اقتصاد مقاومتی؛ نسخه بومی و علمی برای اقتصاد درون‌زا و برون‌گرا

به گزارش خبرگزاری تسنیم از نطنز، اقتصاد مقاومتی موضوعی بسیار گسترده و استراتژیک است که ابعاد مختلفی از حکمرانی، تولید، دانش‌بنیان بودن و عدالت اجتماعی را در بر می‌گیرد.

اقتصاد مقاومتی به معنای «اقتصادی است که در شرایط فشار، تحریم یا دشمنی‌های بیرونی، نه تنها تسلیم نمی‌شود، بلکه به شکوفایی و رشد پایدار خود ادامه می‌دهد.»

نکته مهم این است که این رویکرد تنها یک راهکار برای زمان بحران نیست، بلکه یک الگوی علمی و بومی است که هدف آن رسیدن به «اقتصاد درون‌زا و برون‌گرا» است و این مهم دارای ارکان و رویکردهای کلیدی است.

برای درک بهتر، این مفهوم را می‌توان در پنج محور اصلی خلاصه کرد که اولین آن مردمی کردن اقتصاد است که به معنی مشارکت واقعی مردم در فعالیت‌های اقتصادی و واگذاری امور به بخش خصوصی و تعاونی‌ها در راستای کاهش تصدی‌گری دولت است.

دانش‌بنیان بودن یکی دیگر از محورهای اصلی اقتصاد مقاومتی است که به معنی محوریت علم و فناوری در تولید، تبدیل دانش به ثروت برای افزایش بهره‌وری و کاهش وابستگی به واردات تکنولوژی‌های حساس است.

عدالت‌محوری دیگر محور اصلی قلمداد می‌شود که می‌توان آن را در کاهش شکاف طبقاتی، توزیع عادلانه ثروت و توجه به مناطق محروم که منجر به افزایش تاب‌آوری کل جامعه می‌شود، معنا کرد.

درون‌زایی چهارمین محور اصلی اقتصاد مقاومتی قلمداد می‌شود که به معنی تکیه بر ظرفیت‌ها، منابع، نیروی انسانی و استعدادهای داخلی و پنجمین محور برون‌گرایی به معنی تعامل هوشمندانه و سازنده با اقتصاد جهانی از طریق صادرات غیرنفتی، جذب سرمایه و انتقال تکنولوژی بدون اینکه دچار انفعال یا وابستگی استراتژیک شویم، معنی شود.

این سوال مطرح است که چرا اقتصاد مقاومتی اهمیت دارد و این سوال را می‌توان در چندین بخش توجیه کرد ک6 اولین آن خنثی‌سازی تحریم‌ها و تبدیل تهدیدها به فرصت از طریق اصلاح ساختارهای معیوب است.

قطع وابستگی به نفت و کاهش اثرپذیری بودجه کشور از نوسانات و فشارهای سیاسی بازار جهانی نفت را می‌توان دومین دلیل اهمیت اقتصاد مقاومتی دانست و ایجاد رشد پایدار نیز دیگر دلایل اهمیت اقتصاد مقاومتی است.

برخلاف رشد مبتنی بر مصرف‌گرایی، اقتصاد مقاومتی بر «تولید محور بودن» تأکید دارد که باعث پایداری اشتغال و ارزش‌افزوده می‌شود.

افزایش امنیت ملی دیگر اهمیت اقتصاد مقاومتی محسوب می‌شود چراکه با اجرایی شدن آن وابستگی کمتر در حوزه‌های راهبردی مثل دارو، غذا و سوخت ایجاد شده و دست قدرت چانه‌زنی کشور را در سیاست خارجی بالا می‌برد.

اقتصاد مقاومتی با اقتصاد ریاضتی تفاوت‌های بسیار زیادی دارد؛ یک سوءبرداشت رایج، یکی دانستن «اقتصاد مقاومتی» با «اقتصاد ریاضتی» (Austerity) است در حالی که در اقتصاد ریاضتی، دولت‌ها برای کاهش بدهی‌ها، بودجه رفاهی و عمومی را محدود می‌کنند.

نتیجه اقتصاد ریاضتی آن است که فشار به مردم می‌آید اما در اقتصاد مقاومتی هدف «افزایش توانمندی» و «تولید ثروت بیشتر» است تا کشور در برابر فشارهای خارجی آسیب‌ناپذیر شود.

یادداشت از رضا زمانی، دکتری علوم سیاسی

انتهای پیام/804