سناریوها و راستی‌آزمایی نقشه راه غزه؛ مانور تاکتیکی یا توافق نهایی؟

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، توافقی که روز گذشته در مورد آتش بس غزه اعلام شد، با استقبال هیچ یک از طرفین روبرو نبود، اما نشان‌دهنده‌ی تغییری است که جنگ تحمیل کرده است.

ناظران معتقدند که در سایه خستگی مقاومت فلسطین و درد و رنج مردم غزه و همچنین در شرایطی که صهیونیست‌ها نتوانستند به طور کامل به اهداف اعلام شده خود برسند، به نظر می‌رسد این توافق بیشتر یک مانور سیاسی است تا یک توافق نهایی.

موضع ناقص و مبهم ترامپ درباره توافق غزه

در این زمینه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پیش از اعلام دستیابی به آنچه که «توافق تاریخی» توصیف کرد، منتظر حل و فصل مسائل معوقه در مذاکرات «مرحله‌ی دوم» توافق آتش‌بس در نوار غزه که در حال حاضر در قاهره در جریان است، نماند.

ترامپ در حالی که بر اساس توافق‌نامه بر «خلع سلاح کامل» حماس و سایر «گروه‌های مسلح» در نوار غزه تمرکز کرد و این گام را نقطه عطفی «محوری» در مسیر دستیابی به «صلح و امنیت پایدار برای اسرائیل و همسایگانش» دانست، به سایر عناصر نقشه راه که روند خلع سلاح را به عقب‌نشینی اسرائیل، استقرار «کمیته اداره غزه» و «نیروهای تثبیت بین‌المللی» و آغاز روند بازسازی مرتبط می‌کند، نپرداخت.

رئیس جمهور آمریکا گفت که این توافق‌نامه «گامی تعیین‌کننده به سوی یک دولت جدید فلسطینی است که کنترل نوار غزه را به دست می‌گیرد» و این دولت «با همکاری نزدیک با شورای صلح برای کمک به مردم فلسطین» کار خواهد کرد، در حالی که اسرائیل، «امنیتی را که می‌خواهد به دست خواهد آورد و غزه دیگر به عنوان پایگاهی برای حملات تروریستی استفاده نخواهد شد».

جزئیات نقشه راه برای تکمیل توافق غزه

در همین حال، نهاد موسوم به شورای صلح بیانیه‌ای طولانی منتشر کرد که مفاد نقشه راه را شرح می‌دهد و انتظار می‌رود در روزهای آینده امضا شود.

طبق این بیانیه، این نقشه راه بر اساس «ابتکار جامع صلح» ترامپ است که توسط قطعنامه 2803 (2025) شورای امنیت سازمان ملل متحد تأیید شده است. هدف این نقشه راه پایان دادن به جنگ، تضمین خروج کامل اسرائیل از نوار غزه، بازگرداندن وضعیت عادی، توانمندسازی حکومت فلسطین، تسهیل بازسازی، دستیابی به امنیت، بهبود و توسعه اقتصادی، احیای بخش‌های آسیب‌دیده و «تسهیل آغاز یک فرآیند سیاسی معتبر منجر به خودمختاری و تشکیل کشور» است.

طبق مفاد منتشر شده توسط شورای صلح، اسرائیل باید ظرف 14 روز از تصویب توافقنامه - که مهمترین آنها توقف عملیات نظامی است - به تمام تعهدات باقی‌مانده خود عمل کند تا برای ورود به «مرحله دوم» توافقنامه آماده شود.

این مرحله شامل ورود «کمیته ملی اداره غزه» و تشکیل یک کمیته بین‌المللی برای تأیید اجرای فرآیند خلع سلاح است. این کمیته شامل نمایندگانی از شورای صلح، کشورهای ضامن، میانجی‌ها و نیروی بین‌المللی تثبیت‌کننده خواهد بود.

این طرح همچنین تصریح می‌کند که گذار از یک مرحله به مرحله بعدی منوط به انجام تعهدات مشخص شده در هر مرحله و تأیید آنها توسط کمیته بین‌المللی است که از طریق یک مکانیسم نظارتی پیشرفته بر اجرای توافق نظارت خواهد کرد.

در عوض، حماس و گروه‌های مقاومت متعهد می‌شوند که تمام مسئولیت‌های مدنی و امنیتی در نوار غزه را به کمیته اداره غزه واگذار کنند. این کمیته به نوبه خود، نهادهای مدنی را مدیریت خواهد کرد، از جمله اطمینان از اینکه با همه کارمندان دولت به صورت قانونی، عادلانه و با احترام در مورد حقوقشان رفتار می‌شود.

این فرآیند شامل حفظ برخی از کارمندان در چارچوب کمیته، خاتمه خدمت برخی دیگر و بازنشستگی برخی دیگر، در عین حال تضمین حقوق مالی و حقوق بازنشستگی آنها مطابق با قانون فلسطین خواهد بود.

