اربعین؛ مهندسی دوباره هویت اسلامی و بزرگترین مانور سیاسی جهان اسلام

به گزارش خبرگزاری تسنیم از نطنز، اربعین، فراتر از یک آیین زیارت، «نقطه عطفی در هستی‌شناسی تمدن‌ساز شیعی» است و اگر عاشورا، لحظه‌ افول خورشید در خون بود، اربعین، آغاز طلوع حقیقت در پهنه تاریخ است، طلوعی که نه با شمشیر، که با «رسالتِ کلام» رقم خورد.

در نگاهی تمدنی، هر جنبش بزرگ بشری برای استمرار، به دو بال نیاز دارد و آن «خون» و «تبلیغ» اسخ و واقعه‌ کربلا بدون حضرت زینب(س)، در جغرافیای کوچک نینوا محبوس می‌ماند و این «زنِ تمدن‌ساز» بود که با بازگشت خود در اربعین، میدان جنگ را از «میدان نبرد فیزیکی» به «عرصه نبرد گفتمانی» تغییر داد.

اربعین، در واقع «مدیریت حافظه‌ جمعی بشریت» توسط حضرت زینب(س) است؛ تلاشی برای آنکه نگذارند خون سرخ حقیقت، در غبار مصلحت‌های سیاسی اموی رنگ ببازد.

آنچه اربعین را از هر تجمع آیینی دیگری در جهان متمایز می‌کند، «اقتصاد محبّت» است و در اینجا، تمدن نه بر پایه قدرت نظامی یا ثروت انباشته، بلکه بر محور «ایثار داوطلبانه» شکل می‌گیرد.

وقتی زائر امام حسین(ع) در مسیر، میهمان سفره‌ای می‌شود که تمام دارایی یک میزبان ساده است، ما شاهد شکل‌گیری یک «شبکه تمدنی غیرمتمرکز» هستیم و این یعنی گذر از «فردگرایی مدرن» به «امت تمدن‌ساز» که در آن، مرزهای جغرافیایی، نژادی و زبانی در برابرِ «هویت واحد حسینی» ذوب می‌شوند.

ما در پروژه‌ تمدنی خود، همواره با مسئله «ساختارهای فرسوده» و «سلطه‌ گفتمان‌های بیگانه» درگیریم؛ اربعین، مدل موفق «عبور از سکوت» است و حضرت زینب(س) در کوفه و شام، با سلاح سخن، هیمنه‌ پوشالی قدرت را در هم شکست.

امروز نیز اربعین، ظرفیتی برای «صدور فرهنگ مقاومت» بوده و این تجمعات، پیامی است به ساختارهای جهانی که حقیقت، زندانی‌شدنی نیست و ارزش‌های الهی، فراتر از هرگونه «مرز‌بندی سخت‌افزاری» در حال پیشروی هستند.

اربعین، یک «تمرین تمدنی» است برای جامعه‌ای که می‌خواهد در نظمِ نوین جهانی، صاحبِ حرف باشد و حضرت زینب(س) با بازگشت به کربلا، به ما آموخت که «صبر» به معنای انفعال نیست؛ صبر، یعنی ایستادن بر سر آرمان، حتی زمانی که همه‌ جهان در برابر تو قد علم کرده‌اند.

اربعین، «مهندسی دوباره‌ هویتِ اسلامی» است، جایی که ما با «اشک»، «آگاهی» را می‌خریم و با «پیاده‌روی»، «استقامت» را تمرین می‌کنیم و اربعین زینبی، تنها سوگواری بر فقدان یک عزیز نیست، بلکه «فریاد رسای بقای یک تفکر» است.

ما در این مسیر، نه تنها به دنبال مرقد مطهر امام حسین که به دنبال «بازگشت به خویشتن الهی» هستیم تا شاید در این دنیایِ سرگشته، بار دیگر بیاموزیم چگونه «حسین‌وار» زیستن و «زینب‌گونه» روایت کردن را در رگ‌های تمدن خویش جاری سازیم.

