ائتلاف دریایی عربستان؛ نمایش استیصال یا فصل جدید رقابتهای منطقهای؟
- اخبار بین الملل
- اخبار تولیدات دفاتر خارجی
- 12 مرداد 1405 - 21:46
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، در اواخر ژوئیه 2026، وزارت دفاع عربستان از تشکیل یک ائتلاف دریایی چندملیتی با مشارکت 14 کشور خبر داد. ائتلافی که قرار است با ادعای «تقویت امنیت دریایی، حفاظت از آزادی کشتیرانی و تأمین امنیت خطوط تجارت بینالمللی و مسیرهای انتقال انرژی» در دریای سرخ، تنگه بابالمندب و خلیج عدن فعالیت خود را تحت رهبری ریاض آغاز کند. اما آنچه این ائتلاف را به یک تحول راهبردی تبدیل کرده، نه صرفاً اهداف اعلامی آن، بلکه پیامهای پنهان پشت پرده این ائتلاف سازی است که به وضوح بیانگر استیصال ریاض در برابر یمن است و از دیگر سو غیبت معنادار امارات نشاندهنده عمیقتر شدن شکاف در اردوگاه ابوظبی و ریاض، دو متحد سابق در تحولات یمن دارد.
استیصال در لباس ائتلاف
نیروهای مسلح یمن در 20 ژوئیه 2026، در واکنش به خلف وعده ریاض در پایان دادن به محاصره 12 ساله یمن، محاصره دریایی علیه عربستان را اعلام و متعاقباً حملاتی را علیه نفتکشهای سعودی در دریای سرخ انجام داد. این محاصره، ضربهای سنگین بر پیکره اقتصاد وابسته به نفت عربستان وارد کرد و ریاض را در موضع ضعف قرار داد. تشکیل ائتلاف دریایی با مشارکت 14 کشور بدست عربستان، بیش از آنکه یک ابتکار نظامی موفق باشد، نشاندهندهی درماندگی راهبردی عربستان در برابر یمن، 12 سال پس از اعلام محاصره و تشکیل ائتلاف به اصطلاح بین المللی بر ضد دولت و ملت یمن است. ریاض با وجود تمامی هزینههای کلان نظامی، نتوانسته است امنیت مسیرهای حیاتی خود را تأمین کند و اکنون به دنبال سازوکاری بینالمللی برای مهار این بحران خودساخته است. این ائتلاف، در واقع تلاشی برای انتقال بار مسئولیت تأمین امنیت دریایی به دوش دیگر بازیگران و جبران ناتوانیهای داخلی است.
پشت پرده ترکیب اعضای ائتلاف دریایی
نگاهی به فهرست اعضای حاضر در ائتلاف نظامی دریایی، ابهامات زیادی را برمیانگیزد. کشورهای عضو در این ائتلاف عبارتند از: عربستان، پاکستان، کویت، بحرین، قطر، ترکیه، مصر، اردن، یمن، بنگلادش، نیجریه، سودان، جیبوتی و سومالی. حضور همزمان قدرتهای نظامی منطقهای مانند ترکیه و پاکستان در کنار کشورهایی که عملاً ناوگان دریایی قابلتوجهی ندارند - مانند سومالی و جیبوتی - ترکیبی عجیب و نامتوازن به این ائتلاف بخشیده است.
این تنوع و گاه بیربطی اعضا، این گمانه را به شدت تقویت میکند که وعدههای مالی سخاوتمندانهی عربستان، نقش اصلی را در جذب این کشورها در لوای نام این ائتلاف ایفا کرده است. به نظر میرسد ریاض با وعدههای اقتصادی کلان، سعی دارد حمایت سیاسی و نظامی طیف گستردهای از کشورها را با هر سطح از توانمندی، برای پوشش دادن به بحران به سود خود جلب کند. با این حال، جای خالی قدرتهای بزرگ دریایی و غیبت برخی کشورهای کلیدی منطقه، نشان میدهد که این ائتلاف بیش از آنکه یک ائتلاف نظامی مؤثر باشد، یک ابتکار سیاسی با پشتوانههای مالی است که دوام و کارآمدی آن در بلندمدت، بسیار محل تردید خواهد بود.
