کار حکومت الهی مقابله با جاهلیت است

حجت‌الاسلام‌والمسلمین علی امینی‌نژاد، استاد درس خارج حکمت و عرفان اسلامی، در گفت‌و‌گو با خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، به بررسی ابعاد تشییع و نماز آیت‌الله جوادی آملی بر پیکر رهبر شهید انقلاب پرداخت و گفت: این تجلیل باشکوه از یک حاکم یعنی تجلیل از سیاست الهی که در ولایت فقیه دنبال آن هستیم. وقتی گفته می‌شود سیاست ما عین دیانت ماست یعنی همین. نه سیاست‌بازی که با اهداف دنیوی و همان که از حاکمان دیگر مشاهده می‌کنیم. حتی افرادی که موفق به حضور در تشییع نشدند، در دل همراه هستند. مردم می‌فهمند، اشتباهاتی که گاهی از مسئولین سر می‌زند؛ اما در جمع‌بندی به این تشخیص رسیده‌اند که این راه ما را به حکومت معصومانه امام زمان می‌رساند.

وی یکی از این شگفتی‌ها در تشییع در قم را نماز با شکوه حضرت آیت‌الله جوادی آملی دانست و افزود: نمازی که خوانده شد و دعاهای بعد از تکبیر چهارم، در همان فضای درک آیت‌الله جوادی از فلسفه سیاسی اسلام است. ایشان معتقد است یک جهل داریم، یک جهالت و یک جاهلیت؛ جهل را حوزه‌های علمیه با علم آموزی برطرف می‌کنند، جهالت را با منبرها و وعظ‌ها و کار تربیتی برطرف می‌کنند؛ اما جاهلیت را با پند و درس نمی‌توان حل کرد. نظام امامت لازم است تا مسأله آن را حل کند. جاهلیت یک ساختار و نظام مستبدانه. جاهلانه است که از روی قصد و عمد بر مدار جنایت پیش‌ می‌رود. حکومت و سیاست الهی و اسلامی می‌خواهد تا جاهلیت را سرجای خود بنشاند. این نیاز به تنبیه دارد، نیاز به خلافت به سیف دارد.

استاد درس خارج حوزه علمیه قم با اشاره به بیانات آیت‌الله جوادی آملی، اظهار کرد: حوزه‌ها و اساتید همگی زیر مجموعه نظام امامت به حساب می‌آیند و کار اصلی و اساسی را نظام امامت انجام می‌دهد. واضح است که وقتی به امام خمینی و یا رهبر شهید یا رهبر حاضر را امام خطاب می‌کنیم از باب نیابت ایشان از امام است. یعنی نائب الامام هستند و نائب الامام بواسطه این نیابت خودش امام است.

وی تعابیر ویژه در نمازی که حضرت آیت‌الله جوادی خواندند را اصل شهادت ایشان درباره امام شهید دانست و اضافه کرد: تعبیر به: مجاهداً، ورعاً، متألهاً... که نشان می‌دهد سیاست اسلامی و حاکم اسلامی باید این ویژگی‌ها را داشته باشد و گواهی دادند که حقیقتا زعیم ما این جایگاه را دارند. همچنین از علامه حسن‌زاده داریم که وقتی درباره رهبر شهید سخن به میان آورده‌اند از تعابیری استفاده کرده‌اند چون: «رهبر عظیم‌الشأن خود را دوست بدارید، عالمی، رهبری، مؤمنی، موحدی، سیّاسی، دینداری، ربانی، منزه، کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما، قدر این رهبر ولی وفیّ را بدانید...» در واقع شهادت می دهد به یک انسان سالک توحیدی؛ هر موحدی حاکم اسلامی نمی‌شود موحد سیّاس می‌تواند.

