اربعین؛ آینۀ ظهور

خبرگزاری تسنیم ـ حسن یونسی*؛ اینجا، در میان این دریای بیکران خلایق که گویی از کرانه‌های تاریخ به حرکت درآمده‌اند، اربعین حسینی پیش از آنکه یک مناسک زمان‌مند باشد، تجلی‌گاه حقیقتی ازلی است. امسال نیز، به لطف و توفیق پروردگار، این فرصت مغتنم دست داد تا بار دیگر در این مسیر نورانی قدم بردارم و آنچه را که در این سال‌ها در اعماق جانم رسوخ کرده بود، با وضوحی کم‌نظیر به تماشا بنشینم. حس می‌کنم اربعین، چیزی فراتر از یک راهپیمایی عظیم است؛ گویی تابلویی است زنده و جان‌دار از زندگی مهدوی، که در آن می‌توان بشارت ظهور را در تک‌تک نگاه‌ها و قدم‌ها جستجو کرد.

در این مسیر ملکوتی، لحظه‌به‌لحظه، نجوای دلدادگی به خورشید ولایت، آن شهید راه قدس و حرم، طنینی آشنا دارد. ارادت زائران به آن پیشوای برحق، تنها در کلام و شعار خلاصه نمی‌شود، بلکه در عمق رفتار و نگاه‌شان نقش بسته است. چهره‌ها از همان نورانیتی سخن می‌گویند که او سال‌ها از آن دم می‌زد؛ صداقت، صلابت، و عشق به مردم. و در همین میانه، نمود ارادت خالصانه به آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای را نیز به وضوح می‌توان دید؛ گویی مردم، با بصیرتی برگرفته از مکتب حسین، پاسدار حرمت پدر در قامت فرزند هستند و این وفاداری هوشمندانه را بی‌هیچ چشم داشتی به نمایش می‌گذارند.

شاید یکی از باشکوه‌ترین جلوه‌های این همایش عظیم انسانی، اهتزاز پرچم‌های ایران در کنار پرچم‌های عزا و ولایت باشد. اینجا حرمت پرچم ایران، نه به عنوان یک نماد سیاسی صرف، بلکه به مثابه پرچم‌دار حماسۀ عشق و غیرت، بر بلندای دست‌ها و دل‌ها خودنمایی می‌کند. احترامی که به مردم ایران گذاشته می‌شود، انعکاسی از تصویر یک ملت مؤمن و فداکار است که در این زیارت عظیم، نقش محوری خود را به رخ جهانیان می‌کشد. این تکریم، ماحصل سال‌ها پایمردی و محبتی است که در این خاک مقدس ریشه دوانده.

اما آنچه بیش از همه مرا مبهوت می‌سازد، نظام تربیتی شگفت‌انگیزی است که در موکب‌های مردمی جاری است. اینجا کودکان را نه با شعار، که با عمل، برای خادمی اهل بیت (ع) پرورش می‌دهند. صحنه‌هایی را شاهد بودم که گویی کلاس درس عشق و ایثار بود؛ کودکانی که با دستان کوچک خود، عاشقانه از زائران پذیرایی می‌کنند. نکته حیرت‌انگیز و درس‌آموز اینجاست که وقتی پای پذیرایی از زائر در میان باشد، حتی اگر فرزند خودشان هم چیزی بخواهد، با مهربانی می‌گویند: «نه عزیزم، این مال زوار آقا اباعبدالله است.» این نهایت تربیت برای خادمی است؛ ایثاری که از کودکی در جانشان نهادینه می‌شود تا بیاموزند بخشیدن به مهمان امام، بر خواستۀ نفس و فرزند اولویت دارد. این همان شکوه اخلاقی است که تمدن‌ها از آفرینش آن عاجزند.

این حجم از عظمت و ازدحام، این خیل به هم پیوستۀ عاشقان، تنها یک چیز را فریاد می‌زند: ارادت بی‌مرز و پایان‌ناپذیر به آقا اباعبدالله الحسین(ع). این اجتماع میلیونی نشان می‌دهد که اگرچه در برهه‌ای از تاریخ، شمشیر ستم بر گلوی حقیقت نشست و در ظاهر، حق شکست خورد، اما در حقیقت ماجرا، این خون بود که بر شمشیر پیروز شد و نام و راه حسین را تا ابد جاودانه ساخت. اینجاست که در می‌یابیم پیروزی نهایی، نه در تصرف خاک، که در تسخیر قلب‌هاست.

لحظات شیرین این زیارت، ساعاتی است که با هیچ مقیاس مادی و لذت دنیوی قابل قیاس نیست. طعم اشک، گرمای هم‌نفسی با برادران دینی، و نسیم معرفتی که در فضای کربلا می‌وزد، تجربه‌ای است که توصیفش در قالب الفاظ محدود بشری نمی‌گنجد. در یک نگاه عمیق‌تر، اربعین حسینی شبیه‌ترین اتفاق عالم به دوران ظهور حضرت حجت(عج) است. همان عدالت، همان برادری، همان خدمت بی‌منت و همان ذوب شدن تمام مرزهای جغرافیایی، زبانی و طبقاتی در برابر خورشید امامت. اربعین، تمرین زیستن در دولت کریمۀ مهدوی است؛ آینه‌ای تمام‌نما که در آن می‌توان طلوع خورشید ولایت عظمی را به انتظار نشست. اینجا، جهان، تصویری کوچک از آن عدالت موعود را در چشمان پرمهر خادمان و زائران حسینی به تماشا نشسته است.

*پژوهشگر انقلاب اسلامی

انتهای پیام/