همافزایی تنگه هرمز و باب المندب آزمون تابآوری اقتصاد جهان خواهد بود
- اخبار بین الملل
- اخبار آسیای غربی
- 06 مرداد 1405 - 17:35
«کامران کرمی» درگفتوگو با خبرنگاربینالملل خبرگزاری تسنیم در ارتباط با اقدام یمن در محاصره دریایی عربستان در واکنش به محاصره هوایی ریاض علیه صنعا گفت: بخشی از این بحران دارای ریشههای داخلی است و از قبل بین عربستان و یمن شاهد وضعیت نه جنگ و نه صلح بودیم، اگرچه مذاکراتی را انجام داده و به توافقاتی هم دست یافته بودند اما به لطف احیای روابط دیپلماتیک بین ایران و عربستان تا حد زیادی بحران یمن از وضعیت قبل خارج شد و تا زمان اعلام محاصره دریایی تقربیا بین عربستان و یمن شاهد یک صلح سرد بودیم.
این کارشناس تحولات عربستان و خلیج فارس با اشاره به از سرگیری تنش بین ریاض و صنعا افزود: موضوع تنگه هرمز، تشدید جنگ بین ایران و آمریکا و به دنبال آن برخی ازعواملی که در چارچوب روابط ایران و عربستان باعث فریز (توقف) شدن برخی مسائل شده بود، مجددا احیاء شد و فرصتی را برای پدیدار شدن بحران فراهم کرد.
کرمی افزود: لذا ریشه این بحران مجموعهای از عواملی است که بیشتر علت داخلی دارد و همانطوری که عرض کردم، حل نشدن کامل و جامع بحران یمن، مسئله تشدید جنگ بین ایران و آمریکا، عوامل این دو سطح روی روابط ایران و عربستان اثرگذار بود. اگرچه هر دو طرف تاکنون توانستهاند از احیای روابط دوجانبه در چارچوب توافقنامه پکن حمایت کنند اما به نظر میرسد در سایر دو سطح یعنی سطح روابط دوجانبه عربستان و یمن در کنار تشدید درگیری بین ایران و آمریکا و طبیعتا پاسخ متقابل ایران به آمریکا در منطقه به ویژه در عربستان، شاهد تشدید بحران یمن و تبدیل شدن آن به یک بحران منطقهای مکمل موضوع تنگه هرمز خواهیم بود.
وی در پاسخ به سوالی درباره اقدام یمن برای مسدودسازی تنگه باب المندب و تاثیرات محاصره عربستان از سوی یمن بر سیاستگذاریهای کلان منطقه گفت: تنگه باب المندب مکمل تنگه هرمز است. از آنجایی که بخش عمده تجارت جهانی توسط کشتیهای نفتکش و تجاری با عبور از تنگه باب المندب و دریای سرخ انجام میشود، بدیهی است مسدود شدن این تنگه در کنار تنگه هرمز عملا اقتصاد جهانی را تحت تاثیر قرار میدهد.
کرمی گفت: میدانید تحولات چند سال گذشته بیشتر معطوف به دریای سرخ و تنگه باب المندب بود آنهم در زمانی که تنگه هرمز بسته نشده بود لذا هم افزایی ابن دو گلوگاه انرژی و تجارت جهانی یک قالب و چارچوب جدیدی در تنشهای منطقهای و جهانی به وجود می آورد که بسیاری از کشورها حتی چین را درگیر خواهد کرد.
این تحلیلگر اضافه کرد: تاکنون دو طرف چه ایران و عربستان و چه ریاض و صنعا تلاش کردهاند این تنش را در سطح یک جور زورآزمایی نگهدارند اما چنانچه آمریکا به دنبال یک جنگ گستردهترعلیه ایران باشد، شرایط بسیار متفاوت خواهد شد و این بار تنگه باب المندب به یک ضلع تکمیل کننده بحران تنگه هرمز تبدیل میشود و از این زاویه اساسا چه در بحث روابط ایران و عربستان و چه در بحث روابط دوجانبه ریاض و صنعا، شرایط داخلی یمن بار دیگر به هم خواهد ریخت و ما شاهد یک صحنه متفاوتتری خواهیم بود؛ چراکه قبلا هر دو بحران به صورت مستقل عمل میکردند اما چنانچه دو طیف بحران این بار بخواهند در یک هم افزایی ایفای نقش کنند، طیبعتا یک تجربه متفاوتی برای اقتصاد جهانی رقم خواهند زد.
