فراتر از یک فنجان قهوه؛ رسالت فرهنگی یا نمایش روشنفکری در کافه کتاب؟
- اخبار فرهنگی
- اخبار ادبیات و نشر
- 03 مرداد 1405 - 12:49
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، هفته گذشته پلمب چند کافه در خیابان ایرانشهر و سنایی خبرساز شد، تا جایی که برخی در فضای مجازی مدعی شدند که پلمب این کافهها به دلیل نداشتن مجوز صنفی مربوطه بوده است، چرا که این کافهها در اصل کتابفروشی بودهاند و برای گذران معیشت بدون داشتن مجوز تبدیل به کافهکتاب شدهاند. موضوعی که پیگیری خبرگزاری تسنیم از اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران نشان داد که صحت ندارد و هیچ یک از کافههای پلمب شده کافهکتاب دارای مجوز از اتحادیه ناشران نبودهاند. خبرگزاری تسنیم به این بهانه نگاهی داشته به تعریف کافه کتابها بر اساس محوزهای صنفی.
اگرچه پیشینه کافه کتابها به دوره صفویه و قهوه خانههای سنتی باز میگردد، اما در تعریف امروزی، کافه کتابها از اوایل دهه 80 فعالیت خود را آغاز کردند.
در سالهای گذشته که اقتصاد کتابفروشیها در معرض تهدید قرار گرفت و کتابفروشی به یک پروژه اقتصادی با سود اندک تبدیل شد، رفتهرفته کافهکتابها سر برآوردند؛ البته همه آنها نیز به دنبال مشکلات اقتصادی کتابفروشیها ایجاد نشدند، بلکه بسیاری نیز از اساس با هدف کافه فعالیت خود را آغاز کرده و در ادامه چند قفسهای کتاب و البته برنامههای فرهنگی نیز به آنها افزوده شد. تا جایی که امروز کافهکتابهای موفق در ایران، تنها به فروش کتاب یا سرو نوشیدنی محدود نمیمانند. این مکانها با برگزاری برنامههایی نظیر جلسات نقد و بررسی کتاب با حضور نویسندگان؛ شبهای شعر و داستانخوانی؛ کارگاههای آموزشی؛ نشستهای تخصصی فلسفه و هنر و... به یک پاتوق فرهنگی تبدیل شدهاند.
اما کافهکتابها نیز بهمانند کتابفروشیها با مشکلاتی چون افزایش هزینههای اجاره، تأمین هزینههای نگهداری فضای کافه، تأمین هزینههای انرژی و... مواجهاند، در عین حال فروش کتاب در کافهکتابها معمولاً بالا نیست، تا جایی که بسیاری از صاحبان کافهکتابها تأکید میکنند که درآمد بخش «کافه» معمولاً صرف سرپا نگه داشتن بخش «کتاب» میشود.
اما کافهکتابها چه استانداردی باید داشته باشند؟
ابراهیم کریمی رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در این زمینه به تسنیم میگوید: بر اساس قوانین تعریف شده، کافهکتابها باید 70 درصد از فضای کار خود را به کتاب اختصاص داده و 30 درصد را به کافه اختصاص دهند.
وی ادامه داد: در بخش کافه با محدودیت سرو غذای گرم روبرو هستند و تنها مجوز به سرو نوشیدنی گرم و سرد و خوراکیهای صرفا سرد هستند. بنابراین اینکه یک کافه قفسهای را هم به کتاب اختصاص داده باشد، نمیتواند در تعریف کافهکتاب قرار بگیرد و مجوز صنفی دریافت کند.
به گفته کریمی، برخی از کافهها در سالهای اخیر برای بهرهبرداری از مزایایی که افزودن عنوان کتاب میتواند برای آنها داشته باشد، نظیر معافیتهای مالیاتی و بهرهمندی از تعرفههای فرهنگی و کاربری فرهنگی، خواستار دریافت مجوز کافهکتاب بودهاند، اما از استاندارد تعریف شده برای این شغل بهرهمند نبودهاند.
کریمی تعداد کافهکتابهای دارای مجوز از اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران را حداکثر 20 مورد عنوان کرد و افزود: باید توجه داشته باشیم که کافهها از اتحادیه کافهداران مجوز دریافت میکنند، تنها در صورتی که بخواهند کتاب نیز بفروشند و مجوز کافهکتاب داشته باشند به سراغ اتحادیه خواهند آمد.
بررسیها نشان میدهد که امروز، کتابفروشیها نیز برای رهایی از بخشی از تنگناهای مالی و اقتصاد ضعیف، بهاضافه کردن کافه به بخشی از کتابفروشی خود روی آوردهاند؛ به عبارت دیگر، کتابفروشیها اگر در دورهای با افزودن اکسسوری، اسباببازی و لوازمالتحریر تلاش کردند بخشی از فشار اقتصادی را کاهش دهند، امروز با افزودن بخش کوچکی به عنوان کافه تلاش میکنند تا رونقی هر چند کوچک به کسبوکار خود بدهند و پیوندی میان عطر قهوه و کاغذ ایجاد کنند.
جامعه شناسان معتقدند که پدیده کافهکتابها در ایران نشاندهنده تلاش نهادین و مردمی برای بازآفرینی فضاهای فرهنگی در سایه بحرانهای اقتصادی است. از سوی دیگر بخشی از اقتصاد نشر نیز به واسطه افزوده شدن این کافهها در حال چرخش است. ظهور و گسترش کافهکتابها در بافتهای شهری، فراتر از یک تغییر در شیوه دسترسی به کتاب، نشاندهنده یک تحول در سبک زندگی و رفتارهای اجتماعی شهرنشینان است.
اما آیا کافه کتابها صرفا یک پاتوق فرهنگی هستند و طبق استاندارد تعریف شده کتاب بر کالای دیگر در این فضاها غلبه دارد؟
تجربه عینی از پایتخت نشان میدهد که کافه کتابها در تهران با غلبه رویکردهای تجاری بر فرهنگی روبرو هستند، ما در کافه کتابها با غلبه «کافه» بر «کتاب» مواجه هستیم، به عبارت دیگر ما با کافه کتابهای دکوراتیوی روبرو هستیم که کتاب از جایگاه یک کالای فرهنگی به یک ابزار دکوراتیو برای ایجاد اتمسفر تبدیل شده است و کتاب اغلب در این پاتوق های تبدیلی به کالایی برای پز روشنفکرانه تبدیل شده است.
این در حالی است که کافه کتابها پتانسیل بالایی برای حوزه فرهنگ دارند، برگزاری کارگاهها، جلسات نقد کتاب و نمایشهای کوچک در این فضاها میتواند منجر به ایجاد یک جامعه کوچک فرهنگی شود. کافه کتابها اگر بتوانند میان توازن اقتصادی و رسالت فرهنگی خود پیوند برقرار کنند، میتوانند بخشی از بازسازی حیات فرهنگی در شهرها را به دوش بکشند.
موفقیت این فضاها در گرو توانایی آنها در حفظ توازن میان «فرهنگ» و «تجارت» است؛ جایی که کتاب نه فقط یک کالا، بلکه ستون اصلی فضا باشد.
انتهای پیام/