اندیشه اقتصادی امام خامنه‌ای | استقلال اقتصادی و منطق وزنه‌شدن در جهان

به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، مرکز مطالعات خبرگزاری تسنیم در سلسله یادداشت‌هایی به بازخوانی اندیشه اقتصادی شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای پرداخته است که در ادامه، نهمین شماره آن با عنوان «استقلال اقتصادی و منطق وزنه‌شدن در هندسه جهانی»  تقدیم نگاه مخاطبان محترم خبرگزاری تسنیم می‌شود.

در ادبیات سیاسی معاصر، همواره دوگانه «تعامل» و «استقلال» به‌گونه‌ای ترسیم شده است که گویی گزینش یکی، به ‌ناگزیر لزوم چشم‌پوشی از دیگری است. در این انگاره‌سازی، استقلال اقتصادی غالبا به انزوا، خودبسندگی بدوی و بریدن از شریان‌های جهانی تعبیر می‌شود و در مقابل، توسعه‌یافتگی تنها در سایه ادغام بی‌قیدوشرط در نظم مستقر معنا می‌یابد. با این حال، تأمل در منظومه اندیشه راهبردی شهید آیت‌الله خامنه‌ای، روایت دیگری را پیش چشم می‌نهد.
در این روایت، استقلال از انگاره‌ حصارکشی به دور مرزها فاصله می‌گیرد و در قامت «قدرت انتخابگری» و «خلق وزن راهبردی» در معادلات بین‌المللی تجلی می‌یابد. بر این پایه، اقتصاد ملی از پیله‌ انزوا خارج شده و در تراز کنشگری مقتدر و بازی‌ساز ظاهر می‌شود. بازیگری که به پشتوانه زیرساخت‌های بومی و توان تولید، حذف یا نادیده‌انگاری‌اش برای قطب‌های قدرت جهانی، هزینه‌بار و ممتنع است.

جوهر استقلال در ترازوی منافع ملی

استقلال در ساحت سیاست‌گذاری اقتصادی، پیش از آنکه یک انتخاب فنی باشد آرمانی است که حیات ملل را از گزند تحمیل‌های بیگانگان مصون می‌دارد. ملتی که نتواند بر سفره تولید خویش بنشیند، ناگزیر باید به ساز قدرت‌هایی برقصد که نبض معیشت او را در دست دارند. این واقعیت عریان، ریشه در فهمی دقیق از مناسبات قدرت در سطح بین‌المللی دارد. رهبر شهید انقلاب در تبیین این آرمان می‌فرمایند: «استقلال سیاسی، اقتصادی، فرهنگی؛ این یکی از آرمان‌ها است [برای] یک ملّت؛ که اگر چنانچه این وجود داشت -یعنی استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی که هرکدام یک فصل طولانی‌ای دارد- آن ملّت مجبور نمی‌شود که زورگویی و تحمیل را از زورگویان و زیاده‌خواهان عالم تحمّل کند. یکی از آرزوها استقلال است». (07/03/1397)

برخلاف تحلیل‌هایی که استقلال‌طلبی را به معنای عقب‌نشینی از بازارهای جهانی و تعاملات گسترده با ملل دیگر می‌دانند، این نگاه بر آن است که استقلال، پیش‌نیاز تعامل عزتمندانه و قدرت‌آفرین است. استقلال اقتصادی در این ساحت، بر قوام و بلوغ در لایه‌های تولید و فناوری استوار است. امری که کشور را در تراز مبادلات جهانی به یک «وزنه» راهبردی تبدیل می‌کند. با این رویکرد، نقش‌آفرینی به مثابه یک مهره مصرف‌کننده و منفعل، جای خود را به عاملیت مقتدرانه در صحنه بین‌الملل می‌دهد. زمانی که کشوری به این جایگاه دست یابد، محاصره و تحریم او به معنای آسیب‌دیدن خود نظام بین‌الملل خواهد بود و همین پیوند متقابل، صیانت‌بخش امنیت ملی است.

