بازخوانی مراسم تشییع قائد شهید از لنز ابرقدرت‌ها

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مراسم تشییع رهبرانی که در جهان اسلام به عنوان قائد شهید شناخته می‌شوند، در ادبیات علوم سیاسی و مطالعات امنیتی ابرقدرت‌ها، صرفاً یک کنش آیینی نیست، بلکه یک رویداد کلان استراتژیک محسوب می‌شود. برای بازیگران بزرگ نظام بین‌الملل، از واشنگتن تا مسکو و پکن، این تجمعات عظیم، حکم دماسنج ژئوپلیتیک را دارد که در آن تضاد میان محاسبات براندازانه و واقعیت‌های میدانی عیان می‌گردد.

برای دستگاه‌های اطلاعاتی ابرقدرت‌ها، تصاویر مخابره شده از مراسم تشییع، داده‌های خام حیاتی هستند. از این رو، اولین سوال ذهن تحلیل‌گران این است: آیا حذف رهبر، منجر به فروپاشی درونی گفتمان ایشان شده است؟ در پاسخ باید گفت که، حضور گسترده و خودجوش جمعیت، از دیدگاه غرب، به معنای تاب‌آوری گفتمانی و نهادینه شدن ایدئولوژی در عمق جامعه است. زمانی که جمعیت انبوه در مراسم شرکت می‌کنند، ابرقدرت‌ها درمی‌یابند که با یک سیستم متکی بر فرد روبرو نیستند، بلکه با یک ساختار اجتماعی ارگانیک طرف هستند که حذف فیزیکیِ یک عنصر، نه تنها آن را ضعیف نمی‌کند، بلکه می‌تواند به بازتولید خشم انقلابی و مشروعیت بیشتر نظام منجر شود. این درک، استراتژی‌های تحریم یا تغییر رژیم آن‌ها را به چالش می‌کشد.

یکی از مهم‌ترین وظایف دیپلمات‌های ابرقدرت‌ها در جریان این مراسم، پایش حضور است. لیست هیئت‌های اعزامی، نوع پیام‌های تسلیت و سطح دیپلماتیک نمایندگان حاضر، برای ابرقدرت‌ها یک نقشه راه جدید ترسیم می‌کند. آن‌ها دقیقاً رصد می‌کنند که کدام کشورها با حضور در این مراسم، در حال تجدید بیعت با راهبرد آن قائد شهید هستند. این دیپلماسی سوگواری، در واقع آرایش جدید بلوک‌بندی‌های منطقه‌ای را پیش چشم قدرت‌های بزرگ قرار می‌دهد و به آن‌ها می‌گوید که کدام مسیرهای دیپلماتیک در آینده، بسته یا باز خواهد بود.

ابرقدرت‌هایی که منافع نظامی در منطقه دارند، تشییع قائد شهید را به عنوان پیش‌درآمد یک دوره تلاطم تحلیل می‌کنند. از منظر آن‌ها، این مراسم یک خیزش احساسی کنترل‌شده است که پتانسیل تبدیل شدن به عملیات‌های استراتژیک را دارد. سرویس‌های جاسوسی با تحلیل شعارها، زبان بدن سخنرانان و نوع واکنش‌های مردمی، به دنبال یافتن پاسخ برای این سوال هستند که آیا فضای سیاسی به سمت انتقام سخت پیش می‌رود یا مدیریت تنش  برای آن‌ها، این لحظات، دورانی است که محاسبات مربوط به بازدارندگی باید بازنگری شود؛ چرا که خشم متراکم ناشی از شهادت یک رهبر، می‌تواند محاسبات هزینه‌-فایده‌ی هرگونه مداخله‌ی نظامی را به نفع جبهه‌ی مقابل تغییر دهد.

در نهایت، ابرقدرت‌ها بلافاصله پس از پایان مراسم، وارد جنگ روایت‌ها می‌شوند. در حالی که رسانه‌های جریان اصلیِ غرب تلاش می‌کنند با استفاده از برچسب‌هایی نظیر تندرو یا عامل بی‌ثباتی، مراسم را به یک نمایش اجباری تقلیل دهند، قدرت‌های شرقی و متحدانِ منطقه‌ای قائد شهید، آن را به مثابه‌ی همه‌پرسی بزرگ مردمی در حمایت از استقلال و مقاومت جلوه می‌دهند. هدف اصلی ابرقدرت‌ها در این نبرد گفتمانی، مدیریت ادراک افکار عمومی جهانی است تا اجازه ندهند که شهادت یک قائد، به قهرمان‌سازی در سطح بین‌المللی تبدیل شود. بنابراین، مراسم تشییع، لحظه‌ی افشای شکاف میان خواست ابرقدرت‌ها و اراده‌ی ملت‌ها است. برای آن‌ها، این مراسم نه یک پایان، بلکه آغاز بازبینی استراتژیک است تا دریابند که آیا پروژه­ی حذف آن‌ها به نتیجه رسیده است یا هزینه‌ای گزاف برای دستاوردی ناچیز بوده است.

یادداشت از: مرتضی نوری

انتهای پیام/