اقتصاد فراموش شده؛ نگاه متفاوت صفاییحائری
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 06 مرداد 1405 - 13:26
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، آیین بزرگداشت بیستوهفتمین سالگرد درگذشت استاد علی صفاییحائری همزمان با رونمایی از تازهترین اثر این روحانی اندیشمند با عنوان اقتصاد فراموش شده، در سالن سوره حوزه هنری انقلاب اسلامی برگزار شد.
حجت الاسلاموالمسلمین محمد علیگو، پژوهشگر علوم دینی و معاون پژوهشی انتشارات لیله القدر در ابتدای این آیین با گرامیداشت یاد و خاطره استاد صفاییحائری اطهار داشت: بیستو هفت سال از درگذشت ایشان میگذرد و این جریان اندیشهای که ما میراثدار آن هستیم، در طول این سالها به دست شاگردان ایشان در مؤسسه و انتشارات لیلةالقدر تداوم یافته است. در چند سال اخیر، مسئولیت این مسیر تا حدودی به گروهی جوانتر سپرده شده، و اولین گام این تیم جدید در سال 1398 با رونمایی از کتاب عوامل رشد برداشته شد.
حجتالاسلام علیگو با اشاره به وصیتنامه استاد صفاییحائری تصریحکرد: طبق وصیتنامه استاد صفایی حائری، نوارهای سخنرانی ایشان حتی از کتابهایشان غنیتر است، زیرا بسیاری از مباحث در گفتگوها مطرح شدهاند. این امر نشانمیدهد هنوز ظرفیت تولید بیست کتاب دیگر از این آثار وجود دارد، با این حال، کار ما تنها به چاپ کتاب محدود نمیشود. از اینرو، ما نیازمند آموزشهای تنبهتن، انتقال این اندیشه در روابط و برخوردها، ترجمه آثار به زبانهای بینالمللی و سادهسازی آنها برای سطوح مختلف مخاطبان، بهویژه نوجوانان و کودکان هستیم.
معاون پژوهشی مدرسه عینصاد با اشاره به اقدامات صورتگرفته برای ترویج اندیشههای این استاد فرزانه افزود: در همین راستا، جریانی به نام خانواده بزرگ انسان را راهاندازی کردهایم تا علاقهمندان به فعالیت در این حوزه را شناسایی و شبکهسازی کنیم و آموزشهای لازم در زمینههای محتوایی و رسانهای را به آنها ارائه دهیم. این جمع دویست نفره که امروز اینجا حضور دارند، هرکدام ظرفیت بزرگی برای گسترش این اندیشه هستند.
حجتالاسلام محمد علیگو در پایان با تأکید بر ضرورت تداوم این مسیر خاطرنشان کرد: طبق فرموده استاد، وقتی به تولد رسیدی، باید رو به تولید بیاوری و آن کسی میماند که میزاید؛ بنابراین ما نیز باید مسئولیتپذیر باشیم و اجازه ندهیم این جریان فکری متوقف شود. همچنین دو عامل اصلی برای تولید کتاب اقتصاد فراموششده وجود داشت، یکی تحقیقات دقیق آقای سیدمحمد یوسفی بر روی متن کتاب و دیگری تأکیدات مکرر رهبری بر مسائل اقتصادی است.
در ادامه این برنامه حسن سبحانی استاد اقتصاد دانشگاه تهران به عنوان یکی از سخنرانان این مراسم با اشاره به چالشهای موجود در حوزه اقتصاد اسلامی، به طرح دیدگاههای خود پرداخت و افزود: واقعیت این است که در حال حاضر، بسیاری از مردم از وضعیت اقتصاد منتسب به اسلام ناامید شدهاند. ریشه این مشکل، نه در اصل اقتصاد اسلامی، بلکه در نحوه مواجهه و اجرای آن است.
سبحانی در تحلیل خود از دانش اقتصاد در جوامع پیشرفته اظهار داشت: دانش اقتصاد در کشورهای پیشرفته، صرفاً یک تئوری ذهنی نیست، بلکه ترجمان واقعیتهای اجتماعی و سبک زندگی همان جوامع است. تئوریهای اقتصادی از محیطی برخاستهاند که خودشان آن را تولید کردهاند، بنابراین با واقعیتهای آن جوامع مطابقت دارند و کارآمد هستند. از اینرو، مشکل کشور ما این است که در دویست سال اخیر، تئوریهای اقتصادی را از جوامع دیگر با خاستگاههای متفاوت وارد کردهایم. این دانش، چون از واقعیتهای محیطی ما اخذ نشده، در اینجا درست پیشبینی نمیکند و سیاستگذاریهایش پاسخ نمیدهد.
