رکن رکین تفکرات صهیونیستی/دیگران باید در خدمتمان باشند!
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 14 مرداد 1405 - 09:14
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم، یهودیت، بهعنوان یکی از ادیان باستانی، در طول تاریخ همواره درگیر تغییرات، پراکندگیها، و دگرگونیهای متعدد بوده است. اما آنچه امروز بهطور ویژه قابلتوجه است، سوءاستفاده از این میراث مذهبی و قومی توسط جنبش صهیونیسم است.
علی معروفی آرانی پژوهشگر حوزه صهیونیسم و یهودیت در اینزمینه مقاله و نوشتار تازهای دارد که برای انتشار در اختیار تسنیم قرار گرفته است.
در ادامه مشروح اینیادداشت را میخوانیم؛
صهیونیسم، با تکیه بر روایتهای تحریفشده تاریخی و ادعای دروغین مظلومیت، به ابزاری برای مشروعیتبخشی به اشغالگری و جنایات علیه ملت فلسطین تبدیل شده است. این جنبش، برخلاف ادعاهایش، نهتنها نماینده یهودیان نیست، بلکه بسیاری از یهودیان، مخالف این تفکر الحادی و ظالمانهاند. تاریخ نشان میدهد که حمایت قدرتهای استعماری از صهیونیسم، تنها بهدلیل منافع سیاسی، اقتصادی و راهبردی آنان بوده است، نه دغدغهای انسانی یا مذهبی.
آنچه ضروری به نظر میرسد، آشکارسازی چهره واقعی صهیونیسم و تفکیک آن از جامعه یهودیان است. صهیونیسم نهتنها تهدیدی برای ملتهای منطقه، بلکه خطری برای خود یهودیان نیز محسوب میشود؛ چرا که تلاش دارد هویت و فرهنگ آنان را به خدمت سیاستهای استعماری و خشونتطلبانه درآورد. مقاومت در برابر این جریان، امروز نه فقط یک وظیفه فلسطینی، بلکه یک مسئولیت جهانی است.
با این که یکی از اندیشههای آنان در این حوزه مبارزه با دین و تقدّس است و در پروتکل هایشان آمده است که آنها موظفند مذهب را به کلی ریشه کن کنند و اصل اعتقاد به وجود خدا را از اذهان گوییم بیرون آورند و به جای آن ارقام محاسباتی و نیازهای مادی را بگذارند، اینان با بهره برداری از عقیده یهودیت و براساس متون دینی آنها، با تظاهر به دین برتر و ملت برگزیده خدا، جهت مشروعیت بخشیدن به اهداف خود، به افکار و اعمالشان رنگ دین میزنند.
یهود به شهادت قرآن معتقد به همین امر میباشد. ادعای موهوم آنان مبتنی بر موجود برتر و سیادت و شرافت یهود نسبت به سایر انسان ها، توسط قرآن بیان شده است.
مفسرین معتقدند که یهودیان ادعای فرزندی حقیقی برای خدا ندارند و به طور جدی خود را فرزند خدای تعالی نمی دانند، بلکه منظورشان این است که با نوعی مجازگویی شرافتی برای خود بتراشند.
صهیونیسم؛ بازتولید نژادپرستی در عصر مدرن
البته صهیونیسم بیش از یهودیان پیش رفته و در این زمینه افراط نموده اند، رژیم اشغالگر اسرائیل با اعتقاد به «ملت برگزیده» برای سایر ملّتها و ادیان ارزشی قائل نیست و بالاتر از آن، قتل و کشتار ملّت-های دیگر از جمله مسلمانان، از نظر آنان کاملاً توجیه شده است و دارای مبنای دینی و اعتقادی است و توانسته اند طبق نقشهها و به ویژه پروتکلهای خود، با شستشوی مغزی مردم جهان، تهاجمات، توسعه طلبیها و سلطه گری هایشان را مقدّس وانمود کنند.
در مقایسه اندیشههای فرهنگی اجتماعی صهیونیسم با یهود در قرآن، مهمترین تفکر و ویژگی که به صورت آشکار در صهیونیسم و قوم یهود قابل مشاهده است، تفکر نژاد پرستی و باور به نظام طبقاتی می-باشد.
خوی نژادپرستی، جزو یکی از اساسی ترین و برجسته ترین تفکرات صهیونیسم و از صفات منحصربه فرد آنها محسوب میشود. میتوان گفت مبنای فکری و برجسته ترین اندیشه صهیونیسم ، اندیشه نژادپرستی است که انسان را "ماده" میداند که میتواند به خدمت گرفته شود و ممکن است سودآور یا بی فایده باشد. رفتار وعملکرد صهیونیسم نیز خود در دنیا ثابت کرده است که برگرفته از نوعی تفکرنژادپرستی و تبعیض نژادی است.
میتوان گفت ریشههای اصلی این اندیشه برمی گردد به اعتقاد اساسی یهود که یهودیان ملت برگزیده خداوند هستند و اوست که این قوم را بر دیگر ملتها برتری بخشیده است. بنا بر شهادت قرآن، یهودیها بر اثرغرور و خود بزرگ بینی و روحیه نژادپرستی و حس برتری جویی میپنداشتند از تقربی خاص برخوردارند و از عذاب الهی در امان هستند.
یکی دیگر از اندیشههای صهیونیسم که با سیمای یهود در قرآن در این نوشتار، مقایسه شد، مبانی و تفکرات سیاسی- نظامی صهیون میباشد، که با بررسیهای به عمل آمده، بسیاری از آنها همچون اندیشه جواز استفاده از ابزار خشونت و ترور، تفرقه و جنگ افروزی و به ویژه ابزارجاسوسی، با یهود در قرآن، مشابهتهای بسیاری دارد.
