چرا دیپلماسی بی‌عقبه اقتصادی عقیم است؟

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، احسان کریم‌پور پژوهشگر ارشد اقتصاد سیاسی در گفت­وگویی اختصاصی بر بدعهدی‌های مکرر آمریکا و نادیده گرفتن توافقات بین‌المللی تاکید کرد.

وی در ادامه افزود: در ادبیات کلاسیک علوم سیاسی، بازدارندگی را غالباً با تحرکات تسلیحاتی، موازنه وحشت و تسلط بر جغرافیا تعریف می‌کردند، اما در جهان بی‌قاعده امروز، جنگ‌افزار تنها ابزار نبرد نیست، بلکه ارز، زنجیره تامین، انرژی و سفره مردم خود مبدل به میدان نبرد مستقیم شده‌اند.

این پژوهشگر ارشد اقتصاد سیاسی اظهار داشت: تاب‌آوری مادی و استقلال اقتصادی دقیقاً عمق استراتژیک پشتیبانی نبرد محسوب می‌شوند، و فرمانده نظامی در میدان تنها به اندازه ذخایر پشت جبهه‌اش امکان مانور و شجاعت محاسباتی دارد. اگر یک نظام سیاسی دارای پیشرفته‌ترین سامانه‌های موشکی باشد، اما شریان‌های اصلی تامین مالی، تولید و توزیع کالاهای اساسی‌اش به اراده یا ابزارهای دشمن متصل باشد، بازدارندگی او تصنعی و شکنندگی آن حتمی است.

کریم­پور در ادامه خاطر نشان­ کرد: شکنندگی اقتصادی دقیقاً نقطه‌ای است که دشمن در آن آستین محاسباتی خود را بالا می‌زند. آمریکا در تمام دهه‌های گذشته، به‌ویژه در تجربیات متعدد بدعهدی‌اش، استراتژی روشن افزایش هزینه ایستادگی از طریق فشار اقتصادی بر توده‌ها را دنبال کرده تا تصمیم‌گیران سیاسی دچار خلع سلاح محاسباتی شوند. هنگامی که اقتصاد کشور شکننده باشد، سیگنالی که به اتاق‌های فکر واشنگتن مخابره می‌شود، این است که این کشور در برابر شوک‌های بیرونی آستانه تحمل پایینی دارد، پس باید فشار را مضاعف کرد تا در میدان نظامی و سیاسی نیز عقب بنشیند. از این­رو، شکنندگی اقتصادی نه‌تنها دست دستگاه دیپلماسی و فرماندهان نظامی را در اتخاذ مواضع قاطع می‌بندد، بلکه دشمن را مجاب می‌کند که تهدیداتش کارسازتر خواهند بود.

وی در  پاسخ به پرسشی درباره نحوه ایجاد توازن میان هزینه‌های سنگین بازدارندگی نظامی و ضرورت حفظ رفاه عمومی، به افشاگری درباره دوگانه ساختگی دشمن پرداخت و اظهار داشت: دشمن همواره یک دوگانه مجعول و مخرب تحت عنوان معیشت یا تسلیحات می‌سازد، و هدفی که امپریالیسم خبری و اقتصادی آمریکا دنبال می‌کند این است که به جامعه القا کند هزینه‌های دفاعی و بازدارندگی، سارق رفاه روزمره مردم هستند، در حالی که بدون امنیت سخت، هیچ سرمایه‌گذاری، تولید و رفاهی امکان‌پذیر نیست.

این کارشناس ارشد مسائل اقتصادی برای حل ساختاری این چالش به سه الزام اساسی اشاره کرد و افزود: در قدم اول باید صنایع دفاعی با بخش مدنی پیوند بخورند، چرا که در مدل‌های موفق اقتصاد مقاومتی، بودجه‌های دفاعی نباید تبدیل به هزینه‌های یک‌طرفه شوند، بلکه سرریز فناوری‌های پیشرفته نظامی در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، متالورژی و الکترونیک باید وارد سرشاخه‌های تولید مدنی و صنعتی شود تا هزینه دفاعی به موتور محرک رشد اقتصادی تبدیل گردد.

کریم­پور الزام دوم را اصلاح ساختارهای فسادزا و بازتوزیع عادلانه ثروت دانست و تاکید کرد: فرسایش معیشتی جامعه الزاماً حاصل بودجه نظامی نیست، بلکه بخش اعظم آن حاصل رانت‌های ساختاری، ناترازی‌های شدید بانکی، فرار مالیاتی ذی‌نفعان و عدم حکمرانی بر ریال است. وقتی دولت توانایی مهار رانت و هدایت نقدینگی به سمت تولید را نداشته باشد، کوچک‌ترین شوک تحریمی، معیشت دهک‌های پایین را آسیب‌پذیر می‌سازد.

