آنکارا در تیررس؛ بازخوانی تشدید رقابتهای منطقهای اسرائیل و ترکیه
- اخبار بین الملل
- اخبار تولیدات دفاتر خارجی
- 12 مرداد 1405 - 21:16
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، از ابتدای شکلگیری موجودیت جعلی رژیم صهیونیستی تا به امروز، باند تبهکار حاکم بر فلسطین اشغالی یک راهبرد کلان و اساسی برای حفظ انسجام داخلی و پیشبرد اهداف خارجی تعریف کرده و آن راهبرد چیزی نیست جزء تمرکز بر روی دشمنان وجودی دولت و ملت صهیونیستی و تضعیف موثر آنها .
پس از عملیات طوفان الاقصی و دو جنگ 12 روزه و 40 روزه با جمهوری اسلامی ایران، مقامات ارشد اسرائیلی و مراکز تولید فکر در سرزمینهای اشغالی به تدریج با تمرکز بر محور اخوانی منطقه یعنی ترکیه و قطر سعی دارند تا دشمن جدیدی برای خود تعریف کرده و زمینه مقابله همه جانبه نظامی، اقتصادی و سیاسی با آنها را فراهم آورند. حملات هدفمند به مواضع ترکها در سوریه، تشدید فعالیت لابی اسرائیل در واشنگتن با هدف اصلاح پیمان ناتو و اخراج ترکیه از آن، مخالفت با فروش جنگندههای اف-35 آمریکایی به آنکارا، ایجاد ائتلاف یونان- قبرس- اسراییل در شرق مدیترانه، معرفی قطر به عنوان حامی مالی- تسلیحاتی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین و به رسمیت شناختن ادعای نسلکشی ارامنه توسط عثمانی از جمله مصادیق دشمنی سازمان یافته تلآویو با آنکارا و متحد نزدیک آن در منطقه یعنی قطر است.
پایبندی به قاعده تفوق هوایی در خاورمیانه
رژیم اشغالگر قدس به دلیل فقدان عمق راهبردی در منطقه غرب آسیا، همواره سیاست تضعیف مستمر همسایگان را در دستورکار خود دارد تا از این طریق جلوی برتری نظامی و سیاسی- اقتصادی کشورهای منطقه را در راستای تامین منافع خود بگیرد. این استراتژی در دهه سوم قرن بیست و یکم با تشدید رقابت ژئواستراتژیک ایالات متحده آمریکا و چین به گونهای دیگر ترجمه شده است.
رژیم صهیونیستی قصد دارد ضمن تضعیف نظاممند منطقه شمال خلیج فارس، به ویژه زیر سیستم شرق عربی، کریدور جنوب خلیج فارس- اسرائیل را تبدیل به تنها مسیر امنی کند که محل اتصال زنجیرههای تامین ارزش جهانی از غرب به شرق و بالعکس است. در این میان ترکیه به دلیل داشتن نقش محوری در کریدورهای «جاده توسعه» و «کریدور میانی» رقیب جدی برای این طرح بلندمدت اسرائیل محسوب میشود. به عبارت دیگر شاید صهیونیستها قصد داشته باشند تا «محور سنی» را به عنوان تهدیدی جدید پس از مقابله با «محور شیعی» معرفی کنند، اما منطق این صف آرایی جدید در منطقه غرب آسیا تعیین نقش قدرتهای منطقهای در کریدورهای تامین ارزش جهانی است.
«غرب آسیا و شمال آفریقا»؛ صحنه رویارویی محور اخوانی و اسرائیل بزرگ
دامنه رقابت رژیم صهیونیستی و ترکیه تنها محدود به منطقه شامات یا شرق مدیترانه نمیشود بلکه این دو بازیگر مهم منطقهای در محیط پیرامونی خاورمیانه یعنی قاره آفریقا و منطقه اوراسیا نیز دو رقیب جدی علیه منافع یکدیگر محسوب میشوند. البته در برخی پروندهها مانند مناقشه ارمنستان و جمهوری آذربایجان یا تامین انرژی اسرائیل از طریق خاک ترکیه ممکن است میان منافع دو کشور نوعی هم پوشانی وجود داشته باشد. اما واقعیت آن است که ماهیت روابط دو طرف به گونهای تنظیم شده که نمیتوانند به مانند دو شریک استراتژیک رفتار کرده و در برخی حوزهها دارای تضاد وجودی هستند.
امروز برای کابینه نتانیاهو اشغال بخشی وسیعی از سرزمینهای جنوب سوریه، به مثابه ایجاد نوعی پایگاه نفوذ با هدف جلوگیری از شکلگیری کریدورهای جدید شرق به غرب از طریق سواحل این کشور عربی و تثبیت جایگاه ترکیه به عنوان یک قدرت منطقهای است.
تام باراک؛ مامور دوره انتقال یا کارت شانس اردوغان
در دورهای که رقابت آشکار و پنهان میان ترکیه و رژیم صهیونیستی به اوج خود رسیده است، وجود شخصیتی ویژهای همچون تام باراک به عنوان سفیر آمریکا در ترکیه و مسئول پروندههای لبنان، سوریه و عراق اهمیت روز افزونی در تنظیم سیاست خاورمیانهای آمریکا و مدیریت رقابت تل آویو- آنکارا پیدا کرده است. تام باراک به عنوان فردی نزدیک به ترکیه تلاش کرد تا به حضور و نفوذ ترکها در میدان سوریه پسا اسد نوعی مشروعیت بخشیده و بستر لازم برای برداشتن تحریمهای سزار نظام سوریه پس از سرنگونی بشار اسد را فراهم کند. وی همچنین یکی از شخصیتهای حامی فروش جنگندههای اف-35 به ترکیه و حامی سیاستهای سخت گیرانه آنکارا در قبال کردها است.
این شخصیت محوری تا آنجا در خدمت منافع آنکارا قدم بر میدارد که این موضوع موجب تقویت موضع اردوغان در برابر نتانیاهو در کاخ سفید شده و نوعی سپر حافظتی برای صیانت از منافع آنکارا در واشنگتن ایجاد شده است. اکنون باید منتظر ماند و دید که آیا نتانیاهو و لابی صهیونیستی در واشنگتن این موضوع را تحمل خواهد کرد یا راهی برای حذف تام باراک از دولت ترامپ خواهند یافت؟!
بهره سخن
منطقه شکننده و متخلخل خاورمیانه بیش از هر زمان دیگر در نیم قرن اخیر تبدیل به محل رقابت قدرتهای منطقهای و بین المللی شده و دامنه بحران آن، روز به روز به صورت افقی در حال گسترش است. در این میان جمهوری اسلامی ایران، ترکیه و پادشاهی عربی سعودی سه رقیب اصلی راستگرایان صهیونیست برای چیرگی بر منطقه و اجرایی کردن ایده اسرائیل بزرگ محسوب میشوند.
با فروکش کردن تقابل میان اسرائیل و محور مقاومت باید آماده تشدید تخاصم و اصکاک منافع میان محور اخوانی با نقش آفرینی ترکیه و قطر با رژیم صهیونیستی باشیم. در چنین صحنهای به دلیل وجود «بازی حاصل جمع صفر» میان تهران- تل آویو قطعا منافع جمهوری اسلامی ایران ایجاب میکند تا از محور اخوانی در برابر اسرائیل حمایت کرده و امکانهای متعدد برای تضعیف و به چالش کشیدن صهیونیستها در منطقه را بررسی کند.
نویسنده: محمد بیات، کارشناس مسائل غرب آسیا
انتهای پیام/