اربعین؛ مکتبی که به نام انسانیت زنده است

به گزارش خبرگزاری تسنیم، گردوغبار نمناک جنوب، با بوی چای دم‌کشیده و صدای یا حسین(ع) که از هر سو به گوش می‌رسد، آمیخته شده است. اینجا مرز شلمچه است. روزهای پایانی ماه صفر و اوج حضور میلیونی زائران حسینی. ساعت از ظهر گذشته و آفتاب سوزان، هر چه را که زیر سایه‌بان‌های موکب‌ها پنهان نشده، می‌سوزاند. اما این گرما، نه از عزم زائران کم می‌کند و نه از حرارت عشق خادمان.

در میان این شلوغی بی‌نظیر، مردانی از جنس خدمت گرد هم آمده‌اند تا پشتوانه‌ای باشند برای این کاروان عظیم عاشقی. بسیاری این روزها در دو نقطه کلیدی شلمچه و چذابه، شبانه‌روز مشغول پذیرایی هستند. جایی که دیگ‌های بزرگ غذا بر روی آتش می‌جوشند و بوی آش رشته، قیمه و چای تازه، خستگی را از تن زائران می‌زداید. دست‌هایی که در تهران پول و غذا جمع کرده‌اند، حالا در گرمای 45 درجه، کاسه‌هایی از مهربانی را بین پیر و جوان، عرب و عجم، زن و مرد تقسیم می‌کنند.

خادمی از منطقه 4 تهران، با پیشانی خیس عرق، در میان انبوه جمعیت مشغول پخش خرماست و با لهجه شیرین تهرانی، هر زائری را که می‌بیند، دعوت به صرف یک استکان چای می‌کند. در مرز چذابه اما فضای دیگری حاکم است. وسیع‌تر و کشیده‌تر از شلمچه، بادهای کویری گاهی چادرهای سفید را به لرزه درمی‌آورد و گردوغبار غلیظ، دید را برای دقایقی می‌گیرد. اما اینجا نیز خادمان با چراغ‌های دستی و نور موبایل‌ها، راه را به زائران نشان می‌دهند و گم‌شدگان را به کاروان‌هایشان می‌رسانند.

درمانگاه صحرایی که با همت پزشکان داوطلب از بیمارستان‌های تهران راه‌اندازی شده، همچنان پذیرای مادرانی است که کودکان خردسالشان از گرما بی‌حال شده‌اند و سالمندانی که در میان این جمعیت، رمقی برای ادامه مسیر ندارند. غروب دیروز، لحظه‌ای فراموش‌نشدنی بود. وقتی یکی از جوانان، پشت میکروفن رفت و زیارت عاشورا خواند، هزاران زائر و خادم، در میان گردوغبار و نور نارنجی خورشید، هم‌صدا با او به سیدالشهدا سلام دادند.

چشمانی که گریان شد و دل‌هایی که لرزید، همگی گواه بر این بودند که اینجا، در دل بیابان‌های خوزستان، مکتبی زنده است که به نام انسانیت و همدلی، شاگردان تازه‌ای را تربیت می‌کند و این همه، بخش کوچکی از تصاویری است که در این روزها، در مرزهای شلمچه و چذابه ثبت می‌شود.تصاویری که هر کدام، روایتی از یک خدمت خالصانه و یک عشق بی‌ریاست.

فردا صبح، کاروان‌های تازه‌ای وارد می‌شوند و خادمان، با همان دست‌های خسته اما دل‌های پُر، به استقبال آنها می‌روند، زیرا می‌دانند که این مسیر، پایانی ندارد و هر قدمی که در راه سیدالشهدا برداشته می‌شود، پاداشی بزرگ در پیشگاه خدا دارد. یا حسین(ع).

یادداشت از: جعفر پیران، رئیس خیریه های استان تهران سازمان اوقاف و امور خیریه استان تهران 

انتهای پیام/