده است. چین و اتحادیه اروپا در حال پر کردن این جابه‌جایی قدرت هستند و کشورهای منطقه طبعاً به سمت این فرصت‌ها دست دراز می‌کنند.

در حوزه مهاجرت کاری نیز اگرچه روسیه همچنان مقصد اصلی کارگران آسیای مرکزی است، اما دولت‌های منطقه به دنبال ایجاد فرصت‌های شغلی جدید در کره جنوبی، اروپا و کشورهای حوزه خلیج فارس هستند. علاوه بر این، نگرانی از تحریم‌های ثانویه غرب باعث شده همکاری با روسیه از نظر اعتباری و اقتصادی خطرآفرین‌تر به نظر برسد.

معضل مهاجران و اهرم‌های فشار در زمان جنگ

مسئله برخوردهای تبعیض‌آمیز با مهاجران آسیای مرکزی در روسیه اگرچه پیش از جنگ نیز وجود داشت، اما در شرایط فعلی ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است. گزارش‌ها درباره فشار بر مهاجران بازداشتی برای امضای قراردادهای نظامی و اعزام به خطوط مقدم جنگ، نگرانی‌های عمیقی در جوامع مبدأ ایجاد کرده است.

نظیروف خاطرنشان می‌سازد: «مهاجران غالباً تمایلی به وارد شدن در جنگ ندارند. روش‌های مختلف فشار بر آن‌ها اعمال می‌شود و بسیاری از خانواده‌هایشان حتی نمی‌دانند فرزندانشان به کجا فرستاده شده‌اند. مردم اکنون تبعات بازداشت در روسیه را درک می‌کنند و همین امر اعزام و جذب مهاجران به میدان نبرد را دشوارتر کرده است.»

از سوی دیگر، اثرات جنگ بر صادرات نفتی قزاقستان نیز مشهود بوده است. در پی حملات به تأسیسات مرتبط با مسیر نووراسییسک -که بیش از 80 درصد نفت قزاقستان از آن به بازارهای جهانی می‌رسد- «قاسم جومارت توکایف» رئیس‌جمهور قزاقستان خواستار توقف درگیری‌ها شد. نظیروف موضع توکایف را صرفاً برآیند محاسبات اقتصادی می‌داند، چرا که قزاقستان در جنگی که متعلق به او نیست دچار خسارت‌های مالی سنگین شده است.

همگرایی منطقه‌ای؛ راهکاری در برابر موج بی‌ثباتی

فشار تحریم‌ها بر تجارت و لجستیک باعث شده کشورهای آسیای مرکزی پروژه‌های ترانزیتی جدیدی مانند راه‌آهن چین-قرقیزستان-ازبکستان را با شتاب بیشتری پیگیری کنند. این رویکرد با تقویت هماهنگی‌های پنج‌جانبه میان کشورهای منطقه همراه شده است.

این کارشناس برجسته تأکید می‌کند: «همگرایی غالباً واکنشی در برابر ناآرامی و بی‌ثباتی است. با افزایش تلاطم‌ها در پیرامون آسیای مرکزی، کشورهای منطقه متحدتر می‌شوند، زیرا چاره دیگری ندارند. تاشکند در تلاش است نشان دهد که ازبکستان کشوری پویا است و قصد دارد شرکای بین‌المللی بیشتری به‌ویژه از میان سرمایه‌گذاران غربی جذب کند.»

تلاش برای نزدیک‌تر شدن به واشنگتن و چارچوب‌هایی نظیر B5+1 نیز در همین راستا ارزیابی می‌شود. دولت‌های آسیای مرکزی با درک این موضوع که کشورهای منفرد توان جلب توجه پایدار بین‌المللی را ندارند، با هماهنگی بیشتر در قالب یک بلوک منطقه‌ای، خود را به عنوان شریکی وزنه‌مند و تاثیرگذار در عرصه ژئوپلیتیک جهان مطرح می‌سازند. اگرچه روسیه همچنان بازیگری بزرگ باقی خواهد ماند، اما آسیای مرکزی اکنون راه‌های متنوع‌تری برای کاهش وابستگی تک‌محوری به قدرت‌های خارجی پیش روی خود دارد.

انتهای پیام/