نقد ادغام در ماشین سرمایه‌داری

یکی از خطاهای رایج در تحلیل‌های اقتصادی دهه اخیر، خلط میان «تعامل جهانی» و «هضم‌شدن در هاضمه جهانی» است. جهانی‌شدن در ظاهر وعده باز شدن دروازه‌های ثروت را می‌دهد، اما اگر این روند بدون حفظ سررشته‌های تدبیر داخلی صورت گیرد، اقتصاد ملی را به قطعه‌ای کوچک و بی‌اختیار در ماشین بزرگ سرمایه‌داری تبدیل می‌کند. قطعه‌ای که هر زمان اراده مدیران ارشد ماشین اقتضا کند، تعویض یا حذف می‌شود. رهبر شهید با نگاهی آسیب‌شناسانه به این پدیده اشاره می‌کنند: «جهانی‌شدن، اسم خیلی قشنگی است و هر کشوری فکر می‌کند بازارهای جهانی به رویش باز می‌شود. اما جهانی‌شدن به معنای تبدیل‌شدن به یک پیچ‌ومهره‌ای در ماشین سرمایه‌داری غرب، نباید مورد قبول هیچ ملت مستقلی باشد. اگر قرار است جهانی‌شدن به معنای درست کلمه تحقق پیدا بکند، باید کشورها استقلال خودشان- استقلال اقتصادی و استقلال سیاسی- و قدرت تصمیم‌گیری خودشان را حفظ کنند؛ و الّا جهانی‌شدنی که ده‌ها سال پیش از طریق بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول و سازمان تجارت جهانی و امثال این‌ها- که همه ابزارهای آمریکائی و استکباری بودند- به وجود آمده، ارزشی ندارد. بنابراین، یک اصل مهم، مسئله‌ی استقلال است؛ که اگر این نباشد پیشرفت نیست، سرابِ پیشرفت است».  (27/02/1388)

ادغام بی‌ضابطه در این منطق، از دایره فرصت‌ها خارج است و وجهی جز خسارت راهبردی ندارد. از این جهت، رهبر شهید همواره تاکید داشتند که اقتصاد ایران نباید به گونه‌ای در نظم جهانی تعریف شود که تنها نقش تأمین‌کننده مواد خام یا بازار محصولات نهایی را ایفا کند. ادغام مطلوب، حضوری است که در آن لایه‌های پیچیده تولید و فناوری در کنترل نخبگان داخلی و شکلی از همکاری متقابل باشد.

درس‌های تلخ وابستگی در منطقه ما

تجربه تاریخی کشورهای همسایه و برخی قدرت‌های نوظهور آسیایی، آیینه تمام‌نمایی از مخاطرات اقتصاد وابسته است. کشورهایی که با تکیه بر درآمدهای سرشار نفتی، ویترینی از توسعه و مصرف‌گرایی ساخته‌اند، در حقیقت بر روی گسلی از بی‌ثباتی حرکت می‌کنند. این مدل از اداره کشور، که در آن کار و تولید بومی جای خود را به واردات انبوه می‌دهد، شاید در کوتاه‌ مدت رفاهی کاذب ایجاد کند، اما در ساحت سیاست خارجی، این کشورها را به بازیگرانی دنباله‌رو تبدیل می‌کند که فاقد اراده ملی برای تصمیم‌گیری‌های بزرگ هستند.

ایشان در تحلیلی دقیق از نسبت میان کار و استقلال می‌فرمایند: «استقلال یک کشور، وابسته‌ی به کار است. هیچ کشوری و هیچ ملتی با بیکارگی و تن‌پروری و بی‌اعتنائی به کار به جائی نخواهد رسید. ممکن است از یک بخش الهی یا غیر الهی - مثل نفتی، چیزی - درآمدی داشته باشند، زندگی را به حسب ظاهر خوش بگذرانند، محصولات خارجی بیاید فضای زندگی آن‌ها را پر کند؛ اما استقلال نخواهند داشت». (04/02/1387)