این اقتصاددان با تأکید بر ضرورت تطابق تئوری با واقعیت تصریح کرد: جامعه ما منتسب به اسلام است، اما سبک زندگی مردم لزوماً اسلامی نیست. اقتصاد اسلامی را نمیتوان به شکل یک وصله، در کنار زندگی فعلی مردم قرار داد. از اینرو، تا زمانی که سبک زندگیمان را دینی نکنیم، نمیتوانیم اقتصاد اسلامی را پیاده کنیم، چرا که در حال حاضر، اقتصاد اسلامی در حد یکسری بایدها باقی مانده که در زندگی جاری نیست. به همین دلیل است که 27 سال تلاش کردهایم، اما حتی قانون بانکداری بدون ربا هم عملاً اجرا نشده است.
وی با اشاره به اصول سهگانه برای آینده اقتصاد اسلامی خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم به سمت یک اقتصاد دینی حرکت کنیم، باید یک کار سیستمی انجام دهیم و بر سه اصل خدامالکی؛ خداوند مالک حقیقی تمام هستی خداوند است، اصل جانشینی و امانتداری؛ انسان به عنوان جانشین و امانتدار خدا است و حق استفاده اعتباری از ابزار تولید را دارد، نه مالکیت مطلق و اصل سوم استکمال، هدف نهایی خلقت انسان، طلب کمال و عبادت است و ما باید بر این سه اصل تمرکز کنیم. از اینرو، اگر نظام آموزشی ما بتواند نسلهایی را با این مبانی تربیت کند، آنگاه یک نظام اقتصادی اسلامی بهطور قهری ظهور و بروز پیدا خواهد کرد.
حسن سبحانی در پایان با اشاره به رویکرد سیستماتیک کتاب اقتصاد فراموششده اظهار داشت: نگاه مرحوم آقای صفایی در این کتاب، نگاهی سیستماتیک است. ایشان صرفاً به دنبال احکام پراکنده نیستند. ایشان با تعریف مالکیت اعتباری برای ابزار تولید، مسئله را از اولویت دسترسی آغاز میکنند. همچنین بحث اشتراک در منافع که خمس و زکات در دل آن معنا میشود و نقد بهرهمندیهای مازاد توسط رهبر جامعه، نشان میدهد که ایشان به اقتصاد به مثابه یک سیستم بههم پیوسته نگاه کردهاند.
حجتالاسلام سید فرهاد هاشمی از شاگردان مرحوم صفاییحائری در بخش دیگری از این مراسم با تأکید بر ضرورت بازخوانی سیره اقتصادی استاد بیان داشت: ما مرحوم استاد صفایی را بیش از حد در حصار مباحث تربیتی محدود کردهایم؛ بهطوری که وقتی نام ایشان میآید، همه بلافاصله سراغ سیره تربیتی میروند. اما مطالعه کتاب اقتصاد فراموششده برای من دریچهای نو گشود. در نتیجه، متوجه شدم که سیره اقتصادی استاد، در واقع همان نگاه تربیتی ایشان است که حالا با عینکی اقتصادی بازخوانی شده؛ همان نگاهی که در کتابهایی مثل مسئولیتسازی یا رشد دیدهایم، حالا در قالب راهکارهای اقتصادی متبلور شده است.
حجتالاسلام هاشمی با اشاره به ویژگیهای بارز استاد صفایی در مواجهه با مسائل اقتصادی اظهار داشت: یکی از ویژگیهای بارز استاد که در مباحث اقتصادی هم خودش را نشان میداد، این بود که ایشان در دام مسئلهسازی دیگران نمیافتاد. دیگران میگفتند اقتصاد یعنی محدودیت منابع، اما استاد این پیشفرض را نمیپذیرفت، بلکه ایشان منابع را فراوان میدید و معتقد بود مسئله اصلی، چگونگی بهرهبرداری ما از این منابع است.
وی با تبیین نظریه اشتراک در منافع به عنوان کلید حل بنبستها افزود: در نگاه استاد، اگر کسی در بهرهبرداری از منابعی مثل زمین دچار مشکل است، راهکارش شریک کردن دیگران در منافع است. این یک وصلهی موقت برای حل اختلاف نیست، بلکه یک نظام فکری است. در نتیجه اگر بتوانی بیشترین بهره را از یک منبع ببری و در عین حال، دیگران را هم در آن سهیم کنی، عین مسئولیتپذیری است.
حجتالاسلام هاشمی در ادامه با اشاره به تفاوت استعدادها به عنوان بستری برای مسئولیت متقابل خاطرنشان کرد: اگر بگوییم مشکل از محدودیت منابع نیست، پس ریشهی فقر و بیعدالتی کجاست؟ در تفاوت استعدادهاست. خداوند انسانها را یکسان نیافریده و این عین حکمت است، اما عدالت این نیست که همه مثل هم باشند، بلکه عدالت این است که انسانها در استعدادهای یکدیگر شریک باشند، و کسی که توانمندتر است که بتواند مسئولیت بیشتری در قبال فرد ضعیفتر دارد.
