تکاپوی عربستان، ترکیه، مصر و پاکستان برای بازتعریف نظم غرب آسیا
- اخبار بین الملل
- اخبار تولیدات دفاتر خارجی
- 31 تير 1405 - 19:54
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، تلاشها برای بازتعریف نظم امنیتی منطقهای دقیقا از سال 2023، همزمان با عملیات طوفان الاقصی آغاز شد. رژیم اشغالگر قدس تلاش کرد تا با تضعیف نیروهای وابسته به ایران و درنهایت حمله نظامی به ایران با مشارکت ارتش تروریستی آمریکا، نظم امنیتی خاورمیانه را تغییر دهد و خود را به عنوان هژمون غرب آسیا تثبیت کند.
درواقع ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی، برای تثبیت موقعیت خود در خاورمیانه به طور کلی دو استراتژی را دنبال کردند: یکی اینکه کشورهای خاورمیانه به قدری از نظر اقتصادی و حتی سیاسی وابسته به آمریکا شوند که استقلال تصمیمگیری مستقل را نداشته باشند و یا اینکه در صورت عدم تمکین، کشور مورد نظر تا حد امکان حتی با عملیات نظامی تضعیف شود. نمونه کشورهای دسته اول را میتوان در کشورهای حاشیه خلیج فارس جستجو کرد که عملا سیاست «دنبالهروی» را در قبال آمریکا اتخاذ کردهاند.
ایران اما از جمله دومین دستهبندی است. ایران با شکل دادن به محور مقاومت، تشکیل حلقه آتش اطراف سرزمینهای اشغالی و به چالش کشیدن نیروهای آمریکایی در منطقه، تلاش کرد تا نظم منطقهای را به سود خویش تغییر دهد و جایگاه خود را به عنوان قدرتی منطقهای تثبیت کند. درواقع تهران با گسترش عمق ژئوپلیتیک خود فراتر از مرزهای ایران موفق شده بود تا شبکهای نامتقارن از بازدارندگی را برای خود ایجاد کند.
این شبکه بعد از سال 2023 و بعد از عملیات طوفان الاقصی مورد هجوم اسرائیل و متحدان آن قرار گرفت، تا جایی که علاوه بر ادعاهای واهی مقامات ارشد آمریکایی، بسیاری از اندیشکدههای آمریکایی و غربی هم ایران را در شکنندهترین و ضعیفترین حالت خود تصور میکردند. آنها فکر میکردند با تضعیف اهرمهای بازدارندگی ایران در منطقه، درواقع این خود ایران است که رفته رفته تضعیف میشود . اساسا بر پایه همین مفروضه غلط بود که نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی تلاش کرد رئیس جمهور آمریکا را به ادامه کارزار نظامی علیه ایران با وعده سرنگونی نظام اسلامی تشویق کند و به همین خاطر بود که جنگ رمضان آغاز شد.
جنگ رمضان و تغییر موازنه قوا در منطقه
جنگها به اعتبار بسیاری از اندیشمندان، قابلگان تاریخاند و از دل جنگها نظمهای جدیدی بروز پیدا میکنند. جنگ رمضان، با هدف پایان سریع و با حمایت ضمنی برخی از کشورهای عرب منطقه آغاز شد. درواقع تصور بر این بود که ایران پس از این جنگ، عملا از معادلات امنیتی یا کنار گذاشته خواهد شد یا نقشی حاشیهای خواهد گرفت. اما همانگونه که واضح است، اهداف استراتژیک جنگ رمضان محقق نشد و ایران موفق شد در عرصه نظامی پیروزی استراتژیک قابل توجهی را به دست آورد. حال سوال اینجاست که پس از این جنگ، کشورهایی مانند ترکیه، عربستان، مصر و پاکستان چه اقداماتی انجام خواهند داد؟
به باور بسیاری از ناظران تحولات منطقهای جنگ رمضان، باعث بازتعریف مناسبات امنیتی کشورهای منطقه شده است. میزان خرید ادوات نظامی توسط کشورهای مذکور به طرز قابل توجهی افزایش یافته است. خرید جنگندههای چینی توسط پاکستان، تلاش برای خرید اف 35 توسط ترکیه و خریدهای نظامی عربستان نشان میدهد که هرکدام از این کشورها به فکر افزایش سطح بازدارندگی خود در برابر تهدیدات منطقهای هستند.
