طرح احیای «راه آهن حجاز» از سوی ترکیه و 3 چالش مهم آن
- اخبار بین الملل
- اخبار ترکیه و اوراسیا
- 11 مرداد 1405 - 17:08
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، این روزها در ترکیه و در محافل سیاسی و اقتصادی این کشور، مداوماً از اهمیت مفهومی به نام «اتصال پذیری» (connectivity) یاد میشود.
تحلیلگران ترکیه معتقدند که این کشور، با وجود گرفتار شدن در یک بحران اقتصادی بیسابقه و تاریخی، میتواند با استفاده از چندین مزیت جغرافیایی و امر اتصال پذیری، مشکلات خود را حل کند. آنان در بحث روی اهمیت گذرگاهها و دالانها، به احیای خط راه آهن حجاز نیز به عنوان یک هدف راهبردی مینگرند.
ترکیه و عربستان سعودی در سال جاری میلادی و در 9 ژوئن، یادداشت تفاهمی امضا کردند که به زعم تحلیلگران اقتصادی آنکارا، میتواند معادلات تجاری منطقه را متحول کند. البته مزیت و اهمیت این توافق در صورتی محقق میشود که توافق نامه های مشابه ترکیه با سوریه و اردن نیز به فرجام برسد و این منوط به اراده سیاسی مشترک برای پروژههای اتصال و ادغام منطقهای با محوریت راه آهن تاریخی حجاز است.
به زعم مقامات آنکارا، پروژه راه آهن حجاز نمایانگر یک ابتکار استراتژیک است که در آن ثبات منطقهای و منافع ملی با هم تلاقی میکنند. از این نظر، این پروژه به عنوان ابزاری مکمل در توسعه زیرساختهای حمل و نقل و لجستیک و حمایت از امنیت منطقهای با تعمیق ادغام اقتصادی دیده میشود.
از دیگر سو، ادغام عربستان سعودی در پروژه راه آهن حجاز گامی مهم برای سوریه است. در این زمینه، پروژه راهآهن حجاز که از مسیر ترکیه-سوریه-اردن به عربستان سعودی امتداد خواهد یافت، به عنوان یک سرمایهگذاری زیرساختی استراتژیک تلقی میشود که از بُعد اقتصادی سیاست ریاض در سوریه را پشتیبانی میکند.
این خط آهن همچنین برای امنیت غذایی عربستان سعودی از اهمیت استراتژیک برخوردار است. این کشور به دلیل شرایط جغرافیایی و اقلیمی خود، برای تأمین مواد غذایی به منابع خارجی وابسته است و در سالهای اخیر سرمایهگذاریهای خود را در بخش کشاورزی سوریه افزایش داده است.
فعالسازی مجدد راهآهن، زیرساختهای لجستیکی لازم برای این سرمایهگذاریها را فراهم میکند و به حمل و نقل سریعتر، کمهزینهتر و ایمنتر محصولات کشاورزی کمک میکند.
به طور مشابه، ابتکارات در زمینه اتصال دیجیتال، اهمیت استراتژیک فزاینده سوریه را برای عربستان سعودی نشان میدهد. پروژه SilkLink که عبور کابلهای داده اینترنتی از طریق سوریه را پیشبینی میکند، نشان میدهد که حمل و نقل و زیرساخت دیجیتال با هم در نظر گرفته میشوند و هدف آن قرار دادن سوریه در مرکز شبکههای اتصال منطقهای است.
خوشبینی افراطی ترکیه
نگاهی به مطالب و گزارشهای برخی از اندیشکدهها، پایگاههای خبری و روزنامههای نزدیک به آکپارتی نشان میدهد که دولت اردوغان و حزب حاکم این کشور، نگاه خوشبینانهای به احیای راه آهن حجاز دارند.
