شهید جدید در رأس حماس

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، احمد الکومی، نویسنده و تحلیلگر فلسطینی در یادداشتی نوشت: جنبش حماس با انتخاب خلیل الحیه به‌عنوان رئیس دفتر سیاسی خود و جانشین شهید یحیی السنوار، بار دیگر اعتماد خود را به مذاکره‌کننده‌اش نشان داد؛ انتخابی که در قالب انتخاباتی استثنایی، به‌روشنی هویت، ساختار سازمانی و نظام شورایی این جنبش و از همه مهم‌تر، انسجام آن را به نمایش گذاشت.

اصرار حماس بر برگزاری این انتخابات، با وجود فرسایش رهبری، ادامه سلسله ترورهایی که رهبرانش در داخل و خارج با آن روبه‌رو هستند، و نیز پیچیدگی‌ها و پرسش‌های حساس این مرحله، نشان‌دهنده نگاه این جنبش به آینده رویارویی با دشمن است.

نکته دیگر آنکه با وجود همه جنگ نابودی و تعقیب و فشاری که بر حماس وارد شده، این جنبش همچنان یک سازمان بزرگ، فعال و اثرگذار فلسطینی است و حتی در اوج ضعف خود نیز از نگاه دشمن، خطری جدی به شمار می‌رود. از همین رو، نمی‌تواند بدون یک رهبر مرکزی باقی بماند؛ رهبری که هدایت این نهاد را بر عهده گیرد و استمرار و حضور آن را حفظ کند.

آنچه حماس طی 39 سال تجربه کرده بود، در سه سال جنگ، نسل‌کشی و مرگ فشرده شد؛ جنگی که اسرائیل در آن از حدود 51 کشور سلاح دریافت کرد تا به زعم خود پرونده این سازمان را که چنین آشوبی در جهان پدید آورده بود، ببندد.

آغاز این نبرد غافلگیرکننده بود، اما پایان آن از این هم تکان‌دهنده‌تر شد.

 

حماس در نبردی تاریخی جنگید که برای آن به‌خوبی آماده شده بود؛ هرچند شدت و خشونت آن بسیار فراتر از برآوردهایش بود. این جنبش ایستادگی کرد، مذاکره کرد، خون داد، پیش رفت، عقب نشست و گاه ناچار به انعطاف شد، اما همچنان با اراده‌ای استوار، همچون درخت زیتونی کهنسال، پابرجا ماند.

حماس دری را به روی طوفان گشود که دیگر هیچ‌کس قادر به بستن آن نخواهد بود.

از این رو، خلیل الحیه نیز خوش‌اقبال‌تر از رهبران تاریخی این جنبش نخواهد بود؛ رهبرانی که حماس را از مسیرهای دشوار تعقیب، بازداشت، تبعید و ترور عبور دادند تا سرانجام جان خود را از دست دادند.

حماس پس از هفتم اکتبر دیگر همان حماس پیش از آن نیست و مسئولیتی که در انتظار الحیه است، فراتر از اداره یک سازمان و به بزرگی یک آرمان ملی است.

الحیه از دل غبار این مرحله، به‌عنوان یک رهبر و نماد فلسطینی از محله الشجاعیه در شرق شهر غزه برخاسته است؛ محله‌ای که زخم جنگ‌های صلیبی، جنگ جهانی اول، بقایای سربازان متفقین، دو انتفاضه و یورش‌های اسرائیل را بر تن دارد؛ همان محله‌ای که ابو محمد الجعبری و ام‌نضال فرحات را نیز پرورش داده است.

او مذاکرات مربوط به جنگ را در یکی از تاریک‌ترین و دشوارترین دوره‌های تاریخ فلسطین، در فضایی آکنده از سستی، همدستی و بزرگ‌ترین آزمون سختی که حماس با آن روبه‌رو شد، هدایت کرد.

الحیه در حالی وارد جایگاه جدید خود می‌شود که همچون سربازی بازگشته از میدان نبرد، خسته و فرسوده است؛ اما همچنان با قامتی استوار، مانند پرچمی برافراشته، پس از سال‌ها رویارویی با دشواری‌ها و در برابر شدیدترین فشارهای سیاسی عربی و بین‌المللی که حماس در طول تاریخ خود تجربه کرده است.

الحیه اکنون با آزمونی بزرگ‌تر روبه‌روست؛ اینکه چگونه میان پایداری و انعطاف تعادل برقرار کند، جنبش را در میانه میدان مین بی‌پایان هدایت کند، با شرایط تازه‌ای که منطقه هرگز مانند آن را تجربه نکرده و با محورهای جدیدی که دیگر در آن بازی بر روی دو جبهه ممکن نیست، تصمیم‌های حماس و ائتلاف‌های آن را از آزمونی تاریخی عبور دهد.

او در چه زمانی پا به این میدان گذاشته تا برخلاف چنین جریان سهمگینی شنا کند؟

به باور نویسنده، قرار نبود الحیه در حالی که درباره جنگ نابودی مردم و مقاومت فلسطین مذاکره می‌کرد، زنده بماند. اکنون این پرسش مطرح است که آیا اسرائیل او را به‌عنوان رهبر عالی مأموریت حفظ مقاومت و زنده نگه داشتن روحیه مبارزان خواهد پذیرفت؟

الحیه به‌خوبی از مسئولیت‌های این جایگاه آگاه است و نویسنده نیز معتقد است که او شایسته‌ترین فرد برای این مأموریت است.

از نگاه نویسنده، انتخاب وی پاسخی به نیازهای این مرحله بوده و سپردن رهبری مقاومت به او، تصمیمی سازمانی و شجاعانه است که با وجود زخم‌های عمیق غزه، همچنان این شهر را در جایگاه پیشگام و رهبر صحنه حفظ می‌کند؛ و همین، مهم‌ترین مسئولیت پیش روی اوست. «الحیه به‌خوبی از مسئولیت‌ها و الزامات این جایگاه و نقش، و نیز بهای سنگینی که برای آن پرداخته و بخش بزرگی از آن را خود متحمل شده است، آگاه است. در مقابل، ما نیز بر این باوریم که او شایسته‌ترین فرد برای انجام این مأموریت است.

انتخاب او، پاسخی به مقتضیات و نیازهای این مرحله بود و قرار گرفتنش در رأس تصمیم‌گیری مقاومت، تصمیمی سازمانی و شجاعانه به شمار می‌رود که به غزه زخمی و خونین، نشان افتخاری برای صبر، پایداری و ایستادگی بزرگش می‌بخشد. همچنین این انتخاب، پیامی است که دشمن پیش از دوست آن را درک می‌کند: تا غزه باقی بماند، همه باقی خواهند ماند.»

انتهای پیام/