نظرسنجی‌های جهت‌دار و خواست واقعی مردم

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، علیرضا بلیغ استاد دانشگاه و جامعه شناس و  مهدی حسین‌زاده یزدی عضو هیات علمی دانشگاه تهران در برنامه تلویزیونی جریان که با محوریت بررسی نسبت نظرسنجی‌ها، نظرسازی‌ها و بازنمایی خواست عمومی برگزار شد، به تحلیل ابعاد مختلف این پرسش پرداختند که مردم ایران واقعا چه می‌خواهند و این پرسش چگونه در بستر جنگ ترکیبی، عملیات رسانه‌ای و معادلات سیاسی بازتعریف می‌شود.

علیرضا بلیغ در ابتدای سخنان خود در این برنامه با تاکید بر اهمیت روش‌شناسی در نظرسنجی‌ها، اظهار داشت: طراحی پرسش‌ها، انتخاب واژگان و حتی ترتیب سؤالات، می‌تواند به‌صورت مستقیم بر پاسخ مخاطبان اثر بگذارد، چرا که داده‌های حاصل از نظرسنجی‌ها ذاتا تفسیرپذیر هستند و بدون در نظر گرفتن زمینه‌های اجتماعی، سیاسی و زمانی نمی‌توانند مبنای تحلیل دقیق قرار گیرند.

وی افزود: در ماه‌های اخیر، داده‌های متعددی درباره انسجام اجتماعی، حضور میدانی مردم و آمادگی آن‌ها برای دفاع از کشور تولید شده، اما بخش قابل توجهی از این داده‌ها منتشر نشده یا کمتر مورد توجه قرار گرفته است، و در مقابل، برخی گزارش‌های خاص که واجد جهت‌گیری سیاسی هستند، به ‌صورت گسترده در رسانه‌ها بازتاب پیدا می‌کنند.

این جامعه شناس و استاد دانشگاه با طرح این پرسش که هدف از برجسته‌سازی چنین نظرسنجی‌هایی چیست؟ تصریح­کرد: به نظر می‌رسد بخشی از این روند در پی اثرگذاری بر تصمیم‌گیران و ایجاد تردید در مسیرهای کلان سیاستی کشور است، به‌ ویژه در شرایطی که جامعه تجربه‌ای از مقاومت مستمر و حضور میدانی را پشت سر گذاشته است.

بلیغ با نقد دوگانه‌سازی‌های رایج در فضای رسانه‌ای افزود: صورت‌بندی‌هایی مانند جنگ یا صلح از اساس دچار ساده‌سازی واقعیت هستند، چرا که در میدان واقعی، آن­چه پیش روی کشور قرار دارد، انتخاب میان دفاع فعال یا پذیرش فشار و عقب‌نشینی است. بنابراین در شرایطی که تهدید خارجی به‌صورت بالفعل وجود دارد، نمی‌توان از گزینه‌ای انتزاعی به نام صلح بدون هزینه سخن گفت.

وی با اشاره به برخی روایت‌های رسانه‌ای که پس از دوره‌ای از مقاومت، مردم را به سمت پذیرش صلح سوق می‌دهند، خاطر نشان­کرد: این گزاره که مقاومت تا اینجا کافی بوده مسبوق به سابقه است و در مقاطع مختلف تاریخی نیز مطرح شده است. البته چنین نگاهی، مبتنی بر نوعی تلقی تکنوکراتیک از اداره کشور است که نقش مردم را در معادلات سیاسی و اجتماعی کمرنگ می‌بیند.

این استاد دانشگاه با تاکید بر ظرفیت اجتماعی موجود در کشور اظهار داشت: حضور مردم در صحنه، نه یک تهدید، بلکه یک فرصت برای حل مسائل ساختاری است و هرگونه تلاش برای محدودسازی این حضور، می‌تواند به تضعیف سرمایه اجتماعی منجر شود. همچنین بخشی از چالش‌های کنونی کشور، ناشی از عدم بهره‌گیری صحیح از این ظرفیت عظیم مردمی است.

علیرضا بلیغ در پایان سخنان خود در این نشست با اشاره به برخی داده‌های مطرح‌شده درباره میزان اعتماد عمومی به نهادها افزود: افزایش نسبی برخی شاخص‌های اعتماد در ماه‌های اخیر، بیش از آن­که نتیجه عملکرد ساختاری باشد، حاصل همبستگی اجتماعی و حضور مردم در میدان است و نباید به‌صورت ساده‌انگارانه تفسیر شود.