شاهد مثال تکان‌دهنده این مدعا، بحران مالی شرق آسیا در دهه‌های گذشته است. اقتصادی که تماما بر مدار اراده سرمایه خارجی می‌چرخید، با یک چرخش قلم سیاست‌مداران یا سرمایه‌گذاران بین‌المللی فروپاشید. ایشان در روایتی از دیدار با رئیس‌جمهور یکی از همین کشورها می‌فرمایند: «در همین تهران، رئیس یکی از کشورهای معروف منطقه... آمد پهلوی من؛ وارد اتاق که شد، جزو اولین کلماتش این بود که گفت «ما در یک شب گدا شدیم». اقتصاد وقتی وابسته‌ی به سرمایه و اراده‌ی یک سرمایه‌دار یهودی و غربی و آمریکایی است، این‌جوری می‌شود... اتّکاء به خارج این است.» (29/11/1396) این یعنی اقتصادی که ریشه در خاک خود ندارد، با هر تندبادی از سوی مراکز قدرت جهانی، از جا کنده می‌شود.

ثمرات استقلال ذیل فشار خارجی

طی سالیان اخیر، اقتصاد ایران آماج سخت‌ترین فشارهای بیرونی بوده است. طراحان این محدودیت‌ها، با هدف قرار دادن اراده ملی، در پی واداشتن کشور به عقب‌نشینی از اصول حاکمیتی بودند. در میانه‌ی چنین کارزاری، راهبرد استقلال اقتصادی در جایگاه یک ضرورت حیاتی نشست. پاسخ فعالانه به این چالش‌های پی‌درپی، در کانون اقتصاد مقاومتی و تمرکز بر تولید بومی تبلور یافت تا ایران بتواند مسیر توسعه را با اتکا به داشته‌های خود هموار کند. این رویکرد، تحریمی را که قرار بود بن‌بست باشد، به گذرگاهی برای بازکشف توانمندی‌های داخلی مبدل ساخت.

پایش آمارهای رسمی، حکایت از توفیق ایران در صنایع سنگینی همچون فولاد و سیمان دارد. دستیابی به رتبه‌های برتر جهانی در این حوزه‌ها، آن هم در کوران محدودیت‌های بی‌سابقه، نشان‌دهنده احیای ظرفیت‌هایی است که پیش از این مغفول مانده بودند. رهبر شهید در نوزدهم فروردین 1403، با اشاره به همین ایستادگی ثمرده، فرمودند: «ما در تولید بعضی از محصولات، در دنیا در درجه‌های بالا و اوّل قرار داریم ــ در تولید سیمان، در تولید فولاد ــ در حالی که این‌همه هم سختگیری جهانی هست... با این محدودیّتها، آن‌هایی که کشور را مورد تحریم قرار داده‌اند انتظار داشتند که تولید کشور یا بخوابد یا شبیه خوابیدن اتّفاق بیفتد. این‌جور نشده... این‌ها مربوط به ظرفیّتهای طبیعی کشور است... ظرفیّتهای انسانی از این هم مهم‌تر است». تکیه بر استعداد بومی و هوش سرشار جوانان این مرزوبوم که بنا بر اسناد معتبر، شاخصی بالاتر از میانگین جهانی دارد، در بستر استقلال اقتصادی به فعلیت می‌رسد. چرا که تبدیل‌شدن به بازاری برای فناوری‌های وارداتی، مجالی برای جهش در حوزه‌های راهبردی نظیر زیست‌فناوری و صنایع دفاعی باقی نمی‌گذاشت.

