اعلام موجودیت «حزب جدید» در ترکیه و انشعاب بی سابقه در اپوزیسیون
- اخبار بین الملل
- اخبار ترکیه و اوراسیا
- 04 مرداد 1405 - 09:52
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، اعلام موجودیت «حزب نو» به رهبری اوزگور اوزل به عنوان بزرگترین حزب مخالف اردوغان و اپوزیسوین اصلی در پارلمان ترکیه، بازتاب گستردهای در داخل و خارج داشته است.
پدرو سانچز نخست وزیر اسپانیا و رئیس سوسیالیست بینالملل، در پیامی خطاب به اوزگور اوزل گفت: «به عنوان یک رهبر قوی، شما احساس کردید که این زمان مناسبی برای دستیابی به موفقیت در دورهای است که اصول اساسی نقض میشوند. همانطور که قبلاً به عنوان یک سازمان توافق کردیم، در این ابتکار جدید و امیدوارکننده به همکاری نزدیک با یکدیگر ادامه خواهیم داد».
همچنین لارس کلینگبیل، رهبر حزب سوسیال دموکرات (SPD) آلمان حمایت کامل خود را از اوزگور اوزل ابراز کرد و نشان داد که روابط با حزب جدید ادامه خواهد یافت.
کلینگبیل گفته است: «اوزگور عزیز، شما نشان میدهید که دموکراتها را نمیتوان با تهدید مرعوب کرد. ما با صمیمیت و همبستگی به حمایت قوی خود از شما و همکارانتان ادامه میدهیم».
ظهور حزب نو که حالا 92 کرسی از 600 کرسی پارلمان ترکیه را در اختیار دارد، امروز در اغلب روزنامههای چاپ آنکارا و استانبول، به عنوان مهمترین موضوع مورد توجه تحلیلگران ترکیه قرار گرفت.
اغلب آنها میگویند: استعفای اوزگور اوزل و همراهانش از حزب 103 ساله ج.ه.پ یا حزب جمهوری خلق، رویداد مهمی است. ولی اوزل باید نشان دهد که علاوه بر جدایی اجباری از حزب قدیمی خود، برنامههای نوینی برای تغییر مسیر سیاسی ترکیه طراحی کرده و نقشه راهی دارد که میتواند به شیوه دموکراتیک، اردوغان و حزب عدالت و توسعه را از صحنه قدرت، کنار بزند.
موانع مهم اوزگور اوزل
علی بایرام اوغلو از تحلیلگران مشهور ترکیه میگوید: «یکی از مشکلات مهم این است که هنوز نمیدانیم، اصلیترین تفاوتهای مبانی سیاسی حزب نو و حزب جمهوری خلق کدامند. آیا اوزل همان مسیر قبلی را ادامه میدهد، یا نقشهای دارد که منجر به شکست اردوغان و حزب عدالت و توسعه خواهد شد؟
نظرسنجیها نشان میدهد حزب نو، تقریباً 80٪ از آرای ج.ه.پ و در مجموع 25٪ از کل آرای کشور را به دست خواهد آورد، چگونه آرای اضافی لازم برای رسیدن به قدرت را به دست خواهد آورد؟ آیا برای دستیابی به این هدف، شعارهای خود را تغییر خواهد داد؟ ما هنوز پاسخ این سؤالات را نمیدانیم».
بایرام اوغلو در ادامه میگوید: «تغییر شعارها و نوسازی سیاسی و جدایی کامل از ج.ه.پ، کار آسانی نیست. ما میدانیم که مخالفت با اردوغان به تنهایی برای تبدیل شدن به یک جایگزین واقعی برای حزب حاکم کافی نخواهد بود. بسیج گروههای مخالف در اطراف خود، ایجاد هیجان، اتخاذ یک زبان جدید، اما مهمتر از همه، انتقال این پیام به رأیدهندگان که قادر به اداره کشور است، ضرورت بالایی دارد. زمان همه چیز را مشخص خواهد کرد».