حسین بحری کورت از تحلیلگران نزدیک به مراکز مطالعاتی وابسته به دولت اردوغان نوشته است: «همزمان با تحولات منطقه و هدف قرار دادن تأسیسات آرامکوی عربستان در دوم مارس، درک ریاض از تهدید، به طور قابل توجهی افزایش یافت. این تحول باعث شد عربستان سعودی لفاظی بازدارندهتری را اتخاذ کند و به طور علنی گزارش شد که پس از جنگ، حملات تلافیجویانه محدود انجام داده است. با این حال، عربستان سعودی ابزارهای نظامی و دیپلماتیک محدودی دارد. بنابراین، ریاض، همراه با سایر کشورهای خلیج فارس، در تلاش است تا امنیت منطقهای را نه تنها از طریق بازدارندگی نظامی، بلکه از طریق ابتکاراتی که همکاری سیاسی و ادغام منطقهای را تقویت میکند، بازسازی کند. برای کشورهای خلیج فارس که مدتهاست هزینههای امنیتی ناشی از رقابت بین اسرائیل و ایران را متحمل شدهاند، همکاری با ترکیه که طرفدار مدیریت بحرانها مطابق با اصول دیپلماسی، گفتگو و مالکیت منطقهای است، ستون مهمی از این استراتژی را تشکیل میدهد».
این تحلیلگر ترکیهای در ادامه ضمن اشاره به اهمیت پروژه راهآهن حجاز به عنوان سرمایهگذاری حمل و نقل و یکی از ابزارهای ملموس در جستجوی نظم منطقهای جدید، چنین مینویسد: «نزدیکی سیاسی و اقتصادی که به لطف این پروژه بین آنکارا و ریاض ایجاد خواهد شد، پیامدهایی در بسیاری از زمینهها، از امنیت گرفته تا تجارت، از انرژی و لجستیک گرفته تا زیرساختها، خواهد داشت. این استراتژی، مبتنی بر تنوعبخشی به روابط با بازیگران منطقهای و توسعه مشارکتهای مختلف، از طریق پروژههای ارتباطی مانند راهآهن حجاز، ماهیتی نهادیتر و دائمیتر به خود میگیرد. توافق بر سر پروژه راهآهن حجاز را میتوان گامی مهم در نظر گرفت که مکمل بُعد اقتصادی و لجستیکی مشارکت استراتژیک بین ترکیه و عربستان سعودی است که در سالهای اخیر به سرعت در حال تعمیق بوده است. روابط بین دو کشور تنها به تجارت و سرمایهگذاری محدود نشده و شروع به ایجاد یک چارچوب نهادی در زمینههای دفاع، امنیت و دیپلماسی کردهاند».
حسین بحری کورت، اتصال راه آهن حجاز را در تداوم مسیر امضای توافقنامه امنیتی استراتژیک متقابل عربستان سعودی با پاکستان در سپتامبر 2026 و تمایل آنکارا برای ایفای نقش فعال در معماری امنیتی منطقهای نوظهور ارزیابی کرده و بر این باور است که «پروژه راهآهن حجاز زیرساختهای لجستیکی همکاری چندوجهی را تقویت کرده و از شبکه حمل و نقل مورد نیاز برای همکاری تجاری و اقتصادی، به ویژه در صنایع دفاعی، پشتیبانی میکند. از این نظر، راهآهن حجاز نه تنها یک شاخص نمادین از نزدیکی موجود بین دو کشور است، بلکه به عنوان یک عنصر مکمل که همکاری استراتژیک را به یک پایه نهادیتر و پایدارتر منتقل میکند، برجسته است. در این زمینه، دستیابی عربستان سعودی به یک اتصال زمینی بدون وقفه به بازارهای ترکیه و اروپا از طریق راه آهن حجاز از اهمیت استراتژیک برخوردار است. ممکن است خط راه آهن وابستگی به تنگه هرمز و باب المندب را به طور کامل از بین نبرد، اما یک کریدور حمل و نقل جایگزین ایجاد میکند و تابآوری زنجیرههای تأمین را افزایش میدهد. بنابراین، پروژههای اتصال نه تنها به ادغام اقتصادی، بلکه به ایجاد یک معماری امنیتی تأمین انعطافپذیر و متنوع در برابر بحرانهای منطقهای نیز کمک خواهند کرد».
همچنین از دید روزنامه صباح از جراید وابسته به حزب حاکم ترکیه: «پروژه راهآهن حجاز چیزی بیش از احیای یک مسیر حمل و نقل تاریخی برای عربستان سعودی است. این پروژه اهداف استراتژیک متعددی را زیر یک سقف گردهم میآورد، از جمله حمایت از ثبات سوریه، تقویت امنیت منطقهای، تنوعبخشی به زنجیرههای تأمین، تعمیق مشارکت استراتژیک با ترکیه و حمایت از اهداف چشمانداز 2030. از این نظر، راهآهن حجاز نشان میدهد که اتصال منطقهای نه تنها از نظر اقتصادی، بلکه از نظر امنیتی و سیاست خارجی نیز به ابزاری استراتژیک تبدیل شده است».
