وقتی مسیر کربلا، انسان را به خودش نزدیک‌تر می‌کند

به گزارش خبرگزاری تسنیم، گاهی سفرها فقط برای رسیدن به مقصد نیستند. بعضی مسیرها انسان را در میانه راه متوقف می‌کنند تا دوباره خودش، نگاهش و معنای زندگی را مرور کند. برای من، اربعین یکی از همین سفرهاست. سفری که هر قدم آن، تصویری تازه از عشق، همدلی و انسانیت پیش روی آدم قرار می‌دهد.

وقتی راهی کربلا می‌شوی، از همان لحظه‌ای که به مرزهای شلمچه و چذابه نزدیک می‌شوی، احساس می‌کنی وارد فضایی متفاوت شده‌ای. اینجا دیگر فقط یک مسیر عبور نیست. جایی است که دل‌های بی‌شمار، با یک هدف مشترک کنار هم قرار گرفته‌اند. در میان جمعیت زائران، پیرمردی را می‌بینی که با وجود سختی راه قدم برمی‌دارد، کودکی که با شوق پرچم کوچکی در دست گرفته و جوانی که خستگی را فراموش کرده تا همراه دیگران این مسیر را ادامه دهد.

اما آنچه بیش از هر چیز در این مسیر به چشم می‌آید، روایت مردمانی است که خود را وقف خدمت کرده‌اند. در مسیر اربعین، آدم‌هایی را می‌بینی که شاید نامشان هیچ‌گاه در جایی ثبت نشود اما حضورشان بخش مهمی از این حماسه بزرگ است.

اینجا هر انسان، بخشی از یک روایت بزرگ است. روایتی که گاهی با یک لیوان آب برای زائری خسته آغاز می‌شود، با سفره‌ای ساده اما پر از محبت ادامه پیدا می‌کند و در ایستادگی خادمانی به اوج می‌رسد که ساعت‌ها زیر آفتاب می‌ایستند تا عشق را در قامت خدمت به نمایش بگذارند.

در این مسیر، مرز میان زائر و خادم گاهی از بین می‌رود. کسی که امروز به زائری آب می‌دهد، خودش فردا ممکن است در مسیر دیگری نیازمند محبت دیگری باشد. همین چرخه زیبای بخشش و مهربانی است که اربعین را به تجربه‌ای متفاوت تبدیل کرده است؛ تجربه‌ای که در آن انسان‌ها پیش از آنکه یکدیگر را با نام و جایگاهشان بشناسند، با قلب‌هایشان به هم نزدیک می‌شوند.

به عنوان کسی که سال‌ها در فضای تولید و کارآفرینی فعالیت کرده‌ام، همیشه باور داشته‌ام که مهم‌ترین سرمایه هر جامعه، انسان‌های آن جامعه هستند. کارخانه‌ها، ساختمان‌ها و امکانات زمانی معنا پیدا می‌کنند که پشتوانه آنها انسان‌هایی باشند که روح همکاری، مسئولیت‌پذیری و همدلی را زنده نگه می‌دارند. آنچه در مسیر اربعین دیده می‌شود، نمونه‌ای روشن از همین سرمایه انسانی است.

در این سفر، صحنه‌هایی می‌بینی که به سادگی از ذهن پاک نمی‌شوند. خادمی که با وجود خستگی لبخند می‌زند، خانواده‌ای که بخشی از دارایی خود را برای پذیرایی از زائران اختصاص داده، جوانی که ساعت‌ها در گرما خدمت می‌کند و پیرزنی که با تمام توان، برای زائران امام حسین(ع) قدمی برمی‌دارد. این‌ها تصویرهایی هستند که معنای واقعی بزرگی انسان را نشان می‌دهند.

شلمچه و چذابه فقط دو نقطه روی نقشه نیستند. اینجا جایی است که مرزهای جغرافیا کم‌رنگ می‌شوند و دل‌ها به یکدیگر نزدیک‌تر می‌شوند. انسان‌هایی از فرهنگ‌ها و شهرهای مختلف، در یک مسیر مشترک قرار می‌گیرند و تجربه‌ای از برادری و همدلی را رقم می‌زنند که کمتر می‌توان نمونه‌ای برای آن یافت.

اربعین به ما یادآوری می‌کند که هنوز می‌توان به مهربانی، فداکاری و خدمت بی‌منت امیدوار بود. در روزگاری که بسیاری از روابط انسانی تحت تأثیر سرعت زندگی و دغدغه‌های روزمره قرار گرفته، این حرکت عظیم مردمی نشان می‌دهد محبت و ایثار همچنان زنده است.

کربلا برای بسیاری مقصد یک سفر است، اما برای کسانی که در این مسیر قدم می‌گذارند، آغاز یک نگاه تازه به زندگی است. آدم از این سفر برمی‌گردد، اما بخشی از آنچه دیده و احساس کرده، برای همیشه همراهش می‌ماند.

امیدوارم این فرهنگ ارزشمند، این روحیه همدلی و این خدمت خالصانه هر سال پررنگ‌تر شود و همه ما بتوانیم به اندازه توان خود، سهمی در زنده نگه داشتن این مسیر نورانی داشته باشیم. مسیری که بزرگ‌ترین درس آن، انسان بودن و انسان ماندن است.

یادداشت از: اسماعیل محمدپور، کارشناس و فعال اقتصادی

انتهای پیام/