وی با بیان خاطراتی از سبک زندگی استاد، به باور ایشان به تواناییهای نهفته اشاره کرد و افزود: زمانی که میخواستم اولین خانه را بخرم، دستم خالی بود و ناامید بودم. استاد به من نهیب زد که خودت را جمع کن و راهش را پیدا کن، ایشان به من ثابت کرد که مشکل من، نبود امکانات نبود، بلکه مشکل، باور نداشتن به تواناییهای خودم بود. استاد به من یاد داد که باید همت کرد تا راه نمایان شود.
حجتالاسلام سید فرهاد هاشمی در پایان با تأکید بر تفاوت شراکت واقعی با ترحم، خاطر نشان کرد: مرحوم استاد صفایی حائری هرگز به دنبال تنبلپروری نبود. در خاطرهای که از ایشان نقل شده، ایشان به گدایی که همیشه دستدرازی میکرد،گفت: هرچه تو داری برای من و هرچه من دارم برای تو، که این یعنی شراکت زمانی معنا دارد که هر دو طرف در مسیر حرکت باشند. بنابراین، استاد به کمکهای رفاهی بلاعوض نبود، بلکه دنبال شکوفایی استعدادها بود.
در بخش پایانی این آیین بزرگداشت، هنرمندان برجسته عرصه ادبیات و سینما، علیرضا داوودنژاد و صادق کرمیار، به بیان خاطرات خود از استاد صفاییحائری و تبیین نگاه ایشان به هنر و ادبیات پرداختند.
علیرضا داوودنژاد، کارگردان و فیلمنامهنویس شناختهشده سینمای ایران، با گرامیداشت یاد استاد صفایی، گفت: من از پس بزرگداشت یک مرد بزرگ برنمیآیم. من فقط خاطراتم را میگویم، سادگی و زیبایی ویژگی اصلی شیخ بود؛ سادگی یعنی بیتکلف با مخاطب ارتباط برقرار میکرد و گرههایش را برطرف میکرد و ایشان همیشه بر قول لیّن تأکید داشت.
صادق کرمیار، نویسنده و پژوهشگر برجسته، نیز در ادامه با اشاره به تأثیرپذیری خود از اندیشههای استاد صفاییحائری بیان داشت: شیخ، خودش حجاب خودش بود. وقتی که رفت تازه بقیه او را شناختند. من با خواندن کتابهایش، ایشان را شناختم. از این لحاظ در دهه 60 هنگام استخدام، وقتی اشاره به مطالعه آثار او میکردم، من را در گزینش رد میکردند. در دهه هفتاد هم حاجآقا مظلوم بود. یک بار هم به شیخ گفتند شرط ادامه تدریس شما در فلان حوزه، قطع ارتباط با افراد مجهول الهویه است که ایشان قبول نکردند. چون بسیار چهره مردمی و مهمانپذیری را داشتند.
در ادامه کرمیار با تبیین نگاه استاد صفایی به هنر و ادبیات تصریحکرد: در دنیای نقد ادبی، معمولاً منتقدان بر اساس مکاتب خاصی مثل فمینیسم یا ساختارگرایی اثر را قضاوت میکنند. اما نگاه استاد متفاوت بود. ایشان معتقد بود برای نقد و خلق اثر، بیش از هر چیز به دو عنصر کلیدی نیاز داریم؛ ذهنیت و زاویه دید است. ذهنیت یعنی نگاه کلی انسان به هستی و فلسفهای که برای حضورش در این جهان دارد و زاویه دید یعنی هنر روایت کردن و بیان آن ذهنیت است. ایشان معتقد بود ادبیات بهخودیخود و بدون پشتوانه، ارزش ذاتی ندارد؛ بلکه زمانی ارزشمند است که در خدمت یک هدف و ذهنیت متعالی باشد.
وی در ادامه با اشاره به نظریه انسان بزرگتر از زمان از منظر استاد صفایی، خاطر نشانکرد: یکی از زیباترین بخشهای اندیشه استاد، تبیین مفهوم انسان بزرگتر از زمان بود. استاد معتقد بود انسان استعدادی دارد که بسیار فراتر از نیازهای روزمره و دوره کوتاه زندگی اوست. ایشان این موضوع را با تمثیل جنین توضیح میدادند، همانطور که جنین در رحم مادر، اندامهایی مثل چشم و گوش دارد که در آن محیط تاریک و محدود به کارش نمیآید و برای دنیای بزرگتری طراحی شده، انسان هم استعدادهایی در وجودش دارد که برای این دنیای محدود نیست؛ این استعدادها مازاد بر نیاز این زندگی هستند و نشاندهنده آناند که انسان برای حقیقتی بزرگتر و دنیایی وسیعتر آفریده شده است.»
صادق کرمیار در پایان با اشاره به ویژگی اخلاقی استاد در مواجهه با مخالفان، اظهار داشت: حتی زمانی که نویسندگان جوان با تکیه بر مفاهیم پستمدرن بدون درک عمیق از آن با ایشان مشاجره میکردند، استاد با آرامش و سعهصدر، دیدگاه خود را توضیح میداد و از شنیدن نظر مخالف ابایی نداشت.
انتهای پیام/