حقیقت اربعین؛ بعثت یک امت

خبرگزاری تسنیم _ امیر ابوالفتحی*؛ اربعین تنها امتدادِ یک سوگواری نیست، بلکه مبدأ رستاخیزِ «امتی مبعوث» است که از پسِ غبارِ قرون، برای اقامۀ حق، برخاسته‌اند. این مسیرِ مقدس، هندسۀ راهبردیِ پیوندِ جان‌ها به خیمۀ ولایت و رزمایشی عظیم برای گذار از فردیت به تمدن‌سازی است.آنچه پیش‌روست، روایتی از ده رازِ نهفته در این حماسۀ بیداری است تا مسیرِ قطعیِ نصرت و یاریِ موعود(عج) روشن‌تر گردد:

1. راز چهل

در هندسه خلقت، بلوغ و کمال هر پدیده‌ای نیازمند عبور از کوران زمان است و عدد چهل، رمز این پختگی است. انسانِ سالک و امتِ جویای حق، به تعبیر حافظ همچون «شراب نابی در شیشه‌گری زمان» هستند که باید چلّه‌ای از رنج، ابتلا و معرفت را در خُمِ حوادث سپری کنند تا از دُردیِ تعلقات پاک شده و به زلالیِ حکمت برسند. همان‌گونه که آسمان و زمین چهل روز بر سیدالشهدا(ع) خون گریستند، اربعین نشان می‌دهد که عبور از خامی به مقامِ استقامت، نیازمندِ یک دوره گذار (چهل‌روزه یا چهل‌ساله) با محوریتِ اخلاص است تا جوهرِ وجودیِ انسانِ مؤمن برای رویارویی با طوفان‌ها آب‌دیده شود. این بلوغِ روحانی و تکاملِ درونی، مقدمه‌ای است تا انسان بتواند سلاحِ حقیقی خود را در برابر ظلم به دست گیرد.

2. چشمه اشک

وقتی روح در کوره اربعین به پختگی رسید، احساس و اندیشه به هم می‌آمیزند و سلاحی برنده خلق می‌کنند که تجلی آن در «اشک» است. این اشکِ برآمده از معرفت، تنها یک واکنش عاطفی نیست، بلکه همچون «قطره آبِ چکیده بر آتش کباب» است که نه تنها شعله را خاموش نمی‌کند، بلکه آتشِ کینه مقدس علیه ستمگران را تیزتر و سوزان‌تر می‌سازد. گریه بر «قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ»، همان مانورِ برائتی است که جابر بن عبدالله انصاری در نخستین اربعین با ناله «یا حسین» به نمایش گذاشت. این اشک‌های سوزان و آگاهانه، جان‌های خفته را بیدار کرده و آنان را برای پیوستن به مرکزِ هدایت و رهبریِ جامعه آماده می‌سازد.

3. قلب تپنده

جان‌های بیدارشده با اشک، سرگردان نمی‌مانند، بلکه به سوی مرکزیتی الهی جذب می‌شوند که نبض حیاتِ امت را در دست دارد. ولایتِ امام در این منظومه، همانند «قلبی تپنده» است که خونِ بیداری، حماسه و شعور را در شریان‌های خشکیده تاریخ پمپاژ می‌کند. زائر در زیارتنامه، این قلبِ تپنده را با عالی‌ترین مفاهیمِ تکوینی چون «وَلِیِّ اللَّهِ»، «خَلِیلِ اللَّهِ» و «صَفِیِّ اللَّهِ» می‌ستاید. امامی که وارث مواریث انبیاء است، با بذل جان خود، دینامیزمِ حرکتِ تاریخ را به سوی کمال تنظیم می‌کند. ضربانِ این قلبِ قدسی، نیازمندِ شریان‌هایی است تا فیضِ حیات‌بخشِ خود را به تک‌تکِ اعضای پیکرۀ امت برساند.

4. رشته پیوند

برای اتصالِ اعضای پراکندۀ شیعه به این قلبِ تپنده، یک سیستمِ ارتباطیِ دقیق نیاز بود و اربعین، همان «نخ تسبیح نامرئی» است که این دانه‌های متفرق را به یکدیگر متصل می‌کند. امام حسن عسکری(ع) با قرار دادن زیارت اربعین در کنار نماز پنجاه‌ویک رکعت به عنوان نشانه مؤمن، در واقع یک دستورالعملِ راهبردی برای شبکه‌سازیِ شیعیان صادر کردند. این نخِ ارتباطی، مؤمنان را از انزوای فردی خارج کرده و با محوریتِ مغناطیسِ کربلا، در قالب یک جبهه واحد و منسجم ساماندهی می‌کند. پیوند خوردنِ این دانه‌های تسبیح به یکدیگر، مقدمه‌ای است برای شکل‌گیریِ یک جریانِ عظیم و مهارناپذیر در بستر زمان.

5. دریای جمعیت

هنگامی که دانه‌های پراکنده با این نخِ نامرئی به هم می‌پیوندند، حرکتی آغاز می‌شود که در نهایت به یک حضورِ حماسی و بی‌نظیر می‌انجامد. کنگره جهانی اربعین، همانند «اقیانوسی بی‌کرانه» است که جویبارها و رودهای خروشانِ انسان‌ها را از هر نژاد و زبانی در خود می‌پذیرد. زائران با غسلِ معرفت در مسیر، همچون جابر و عطیه، از آلودگی‌هایِ فردگرایی تطهیر می‌شوند تا در امواجِ پرخروشِ هم‌بستگی، هویتِ جمعیِ «امتِ مبعوثِ حسینی» را شکل دهند. اما این اقیانوسِ متلاطم، هرگز در برابر تندبادهایِ زمانه متلاشی نمی‌شود، زیرا به ریشه‌هایی عمیق و اصیل متصل است.