وی سومین الزام را شفافیت محاسباتی و تبیین معاهده امنیت-معیشت برای مردم برشمرد و تصریح ­کرد:  افکار عمومی باید درک کند هزینه برای بازدارندگی، دقیقاً بیمه‌نامه رفاه اقتصادی است، چراکه اگر بازدارندگی نظامی افت کند، نخستین قربانی آن امنیت سرمایه‌گذاری و ثبات زیرساخت‌های اقتصادی کشور خواهد بود.

این پژوهشگر اقتصاد سیاسی در بخش دیگری از این مصاحبه به بررسی ابعاد جنگ ترکیبی دشمن و تاثیر آن بر انتظارات تورمی پرداخت و خاطرنشان کرد: امروز لزومی ندارد دشمن یک پالایشگاه واقعی را هدف قرار دهد، بلکه کافی است با شایعه‌سازی، وایرال کردن اخبار جعلی جنگی و ایجاد انتظارات تورمی، مارپیچ ناامنی روانی در بازار ارز و کالاهای اساسی ایجاد کند تا مردم برای حفظ ارزش دارایی‌های خود به سمت بازارهای غیرمولد هجوم ببرند.

کریم‌پور برای جداسازی و ایزوله‌سازی ثبات ذهنی جامعه از شوک‌های روانی، سه راهکار ساختاری عملیاتی را تشریح کرد: نخستین راهکار، دلارزدایی واقعی از معیشت مردم است، تا زمانی که قیمت کالاهای حیاتی در داخل کشور به نوسانات کانال‌های غیررسمی ارز گره خورده باشد، جامعه آسیب‌پذیر خواهد بود. در مدل‌های موفق اقتصاد مقاومتی، زنجیره تامین کالاهای اساسی کاملاً از نوسانات ارز خارجی مستقل می‌شود تا با ایجاد یک لنگرگاه ذهنی، شوک‌های روانی خنثی شوند. گام دوم حکمرانی بر ریال و مقابله با اخلال‌گران اقتصادی است؛ همان‌طور که با عوامل ترور نظامی برخورد می‌شود، باید با شبکه‌هایی که در بزنگاه‌های حساس با ایجاد قیمت‌های کاذب و احتکار، لایه روانی جامعه را ویران می‌کنند برخورد قاطع صورت گیرد.

وی گام سوم را مدیریت هوشمندانه روایت‌ها و شفافیت آرامش‌بخش دانست و تصریح کرد: اخبار جنگی نباید جامعه را منفعل کند، بلکه تبیین دقیق ماهیت جهان بی‌قاعده و بی‌اعتباری مذاکره با دشمن بدعهد، باید به یک فهم عمومی تبدیل شود تا جامعه در برابر شوک‌های روانی ایزوله گردد.

کریم‌پور با آسیب‌شناسی ایده گره زدن مشکلات اقتصادی به مذاکره با آمریکا، اظهار داشت: بزرگ‌ترین خسارت این تفکر، شرطی‌سازی اقتصاد است. هنگامی که اقتصاد کشور در حالت تعلیق و انتظار برای تصمیمات طرف غربی نگه داشته شود، اولین اتفاقی که می‌افتد فرار سرمایه‌گذاری بلندمدت و تعطیلی برنامه‌ریزی‌های ساختاری در داخل است.

وی با یادآوری بدعهدی‌های مکرر طرف آمریکایی تاکید کرد: آمریکا یک کنشگر بدعهد و متجاوز در جهان بی‌قاعده است. هر بار که جمهوری اسلامی ایران از در حسن نیت وارد مسیر گفتگو شد، طرف آمریکایی نه‌تنها تعهداتش را نپذیرفت، بلکه عقب‌نشینی ایران را نشانه‌ای از کارساز بودن فشارها تفسیر کرد. از منظر اقتصاد سیاسی، وقتی دشمن احساس کند تحریم‌ها کشور را به پای میز مذاکره کشانده، منطق سلطه‌گرانه او حکم می‌کند که تحریم‌ها را برندارد تا بتواند در حوزه‌های دفاعی و منطقه‌ای نیز امتیازگیری کند.

کریم‌پور در نهایت خاطرنشان کرد: تنها راه بازدارندگی واقعی، بی‌اثر کردن ابزار تحریم از طریق قوی شدن در داخل، توسعه تجارت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مستقل از دلار و تکیه بر ظرفیت‌های بومی است. اگر دشمن ببیند که ساختار اقتصادی ایران در برابر شوک‌ها مقاوم است، ناچار خواهد شد از ابزار تحریم عقب‌نشینی کند؛ چراکه بازدارندگی اقتصادی، شرط لازم برای حفظ بازدارندگی نظامی و تنها ضمانت بقا و عزت در دنیای بی‌قاعده امروز است.

انتهای پیام/