فروریختن سقفِ 103 ساله
عصمت برکان از دیگر تحلیلگران ترکیه میگوید: «پسر نوجوانم از من میپرسد: چرا برخلاف بسیاری از کشورهای اروپایی، ما بناهای قدیمی متعددی نداریم؟ همه خانههای قدیمی را کوبیدند و عمارت نو ساختند و به استثنای چند بنای ثبت شده، حالا استانبول مانند یک شهر جدید است که همه ساختمانهای آن، نهایتاً 30 سال عمر دارند. من نمیتوانم فرزندم را اقناع کنم و به او بگویم که امپراتوری عثمانی اجازه نمیداد کسی ثروتمند شود و به همین خاطر همه شهروندان، خانه چوبی داشتند. اما دست کم وقتی به خانه سیاست نگاه میکنیم، میبینیم که اوزگور اوزل و رفقایش، مجبور شدند از یک عمارت سیاسی 103 ساله به نام حزب جمهوری خلق بیرون بزنند. چرا؟ چون امکان فعالیت سیاسی را از آنها گرفتند. آنچه اتفاق افتاده شوخی نیست و یک وضعیت بسیار جدی است. ترک خانه اجدادی 103 ساله، به خودی خود امر مهمی است. اما باید دید، آیا حزب نو، واقعاً یک عمارت نو خواهد بود یا یک خانه اجارهای موقت است؟ آیا برای همیشه اینجا خواهند ماند یا قرار است به زودی دوباره به ج.ه.پ برگردند؟»
برکان میگوید: «بزرگترین آزمون، شاید تنها آزمون، حزب نو همین است: آیا واقعاً جدید است، یا فقط یک راه حل موقت است، یک خانه اجارهای که به آن نقل مکان کردهاند؟ امیدوارم اوزگور اوزل و همکارانش عمیقاً به این موضوع فکر کرده باشند و حزب جمهوری خلق را طوری ترک کرده باشند که هرگز برنگردند».
یک انشعاب بیسابقه
عثمان سرت تحلیلگر مشهور روزنامه قرارگازته چاپ آنکارا، انشعابهای عمده در احزاب سیاسی را به دو دسته تقسیم کرده و معتقد است که «انشعاب اوزگور اوزل و یارانش از حزب جمهوری خلق و تاسیس حزب نو، در هیچ دستهای نمیگنجد. گروهی که دیروز آنجا را ترک کردند، خود را به درها زنجیر کرده بودند و واقعاً نمیخواستند بروند. ولی نهایتاً مجبور شدند برای ادامه فعالیت خود، از آن حزب فراگیر و قدیمی خارج شوند. البته واقعیت این است که حزب جمهوری خلق، به خاطر اقدامات قلیچدار اوغلو اعتبار خود را از دست داد و دادههای تحقیقات PanoramaTR نشان میدهد که بیش از 50٪ از رأیدهندگان میگویند: من هرگز حاضر نیستم دوباره به این حزب رای بدهم. در حال حاضر، اوزل و تیمش میخواهند پایگاه حزب خود را که در سه ماه منتهی به انتخابات گذشته دائماً با حزب عدالت و توسعه رقابت میکرد، تا حد امکان متحد نگه دارند. اهمیت نمادین اولین اعلامیه پس از تأسیس حزب جدید که پس از نماز جمعه در مسجد حاجی بایرام ولی صادر شد را نمیتوان انکار کرد».
سرت میگوید: «تصمیم اوزگور اوزل برای شروع این مسیر با نمایندگان مجلس در پارلمان، با توجه به وضعیت فعلیاش، قطعاً پیام محکمی را ارسال میکند. از فردا، حزب جمهوریخواه خلق به جایگاه پنجم در پارلمان تنزل مییابد. با این حال، حزب جدید به حزب اصلی مخالف تبدیل میشود. در دولت برآمده از حزب عدالت و توسعه، سازوکارهای تعامل سیاسی تا حد زیادی محدود شدهاند، جامعه مدنی معنای خود را از دست داده و نهادهای محلی تحت قیمومیت اداری و قضایی خرد شدهاند، عملکرد سیستم دموکراتیک در ترکیه تا حد زیادی به توانایی حزب جدید در یافتن مسیری معنادار بستگی دارد. همانطور که استراتژی حذف اماماوغلو او را به یک بازیگر سیاسی قویتر تبدیل کرد، اقدام برای حذف حزب جمهوری خلق نیز در جهتی متفاوت از آنچه برنامهریزی شده بود، تکامل یافت و حزب نو از آن تولید یافت».
