«مراقب» فیلم‌های «بی‌همه چیز» باشید!

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، داستان فیلم‌های بدون مجوز در جشنواره‌های خارجی گویا دیگر به یک رویه بدی برای سینمای ایران دارد تبدیل می‌شود. هر از چندگاهی یک فیلم با زیرپا گذاشتن قوانین فرهنگی و سینمایی کشور با مجوز یا بدون مجوز به جشنواره‌های خارجی می‌رود و تلاش می‌کند تا با هنجارشکنی‌ها و فضاسازی‌ها سروصدایی درست کند و در نهایت دیده شود. 

در حالی که راه دیده شدن و افتخارآفرینی‌ جز با کار هنری شرافتمندانه و در گرو هویت و فرهنگ و البته قوانین کشور نیست، برخی دوست دارند تا با شناکردن در خلاف مسیر آب، بیشتر دیده شوند!

جریان فیلم جدید محسن قرایی هم همین است. فیلمسازی که چندسال قبل با فیلم «بی همه چیز» توانست در جشنواره فیلم فجر دیده شود و اتفاقا مورد تحسین برخی منتقدان و داوران قرار بگیرد، اما گویا قله‌های دیگری را در نظر دارد که فتح کند و حالا تصمیم گرفته با رویه‌ای که از پشت کردن به وطن و کشور در روز حمله آمریکا به کشور و با انتشار پست توهین آمیز به رهبر شهید آغاز کرد، این مسیر را به پیش ببرد.

او این‌بار با نمایش فیلمی به نام «مراقب» که از قضا دارای پروانه ساخت هم هست، تلاش کرده تا با محتوای خلاف قوانین برای جشنواره‌های خارجی که با ملاک‌های سیاسی و ضدفرهنگ ایرانی-اسلامی آثار را پذیرش می‌کنند، حضور پیدا کند و جالب اینکه فیلمش در بخش فرعی پذیرفته شده است. نکته جالب اینکه فیلمساز فیلمش را با پروانه ساخت تولید کرده اما باتوجه به محتوای خلاف قانون و فرهنگ کشور، ترجیح داده تا اصلاً پی مجوز نمایش و حضور در جشنواره‌های خارجی را نگیرد. شاید هم تصور او این بوده که بعد از جنگ دیگر خبری از سیستم قبلی نیست و کلا مسیر دیگری را طی کرده است.

در هرحال هرچه که هست کارگردان، مسیری را انتخاب کرده که اشتباه و نادرستی آن خیلی وقت است برای همه اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه روشن شده و حتی عموم مردم هم دیگر از آن بی‌خبر نیستند. نگاه کنیم به سرنوشت فیلمسازانی مانند پناهی که با وجود آنکه می‌توانستند مسیر حرفه‌ای خود را دنبال کنند با بازی خوردن در جرایان اپوزیسیونی و هنجارشکن صرفاً در مدت زمانی کارکرد خاص پیدا می‌کنند و بعد تمام. اما دیگر فیلمسازانی که حتی نگاه انتقادی و یا اعتراضی جدی به حاکمیت دارند با مسیر منطقی و قانونی هم از کارنامه حرفه‌ای خود دور نشدند و هم استقلال خود را حفظ کردند.

اما دو نکته باید در پایان ذکر شود؛ در این شکی نیست که اتفاقات مشابه با راه‌های نرفته سازمان سینمایی صورت می‌گیرد. درست است که این سازمان متولی اینکه فیلمساز چه فیلمی می‌سازد و چه مسیری را شخصاً انتخاب می‌کند نیست اما باید گفت که از سویی سازمان سینمایی صرفاً اعطاکننده مجوز نیست و این کمترین کاری است که سازمان متولی سینمای کشور انجام می‌دهد. بخشی از کار مدیران و رئیس سازمان «بداری»، «تعامل»، «گفتگو» و هدایتگری سینماگرانی است که احتمال می‌رود مسیر خلاف قانون را طی کنند. فیلمسازی که خودش متقاضی پروانه ساخت بوده و با طی کردن مسیر قانون آن را اخذ کرده است و حالا مسیر خلاف قانون را آغاز کرده، به خوبی نشان از فاصله میان او با دستگاه‌ متولی سینمای کشور می‌دهد.

در اینجا سؤال است که چه برنامه و اقداماتی برای تعامل و شنیدن حرف‌های سینماگران معترض یا منتقد انجام شده است؟‌ با رویه‌ای رو به افزایشی که از جریان فیلم‌های زیرزمینی شاهد آن هستیم -که خود مدیران سازمان و مدیران خانه سینما به آن اعتراض دارند-، می‌توان اذعان کرد که بداری و تعامل و هدایت خاصی انجام نمی‌شود.

نکته بعد اهمیت کار دستگاه قضایی کشور است. از آغاز جنگ و با روشن شدن صفوف داخل کشور، دیگر شکی باقی نماند که برخی مرز میان وطن دوستی و وطن فروشی قائل نیستند و با انتشار پست‌هایی علیه مردم، ایران و شخصیت‌های کشوری از جمله رهبر شهید، نشان دادن که دل در گرو این آب و خاک ندارند. دستگاه قضا نیز با ورود خود علیه بازیگرنماها و هنرمندنماهای خارج‌نشین اموال آنان را توقیف کرد و درس عبرتی به برخی  دیگر داد. 

اما حالا این رویه باید سمت دیگرانی که جدای از توهین به هم‌وطنان و شهدا تلاش دارند تا با هنجارشکنی، طی کردن رویه خلاف قانون و سپس بازگشت به سینمای کشور به زیست فرهنگی خود ادامه دهند، گفت که دیگر آن دوران تمام شدنی است و باید این رویه غلط شهرت، هنجارشکنی و توهین و سپس بازگشت به زیست عادی برای همیشه تمام شود.

انتهای پیام/