از میدان نبرد تا میدان حکمرانی
- اخبار استانها
- اخبار خراسان رضوی
- 08 مرداد 1405 - 06:27
به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد، تحولات سالهای اخیر نشان داده است که الگوی مواجهه قدرتهای سلطهگر با ملتهای مستقل،دستخوش تغییرات جدی شده است.اگر در گذشته،جنگها با اشغال سرزمینها،درگیریهای فرسایشی و پیشروی تدریجی آغاز میشد،امروز راهبردی متفاوت در دستور کار جریان امپریالیسم،بهویژه آمریکا،قرار گرفته است؛راهبردی که از آن بعنوان «سرزنی»یاد می شود.در این الگو،هدف اصلی نه درگیرشدن در جنگی طولانی،بلکه واردکردن ضربهای ناگهانی به رأس ساختار سیاسی و مدیریتی کشورهاست.طراحان این راهبرد میکوشند با حذف یا تضعیف مرکز فرماندهی،کل نظام تصمیمگیری را دچار اختلال کنند و پیش از آنکه فرصت سازماندهی فراهم شود،کشور را با بحران داخلی مواجه سازند.
این تغییر راهبرد،نشان میدهد که امنیت ملی دیگر صرفاً به تجهیزات نظامی وابسته نیست،بلکه استحکام ساختار حکمرانی،انسجام مدیریتی، سرعت تصمیمگیری و آمادگی نهادهای مختلف،به همان اندازه در حفظ امنیت کشور نقشآفرین هستند.از اینرو،هرگونه غفلت از تقویت این مؤلفهها،میتواند زمینه موفقیت چنین سناریوهایی را فراهم کند.
در کنار این مسئله،نباید از نقش سکوت جامعه جهانی در شکلگیری بحرانهای امروز غافل شد.تجربه ونزوئلا نشان داد که بیعملی نهادهای بینالمللی و سکوت مدعیان حقوق بشر،نهتنها مانع توسعه رفتارهای مداخلهجویانه نشد،بلکه به گسترش آن نیز انجامید.وقتی تجاوز،تحریم،فشار سیاسی یا تهدید علیه یک ملت با واکنشی جدی روبهرو نمیشود،طبیعی است که طراحان آن،گامهای بعدی را با جسارت بیشتری بردارند.سکوت در برابر قانونشکنی،خود به عاملی برای تولید ناامنی تبدیل میشود و هزینه رفتارهای غیرقانونی را کاهش میدهد.
از همین منظر،پاسخ به اقدامات خصمانه آمریکا و متحدانش را نباید صرفاً یک واکنش احساسی تلقی کرد.هر اقدامی که بتواند هزینه رفتارهای تجاوزکارانه را افزایش دهد،در واقع به حفظ امنیت منطقه و اصلاح مناسبات ناعادلانه در نظام بینالملل کمک میکند.در روابط بینالملل، بازدارندگی زمانی شکل میگیرد که طرف مقابل اطمینان پیدا کند هزینه اقدام او،بیش از منافع احتمالی آن خواهد بود،اگر این معادله برهم بخورد،زمینه برای تکرار تجاوز و افزایش بیثباتی فراهم میشود.
ازاینرو،مهمترین راهکار ایجاد بازدارندگی،افزایش هزینه رفتارهای غلط دشمن است.این هزینه،فقط نظامی نیست؛بلکه ابعاد سیاسی، اقتصادی، امنیتی،حقوقی و رسانهای را نیز دربرمیگیرد.در کنار توان دفاعی،کنشگری فعال،هوشمند و مقتدرانه مسئولان در عرصه سیاست خارجی،نقشی تعیینکننده در شکلگیری این بازدارندگی دارد.دیپلماسی زمانی اثرگذار خواهد بود که از موضع اقتدار سخن بگوید،نه از موضع انفعال.تجربههای تاریخی نیز نشان داده است که کشورهایی توانستهاند امنیت پایدار خود را حفظ کنند که میان قدرت میدانی و عقلانیت سیاسی،توازن برقرار کردهاند.
اما هیچ راهبرد امنیتی،بدون حضور مردم به نتیجه نخواهد رسید، یکی از مهمترین عوامل پیروزی ملتها در جنگهای بزرگ،تابآوری اجتماعی است.دشمنان،پیش از آنکه بهدنبال شکست نظامی باشند،درپی فرسایش روحیه عمومی،ایجاد ناامیدی و ازبینبردن انسجام ملی هستند.اگر جامعه بتواند در برابر فشارهای اقتصادی،عملیات روانی و جنگ رسانهای ایستادگی کند،بخش مهمی از اهداف دشمن از همان ابتدا ناکام خواهد ماند.ازاینرو،تقویت سرمایه اجتماعی،اعتماد عمومی و همبستگی ملی،نه یک مسئله صرفاً فرهنگی،بلکه یکی از ارکان امنیت ملی محسوب میشود.
در این میان،مفهوم صبر نیز نیازمند بازخوانی است.صبر،آنگونه که آقای شهیدمان تبیین کردند،بهمعنای سکون،انفعال یا چشمپوشی از ظلم نیست؛بلکه بهمعنای مقاومت آگاهانه و استمرار ایستادگی در برابر ظالم است.چنین صبری،زمینهساز حفظ عزت،استقلال و کرامت یک ملت خواهد بود و اجازه نمیدهد فشارها،اراده جامعه را در هم بشکند.این نگاه،صبر را از یک مفهوم صرفاً فردی،به راهبردی اجتماعی و تمدنی تبدیل میکند.
امروز بیش از هر زمان دیگری،ضرورت دارد که نگاه خود را به امنیت و بازدارندگی از چارچوبهای صرفاً نظامی فراتر ببریم.بازدارندگی واقعی، محصول تلفیق قدرت دفاعی،حکمرانی کارآمد،دیپلماسی فعال،تابآوری مردم،سرمایه اجتماعی و اراده ملی است.ملتی که این مؤلفهها را همزمان در اختیار داشته باشد،نهتنها از تهدیدها عبور خواهد کرد،بلکه میتواند قواعد ناعادلانه حاکم بر روابط بینالملل را نیز به چالش بکشد.در چنین شرایطی،اقتدار صرفاً در میدان نبرد معنا پیدا نمیکند،بلکه در توان یک ملت برای حفظ استقلال،ایستادگی بر اصول و دفاع عقلانی از حقوق خود متجلی میشود.
یادداشت از سینا یوسفیان، دانشجوی رشته علوم اجتماعی دانشگاه علوم اسلامی رضوی مشهد
انتهای پیام/282