در منظومه نگاه راهبردی امام شهید انقلاب، اقتصاد همزمان با تأمین معیشت، وظیفه حراست از نفوذناپذیری مرزهای حاکمیتی را در مقام یک سنگر استوار بر عهده دارد. فقر و وابستگی ساختاری، منافذی برای نفوذ سیاسی و فرهنگی بیگانه می‌گشایند که استقلال کشور را مخدوش می‌کند. ایشان در 22 بهمن 1397، اقتصاد را نقطه‌ای کلیدی توصیف کرده و فرمودند: «اقتصاد قوی، نقطه‌ی قوّت و عامل مهمّ سلطه‌ناپذیری و نفوذناپذیری کشور است و اقتصاد ضعیف، نقطه‌ی ضعف و زمینه‌ساز نفوذ و سلطه و دخالت دشمنان است... اقتصاد البتّه هدف جامعه‌ی اسلامی نیست، امّا وسیله‌ای است که بدون آن نمیتوان به هدفها رسید». این تحلیل بر این واقعیت استوار است که در مناسبات جهانی، احساس نیاز در طرف مقابل، محرکی برای تشدید فشارها از سوی قدرت‌های مستکبر است. بر همین اساس، در بیست‌وچهارم فروردین 1395 هشدار دادند که: «احتیاج به بیرون هم چیز خیلی خطرناکی است. به مجرّد اینکه احساس کردند شما محتاج هستید، یک ملتی محتاج است، فشار می‌آورند، فشار را زیاد می‌کنند، لگد می‌زنند، تحقیر می‌کنند». لذا صیانت از عزت ملی در گرو عبور از تنگنای وابستگی و تکیه بر توانمندی‌های درون‌زا تعریف می‌شود.

پرهیز از دوگانه کاذب انزوا و تعامل

در اندیشه رهبری شهید، سرمایه‌گذاری خارجی و حضور فعال در مبادلات جهانی همواره مورد تاکید و تأیید بوده است. با این شرط گسست‌ناپذیر که «سررشته کار» همچنان در ید قدرت و تدبیر مدیران داخلی بماند. ایشان در این باره تصریح می‌کنند: «بنده مخالف نیستم با اینکه خارجی‌ها بیایند سرمایه‌گذاری کنند، منتها تدبیر کار و سررشته‌ی کار باید دست مدیران داخلی باشد... اگر کار دست بیگانه‌ها سپرده شد، سررشته‌ی کار از دست مدیران کشور خارج خواهد شد». (29/11/1396)

در واقع، منطق استقلال اقتصادی در پی آن است که ایران را از یک «مهره» به یک «شطرنج‌باز» در عرصه جهانی تبدیل کند. این مسیر، نیازمند تغییری بنیادین در محاسبات ملی است. دشمن در پی آن است که هزینه‌های استقلال را چنان بالا ببرد که مسئولان و مردم به این نتیجه برسند که ادامه‌ راه به صرفه نیست و توسعه و رفاه همواره از مسیر وابستگی اقتصادی میسر است. اما واقعیت‌های میدانی و پیشرفت‌های حاصله در اوج تحریم‌ها نشان می‌دهند که هزینه وابستگی و ذوب‌شدن در نظم ناعادلانه جهانی، به مراتب گزاف‌تر و خطرناک‌تر از هزینه‌های ایستادگی است.

افق روشن اقتصاد مقتدر

استقلال اقتصادی در منطق راهبردی مذکور، از شائبه‌ گسست و انزوا مبراست و بر بازتعریف جایگاه ایران در هندسه جدید قدرت دلالت می‌کند. ایران به دلیل برخورداری از منابع عظیم انرژی (رتبه دوم گاز جهان)، موقعیت ژئوپلیتیک ممتاز و سرمایه انسانی کم‌نظیر، همواره کانون توجه قدرت‌های بزرگ بوده است. حفظ این دارایی‌ها و تبدیل آن‌ها به قدرت ملی، تنها از مسیر تولید بومی و نفی وابستگی می‌گذرد.

جمهوری اسلامی با انتخاب مسیر استقلال، در واقع به دنبال پی‌ریزی نظمی است که در آن «مردم‌سالاری دینی» با «اقتدار اقتصادی» پیوند بخورد. این مسیر، هرچند با دشواری‌ها و چالش‌های جدی همراه بوده، اما تنها راه دستیابی به پیشرفت پایدار و صیانت از هویت ملی در دنیای متلاطم امروز است. نتیجه این مجاهدت، اقتصادی خواهد بود که نه با یک تحریم فرومی‌پاشد و نه با یک مذاکره به وجد می‌آید. این اقتصاد بر پایه‌های استوار دانش و کار ایرانی، جایگاه شایسته خود را در تراز جهانی بازپس می‌گیرد. این، همان «ایران قوی» است که در آن، استقلال اقتصادی ضامن عزت دیپلماتیک و رفاه ماندگار است.

انتهای پیام/