وی در ادامه افزود: شهادت‌هایی که علامه حسن زاده هم فرمودند، ضرورتاً به معنای رسیدن به مراتب کشف و شهود عرفانی برای امام شهید نیست. محی الدین بن عربی در فتوحات مباحثی دارد که دقیقا به ولی فقیه اشاره دارد و می‌گوید، در هر زمانی از زمان‌هایی که معصومین غایب از مردم‌اند، خداوند متعال، اولیاء حکیمی دارد و لازم نیست این افراد خودشان واقف باشند که ولی خدا هستند، لازم نیست اهل کشف و شهود باشند که خداوند بر دلهای آن‌ها، آنچه مصلحت امت است را می‌افکند و به وسیله آن‌ها اجتماعات را اداره می‌کند. قصد دارم بگویم جایگاه امام شهید ما چنین جایگاهی بود. ضرورت ندارد که ایشان اهل مکاشفات آنچنانی باشد، هرچند کراماتی نقل شده اما لازم نیست در عالم برزخ و عالم عقل ورود داشته باشند، بسیاری از اوقات به خاطر مصالح و موانعی، پرده‌های این عوالم بر کسی که واقعا محبوب خداست و ولی خداست ممکن است برداشته نشود و با آن انصرافی که با مرگ پیش می‌آید، این شخص چنان اوج می‌گیرد و مراتب عالی را طی می‌کند.

استاد حوزه با اشاره به تعابیر علامه جوادی آملی در نماز بر پیکر قائد شهید امت گفت: این کلمات گواهی به این مطلب بود که امام شهید در این مسیر سلوک بودند. اینکه فرمودند: «انه نزل متألها» در همین مسیر جهاد و اعمال سیاست الهی به شهادت رسیدند. معمولا نزل بک بکار می‌رود؛ اما ایشان نزل عندک فرمودند، شاید این عندک اشاره دارد به آیاتی از قرآن همچون:«عند ملیک مقتدر» یا «بل احیاء عند ربهم یرزقون» که مقام قرب شدید را می‌رساند. تفکیک دو واژه قتیل و شهید که در دعای ایشان آمده هم محل تأمل است، زیرا بسیاری از افراد همچون علما به مرتبه شهدا می‌رسند؛ اما ممکن است قتیل نباشند؛ ایشان هم شهید بود و هم قتیل به این معنا که موت او، موت طبیعی نبود و قتل بود.

وی در ادامه ولایت فقیه را مظهر اسماء جلالی الهی معرفی کرد و افزود: نکته دیگر اینکه اساسا جایگاه امامت و در امتداد آن جایگاه ولایت فقیه جایگاه مظهریت به اسماء الله جلالی است. برخی انبیاء خلیفه به سیف بودند. پیامبر اسلام فرمودند من خلیفه به سیف هستم. این یعنی اسلام دین حکومت است. اگر زمانی ظرفیت تشکیل حکومت اسلامی نبود، اسلام را می‌توان به شئون دیگرش اجرا کرد؛ اما باید مقدمه شکل‌گیری حکومت اسلامی باشد، در مسیر تشکیل حکومت باشد ولو اینکه دور باشد و طول بکشد اما باید هدف حکومت باشد.

استاد امینی‌نژاد منظور از هدف‌بودن حکومت را هدف راهبردی دانست و گفت: حکومت خودش وسیله است؛ اما عالی‌ترین وسیله است برای اینکه انسان‌ها به قرب الهی و رضوان الهی برسند. تشکیل حکومت بهترین ابزار بسترساز برای خود و دیگران است و برای رسیدن به مقامات عالیه است. اسلام از این نظر جایگاه امامتش مظهر اسماء جلالی است. در همین نماز آیت‌الله جوادی شهادت دادند که امام شهید، حقیقتا این مظهریت را اعمال کرد و کسی وقتی مظهر اسمی می‌شود در نقطه بازگشت و رجوع هم با همان اسم نازل می‌شود:«نزل بعزّ جلالک و جبروتک» این جبروت منظور عوالم نیست یعنی او مظهر اسماء الهی بود؛ زیرا ولی فقیه باید مظهر عظمت باشد.

وی ادامه داد: آیت‌الله جوادی می‌فرماید:«انه نزل بک قتیلا لاُمة الاسلامیه و سیاستها....» در راه سیاست امت مسلمان و حفظ کیان اسلامی کشته شده‌است. نکات دیگر هم مثلا تکرار واژه نزل، که ممکن است از باب تأکید یا به منظور بیان نحوه تدریج و مراتب بوده باشد؛ و در نهایت به بیان ضعف و خاکساری نسبت به حق می پردازد: «یا من یقبل الیسیر...» یعنی هرآنچه گفته شد از صفات رهبر شهید در پیشگاه تو هیچ است هم از او و هم از ما هرچه داریم یسیر است. او بنده تو و محتاج به توست، او را با ائمه محشور کن و ما را با او.

خبرنگار: زهرا شعبان زاده

انتهای پیام/