غیبت امارات؛ تداوم اختلافات عمیق ریاض-ابوظبی
مهمترین و آشکارترین پیام این ائتلاف، عدم حضور امارات است. در حالی که 43 کشور در نشست ریاض شرکت کردند، نام امارات و عمان، دو عضو کلیدی شورای همکاری خلیجفارس، در میان 14 کشور امضاکننده بیانیه نهایی دیده نمیشود. این غیبت در شرایطی رخ داده که امارات و عربستان زمانی شریک اصلی ائتلاف علیه انصارالله بودند. اما تحولات ماههای اخیر نشان داده که اختلافات ریاض و ابوظبی به ویژه در پرونده یمن به نقطهی انفجار رسیده است.
در ژانویه 2026، شورای انتقالی جنوب یمن که مورد حمایت امارات بود، انحلال خود را اعلام کرد. رهبر این شورا، عیدروس الزبیدی، پیش از آن توسط عربستان به خیانت متهم شود، با کمک امارات از یمن خارج و به ابوظبی منتقل شد؛ این اقدام در نگاه اول میتوانست به معنای عقبنشینی امارات و کوتاه آمدن در برابر عربستان تعبیر شود. اما واقعیت میدانی مساله دیگری را نشان میدهد. پیش از انحلال شورای انتقالی جنوب، عربستان حملات هوایی مستقیمی را علیه نیروهای مزدور مورد حمایت امارات در استان حضرموت انجام داده بود و در ادامه نیز شاهد درگیریهای مستقیم نظامی میان نیروهای نیابتی دو کشور بودیم. ژست ابوظبی برای انحلال شورای انتقالی جنوب بیش از آنکه یک پایان واقعی باشد، یک انحلال تاکتیکی برای مدیریت فشار نظامی عربستان و شرکت در گفتوگوهای ریاض بود.
تنها چند ماه بعد، شواهد نشان میدهد که امارات نه تنها از حضور در یمن دست نکشیده، بلکه با بازسازی ساختار نیروهای خود، در حال بازگشت به معادلات جنوب یمن است. بر اساس برخی گزارشها، فرماندهی این نیروها از طریق اتاقهای عملیات در ابوظبی و هرجیسا (پایتخت سومالی) سازماندهی مجدد شده است.
اختلافات دو کشور به جایی رسیده که حتی ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در یکی از اظهارات خود فاش ساخت که بنسلمان از او خواسته است تا امارات را تحریم کند! این موضوع عمق کینه و رقابت پنهان میان ریاض و ابوظبی را به خوبی نشان میدهد. هدف امارات، نه بازپسگیری استانها، که کارشکنی در توافقهای عربستان و حفظ نفوذ خود در جنوب و شرق یمن - منطقهای سرشار از نفت و گاز - است. برای امارات، یمن صرفاً یک میدان نبرد نیست، بلکه نقشهای از کریدورهای اقتصادی و استراتژیک است که برای امنیت و قدرت منطقهای آن حیاتی محسوب میشود.
جمعبندی:
ائتلاف دریایی جدید عربستان، در نگاه اول یک ابتکار امنیتی برای مقابله با تهدیدات یمن در دریای سرخ به نظر میرسد، اما در واقعیت، نمایشگر دو واقعیت تلخ برای ریاض است: نخست، استیصال و ناتوانی این کشور در تأمین امنیت مسیرهای حیاتی خود با وجود سالها هزینههای کلان نظامی. دوم، عمیقتر شدن شکاف با امارات که به یکی از مهمترین موانع بر سر راه هرگونه ائتلاف مؤثر و پایدار در منطقه تبدیل شده است.
غیبت امارات از این ائتلاف، پرمعنا و نشاندهندهی آن است که جنگ نیابتی عربستان و امارات در یمن نه تنها به پایان نرسیده، بلکه با بازگشت مجدد ابوظبی، وارد فاز جدید و پیچیدهتری شده است.
نویسنده: پوریا لوایی، کارشناس مسائل بینالملل
انتهای پیام/