مفاد مبهم درباره سرنوشت سلاح مقاومت

اما موضوع سلاح‌های مقاومت همچنان حساس‌ترین بند این توافق است که پس از آن مطرح شد که گروه‌های فلسطینی اخیراً در مورد مصادره سلاح‌ها بدون خلع سلاح آنها انعطاف‌پذیری نشان دادند. بر این اساس، فرآیند جمع‌آوری سلاح‌ها باید از طریق یک تصمیم ملی و توسط یک نهاد فلسطینی انجام شود، نه توسط اشغالگران.

طبق فرمول پیشنهادی، سلاح‌ها به سنگین و انفرادی طبقه‌بندی شدند و «مرحله اول» به فهرست‌بندی و جمع‌آوری سلاح‌های سنگین محدود شد.

در حالی که نه گروه‌های فلسطینی و نه میانجی‌های بین‌المللی تعریفی از اصطلاح سلاح «سنگین» ارائه نکردند، مطمئناً به سلاح‌های انفرادی یا سلاح‌های مورد استفاده برای دفاع از خود نیز اشاره نمی‌کنند.

قرار است روند فهرست‌بندی سلاح‌ها 14 روز پس از ورود «کمیته اداره غزه» آغاز شود و منوط به خروج نیروهای اشغالگر از مناطقی است که در نوار غزه اشغال کرده‌اند و به «خط زرد» معروف است.

راستی‌آزمایی و امکان‌سنجی اجرای توافق

اما انتشار مفاد این توافق در رسانه‌های عبری با موجی از تمسخر و تردید همراه بود و تاکید کردند که امکان اجرای شرایط اعلام شده وجود ندارد.

در این میان واکنش فلسطینی‌ها هم مملو از تردید بود و به عنوان مثال جنبش جهاد اسلامی در بیانیه‌ای کوتاه تاکید کرد که این توافق «نادقیق است و ما در مورد شکل فعلی آن ملاحظاتی داریم».

جنبش حماس هم به نوبه خود اعلام کرد که اجرای واقعی این توافق، با تعهد اشغالگران به توقف کشتار و پایان دادن به حملاتشان به نوار غزه آغاز می‌شود. این گام، اولین شرط برای اجرای توافقات، از جمله ایجاد چارچوب اجرایی و جدول زمانی برای مفاد آن است.

این جنبش تاکید کرد که حرکت به سمت «مرحله دوم» همچنان منوط به تعهد کامل اسرائیل به اجرای تمام مفاد «مرحله اول» است.

در مورد مسئله سلاح، حماس تصریح کرد که «گنجاندن سلاح‌های سنگین در این توافق، به توقف کامل همه اشکال تجاوز، خروج از نوار غزه، بهبودی زودهنگام اوضاع غزه، ورود کمیته اداری، استقرار نیروهای بین‌المللی، انحلال گروه‌های مسلح و شبه‌نظامیان مزدور تشکیل شده توسط اشغالگران، بازسازی، تضمین حق تعیین سرنوشت، تأسیس یک کشور مستقل فلسطینی و حمایت از حقوق شهروندان مرتبط و مشروط بوده است.

چرایی واکنش منفی صهیونیست‌ها به نقشه راه تکمیل توافق آتش‌بس

با وجود انعطاف پذیری بالایی که گروه‌های مقاومت در این توافقنامه نشان دادند اما مفاد آن باز هم با واکنش منفی صهیونیست‌ها همراه بود و آنها تاکید کردند که چنین توافقی قابل اجرا نیست و صرفاً برای مانور و تبلیغات سیاسی در آستانه انتخابات اسرائیل منعقد شده است.

در این زمینه گادی آیزنکوت، رئیس سابق ستاد ارتش صهیونیستی و از اعضای برجسته کنست گفت که هرگونه توافق پیش بینی شده در معرض یک آزمون بزرگ قرار خواهد گرفت و با میزان دستیابی به اهداف جنگ سنجیده می‌شود؛ یعنی نابودی حماس یا از بین بردن کامل قدرت نظامی و سیاسی آن و هر نتیجه‌ای کمتر از این به معنای شکست اسرائیل است.

او همچنین از کابینه بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اشغالگر به دلیل عدم ارائه جزئیات توافق مذکور انتقاد و این سوال را مطرح کرد که آیا اسرائیل در شرایط کنونی مجبور به پذیرش این توافق شده است. ایتمار بن گویر، وزیر فاشیست امنیت داخلی رژیم صهیونیستی هم به نوبه خود مفاد این توافق را رد کرده و آن را کاملاً غیرقابل قبول دانست.

به موازات این مواضع سیاسی، موجی از تمسخر و تردید در رسانه‌های عبری در مورد امکان اجرای شرایط اعلام شده، به راه افتاد. آریه الداد، روزنامه نگار صهیونیست با کنایه گفت «تبریک! صلح جدیدی به سرزمین ما رسیده است. چه شادی بزرگی! حتی ممکن است امروز به یک ضیافت جشن بروم».

