نگرانی ترکیه از فرسایش خاک و تضعیف کشاورزی

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، همزمان با تداوم بحران اقتصادی در ترکیه و افزایش بیسابقه تورم مواد غذایی در این کشور، کارشناسان درباره وضعیت کشاورزی این کشور، هشدار می‌دهند.

آنان معتقدند که مجموعه‌ای از عوامل جغرافیایی، فاکتورهای مرتبط با تغییرات اقلیمی و تحولات اجتماعی، باعث شده که راندمان تولید در بخش کشاورزی ترکیه سال به سال پایین‌تر بیاید و هزینه‌های آن بالاتر برود.

خانم رنگین اوچکان از کارشناسان و محققین ترکیه، تلاش کرده تا این بحران بزرگ را از یک منظر بینارشته‌ای و فراگیر تحلیل کند. نظر به برخی اشتراکات مربوط به آسیب‌ها و مشکلات کشاورزی ترکیه و ایران، بخش‌هایی از یادداشت این محقق را با هم مرور می‌کنیم:

جایی که خاک، تسلیم می‌شود

سال‌هاست که فقر روستایی به خاطر حمایت ناکافی از کشاورزی، هزینه‌های بالای تولید، مشکلات بازار و تفاوت در سطوح توسعه بین مناطق مورد بحث قرار گرفته است.

معضلات و دگرگونی‌های تجربه شده در مناطق روستایی در سال‌های اخیر، ارزیابی این مشکل را صرفاً از طریق ابزارهای اقتصادی دشوار می‌کند. زیرا مشکلاتی که تولید کشاورزی امروزه با آن مواجه است، فراتر از نوسانات بازار بوده و به طور مستقیم، با شرایط زیست‌محیطی و اجتماعی، ارتباط دارد.

حالا در ترکیه و در مناطق روستایی، چرخه‌های طبیعی که تداوم تولید را تضمین می‌کردند، مانند گذشته عمل نمی‌کنند. الگوهای بارندگی در حال تغییر هستند، آب‌های زیرزمینی در حال کاهش هستند، خشکسالی‌ها بیشتر اتفاق می‌افتند و حاصلخیزی خاک رو به کاهش است.

این موقعیت‌های تلخ، در ظاهر فقط به عنوان تیتر اخبار زیست‌محیطی باقی می‌مانند. با این حال، هر مشکلی در فرآیندهای تولید کشاورزی بر اشتغال، توزیع درآمد، مهاجرت و در نتیجه، زندگی اجتماعی در مناطق روستایی تأثیر می‌گذارد.

بنابراین، رابطه بین بحران زیست‌محیطی و فقر روستایی باید دوباره بررسی شود. ما نمی‌توانیم روند تضعیف مداوم کشاورزی را که امروزه در بسیاری از مناطق ترکیه مشاهده می‌شود، صرفاً به عنوان «تغییر در روش‌های تولید» توضیح دهیم.

این وضعیت منجر به کاهش معیشت جمعیت روستایی، وضعیت ناپایدارتر برای کارهای کشاورزی فصلی و تسریع مهاجرت به شهرها می‌شود. از این گذشته، رابطه بین ظرفیت تولید زمین و شرایط زندگی مردم بیش از پیش آشکار می‌شود.


تحول خاموش در کشاورزی

با نگاهی به تحول کشاورزی در ترکیه از دهه 1980 میلادی، می‌توان دید که روابط تولید به طور قابل توجهی تغییر کرده است. در حالی که سطح مزارع کوچک خانوادگی کاهش یافته، مدل‌های تولید در مقیاس بزرگ در بازار ادغام و گسترده شده‌اند.

از یک سو، ظرفیت تولید با پیشرفت‌های فناوری افزایش یافته و از سوی دیگر، هزینه‌های تولید افزایش یافته است. افزایش هزینه‌های سوخت، کود، خوراک دام، برق و آبیاری، تحرک تولیدکنندگان کوچک را کاهش داده است.