یکی از اصول تفکر نظامی رژیم صهیونیستی ایجاد جنگ و تفرقه بین دولت-های مخالف خود، جهت استحکام حاکمیت نظامی خود میباشد. در پروتکلهای متعلق به دانشوران صهیون اینگونه میگویند که باید همیشه این آمادگی را داشته باشند که در صورت بروز هر گونه مخالفتی با آنها، از طریق ایجاد جنگ بین آن دولت مخالف و همسایه هایش، با آنها مقابله کنند و چنانچه همه ی آنها در برابرشان یکپارچه شوند چاره ای نخواهد بود جز این که آتش یک جنگ خانمان سوز جهانی را شعله ور کنند.
آنان مسابقه عظیم تسلیحاتی و افزایش نیروهای دفاعی در جهان را یک امر ضروری میدانند زیرا بر این باورند که هر کشوری خوب میداند آنها هستند که کارها را میچرخانند و عوامل برافروختن آتش جنگ و یا خاموش کردن آن در دستهای آنهاست. (1)
صهیونیستها در راه رسیدن به حاکمیت تا جایی پیش رفته اند که همه جمعیت غیرصهیونیست جهان را مانند ابزاری در خدمت حکومت جهانی صهیونیسم میدانند، آنها میگویند برنامههای آنهاست که حکم میکند یک سوم مردم جاسوسی دو سوم دیگر را بکنند و این جاسوسی برخاسته از احساس وظیفه و براساس خدمت داوطلبانه در راه حکومت میباشد.
با کنار هم گذاشتن تفکرات صهیونیسم معاصر به عنوان بزرگترین دشمن اسلام و خصلتهای رفتاری یهود در قرآن، منشأ اصلی اندیشههای صهیونیسم، به عنوان نحله ایی از این قوم، واضح تر میگردد. یهودیها دشمنی و کینه توزی خود را نسبت به مؤمنین به صورتهای مختلف،گاهی باحمله نظامی،گاهی باجاسوسی علیه مسلمین و کمک و اطلاع رسانی به مشرکین و دشمنان بیرونی،گاهی باقصد ترور پیامبراسلامT عملی میکردند و قرآن کریم آنان را دشمن ترین مردم نسبت به مومنان معرفی می-کند.
وجوه اشتراک مبانی فکری صهیونیسم درحوزه اقتصادی با سیمای یهود در قرآن، مسئله جواز رباخواری و خوردن اموال مردم بدون استحقاق است. همانطور که امروزه شاهد چپاولگری و نادیده گرفتن حقوق مالی ملتهای غیریهود توسط رژیم صهیونیستی با اندیشه جواز رباخواری هستیم، قوم یهود نیز در قرآن به خوردن مال مردم بدون استحقاق و گرفتن ربا نهی شده اند.
به هر روی دین یهود از ادیان آسمانی مورد تایید اسلام بوده که قرآن کریم با تایید اصل تورات به عنوان کتاب آسمانی فرستاده شده برای هدایت مردمِ زمان حضرت موسی(ع)، تحریف آن توسط اَحبار و بزرگان آیین یهود را نیز مورد اشاره قرار داده و بزرگان یهود که دست به چنین اعمالی زده و آیات خدا را تغییر داده و موجب گمراهی مردم شده اند را به شدت نکوهش میکند.
پس از هجرت پیامبر اسلام(ص) به مدینه، آن حضرت(ص) با یهودیان پیمان دوستی و همکاری امضا کرده و آیین یهود را به رسمیت شناختند؛ اما در ادامه یهودیان پیمان شکنی کرده، با دشمنان مسلمانان همکاری کردند (از جمله همکاری آنان با مشرکان و همپیمان شدنشان با قریش برای از میان برداشتن اسلام در سال پنجم هجری در واقعه خندق یا اَحزاب) و بنای ناسازگاری گذاشتند که مسلمانان به فرمان رسول خدا(ص) مجبور شدند با آنان برخورد کرده و در مواردی، جنگ ها و نبردهایی نیز میان مسلمانان و یهودیان واقع شد؛ از جمله نبرد خیبر در سال هفتم هجری که با رشادت و فرماندهی موفق امام علی(ع)، قلعه های نفوذ ناپذیر خیبر در اختیار مسلمانان قرار گرفت.(2)
علت اصلی درگیری مسلمانانِ صدر اسلام با یهودیان، پیمانشکنی بیشتر آنان و عدم التزامشان به عهد و پیمانی بود که بسته بوده و بدان پایبند نبودند؛ نه یهودی بودنشان.
بر اساس مطالب فوق میتوان نتیجه گرفت یهودیانی که امروزه خود را قوم برگزیده خدا میدانند و دیگران را مانند حیوانات در خدمت یهود تصور میکنند و به نژاد پرستی و نظام طبقاتی باور دارند و معتقد به جواز استفاده از ابزار خشونت و ترور، تفرقه و جنگ افروزی و جاسوسی جهت استحکام حاکمیت نظامی خود هستند و در حوزه اقتصادی، رباخواری و خوردن اموال مردم را جائز میدانند، همان افرادی هستند که در خطابهای قرآن کریم مورد سرزنش قرار گرفته اند.
منابع :
- (طیبه صیادی، طلبه سطح سه جامعه الزهرا علیهاالسلام)
- محمد جواد گودینی نویسنده و استاد دانشگاه/ تابناک /کد خبر:1323745تاریخ انتشار:30 مرداد 1404/ سرویس فرهنگی / درگیری مسلمانانِ صدر اسلام با یهودیان، پیمانشکنی بود نه یهودی بودن
انتهای پیام/