اگر اربعین را تنها یک «مناسک مذهبی» تقلیل دهیم، به حقیقت سیاسی آن جفا کرده‌ایم و بازگشت حضرت زینب(س) به کربلا در اربعین، یک «کودتای گفتمانی» علیه نظام حاکم وقت بود و حضرت زینب(س) با این بازگشت، به دستگاه تبلیغاتی دشمن اعلام کرد که «هدف شما یعنی محو کامل خاندان رسالت شکست خورده است».

سیاست اموی بر دو رکن «ارعاب» و «تحریف» استوار و کربلا نیز عرصه‌ ارعاب بود و شام، عرصه‌ تحریف بود؛ اربعین، «پاتک سیاسی» حضرت زینب (س) به این دو رکن بود و او با بازگشت به کربلا و گریستن بر مرقد مطهر برادر، عملاً به مردم نشان داد که شکست ظاهری، پیروزی راهبردی است.

در دنیای سیاست، هرگاه بتوانید «روایت پیروزی» را از دست رقیب بگیرید، شما برنده‌ نهایی هستید؛ اربعین، «پروژه‌ روایت‌گری» زینب بود که تا ابد، مشروعیت سیاسی یزیدیان را به چالش کشید.

در تحلیل‌های سیاسی مدرن، «قدرت» معمولاً در نهادهای رسمی دولت تعریف می‌شود اما اربعین، مدلی از «قدرت سیال» است و وقتی میلیون‌ها نفر فارغ از دیوان‌سالاری‌های دولتی، با محوریتِ «حب‌الحسین» خود را سازماندهی می‌کنند، ما شاهد شکل‌گیری یک «شبکه سیاسی تمدنی» هستیم.

این تجمع، بزرگترین مانور سیاسی جهان اسلام برای اثبات این نکته است که «امت اسلامی» همچنان یک «سوژه‌ سیاسیِ فعال» است که می‌تواند با تکیه بر ظرفیت‌های داخلی، بزرگ‌ترین حرکت‌های جهانی را مدیریت کند.

در فضای زیارت اربعین، ما شاهد نوعی «حکمرانی اخلاق‌بنیان» هستیم؛ وقتی می‌بینیم امنیت، تغذیه، اسکان و بهداشت در یک مسیر میلیونی، نه توسط بودجه‌های کلان دولتی، بلکه توسط «مردم» تأمین می‌شود، این یک «پیامِ سیاسی صریح» به نظم جهانی و آن این است که «مردم پیوسته به آرمان، خودساخته و خودکفا هستند» و این همان «اقتصاد مقاومت» در عالی‌ترین و انسانی‌ترین سطح آن است که ریشه در اعتماد متقابل اجتماعی دارد.

سیاست شیعی در اربعین، سیاست «نه» گفتن به «استضعاف» است و هر زائر اربعین، یک «سفیر سیاسی» است که در حال مخابره‌ یک پیام به بلوک‌های قدرت جهانی است که «ما در تقابل با ظلم، تکثیر و نه حذف می‌شویم».

اربعین، «میدان تمرین صلح مسلح» است؛ صلح در میان مؤمنین و مسلح بودن در برابرِ استکبار بوده و این تجمع، ثابت می‌کند که گفتمان مقاومت، نه یک ایدئولوژی منزوی، بلکه یک «سبک زندگی جهانی‌ساز» است.

اربعین، زینب‌گونه زیستن در عرصه سیاست است و این به معنی نترسیدن از «اقلیتِ زمانی» بودن برای رسیدن به «اکثریتِ تاریخی» است و اربعین به ما می‌گوید که در سیاست، «پیروزی نهایی» متعلق به آن کسی است که می‌تواند «حافظه‌ تاریخ» را مدیریت کند.

ما اگر امروز در اربعین حضور داریم، به معنای آن است که روایت حضرت زینب(س) را بر روایت رسانه‌های سلطه ترجیح داده‌ایم و این، بزرگترین کنش سیاسی یک انسان متفکر در قرن حاضر است.

یادداشت از رضا زمانی، دکتری علوم سیاسی

انتهای پیام/80