این وضعیت، در عین حال یک تحول اجتماعی است. اکثر کسانی که در مناطق روستایی تولید می‌کردند، از چرخه بیرون انداخته شدند و دیگر از طریق کشاورزی امرار معاش نمی‌کنند. برای بسیاری از روستاییان، کشاورزی یک منبع درآمد مکمل است. این وضعیت بر کل زندگی روستا تأثیر می‌گذارد.

با توجه به دور شدن جوانان از کشاورزی و ماندن سالمندان در روستاها، دانش تولید نمی‌تواند به نسل‌های جدید منتقل شود.

نکته دیگری نیز وجود دارد که به اندازه فشارهای اقتصادی مهم است: آسیبی به نام کاهش قریب‌الوقوع منابع طبیعی. در بسیاری از مناطق ترکیه، زنگ خطر برای منابع آب و خاک به صدا درآمده‌اند.

سال‌ها، بخش کشاورزی شرایط اکولوژیکی را به عنوان یک متغیر خارجی در نظر می‌گرفت. با این حال، امروزه تغییرات اقلیمی به یک عامل تعیین‌کننده مستقیم در تولید تبدیل شده است.

تأثیر این وضعیت، به ویژه در مناطق مستعد خشکسالی، به وضوح مشاهده می‌شود. کاهش سطح آب در آناتولی مرکزی، کاهش آب‌های زیرزمینی در قونیه، افزایش فشار بر آبیاری در آناتولی جنوب شرقی و کاهش عملکرد به دلیل دمای بالا در مناطق اژه و مدیترانه از جمله اثرات بحران آب و هوا بر تولید کشاورزی است.

تلاقی بحران اکولوژیکی و فقر

فاطمه اوزتورک، محقق سیاست‌های زیست‌محیطی، در یک تحقیق علمی مفصل نشان داده که فقر روستایی فعلی ترکیه را نمی‌توان صرفاً با بحران‌های اقتصادی یا سیاست‌های تشویقی ناقص توضیح داد.

به گفته وی، کشاورزی ترکیه با یک محدودیت اکولوژیکی آشکار روبرو است. تخریب خاک، فرسایش، کمبود آب و خطرات مرتبط با آب و هوا، تولید کشاورزی را به بن‌بست می‌رساند.

این مشاهده، چارچوب مهمی برای درک علل فقر روستایی فراهم می‌کند، زیرا اثرات تخریب اکولوژیکی توسط همه اقشار جامعه به طور یکسان احساس نمی‌شود. مشاغل بزرگ می‌توانند به لطف سرمایه‌گذاری‌های فناوری، تسهیلات اعتباری و سیستم‌های بیمه تا حدودی خود را وفق دهند، ولی این فرآیند برای تولیدکنندگان کوچک یکسان نیست زیرا آنها فرصت‌های مشابهی ندارند.

کشاورزان کوچک اغلب اولین کسانی هستند که تحت تأثیر خشکسالی‌های منطقه‌ای قرار می‌گیرند. کاهش کمیت و تنوع محصول، بار بدهی، کاهش درآمد و خروج از تولید اجتناب‌ناپذیر می‌شود. 

یکی از مهمترین پیامدهای بحران آب و هوا، افزایش بیکاری موجود است. به دلیل خشکسالی، درآمد، ساعات کاری، ظرفیت بازپرداخت بدهی و استانداردهای زندگی افراد شاغل در این بخش نیز به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

بنابراین، مشکلات زیست‌محیطی در حال تبدیل شدن به مشکلات اجتماعی هستند. این تحول همچنین نشان می‌دهد که فقر روستایی، ناشی از ناامنی است.

اوزتورک دقیقاً به یکی از این نکات توجه می‌کند. «بحران آب و هوا فقر جدیدی ایجاد نمی‌کند؛ بلکه نابرابری‌های موجود را عمیق‌تر و آشکارتر می‌کند. کسانی که دسترسی محدودی به آب دارند، زمین‌داران کوچک، فاقد سرمایه و فاقد تأمین اجتماعی هستند، بیشترین فشار این بحران را متحمل می‌شوند».

