ایران و افق گشایی تمدنی جهان
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 28 تير 1405 - 11:36
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حجتالاسلام والمسلمین حمید پارسانیا استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در نشست علمی با موضوع تداوم تاریخی وحدت ایران و راهبری انقلاب اسلامی در جهان که از سوی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران برگزار شد، بر جایگاه تمدنی ایران در شکل دهی به نظم نوین جهانی تاکید کرد.
حجت الاسلام پارسانیا در ابتدای نشست با مرور تحولات پس از جنگ جهانی اول و دوم اظهار داشت: جهان در آن دوران به دو بلوک شرق و غرب تقسیم شد، تقسیمبندیای که تنها یک عنوان سیاسی نبود، بلکه هویت کشورها، دولتها و حتی افراد را در نسبت با یکی از این دو اردوگاه تعریف میکرد. اما با پیروزی انقلاب اسلامی، این معادله دچار تحول شد و در منطقه، جبههای مبتنی بر مقاومت در برابر سلطه شکل گرفت. همچنین جنگ اخیر نیز نشان داد که معادلات گذشته دیگر پاسخگوی واقعیتهای جدید نیست، زیرا دو قطب سنتی جهان، عملاً در حمایت از یک جبهه قرار گرفتند و این مسئله، از ظهور پدیدهای متفاوت در مناسبات بینالمللی حکایت دارد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به نظریههایی همچون پایان تاریخ و برخورد تمدنها افزود: آنچه امروز در عرصه جهانی در حال وقوع است، فراتر از این نظریههاست و نشانههای شکلگیری یک حرکت تمدنی جدید را میتوان مشاهده کرد، حرکتی که صرفاً به جابهجایی قدرتهای سیاسی محدود نیست، بلکه از تغییر در بنیانهای فرهنگی و معرفتی جهان خبر میدهد.
وی با مقایسه شرایط کنونی با دوران ظهور اسلام تصریح کرد: همانگونه که در بستر درگیری دو امپراتوری ایران و روم، زمینه ظهور تمدنی نو فراهم شد، امروز نیز ایران در مرکز شکلگیری حرکتی قرار گرفته است که میتواند افق تازهای پیش روی بشریت بگشاید و در کنار تمدن مسلط غرب، الگوی متفاوتی از حیات انسانی ارائه کند.
حجت الاسلام پارسانیا افزود: این جایگاه، بیش از آنکه در حوزه نظری تبیین شده باشد، در عرصه عمل خود را نشان داده است و از این رو، جامعه علمی کشور باید با تولید ادبیات نظری، ابعاد مختلف این حرکت تمدنی را روشن سازد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه بر ضرورت هماهنگی میان نهادهای علمی، فرهنگی و سیاسی تأکید کرد و اظهار داشت: اگر ایران در آستانه یک حرکت تمدنی قرار گرفته است، همه این نهادها باید متناسب با این مسئولیت تاریخی ایفای نقش کنند، زیرا در یک حرکت تمدنی، اگرچه قدرت سیاسی اهمیت دارد، اما فرهنگ، علم و اندیشه، ستونهای اصلی این تحول هستند.
این استاد دانشگاه تهران با اشاره به ظرفیت دانشگاهها، بهویژه دانشگاه تهران، بیان داشت: این دانشگاه میتواند به یکی از مهمترین مراکز اندیشهورزی درباره آینده تمدنی ایران تبدیل شود و اتاقهای فکر آن، با بازاندیشی نظری، جایگاه جمهوری اسلامی را در نظم جدید جهانی تبیین کنند.
پارسانیا سپس به واکاوی مبانی معرفتی تمدن غرب پرداخت و خاطر نشان کرد: فرهنگ مسلط جهان امروز بر پایه عقلانیت ابزاری شکل گرفته است؛ عقلانیتی که هدف اصلی آن سلطه بر طبیعت، کنترل جهان و بهرهبرداری حداکثری از امکانات مادی است.
وی با اشاره به دیدگاههای ماکس وبر تصریح کرد: تمدن مدرن، علم را ابزاری برای پیشبینی، کنترل و مدیریت جهان میداند و از همین رو، پرسشهایی مانند حقیقت هستی، وجود خداوند، غایت انسان و مسائل متافیزیکی را از حوزه علم کنار گذاشته است.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: بسیاری از متفکران، بهویژه اندیشمندان مکتب فرانکفورت، همین عقلانیت ابزاری را منشأ بحرانهای فرهنگی و زیستمحیطی عصر جدید دانستهاند، زیرا در این نگرش، طبیعت صرفاً ماده خامی برای تصرف انسان تلقی میشود. حتی فلسفه علم جدید نیز نشان داده است که علم، بر مجموعهای از پیشفرضها و پارادایمهایی استوار است که خود، با روش تجربی قابل اثبات نیستند و این مسئله، محدودیتهای معرفتی علم مدرن را آشکار میسازد.
وی با بیان اینکه تمدن غرب، علم را در خدمت قدرت قرار داده است، اظهار کرد: در این نگاه، انسان موجودی ابزارساز و علم نیز صرفاً ابزاری برای تولید ابزارهای سخت و نرم تلقی میشود، در حالی که بسیاری از معارف بنیادین درباره مبدأ، معاد و حقیقت هستی، از قلمرو علم خارج شدهاند. در مقابل، ضرورت بازگشت به مبانی معرفتی تمدن اسلامی مهم است، چرا که هر تمدنی بر مجموعهای از مفاهیم بنیادین استوار است و تمدن اسلامی نیز بر پایه مفاهیمی چون توحید، خلقت، علم و حقیقت شکل گرفته است.
