یادداشت| اربعین چگونه روایت‌ها را تغییر می‌دهد؟

به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرم‌آباد، در جهان معاصر، بسیاری از تحولات بزرگ دیگر صرفاً با شاخص‌های سیاسی یا نظامی قابل تحلیل نیستند. آنچه امروز به بازیگران اجتماعی قدرت می‌بخشد، توانایی آنان در تولید هویت جمعی، ایجاد همبستگی اجتماعی و شکل‌دهی به کنش‌های داوطلبانه در مقیاس گسترده است. از این منظر، اربعین را نمی‌توان تنها یک آیین مذهبی یا اجتماع سالانه میلیون‌ها زائر دانست؛ بلکه باید آن را یکی از بزرگ‌ترین پدیده‌های اجتماعی عصر حاضر تلقی کرد؛ پدیده‌ای که با اتکا به مشارکت مردمی، شبکه‌ای گسترده از اعتماد، همبستگی و کنش جمعی را شکل داده و ظرفیت آن را یافته است که به یکی از مؤلفه‌های تمدن‌ساز جهان اسلام تبدیل شود.

جامعه‌شناسان بر این باورند که مناسک جمعی، صرفاً تکرار یک رفتار آیینی نیستند؛ بلکه زمینه بازتولید هویت مشترک و تقویت سرمایه اجتماعی را فراهم می‌کنند. دورکیم نیز از همین منظر، مناسک را عامل تحکیم همبستگی اجتماعی می‌دانست. اربعین، نمونه‌ای کم‌نظیر از چنین فرایندی است؛ جایی که میلیون‌ها انسان با وجود تفاوت در ملیت، زبان، قومیت و حتی گرایش‌های اجتماعی، حول یک منظومه معنایی مشترک گرد هم می‌آیند و تجربه‌ای مشترک از ایثار، خدمت، همدلی و مسئولیت اجتماعی را رقم می‌زنند.

این ویژگی، اربعین را از یک اجتماع مذهبی صرف فراتر برده و آن را به یک جنبش اجتماعی فراملی تبدیل کرده است؛ جنبشی که برخلاف بسیاری از حرکت‌های اجتماعی معاصر، نه بر پایه منافع اقتصادی و سیاسی، بلکه بر محور باور، هویت و سرمایه فرهنگی شکل گرفته است. همین ویژگی سبب شده است که اربعین بتواند پیوندهای اجتماعی میان ملت‌های مختلف را تقویت کرده و شبکه‌ای از اعتماد متقابل را ایجاد کند؛ شبکه‌ای که در بزنگاه‌های سیاسی و اجتماعی نیز ظرفیت کنش جمعی و همگرایی را حفظ می‌کند.

در ادبیات سرمایه اجتماعی نیز بر این نکته تأکید شده است که هرچه ارتباطات افقی میان مردم گسترش یابد، توان یک جامعه برای عبور از بحران‌ها و مقابله با پروژه‌های تفرقه‌آفرین افزایش پیدا می‌کند. اربعین، به واسطه حضور داوطلبانه میلیون‌ها انسان و مشارکت گسترده مردم در خدمت‌رسانی، یکی از بزرگ‌ترین میدان‌های تولید سرمایه اجتماعی در جهان اسلام است؛ سرمایه‌ای که می‌تواند انسجام اجتماعی میان ملت‌های محور مقاومت را تقویت کرده و در برابر سیاست‌های مبتنی بر واگرایی، قومیت‌گرایی و شکاف‌های هویتی، نقشی بازدارنده ایفا کند.

اما هر پدیده اجتماعی هنگامی که به چنین گستره‌ای از مشارکت عمومی دست می‌یابد، ناگزیر وارد میدان ارتباطات نیز می‌شود. در جهان امروز، جامعه و رسانه دیگر دو مقوله جدا از هم نیستند؛ هر کنش اجتماعی گسترده، خود به یک رسانه تبدیل می‌شود. به تعبیر برخی نظریه‌پردازان ارتباطات، قدرت در عصر شبکه‌ای بیش از آنکه در اختیار صاحبان رسانه باشد، در اختیار جریان‌های ارتباطی و شبکه‌های انسانی است. اربعین نیز دقیقاً از همین منطق پیروی می‌کند.