آن چه ترکیه نمیبیند
از دید متخصصین حوزه مطالعات راهبردی گذرگاههای اقتصادی، رسانه های نزدیک به حزب حاکم ترکیه در گزارشهای خود درباره اهمیت راه آهن حجاز، حاضر نیستند بین «کریدور بالقوه» با «کریدور واقعی» و آماده، تفاوتی قائل شوند. آن چه در حال حاضر وجود دارد، مجموعهای از شبکههای ریلی ملی بسیار متفاوت در ترکیه، سوریه، اردن و عربستان سعودی است که باید از نظر پارامترهایی مانند زیرساخت، عرض ریل، استاندارد فنی، گمرک، امنیت، سرمایهگذاری، مدیریت مرزی، بیمه، تعرفه، زمان حمل، ظرفیت بار و مهمتر از همه، از منظر ثبات سیاسی به یک سیستم واحد تبدیل شوند.
به قول تحلیلگر پایگاه اینترنتی فوکوس ترکیه، برخلاف ادعای مقامات دولت اردوغان، آن چه اکنون وجود دارد «یک خط آماده از استانبول تا مکه» نیست؛ بلکه مجموعهای از شبکههای ملی و شرایط سیاسی متفاوت است که شاید در آینده به یک کریدور متصل تبدیل شوند.
تحلیلگران آمریکایی در موسسه دفاع از دموکراسی، به این اشاره کردهاند که احیای راه آهن حجاز و اتصال عربستان سعودی به ترکیه، سوریه و اردن از نظر ژئوپلیتیکی مهم است. اما تحقق آن به هیچ وجه، نزدیک و قطعی نیست.
آنان از سه چالش مهم صحبت میکنند: اول: دشواریهای تامین مالی: هنوز مشخص نیست چه کسی هزینه ساخت و بازسازی این کریدور چند کشوری را خواهد پرداخت. دوم: سوریه: بخش بسیار مهمی از مسیر از سوریه میگذرد؛ کشوری که هنوز درگیر مسئله تثبیت دولت، امنیت، بازسازی و کنترل سرزمینی است. سوم: حکمرانی کریدور: مشخص نیست چه کسی قرار است این سیستم را مدیریت کند و چه استانداردی برای گمرک و حملونقل وجود خواهد داشت.
علاوه بر این، این مساله نیز نهایی نشده که چه کسی امنیت خط را تضمین خواهد کرد و اگر در یکی از چهار کشور اختلال سیاسی رخ دهد، کل کریدور چه خواهد شد.
یکی از موضوعات مهم دیگر، این است که برخی از نهادهای سیاسی و امنیتی آمریکایی، اتصال ریلی عربستان – ترکیه – سوریه – اردن را به عنوان یک پروژه ضد اسرائیلی میبینند و طبق معمول، نگران این هستند که گزندی به رژیم صهیونیستی نرسد.
این صرفاً یک مساله تهدید امنیتی نیست و در عین حال، تراشیدن یک رقیب بالفعل برای دالان اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا یا کریدور آیمِک (IMEC) یعنی همان گذرگاهی است که هندوستان، امارات، عربستان، اردن، اتحادیه اروپا و رژیم صهیونیستی، بارها درباره آن بحث کردهاند.
البته همه اندیشکدههای آمریکایی نگاه واحدی درباره این موضوع ندارند و به عنوان مثال، شورای آتلانتیک میگوید شبکهای از کریدورها میتواند در برابر اختلال در تنگههای استراتژیک خاورمیانه یک نوع پوشش ریسک ایجاد کند.
در تحلیل موسسه خلیج فارس نیز به این اشاره شده که برخلاف ادعا، راه آهن حجاز نمیتواند اهرمی برای کاستن از فشارهای مسیر دریایی منتهی به تنگه هرمز باشد.
درک این نکته، ما را با ضعف جدی در بعضی از روایتهای بیش از حد خوشبینانه ترکیهای روبرو میکند. راهآهن حجاز میتواند در صورت حل مشکلات و چالشهای مهمی که بدانها اشاره شد، یک مسیر مکمل و استراتژیک برای کاهش وابستگی بخشی از تجارت منطقه باشد، ولی تحت هیچ شرایطی نمیتواند به عنوان جایگزین مسیر تنگه هرمز معرفی شود.
انتهای پیام/