وی در ارتباط با چشم انداز تحولات منطقه اظهار داشت: یک سناریو میتوان این باشد که یکی از دوطرف بتواند بر دیگری مسلط شود. بر اساس تجربه جنگ یمن در طول 10 سال گذشته همچنین تجربه دو جنگ اخیر بین ایران و آمریکا و حتی تجربه 47 سال گذشته انقلاب به نظر نمیرسد هیچکدام از بازیگران بتوانند بر دیگری مسلط شود و با تبدیل شدن به یک هژمون در روابط با بازیگر طرف مقابل عملا بحران را طبق منافع خودش به سمت حل و فصل سوق دهد. چنین سناریویی به نظرم سناریوی دور از ذهن است.
این کارشناس مسائل عربستان وخلیج فارس درباره سناریوهای دیگر گفت: در این فضای بازیگران به دنبال چه هستند آیا به دنبال جنگ برای جنگ اند؟ یا جنگ در خدمت تبدیل کردن آن به کارتهای بازی و اهرم فشار و در نهایت تبدیل کردن جنگ به یک دستاورد ملموس در میزمذاکره است؟ اگر این باشد، باز شاهد زورآزمایی چه در بحث ایران و عربستان، ایران و آمریکا، ریاض و صنعا خواهیم بود.
وی ادامه داد: این سوال که این زورآزمایی برای یک دوره دو ماهه یا چندماهه اتفاق خواهد افتاد؟ در پاسخ میتوان گفت که بخشی از آن به بحث تاب آوری مربوط میشود. یک عاملی که میتوانیم به عنوان نقطه تعادلی تحلیلی از آن استفاده کنیم، این است تاب آوری ذخایراستراتژیک نفت، در سطح جهان چقدر است چراکه اگر بحران تنگه باب المندب و دریای سرخ بخواهد نقشی که در تنگه هرمز ایفا شده ایفا کند، ما عملا با بحث کمبود نفت مواجه نخواهیم بود، این بار با زدن زیرساختها مواجه میشویم.
کرمی گفت: این سئوال بسیاری از تحلیلگران و اقتصاددانان جهان است که با هدف قرار گرفتن بخش عمده چاهها و خط لولهها و.... مسئله صرفا خود نفت است یا صدور آن ؟ آیا اصلا نفت در بازار پیدا خواهد شد؟ در صورت هدف قرار گرفتن زیرساختهای نفتی، ذخایر استراتژیک جهانی چه در آمریکا یا چین و سایر کشورها برای چه دورهای میتواند این وضعیت را تابآوری داشته باشد؟ اگر برای دوره دو ماهه است طبیعتا ترامپ باید بتواند مسئله ایران، مسئله اضافه شدن بحران یمن را طی دو ماه حل و فصل کند.
کرمی کشاکش بحران و بالا رفتن از نردبان افزایش تنش را محتمل ترین سناریو دانست و اظهار داشت: مجموعه عوامل حکایت از این دارد که ما با یک شرایط متفاوتتری نسبت به بحران اقتصاد جهانی روبرو خواهیم شد. در حقیقت، موضوع دیگر صرفا روابط ایران و عربستان یا ریاض و صنعا نیست. این پازل بحران یک پازل جهانی یا منطقهای با اثرات جهانی است که شاید بسیاری از بازیگران خارج از بحران را درگیر خودش کند. این سناریو در شرایط کنونی بیشتر خودش را نشان میدهد چرا که نه توافق بزرگی شاهد خواهیم بود و نه یک جنگ خیلی بزرگی رخ خواهد داد که بخواهد مسئله به یک مناقشه جهانی تبدیل کند به نظرم این سناریوی محتمل تر باشد.
وی در پایان تصریح کرد: چنانچه این بحران آستانه تحمل اقتصاد جهانی را هدف قرار دهد بازیگران بینالمللی در این زمینه ورود پیدا میکنند و به ایفای نقش خواهند پرداخت حالا بازیگران میتوانند خودشان یک بخشی از مناقشه باشند و یا به عنوان ارائه دهند یک ابتکار، منطقه را از این وضعیت خارج کنند. مثلا نقش چین این بار میتواند در بحث میانجیگری بین ایران و آمریکا یا یک فرمت منطقهای که برای خروج از بحران پیش بینی بشود، دیده شود. در مجموع اکنون نمیتوان با قطعیت کامل دراین خصوص صحبت کرد.
انتهای پیام/