کاهش معیشت کارگران فصلی و کار نامرئی زنان
هر ساله صدها هزار کارگر فصلی کشاورزی برای کار، از زادگاه خود به دیگر استان‌های دور و نزدیک ترکیه نقل مکان می‌کنند. بسیاری از مناطق تولیدی، از برداشت فندق گرفته تا چیدن پنبه، تولید سبزیجات گرفته تا باغ‌ها، توسط این کارگران فصلی اداره می‌شوند. با این حال، آنها اولین کسانی هستند که تحت تأثیر این تحول در تولید کشاورزی قرار می‌گیرند. زیرا کاهش حجم تولید یا کاهش مناطق کشت شده مستقیماً تقاضا برای نیروی کار را کاهش می‌دهد.

وقتی منطقه‌ای به دلیل خشکسالی دچار کاهش محصول می‌شود، یکی از اولین عواقب آن کاهش روزهای کاری است. کارگران فصلی کشاورزی، بدون هر نوع پوشش بیمه تأمین اجتماعی کار می‌کنند و مشکلات بزرگی در زمینه‌هایی مانند مسکن، دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی، آموزش کودکان و حمل و نقل دارند.

وقتی تولید کاهش می‌یابد، کار نیز کاهش می‌یابد. وقتی کار کاهش می‌یابد، درآمد کاهش می‌یابد، و وقتی درآمد کاهش می‌یابد، بدهی‌ها افزایش می‌یابد. بنابراین، هزینه ریسک‌های کشاورزی اغلب بر دوش آسیب‌پذیرترین گروه‌ها است.


در بحث‌های مربوط به تحول روستایی، اهمیت کار زنان اغلب نادیده گرفته می‌شود. با این حال، بخش قابل توجهی از تولید روستایی مبتنی بر کار نامرئی زنان است. زنان در فرآیندهای تولید کشاورزی شرکت می‌کنند، در دامداری مشغول می‌شوند، کارهای مراقبت خانگی را انجام می‌دهند، مسئولیت کودکان و سالمندان را بر عهده دارند و مستقیماً به اقتصاد خانواده کمک می‌کنند.

با وجود این، زنان در مکانیسم‌های تصمیم‌گیری به اندازه کافی نمایندگی ندارند و همچنان مشکلات قابل توجهی در دسترسی به تأمین اجتماعی تجربه می‌کنند. این نابرابری‌ها در دوره‌های بحران زیست‌محیطی بیشتر نمایان می‌شوند.

وقتی ضررهای درآمدی افزایش می‌یابد، بار مراقبت از زنان نیز افزایش می‌یابد. کاهش منابع آب، کاهش تولید کشاورزی یا کاهش معیشت مستقیماً بر زندگی روزمره زنان تأثیر می‌گذارد. در بسیاری از مناطق روستایی، وظیفه حمل آب، مراقبت از حیوانات، تولید داخلی و متعادل کردن بودجه خانواده بر دوش زنان است. 

کار زنان در کشاورزی کار مزدی محسوب نمی‌شود. زنانی که در مشاغل خانوادگی کار می‌کنند به عنوان نیروی کمکی دیده می‌شوند. اگرچه این وضعیت ارزش واقعی نیروی کار را پنهان می‌کند، اما پرداختن به فقر روستایی بدون در نظر گرفتن بُعد جنسیتی، رویکردی ناقص خواهد بود. زیرا برای زنان، فقر به معنای فقر زمانی، بار مراقبت و محرومیت از فرآیندهای تصمیم‌گیری نیز هست.

فراتر از یک رویداد طبیعی
اگرچه بحث‌ها در مورد بحران آب در ترکیه در سال‌های اخیر عمدتاً بر خشکسالی متمرکز بوده، اما به گفته اوزتورک، مشکل آب همچنین موضوع برنامه‌ریزی ناقص است. شیوه‌های نادرست آبیاری، نقص در برنامه‌ریزی مبتنی بر حوضه، استفاده کنترل نشده از آب‌های زیرزمینی و محرومیت جوامع محلی از فرآیندهای تصمیم‌گیری، مشکلات موجود را عمیق‌تر می‌کند. سال‌هاست که از منابع آب طوری استفاده می‌شود که گویی نامحدود هستند. 