6. ریشه استوار

دلیلِ ماندگاری و صلابتِ این اقیانوسِ انسانی آن است که از سرچشمه‌ای پاک نشأت گرفته و مانند «شجره طیبه‌ای» است که ریشه‌هایش در اعماقِ یقین استوار است. زیارت اربعین گواهی می‌دهد که این درختِ تناور، ریشه در «أَصْلَابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ» دارد و هرگز به پلیدی‌های جاهلیت آلوده نشده است. انقلاب اسلامی و جبهه مقاومت نیز که میوه‌های امروزینِ همین شجره طیبه‌اند، به واسطۀ همین اصالت و طهارت است که در برابر بی‌ریشگان و طوفان‌هایِ براندازی، استوار و تسخیرناپذیر ایستاده‌اند. در سایه‌سارِ این درختِ پاک است که مؤمنان می‌توانند نفسی تازه کنند و از زهرِ آلودگی‌هایِ دنیا در امان بمانند.

7. هوای پاک

آرمیدن در پناهِ این شجره طیبه، فضایِ تنفسیِ جان را تغییر می‌دهد و اربعین در معماریِ روحِ انسان، به مثابه یک سیستمِ تهویه قدرتمند عمل می‌کند. همان‌گونه که در یک فضایِ بسته با دیوارهایِ به شدت جاذبِ حرارت، تنها یک خنک‌کنندۀ پرتوان می‌تواند بارِ سنگینِ گرما را مهار کند، نسیمِ کربلا نیز ذراتِ مسمومِ نفاق، روزمرگی و خفگیِ معنوی را از اتمسفرِ جامعه فیلتر می‌کند. زائر با فریادِ لعن بر ظالمان و آنان که به ظلم راضی شدند (لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ)، هوایِ تازه و حیات‌بخشِ برائت و ولایت‌پذیری را در جانِ خود و جامعه به جریان می‌اندازد. در این هوایِ پاک و شفاف است که چشمانِ امت برای دیدنِ مسیرِ حق، بینا و روشن می‌شود.

8. چراغ هدایت

پس از زدوده شدنِ غبارِ نفاق در این هوایِ پاک، انسانِ مؤمن نیازمندِ قطب‌نمایی برای حرکت در تاریکی‌هایِ جنگِ شناختی است. متنِ زیارتِ اربعین که از لسانِ امام صادق(ع) صادر شده، همچون «فانوس دریاییِ درخشانی» است که در دلِ طوفان‌هایِ رسانه‌ای، مسیرِ ساحلِ نجات را نشان می‌دهد. این زیارتنامه، فلسفه قیام را رهایی از «حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ» (سرگردانیِ گمراهی) معرفی کرده و چهرۀ کریهِ دشمنانِ دنیاپرست را رسوا می‌سازد. در پرتوِ نورِ این فانوس، امتِ اسلامی راهِ خود را پیدا می‌کند و درمی‌یابد که حیاتِ حسینی، پایان نپذیرفته، بلکه همواره در حالِ زایش است.

9. تولد دوباره

با روشن شدنِ مسیر توسطِ این فانوسِ هدایت، امتِ حسینی درمی‌یابد که شهادت، نقطه پایان نیست، بلکه آغازِ یک خیزشِ ابدی است. نهضت‌های پس از عاشورا نشان داد که روحِ مقاومت، بسان «ققنوسِ افسانه‌ای» است که درست در لحظۀ گمانِ باطلِ دشمن مبنی بر مدفون شدنِ حق در خاکستر، با بال‌هایی از جنسِ نور دوباره متولد می‌شود. امام(ع) «عِشْتَ سَعِیداً وَ مَضَیْتَ حَمِیداً» (باسعادت زیست و ستوده رفت) و این ققنوسِ مقاومت به ما می‌آموزد که هر قطره خونِ شهید، بذرِ هزاران مجاهدِ تازه‌نفس را می‌کارد که برای نبردی بزرگ‌تر آماده می‌شوند.

10. صبح صادق

پروازِ این ققنوس در آسمانِ تاریخ، نویدبخشِ فرارسیدنِ روزی است که تمامِ مجاهدت‌ها به ثمر خواهد نشست. گام‌هایِ استوارِ زائران در مسیرِ اربعین و آمادگیِ همه‌جانبۀ آنان، در حقیقت «صدای پایِ سپیده‌دمی» است که پایانِ شبِ طولانیِ غیبت را بشارت می‌دهد. زائر با قلبی تسلیم و اراده‌ای پولادین عهد می‌بندد: «وَ نُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ» (و یاریم برای شما مهیاست). این صف‌بندیِ شفاف و آمادگیِ عملیاتی، تجلیِ دکترینِ مهدویت است که امتِ مبعوث را تا لحظۀ اذنِ الهی برای قیامِ موعود، در سنگرِ بصیرت و مقاومت، بیدار و استوار نگاه می‌دارد.

*پژوهشگر انقلاب اسلامی

انتهای پیام/