به نظر میرسد آنکارا در این بین، منافع مشترک بیشتری با ایران داشته باشد. منازعات ترکیه و رژیم صهیونیستی در روزهای اخیر بیش از پیش افزایش یافته است، حتی به بیان برخی خبرگزاریها اسرائیل از فروش جنگندههای اف 35 به ترکیه نگران شده است. به طور کلی میتوان گفت دو راهبرد برای کشورهای مذکور دربرابر ایران وجود دارد: موازنهسازی و سیاست هجینگ یا متوازنسازی.
به نظر میرسد کشورهای عربی به ویژه عربستان سعودی، این دو سیاست را به طور همزمان دنبال خواهد کرد. درواقع همزمان با افزایش خریدهای نظامی خود تلاش در موازنهسازی روابط خود با ایران و آمریکا خواهد کرد. براین اساس احتمالا کشورهایی مانند عربستان و مصر به سوی بهبود روابط خود با ایران حرکت کنند ولی به شکلی همزمان دست به موازنهسازی علیه ایران بزنند. به همین خاطر دیپلماسی ایران در این مرحله باید فعالیت خود را معطوف به این موضوع کند و بطور همزمان از احتمال شکلگیری ائتلافی هرچند ضمنی بین این کشورها جلوگیری کند. این موضوع میتواند در تلاش برای بهبود روابط با عربستان و پاکستان که پیمانی نظامی با یکدیگر دارند نیز نمود پیدا کند.
به طور کلی میتوان مدعی شد که نظم امنیتی پس از جنگ رمضان، به شکلی جدی درحال تغییر است. از طرفی شکاف میان عربستان و امارات بیشتر شده است و کشورهای عربی و دیگر کشورهای منطقه در تلاش برای موازنهسازی در برابر ایران و به صورت موازی تلاش در پیگیری نوعی سیاست متوازن خواهند بود. برای مثال عربستان تلاش خواهد کرد تا با افزایش هزینههای نظامی و همچنین ایجاد خط لولهای برای دور زدن تنگه هرمز، در مقابل ایران خود را تقویت کند. ریاض علاوه بر این وابستگی نظامی خود را به ایالات متحده افزایش خواهد داد و خواه ناخواه سیاستهایی را دنبال خواهد کرد که منافع ایالات متحده را دنبال کنند.
اما در مورد ترکیه وضعیت قدری متفاوت است. آنکارا در سالهای اخیر بر سر مسائل مختلفی از جمله پرونده سوریه درحال منازعه با تلآویو است و از این نظر فرصتی برای ایران وجود دارد تا با بهبود مناسبات امنیتی خود با ترکیه، دربرابر موازنهسازی کشورهای دیگری مانند عربستان و مصر انشقاق ایجاد کند. اصرار رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه برای خرید جنگندههای جدید اف 35 نیز گویای این موضوع است که آنکارا بیش از پیش به ایجاد اهرمهای بازدارندگی اهمیت میدهد. همچنین لفاظیهای اخیر نتانیاهو و مقامات ترکیه علیه یکدیگر، گویای منازعهای است که این دو کشور با یکدیگر دارند و ممکن است در محاسبات امنیتی ترکیه حائز اهمیت باشد.
به طور کلی میتوان چنین ادعا کرد که با توجه به سیالتر شدن نظم امنیتی در خاورمیانه و یا به عبارتی گذار در نظم امنیتی پیشین، کشورهای مختلف منطقه، فرصتی را برای تثبیت جایگاه خود در نظم جدید منطقه احساس کردهاند و به همین ترتیب تلاش خواهند کرد تا در گذار به وجود آمده، نظمی را به وجود آورند که منافع ملی خود را تامین کنند.
در این بین کشورهای مختلف تلاش خواهند کرد تا همزمانی که به تقویت خود میپردازند، روابط خود را با ایران ادامه داده و حتی آن را بهبود بخشند. نمونه آن را میتوان در تلاشهای عربستان در بهبود روابط خود با ایران مشاهده کرد. به همین صورت ایران نیز همزمانی که باید تلاش بر شبکهسازیهای جدید در منطقه کند، باید تلاش کند که روابط خود را با کشورهای مختلف منطقه بهبود بخشد.
نویسنده: محمد بیات، کارشناس مسائل غرب آسیا
انتهای پیام/