روش‌های تولید مبتنی بر آب‌های زیرزمینی در بسیاری از مناطق ترکیه رواج یافته است. با این حال، این انتخاب‌ غلط، اکنون عواقب جدی خود را نشان داده است. خشک شدن دریاچه‌ها، کاهش سطح آب‌های زیرزمینی، افزایش هزینه‌های آبیاری و دسترسی نابرابر به آب، هشدارهای مهمی برای آینده تولید کشاورزی هستند. پایداری کشاورزی بدون برنامه‌ریزی تولید مبتنی بر آب دشوار است. بنابراین، بحران آب نباید به عنوان یک مسئله صرفاً فنی در نظر گرفته شود.


بحث عدالت اقلیمی

اثرات بحران اقلیمی برای همه یکسان نیست. بنابراین، مفهوم عدالت اقلیمی در سال‌های اخیر به موضوع بحث‌های بیشتری تبدیل شده است. افرادی که در مناطق روستایی زندگی می‌کنند، با وجود اینکه مسئول بخش قابل توجهی از انتشار گازهای گلخانه‌ای جهانی نیستند، از جمله کسانی هستند که عواقب تغییرات اقلیمی را به شدت احساس می‌کنند.

خشکسالی، گرمای شدید، کمبود آب و از بین رفتن محصولات کشاورزی ابتدا بر شرایط زندگی آنها تأثیر می‌گذارد. رویکرد عدالت اقلیمی تفاوت بین مسئولیت و آسیب را آشکار می‌کند.

کسانی که بیشترین آسیب را وارد می‌کنند، همان افرادی نیستند که بیشترین رنج را متحمل می‌شوند. بنابراین، هم سیاست‌های کشاورزی و هم سیاست‌های اقلیمی باید این نابرابری را در نظر بگیرند. نباید فراموش کرد که کسانی که در مناطق روستایی زندگی می‌کنند نه تنها تولیدکننده هستند، بلکه صاحبان حق نیز هستند.

جستجوی یک سیاست اجتماعی اقلیمی

رویکرد سیاست اجتماعی اقلیمی، که توسط فاطمه اوزتورک مورد تأکید قرار گرفته، در این مرحله اهمیت پیدا می‌کند. این رویکرد توضیح می‌دهد که سیاست‌های زیست‌محیطی و سازوکارهای حمایت اجتماعی باید با هم در نظر گرفته شوند.

حمایت‌های موقت ارائه شده در دوره‌های خشکسالی یا کمک‌های کوتاه‌مدت در مواقع بحران ممکن است تا حدودی تسکین‌دهنده باشند، اما برای از بین بردن علل سیستماتیک فقر روستایی، به راه‌حل‌های جامع‌تری نیاز است.

مشورت با تولیدکنندگان محلی در فرآیندهای تصمیم‌گیری، اتخاذ گسترده شیوه‌های مدیریت پایدار آب، تقویت دسترسی به تأمین اجتماعی برای کارگران کشاورزی، ایجاد سیستم‌هایی برای کاهش بار بدهی تولیدکنندگان کوچک و تدوین سیاست‌های توسعه‌ای که خطرات اقلیمی را در نظر می‌گیرند، از جمله الزامات اساسی این رویکرد هستند.

علاوه بر این، حمایت از کشاورزی باید برای تضمین پایداری اکولوژیکی تنظیم شود. مدل‌هایی که از خاک محافظت می‌کنند، از آب به طور مؤثر استفاده می‌کنند، تداوم تنوع زیستی محلی را تضمین می‌کنند و از تولیدکنندگان کوچک حمایت می‌کنند، باید بیشتر مورد تشویق قرار گیرند.

زیرا هدف سیاست‌های زیست‌محیطی نه تنها باید حفاظت از طبیعت باشد، بلکه باید پایدار کردن زندگی مردم نیز باشد. برای درک فقر روستایی، لازم است زمین را به عنوان یکی از عناصر اساسی زندگی اجتماعی در نظر بگیریم. زیرا در جایی که زمین از بین می‌رود، نه تنها محصولات کشاورزی، بلکه خود زندگی نیز فرسایش می‌یابد.
انتهای پیام/