یک نام معنی دار
سونر یالچین از تحلیلگران چپگرای ترکیه معتقد است که انتخاب نامی مانند «حزب نو» در سیاست صرفاً مسئله انتخاب کلمه نیست و مفهوم «نو» به یکی از قدرتمندترین نمادهای ایدئولوژیک تبدیل شده است.
او میگوید: با پایان جنگ سرد، احزاب سوسیال دموکرات نیز همین مفهوم را پذیرفتند و تونی بلر، با نامیدن خود به عنوان حزب کارگر جدید، اعلام کرد که حزب کارگر بریتانیا در حال کنار گذاشتن سیاستهای سنتی دولتگرایانه خود است. بیل کلینتون با گفتمان دموکراتهای جدید در مسیر مشابهی ادامه داد. گرهارد شرودر، با رویکرد مرکز جدید خود، سوسیال دموکراسی آلمان را با اقتصاد بازار آشتی داد.
سوسیال دموکراتهایی مانند فیلیپه گونزالس، گوران پرسون و پول نیروپ راسموسن احزاب خود را به سمت نئولیبرالیسم سوق دادند.
اسلاوی ژیژک به یکی از بزرگترین پارادوکسهای سیاست معاصر اشاره کرد: در حالی که «نوآوری» دائماً وعده داده میشود، اغلب فقط مفاهیم مورد استفاده تغییر میکنند، در حالی که قدرت و روابط اقتصادی تا حد زیادی یکسان باقی میمانند. بنابراین، حزبی که امروز خود را نو مینامد، نمیتواند صرفاً به عنوان یک انتخاب نام تلقی شود. باید دید این حزب، در عمل، تا چه اندازه نو خواهد بود.
عبور از تردید و دوراهی
رجب گنل از دیگر تحلیلگران ترکیه معتقد است که تاسیس و اعلام حضور حزب نو، به معنی عبور از تردید و دوراهی در سیاست ترکیه بود و حالا اوزگور اوزل برای حفاظت از ارزشهای اساسی جمهوری و دموکراسی، به دنبال آن است که ترکیه را از کابوس عبور دهد. به ویژه در شرایطی که اقتصاد ترکیه به شدت آسیبدیده، استقلال قضایی از دست رفته و عملاً پایههای نهادی دولت، متزلزل شده است. همه ما باید کشوری را بسازیم که در آن بتوانیم به عنوان سوسیال دموکرات، سوسیالیست، کمونیست یا محافظهکار در کنار هم زندگی کنیم. من معتقدم که این دقیقاً همان چیزی است که خط جدید اوزل برای جایگاه حزب باید باشد. کسانی که منابع کشور را غارت میکنند و خود را مصون میدانند، باید بالاخره ما را تنها بگذارند. ما در ترکیهای زندگی خواهیم کرد که در آن دموکراسی، آزادی و حاکمیت قانون مورد احترام است. ما خواهیم دانست که اموال ما را نمیتوان یک شبه مصادره کرد. ما مجبور نیستیم مثل هم فکر کنیم. لازم نیست درک یکسانی داشته باشیم. باید بدانیم که در این کشور جایی برای همه ما وجود دارد. باید باور کنیم که این سرزمین، وطن مشترک ماست. امیدوارم این مسیر اوزگور اوزل باشد. آنگاه میتوانیم ترکیهای را بسازیم که از دموکراسی و آزادیها محافظت میکند و آنها را به عنوان ارزشهای ضروری میبیند. چرا که در 23 سال اخیر و در زمامداری آکپارتی، ارزشهای اساسی ما بدون هیچ تردیدی پایمال شدهاند و این وضعیت، همه ما را مسموم کرده است. صدها هزار نفری که با اوزگور اوزل در خیابانها راهپیمایی میکنند و او را در آغوش میگیرند، نمیخواهند اجازه دهند آینده این کشور تاریک شود».
انتهای پیام/