پارسانیا با اشاره به دیدگاههای سید محمد نقیب العطاس افزود: گسترش اسلام در بسیاری از مناطق جهان، پیش از آنکه نتیجه قدرت سیاسی باشد، محصول انتقال مفاهیم بنیادین فرهنگ اسلامی بوده است؛ مفاهیمی که به تدریج ساختار فکری جوامع را دگرگون کردهاند. همانگونه که تمدن غرب توانست مفاهیم بنیادین خود را جهانی کند، تمدن اسلامی نیز با تکیه بر جهانبینی توحیدی، ظرفیت ارائه افقی متفاوت برای بشر امروز را دارد.
استاد دانشگاه تهران در ادامه به میراث فلسفی ایران اشاره کرد و بیان داشت: فیلسوفانی همچون ابنسینا، خواجه نصیرالدین طوسی و صدرالمتألهین شیرازی افقهای تازهای در فهم حقیقت گشودند و ایران همواره یکی از مهمترین مراکز نظریهپردازی فلسفی و حکمی جهان اسلام بوده است. تقریباً هیچ جریان مهم فکری در جهان اسلام را نمیتوان یافت که از مسیر اندیشهورزی ایرانی عبور نکرده باشد و این ظرفیت، همچنان برای ایفای نقش در تمدن آینده حفظ شده است.
حجت الاسلام پارسانیا با اشاره به نقش امام خمینی(ره) در احیای این سنت فکری خاطر نشان کرد: اگر از تمدن نوین اسلامی سخن میگوییم، باید نسبت دانشگاه، علم و عقلانیت را با این مبانی روشن کنیم و مشخص سازیم که دانشگاه چگونه میتواند در این مسیر نقشآفرینی کند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، تأکید کرد: حضور در مرزهای دانش، شرط لازم پیشرفت است، اما کافی نیست و جمهوری اسلامی باید علاوه بر بهرهگیری از دانش روز، در بازسازی مبانی معرفتی علوم نیز پیشگام باشد. البته اگر هدف جمهوری اسلامی تنها جابهجایی قدرتهای سیاسی باشد، حرکت در مرزهای دانش کفایت میکند، اما اگر سخن از احیای یک تمدن نوین است، افقگشایی علمی اهمیت بیشتری پیدا میکند و باید نظریههای تازهای متناسب با جهانبینی اسلامی تولید شود. بنابراین، جامعه علمی کشور باید ضمن تسلط بر دانش روز، به بازخوانی و بازآفرینی علوم نیز بپردازد؛ زیرا بدون این اقدام، تمدن اسلامی نمیتواند در عرصه جهانی نقشآفرین باشد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه، با انتقاد از تحلیلهایی که انقلاب اسلامی را بر اساس مفهوم رهبری کاریزماتیک در جامعهشناسی غرب تفسیر میکنند، اظهار داشت: رابطه امام و امت، رابطهای صرفاً احساسی نیست، بلکه بر پایه عقلانیت دینی، محبت آگاهانه و ولایت شکل گرفته است و با الگوهای رایج غربی قابل تبیین نیست، حتی در دانشگاههای کشور نیز ظرفیتهای معرفتی سنت اسلامی برای تحلیل انقلاب کمتر مورد استفاده قرار گرفته و بیشتر از چارچوبهای نظری غرب بهره گرفته شده است؛ مسئلهای که باید اصلاح شود.
حجت الاسلام حمید پارسانیا در بخش پایانی سخنان خود در این نشست، دانشگاه تهران را قلب نظام علمی کشور خواند و تأکید کرد: این دانشگاه نباید تمام ظرفیت خود را صرف امور اجرایی و اداری کند، بلکه باید سهم مهمی از توان خود را به آیندهپژوهی، نظریهپردازی و طراحی افقهای علمی و تمدنی اختصاص دهد. متاسفانه به حکمت اسلامی در دانشگاهها کم توجهی شده، در حالی که امروز بخش قابل توجهی از فلسفه علم در دانشگاهها بر مبنای فلسفههای غربی تدریس میشود، در حالی که ظرفیت عظیم حکمت اسلامی برای تولید نظریههای نو کمتر مورد توجه قرار گرفته است از این رو، دستاوردهای امروز کشور صرفاً نتیجه مدیریت اجرایی نیست، بلکه محصول هدایتهای کلان رهبر انقلاب و حضور مجموعههای علمی، فرهنگی و اجرایی در مسیر این راهبردهاست. همچنین در برخی حوزهها که انتظار میرفت نهادهای علمی و فرهنگی مسئولیت خود را ایفا کنند، رهبر انقلاب شخصاً وارد میدان شدند و این خلأ را جبران کردند. بنابراین، تحقق اهداف تمدنی انقلاب اسلامی نیازمند آن است که دانشگاهها، مراکز علمی و نهادهای فرهنگی بیش از گذشته مسئولیت تاریخی خود را در تولید اندیشه، افقگشایی علمی و تبیین مبانی تمدن نوین اسلامی بر عهده گیرند.
انتهای پیام/