امروز هر زائر اربعین، صرفاً یک مخاطب نیست؛ بلکه یک روایتگر است. او تجربه زیسته خود را از مسیرهای مختلف ارتباطی، از گفت‌وگوهای چهره‌به‌چهره گرفته تا شبکه‌های اجتماعی، به مخاطبان منتقل می‌کند. این همان چیزی است که در علوم ارتباطات از آن با عنوان "رسانه انسانی" یاد می‌شود؛ رسانه‌ای که اعتبار خود را نه از ساختارهای رسمی، بلکه از تجربه واقعی انسان‌ها می‌گیرد.

در چنین شرایطی، حتی رسانه‌های بزرگ و جریان‌ساز جهان نیز نمی‌توانند این پدیده را به‌طور کامل نادیده بگیرند یا از حافظه افکار عمومی حذف کنند. ممکن است میزان پوشش خبری آن را کاهش دهند یا از برجسته‌سازی آن پرهیز کنند، اما واقعیت این است که میلیون‌ها انسان، هم‌زمان در حال تولید و انتشار روایت هستند. هنگامی که هر تلفن همراه به یک رسانه و هر زائر به یک راوی تبدیل می‌شود، انحصار روایت از دست رسانه‌های رسمی خارج خواهد شد. این همان مزیتی است که اربعین را به یکی از کم‌نظیرترین نمونه‌های ارتباطات مردمی در عصر دیجیتال تبدیل کرده است.

از سوی دیگر، جهان امروز بیش از آنکه درگیر جنگ نظامی باشد، درگیر "جنگ روایت‌ها" است؛ نبردی که در آن، پیروزی تنها به قدرت سخت وابسته نیست، بلکه به توانایی هر جریان در روایت واقعیت و اقناع افکار عمومی بستگی دارد. در چنین میدانی، اربعین صرفاً محل حضور میلیون‌ها زائر نیست؛ بلکه بستری برای انتقال ارزش‌ها، بازتعریف هویت و بازنمایی گفتمان عدالت‌خواهی در سطح منطقه‌ای و جهانی است.

در این میان، مهم‌ترین الگوی ارتباطی اربعین را باید در مکتب روایتگری حضرت زینب سلام‌الله‌علیها جست‌وجو کرد. اگر عاشورا صحنه ایثار و مقاومت بود، اربعین استمرار همان مقاومت در میدان روایت است.

تاریخ نشان داد که بقای نهضت عاشورا تنها مرهون حماسه کربلا نبود، بلکه روایت دقیق، شجاعانه و روشنگرانه آن توسط حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) بود که حقیقت را از زیر آوار تبلیغات حکومت اموی بیرون کشید و آن را به حافظه تاریخی مسلمانان سپرد.

امروز نیز در میدان جنگ شناختی، همین منطق همچنان اعتبار دارد. تبیین نسبت جبهه حق و باطل، افشای سازوکارهای سلطه، مقابله با عملیات روانی و روشنگری درباره سیاست‌های نظام سلطه، بیش از هر چیز نیازمند روایتگری صادقانه و ارتباطات بین‌فردی است؛ ارتباطاتی که بر اعتماد، تجربه زیسته و گفت‌وگوی مستقیم استوار باشد، نه صرفاً بر پیام‌های رسمی و یک‌سویه. اربعین، به واسطه میلیون‌ها گفت‌وگوی انسانی که در مسیر نجف تا کربلا شکل می‌گیرد، یکی از بزرگ‌ترین بسترهای تحقق چنین ارتباطی است.

از این منظر، اربعین تنها یادمان یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه یک ظرفیت تمدن‌ساز، یک شبکه عظیم اجتماعی و یک رسانه جهانی است که بدون اتکا به ساختارهای رسمی، هر سال میلیون‌ها انسان را در مدار یک روایت مشترک گرد هم می‌آورد. روایتی که از عاشورا آغاز شده، در اربعین بازتولید می‌شود و با تکیه بر سرمایه اجتماعی، ارتباطات انسانی و مشارکت مردمی، می‌تواند در برابر پروژه‌های تحریف، فراموشی و سلطه روایی ایستادگی کند. شاید راز ماندگاری اربعین نیز در همین حقیقت نهفته باشد؛ اینکه این حرکت، پیش از آنکه یک اجتماع میلیونی باشد، یک "جریان زنده اجتماعی" و یک "رسانه جهانی مردم‌پایه" است؛ رسانه‌ای که هر سال، بدون نیاز به استودیوهای بزرگ و امپراتوری‌های خبری، پیام عاشورا را به زبان انسان‌ها برای جهانیان روایت می‌کند.

رضا قبادی‌ مهر

انتهای پیام/