عادت حساسیت‌های اخلاقی جامعه را از بین می‌برد

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، غلامرضا ظریفیان عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در پنجمین نشست از سلسله‌نشست‌های خانه اندیشمندان علوم انسانی که  در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد  به بازخوانی نقادانه پیوند میان نهضت عاشورا و زیست مؤمنانه پرداخت.

 ظریفیان با طرح پرسشی بنیادین درباره نسبت جامعه امروز شیعی با واقعه عاشورا اظهار داشت: در ارتباط با واقعیت عاشورا خارج از نظریه‌ها و قرائت‌هایی که این حادثه را به بحث گذاشته‌اند باید پرسید ما با کدام حسین(ع) زندگی می‌کنیم. این نوع زندگی در جامعه ما و جوامع شیعی دیگر مثل عراق و لبنان جاری و ساری است و با این­که این ارادت بسیار ارزشمند است اما باید دید تا چه اندازه با حقیقت تاریخ‌ساز آگاهی‌بخش و رهایی‌بخش حرکت امام حسین(ع) فاصله داریم. بخشی از این حسینی که ما با آن زندگی می‌کنیم برساخته تخیل‌های خودمان عادت‌هایمان و نیازهای خاص ماست و پرسش اساسی این است که آیا ما با حسین(ع) عادت‌واره زندگی می‌کنیم یا با حقیقت حسین(ع).

وی در ادامه به تبیین رویکردهای مختلف در مواجهه با عاشورا پرداخت و نخستین رویکرد را رویکرد مصیبت‌محور معرفی و افزود: عاشورا جاودانگی‌اش در این است که هم حماسه است و هم مصیبت و نمی‌توان مصیبت آن را نادیده گرفت اما نباید در آن متوقف شد. شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی نقدهای تاریخی مهمی بر این رویکرد وارد کرده است و بخش قابل توجهی از زیست‌جهان ما شامل برخی نوحه‌ها، هیئت‌ها ،محافل خاص، و کتاب‌ها به شدت تحت تأثیر رویکرد مصیبت‌محور است که این نشان می­دهد ما عاشورا را فقط در مصیبت می‌بینیم. طبق این نظریه مصیبت را اصل قرار می‌دهیم و براساس آن الهیات و تفسیر خود را تولید می‌کنیم، گویی خداوند خواسته است ما امام حسین (ع) را فقط در گریه و زاری ببینیم نه در آن هدف غایی که برای آن خون داد یعنی نجات بندگان از جهل خرافات و رفتارهای غیرعقلانی بود.

عضو هیات علمی دانشگاه تهران افزود: نتیجه این نگاه فقط بر مصیبت تمرکز دارد و  عدالت اجتماعی نهفته در عاشورا نادیده می­گیرد که باعث می­شود مسئولیت‌های اجتماعی ما کمرنگ ‌شود و از همه مهم­تر دین از عرصه نقد قدرت خارج می‌شود. البته سینه‌زنی و گریستن بر امام حسین(ع) بسیار ارزشمند است اما به شرطی که آن آگاهی‌بخشی فراموش نشود و حماسه به حاشیه نرود. اما متأسفانه وقتی مصیبت اصل می‌شود ما در برابر همان جریانی که امام برای اصلاح آن قیام کرد سکوت می‌کنیم و به راحتی از کنارش می‌گذریم، چرا که اگر امام حسین(ع) امروز زنده بودند شاید تعجب می‌کردند که چرا ما بر این مسائل می‌گرییم در حالی که ایشان برای اهداف متعالی‌تری آن همه رنج و مصیبت را تحمل کردند.

وی در ادامه به رویکرد عاطفه‌محوری مطلق اشاره کرد و اظهار داشت: قطعاً عاشورا سرشار از عاطفه است اما تصویری که در بسیاری از کتاب‌ها و منابر از امام حسین(ع) نشان داده می‌شود تصویری است که انگار امام هیچ توجهی به زمینه‌های سیاسی و اجتماعی نداشت و صرفاً شور شهادت ایشان را گرفته بود. برخی می‌گویند امام می‌خواستند شهید شوند در حالی که ما امام حسین (ع)را چهار ماهه در مقطع عاشورا می‌بینیم اما ایشان ده سال امام بودند در حالی که آن نُه سال و هشت ماه امامت ایشان دقیقاً در دورانی سپری شد که ایشان با انسانی بسیار زیرک و حیله‌گر مانند معاویه مواجه بودند. امام حسین(ع) در آن دوران برنامه داشتند تحلیل می‌کردند و با نخبگان به گفت‌وگو می‌نشستند. نامه‌های امام به معاویه را بخوانید که نشان می‌دهد ایشان نگاهی کاملاً عقلانی و تحلیلی به وضعیت موجود داشتند و بی‌گدار به آب نمی‌زدند و در آن نُه سال و هشت ماه صبر و تاب‌آوری بسیاری از خود نشان دادند

غلامرضا ظریفیان در پایان با اشاره به این­که عادت چگونه عدالت را می‌کشد بیان داشت: عادت حساسیت‌های اخلاقی جامعه را از بین می‌برد. روز اول بی‌عدالتی انسان را آزرده می‌کند اما به مرور زمان وقتی به بی‌عدالتی عادت کردیم دیگر آن را نمی‌بینیم. عادت عقل انتقادی را تعطیل می‌کند و در عصر اموی مسلمانانی که اهل بیت(ع) را دوست داشتند نمی‌پرسیدند چرا خلافت موروثی شده چرا بیت‌المال نابرابر تقسیم می‌شود و چرا فرزند پیامبر(ص) تحت فشار است. عادت وجدان را خاموش می‌کند و فاجعه بزرگ عاشورا این نبود که عده‌ای بر حسین بن علی(ع) شمشیر کشیدند بلکه فاجعه بزرگتر این بود که بخش زیادی از جامعه این جنایت را دیدند و سکوت کردند چراکه عادت کرده بودند این صحنه‌ها را ببینند و واکنشی نشان ندهند. بنابراین  یکی از بزرگ‌ترین آسیب‌های زیست مؤمنانه و دین‌داری ما این است که یاد گرفته‌ایم امام حسین(ع) را با ترازوی عادت‌هایمان بسنجیم و آموزه‌های ایشان را با مسائل فرعی جایگزین کنیم، در حالی که باید با نگاه تحلیلی و انتقادی با امام حسین(ع) مواجه شویم.

انتهای پیام/