در ادامه این برنامه مهدی حسین‌زاده با رویکردی تحلیلی‌تر، به بررسی اقتصاد سیاسی نظرسنجی‌ها پرداخت و بیان داشت: برای فهم چنین پدیده‌هایی، باید پرسید انتشار این داده‌ها به نفع چه جریانی است و چه تاثیری بر معادلات سیاسی می‌گذارد. از این­رو،  انتشار هدفمند اطلاعات مثل داده­ها و گزارش­ در سال‌های گذشته نه برای اطلاع‌رسانی، بلکه برای ارسال سیگنال‌های سیاسی و اثرگذاری بر روند تصمیم‌گیری منتشر شده‌اند.

حسین زاده با اشاره به دوگانه‌سازی‌های مطرح در افکار عمومی افزود: تقابل اصلی در شرایط کنونی، میان جنگ و صلح نیست، بلکه میان مقاومت و تسلیم است. از همین­رو، مردم ایران به‌دنبال زندگی، رفاه و آرامش هستند، اما این مطالبات را در چارچوب استقلال و عزت ملی دنبال می‌کنند و نمی‌توان این خواسته‌ها را به‌صورت تقلیل‌یافته در قالب دوگانه‌های رسانه‌ای بازنمایی کرد.

عضو هیات علمی دانشگاه تهران در ادامه سخنان خود در این برنامه، به برخی خطاهای رایج در تحلیل داده‌های اجتماعی اشاره کرد و تصریح­کرد: یکی از این خطاها، ارائه گزینشی داده‌هاست، به این معنا که برخی شاخص‌ها بدون مقایسه با سایر متغیرها یا بدون توجه به روندهای زمانی برجسته می‌شوند و از این طریق، تصویری ناقص یا جهت‌دار از واقعیت ارائه می‌شود. از این­رو، برای تحلیل صحیح افکار عمومی، باید داده‌ها در یک بستر مقایسه‌ای و تاریخی بررسی شوند.

وی همچنین با طرح مفهوم اکنون‌زدگی در تحلیل افکار عمومی، اظهار داشت: در شرایطی که جامعه تحت فشارهای چندگانه مانند جنگ، بحران‌های اقتصادی و نااطمینانی‌های سیاسی قرار دارد، پاسخ‌های افراد در نظرسنجی‌ها می‌تواند به‌شدت متاثر از وضعیت لحظه‌ای باشد و این امر، اعتبار تعمیم‌های کلان را با چالش مواجه می‌کند.

عضو هیات علمی دانشگاه تهران با اشاره به مفهوم جنگ وجودی تصریح­کرد: در چنین شرایطی، تحلیل‌های مبتنی بر مفاهیم ساده‌سازی‌شده می‌تواند به خطای محاسباتی منجر شود. همچنین در مواجهه با دشمنی که از ابزارهای مختلف برای اعمال فشار استفاده می‌کند، کاهش بازدارندگی می‌تواند زمینه‌ساز افزایش تهدیدها شود.

مهدی حسین زاده افزود: بخشی از کارکرد نظرسنجی‌های جهت‌دار، ایجاد تردید در میان نخبگان و تصمیم‌گیران و نیز تاثیرگذاری بر اراده عمومی است، به‌گونه‌ای که با القای تصویری خاص از افکار عمومی، مسیر تصمیم‌گیری‌های کلان تحت تاثیر قرار گیرد.

در نهایت، در بخش پایانی این برنامه هر دو کارشناس بر این نکته تاکید کردند که جنگ امروز صرفا محدود به عرصه نظامی نیست، بلکه ابعاد گسترده‌ای از جمله جنگ روایت‌ها، جنگ آماری و جنگ تفسیری را نیز در بر می‌گیرد. از همین­رو،  شناخت دقیق خواست مردم، مستلزم توجه همزمان به شواهد میدانی، رفتارهای اجتماعی و تجربه‌های زیسته مردم است و نمی‌توان آن را صرفا به داده‌های عددی و گزارش‌های نظرسنجی تقلیل داد. بنابراین، فهم واقعی از خواست عمومی مردم ایران، نیازمند نگاهی جامع، چندلایه و مبتنی بر واقعیت‌های میدانی است، نگاهی که بتواند میان داده‌ها، روایت‌ها و تجربه‌های اجتماعی پیوند برقرار کند.

انتهای پیام/