یادداشت| ایران، سرزمین بزرگانی که تسلیم نمی‌شوند

خبرگزاری تسنیم - مریم نریمانی، استاد دانشگاه| تاریخ، آموزگار بزرگ بشریت است اما این پرسش همواره پابرجا می‌ماند که آیا ما از این آموزه‌ها درس می‌گیریم یا تنها تماشاگر تکرار تراژدی‌های گذشتگان هستیم؟ اگر اجازه دهیم تجربیات تلخ سایر ملت‌ها بر سر کشورمان سایه بیندازد و در دام توهمات گرفتار شویم، گناهی است که تاریخ هرگز آن را نبخشیده است.

اکنون زمان آن است که تصمیم بگیریم می‌خواهیم در کجای تاریخ ایستاده باشیم؟ در قامت پیروزانی که از بحران‌ها عبور کردند یا در جایگاه قربانیانی که در دام فریب، میهن خود را از دست دادند؟ اگر به تاریخ معاصر بنگریم، انقلاب ایران تنها یک تغییر سیاسی نبود، بلکه خروش ملتی بود که از زیر بار جُورِ طاغوت برخاستند.

این انقلاب نوپا، از همان ابتدا در میانه‌ تلاطم‌ها قرار گرفت؛ از ترورهای داخلی و آشوب‌های منافقانه گرفته تا تهاجم نظامی دشمنان در مرزهای جنوب غربی. اما در آن روزهای سیاه، جوانان با غیرت ایرانی، با تکیه بر ایمان و فرمان رهبری خود، ایستادگی و ثابت کردند که ایران با وجود تنهایی در برابر جبهه‌ جهانی، می‌تواند با اراده‌ای پولادین، سربلند بیرون آید.

دشمنان که در نبرد میدانی شکست خوردند، به سراغ سلاح جدیدی رفتند؛ «جنگ اقتصادی». تحریم‌ها با هدف خرد کردن قدرت ایران و فلج کردن تمدن کهن و منابع عظیم این سرزمین طراحی شد اما آنچه آن‌ها نمی‌دانستند، این بود که تحریم برای جوانان متخصص ایرانی، نه یک مانع، بلکه یک «سکوی پرش» شد.

همه ما دیدیم که چگونه در میانه فشارها، پیشرفت‌های چشمگیر در حوزه‌های نظامی، پزشکی و مهندسی از دل سختی‌ها جوشید و تحریم را به موتور محرک توسعه تبدیل کرد. برای درک مخاطرات پیش‌رو، کافی است به الگوی لیبی نگاه کنیم.

در دهه‌های گذشته، لیبی تلاش می‌کرد با تمرکز بر توانمندی‌های هسته‌ای و موشکی به یک قدرت مستقل منطقه‌ای تبدیل شود اما تحت فشارهای شدید و تحریم‌های هدفمند، در سال 2003، تحت تأثیر سیاست‌های منفعت‌طلبانه، لیبی تصمیم به عقب‌نشینی و توقف برنامه‌های خود گرفت. نتیجه چه بود؟ با توقف توانمندی‌ها و ایجاد آشوب‌های داخلی، کشور دچار فروپاشی شد و رژیم سقوط کرد.

تاریخ نشان می‌دهد که قدرت‌های جهانی، از جمله آمریکا و بازوی منطقه‌ای آن، هرگز به دنبال ثبات و احترام برای ملت‌ها نیستند؛ آن‌ها تنها در پی منافع خود هستند. آنچه در سوریه، افغانستان و لیبی رخ داد، درس بزرگی برای ماست. امروز نیز بازیگران این قمار بزرگ، مانند ترامپ، با چهره‌ای متفاوت اما با همان اهداف قدیمی، به دنبال دسترسی به منابع ملی ما هستند؛ همان راهبردی که در ونزوئلا به کار بستند.

ای مردم نجیب و مقاوم ایران، ما در برهه‌ای حساس تاریخی ایستاده‌ایم. وظیفه حفظ این خاک مقدس، وظیفه‌ای است که در خون ما جاری است. در این دوران حساس، سپردن کار عملیاتی و دفاعی به نیروهای مقتدر نظامی، ارتش و سپاه، و حفظ آرامش و اقتدار در صحنه‌های عمومی، بالاترین سطحِ میهن‌پرستی است.

و اکنون با گذشت بیش از 150 شب از حماسه خیابان ما به عنوان ملت آزاده و مقاوم ایران با حضور باشکوه مردم در خیابان‌ها، نباید اجازه دهیم نقشه دشمنان که با خیال باطل خود به دنبال ایجاد تزلزل هستند، به تحقق برسد. حضور آگاهانه و با معرفت مردم مبعوث شده، همان سپری است که نقشه‌های دشمن را بر آب می‌کند.

در نهایت، باید دانست که در فرهنگ ما، «شکست» و «توقف» واژه‌هایی نیستند که در قاموس ملی ما جایی داشته باشند. ما ملتی هستیم که از دل خاکستر، دوباره برخاسته‌ایم. مقاومت ما، نه تنها یک انتخاب، بلکه بخشی از هویت ملی ماست. حماسه واقعی، همان ایستادگی در برابر طوفان‌ها و عبور از آن‌ها با سربلندی است. ما با تکیه بر اقتدار خود و با ایمان به آینده، از این میهن محافظت خواهیم کرد چراکه ایران، سرزمین بزرگانی است که هرگز تسلیم اهریمنان زمان نمی‌شوند.

انتهای پیام/