ران کافمن، دیگر روزنامه نگار و تحلیلگر صهیونیست هم با لحنی تمسخرآمیز در این زمینه گفت: آیا قرار است حماس ما را برای بازدید از همه تونل‌هایش ببرد و سلاح‌های خود را به ما نشان دهد. محتمل‌ترین سناریو این است که حماس یک کامیون حاوی 372 تفنگ کلاشینکف تحویل خواهد داد که آنها هم در یک انبار می‌مانند، در انبار قفل می‌شود و کلید آن در دست نماینده‌ای از شورای صلح قرار می‌گیرد.

در بحبوحه این انتقادات، نتانیاهو سکوت کرده و واکنش رسمی نداشته است، اما یک منبع سیاسی در دفتر او گفت که «بدون برچیدن واقعی سلاح‌های حماس، هیچ عقب‌نشینی ارتش اسرائیل از خط زرد فعلی وجود نخواهد داشت».

مانور تاکتیکی برای بقای مقاومت فلسطین

در حالی که به نظر نمی‌رسد این توافق که بسیاری از مردم غزه آن را نویدبخش پایان جنگ نسل‌کشی تقریباً سه ساله می‌دانند، از دیدگاه واقع‌بینانه و سیاسی مورد استقبال هیچ یک از طرفین قرار گیرد، از منظر واقع‌بینانه و سیاسی، چیزی بیش از یک مانور ظریف از سوی مقاومت نیست، مانوری که حتی اسرائیلی‌ها را نیز شگفت‌زده کرده است.

در اینجا شاید بتوان این مانور را با محدودیت‌های واقعیت ایجاد شده توسط جنگ توضیح داد، که امکان توسل به مقاومت به شکل معمول خود را به دلایل مختلفی تضعیف کرده است، از جمله:

- تشدید درد و رنج مردم غزه در سایه ادامه تجاوزات و محاصره ظالمانه رژیم صهیونیستی علیه این باریکه، به طوری که هر اقدام جدیدی از سوی مقاومت، با گسترش جنگ نسل کشی توسط دشمن صهیونیستی همراه خواهد بود که وضعیت فلسطینی‌ها را در غزه بدتر می‌کند.

-فقدان شرایط و محیطی که جنبش مقاومت را در شکل قبلی خود در 18 سال گذشته ایجاد کرد، که مهمترین آنها خروج اسرائیل از غزه، کنترل حماس بر نوار غزه و دستیابی آن به منابع اقتصادی، دستگاه امنیتی و دارایی‌های عمومی بود که به آن اجازه داد مقاومتی را با ترکیب مدل‌های سازمان‌یافته و ترکیبی با یک ساختار سلسله مراتبی منسجم ایجاد کند.

-فقدان عمق جغرافیایی امن برای عملیات‌های سنتی مقاومت. در شرایط کنونی با توجه به اشغال 70 درصد مساحت نوار غزه توسط رژیم صهیونیستی و تجمع اهالی غزه در کمتر از 30 درصد مساحت این باریکه، امکان انجام مانور میدانی و عملیات‌های نظامی توسط مقاومت محدود می‌شود و عمق مانور لازم برای عملیات‌های دفاعی یا تهاجمی در چنین شرایطی قابل دسترسی نیست.

بنابراین در اوضاع کنونی، مقاومت از تاکتیک‌ها و راهبردهای ظریفی برای مدیریت شرایط و بقای خود استفاده می‌کند. در این زمینه برخی معتقدند که سلاح‌ها در غزه امروز نقشی نمادین دارند که با مشروعیت مقاومت و هویت طرف پیروز و شکست‌خورده مرتبط است و نه چیزی بیشتر.

ناظران همچنین معتقدند که مقاومت اکنون ‌می‌خواهد از سلاح به شیوه‌ای معکوس استفاده کند و هدف آن اخراج اشغالگران صهیونیست از غزه، توقف جنگ، بازسازی غزه و تضمین حقوق کارمندان و از همه مهم‌تر، جلوگیری از بازگشت به چرخه نسل‌کشی است.

این چیزی است که باسم نعیم، از رهبران ارشد جنبش حماس نیز بر آن تاکید کرد و گفت: آنچه به دست آمده هدف نهایی مقاومت نیست، بلکه «فاصله بین جلوگیری از بازگشت به جنگ و حفظ پروژه استراتژیک ما» است.

اما در مورد صهیونیست‌ها، نتانیاهو که در محاصره انواع بحران‌های داخلی و خارجی قرار دارد، آخرین کسی است که چنین توافقی را می‌خواست و این توافق به هیچ وجه نمی‌تواند روایت او را در مورد پیروزی مطلق تایید کند؛ زیرا اشغال کامل غزه، آواره کردن مردم این باریکه به خارج از آن، نابودی کامل حماس در سطح سیاسی و نظامی و تضمین امنیت برای شهرک‌های اطراف غزه، از جمله برجسته‌ترین اهداف اعلام شده او بود که محقق نگشت و هر چیزی کمتر از رسیدن به این اهداف، به معنای شکست برای اوست.

بنابراین، به نظر می‌رسد نتانیاهو روی یافتن روزنه ای در عدم پایبندی حماس به مفاد توافق شرط بندی کرده است تا بتواند بار دیگر آن را از ماهیت خود تهی کرده و مجدداً به جنگ برگردد.

انتهای پیام/